بازهم کشتار مردم غیر نظامی در هرات : تلاشی دیگر برای دامن زدن به تضادها و ایجادتفرقه در میان مردم
بازهم کشتار مردم غیر نظامی در هرات : تلاشی دیگر برای دامن زدن به تضادها و ایجاد تفرقه در میان مردم
فاجعه کشتار غیرنظامیان هفته پیش در ولسوالی انجیل در ولایت هرات بار دیگر نشان از آن دارد که امنیت جانی و زندگی مردم افغانستان همچنان در معرض تهدیدات بسیاری قرار دارد. این کشتار با توجه به ترکیب دینی و ملی مردم افغانستان و آنچه که ماهیت حاکمین افغانستان را تشکیل می دهد و فراتر از آن با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی افغانستان و پلان ها و دخالت های پیشینه دار امپریالیستی، نه یک حادثه جنایی بلکه هدفی سیاسی دارد.
روز جمعه 21 حمل تعدادی از تفنگ داران ناشناس سوار بر موتور سیکلت در یک محل تفریحی در نزدیکی یکی از زیارتگاه های شیعیان در ولسوالی انجیل در ولایت هرات ، برروی مردمی که در اطراف این زیارتگاه بودند آتش گشودند و در نتیجه حداقل 11 تن را کشتند و 11 تن دیگر را زخمی کردند. این کشتار بزدلانه در روز روشن که یک ملیت خاص و یا یک دین خاص را هدف خود قرار می دهد دارای اهداف سیاسی است که تضادهای عمیق اجتماعی ، سیاسی و طبقاتی را در خود فشرده دارد. این جنایت، نتیجه روندی است که در آن ناامنی، بیعدالتی و سرکوب طالبان بهصورت سیستماتیک بازتولید شدهاند.
اما بر خلاف انتظار جنایتکاران مقاومت مردمی بهگونهای خودجوش در مقابل این جنایت شکل گرفت. در مراسم خاکسپاری قربانیان این فاجعه هزاران نفر از مردم هرات شرکت کردند و در حالیکه پیکر این قربانیان را حمل می کردند به شعار دادن علیه عاملان این فاجعه پرداختند و بر ضرورت وحدت میان مردمی با ملیت و یا مذهب مختلف تاکید کردند. علاوه بر آن تعداد بسیاری از مردم از قشرهای ملی و مذهبی در هرات به محض شنیدن خبر برای اهدای داوطلبانه خون خود را به شفا خانه ها رساندند. همکاری گسترده میان اقوام مختلف—پشتون، تاجیک، ازبک و هزاره—نشان داد که در زیر لایههای سرکوب و تفرقه، یک پیوند عمیق انسانی و اجتماعی در طول تاریخ وجود داشته و همچنان وجود دارد.
از زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان بارها و بارها حملات مرگبار علیه ملیت هزاره که اکثریت آنها