۲۸ میلیون کشته براثر تحریم توسط کشورهای غربی در 50 سال اخیر
«ارزشهای ما»: ۲۸ میلیون کشته
در سال ۲۰۲۰، گروهی از دانشگاهیان ابزاری پیشگام را معرفی کردند: پایگاه دادهای که استفاده از تحریمها را از دهه ۱۹۵۰ تا به امروز ثبت کرده است، یعنی همان سلاحی دیپلماتیکی که ظاهراً ملایمتر و انسانیتر از جنگ است. اغلب اوقات، کشورهای غربی آنها را اعمال میکنند و کشورهای جنوب جهان قربانی آن هستند. و در هفت مورد از هر ده مورد، غربیها در دستیابی به اهداف اعلام شده خود شکست خوردهاند (۱).
نویسنده Pierre RIMBERT برگردان شروين احمدی
با این حال، این شکل از مجازات هرگز به این گستردگی مورد استفاده قرار نگرفته است: کشورهای هدف گرفته شده در دهه ۱۹۶۰، ۵٪ و در طول دهه ۲۰۱۰، ۲۵٪ از اقتصاد جهانی را تشکیل میدادند. در حالی که نخبگان اغلب راههایی برای دور زدن تحریم پیدا میکنند، مردم عوارض آن را متحمل میشوند. اما تا چه حد؟ تابستان گذشته، سه محقق نتایج مطالعهای در مورد اثرات بهداشتی تحریمهای اعمال شده توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا بر ۱۵۲ کشور بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۲۱ منتشر کردند (۲). این یافتهها به طور ویژهای رضایت خودپسندانه رهبرانی را نشان میدهندکه کوبا، ایران، افغانستان، روسیه، کره شمالی و چندین کشور دیگر را مجازات میکنند: «ما تخمین زدیم که تحریمهای یکجانبه منجر به ۵۶۴,۲۵۸ مرگ در سال شده است.» این یعنی کمی بیش از ۲۸ میلیون مرگ در پنجاه سال…
دانشمندان معتقدند که میزان این قتل عام «قابل مقایسه با تعداد کل قربانیان درگیریهای مسلحانه» است. این تعداد قربانی با وخامت خدمات بهداشتی ناشی از کاهش منابع عمومی، تعلیق کمکها و کاهش دسترسی به منابع ضروری توضیح داده میشود. با احتساب همه تحریمها، تعداد مرگ و میر به ۷۷۶,۶۱۰ نفر در سال افزایش مییابد. این واقعیت که در طول پنج دهه مورد مطالعه «مرگ کودکان زیر ۵ سال ۵۱٪ از کل مرگ و میرها را تشکیل میدهد»، به نظر نمیرسد دولتهایی را مضطرب کرده باشد که همواره خود را نگران رعایت حقوق بشر نشان میدهند. در مجموع، افراد زیر ۱۵ سال و بالای ۶۰ سال ۸۰٪ از مرگ و میرها را تشکیل میدهند.
محققان مشاهده کردهاند که تحریمهای اقتصادی یکجانبه اعمالشده توسط ایالات متحده، مرگبارترین آنها هستند، در حالی که تحریمهای اعمالشده توسط سازمان ملل متحد منجر به افزایش قابل توجه مرگ و میر نمیشوند، احتمالاً به این دلیل که بهطور خاص برای جلوگیری از آن طراحی شدهاند. از سوی دیگر، تحریمهای غربی اغلب با هدف سرنگونی رژیم با تحریک قیام مردمی اعمال میشود و از تودههای به ستوه آمده استفاده ابزاری میشود.
نویسندگان مقاله خاطرنشان میکنند: «در یک رویکرد مبتنی بر حقوق، این واقعیت که تحریمها منجر به از دست رفتن جان انسانها میشوند، باید دلیل کافی برای حمایت از تعلیق اعمال آنها باشد.» آنها البته در حال رویاپردازی هستند. در ماه مه ۱۹۹۶، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد، هنگامی که در شبکه سیبیاس در مورد مرگ نیم میلیون کودک عراقی در نتیجه تحریمهای آمریکا مورد سوال قرار گرفت، پاسخ داد که «ارزشش را داشت». سی سال بعد، روزنامهنگاران و سیاستگذاران با سکوتی کرکننده از نتیجهگیریهای این سه محقق استقبال کردند. این سلاح کشتار جمعی که «مطابق با ارزشهای ما» است، آیندهای درخشان در پیش دارد. با کثافتکاری کمتر از یک مین ضد نفر، با ویرانی ظاهری کمتر از یک موشک کروز، و خشونتی کمتر از بریدن گلو توسط داعش، میتوان آنرا در رسانههای اجتماعی منتشر کرد.
با عراق شروع و با ترکیه تمام کنید؟
با عراق شروع کنید
در سپتامبر ۲۰۰۲، بنیامین نتانیاهو در برابر کمیتهای از مجلس نمایندگان در واشنگتن، ایالات متحده را تشویق کرد به عراق صدام حسین حمله کند: «اگر صدام را از بین ببرید، به شما تضمین میدهم که پیامدهای بسیار مثبتی در سراسر منطقه خواهد داشت. و فکر میکنم مردمی که درست در همسایگی ما، در ایران، زندگی میکنند، جوانان و بسیاری دیگر، خواهند گفت که دوران این رژیمها، این مستبدان، به پایان رسیده است.»
با ترکیه تمام کنید؟
در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶، در اورشلیم، پیش از کنفرانس روسای سازمانهای بزرگ یهودی (COP)، نفتالی بنت، نخست وزیر سابق، اعلام کرد: «یک تهدید جدید ترکیه در حال ظهور است. میخواهم خیلی واضح بگویم. ترکیه و قطر در سوریه نفوذ پیدا کردهاند. آنها به دنبال تحمیل خود در جاهای دیگر، در سراسر منطقه هستند. و از اینجا، من هشدار میدهم که ترکیه ایران جدید است. [رئیس جمهور رجب طیب] اردوغان حیلهگر و خطرناک است؛ او به دنبال محاصره اسرائیل است. و در حالی که برخی از مقامات عالی رتبه اسرائیلی طرفدار قطر بودند، قطر و ترکیه در حال پرورش هیولای رو به رشد اخوان المسلمین هستند که میتواند در نهایت به اندازه هیولای ایجاد شده توسط ایران خطرناک شود. ترکیه و قطر همچنین از طریق ارتباطات علنی و به شیوههای دیگر در غزه نفوذ پیدا میکنند. (…) ترکیه در تلاش است تا عربستان سعودی را علیه ما بشوراند و یک محور سنی متخاصم با پاکستان هستهای ایجاد کند.»
آمریکا هار استشکی نیست که چیزی گندیده در آمریکا وجود دارد. شاید روزی، همه حسن نیت ما، ترس از شما را درمان کند: ما امیدواریم که این اتفاق بیفتد زیرا ما شما را دوست داشتهایم. در انتظار چنین روزی، تعجب نکنید اگر ما در سراسر اروپا فریاد بزنیم: «مراقب باشید، آمریکا هار است! بیایید تمام پیوندهایی که ما را به او پیوند میدهد، قطع کنیم، وگرنه ما را نیز گاز میگیرد و هار خواهیم شد.»ژان پل سارتر، پس از اعدام روزنبرگها(روزنامه لیبراسیون، ۲۲ ژوئن ۱۹۵۳)
Pierre RIMBERT
پيير ريمبر ، جامعه شناس و مولف کتاب «ليبراسيون» ، از سارتر تا روتچيلد
در دوران تحریم، سایت روشنگری و بقیه سرنگونی طلبان اپوزیسیون با امپریالیستهای غربی همسوئی میکردند و نتایج اقتصادی آن را به سیاستهای رژیم نسبت میدادند، از جمله سیاستهای نئولیبرالی رژیم را. اما سیاستهای مرتجعین و سیاستهای نئولیبرالی دلیل تشدید و فاجعه وار شدن اقتصاد نیست زیرا ارتجاع در همه جا حاکم است سیاستهای نئولیبرالی مرسوم شده است و شدت فقر و درماندگی اقتصادی به حد کشورهای تحریم شده نیست. تحریمها علیه ایران برای تضعیف جامعه و تضعیف نظامی بود، مناسفانه، اپوزیسیون نادان ما تمرکزشان روی سرنگونی بود نه نقد سرمایه داری و امپریالیسم.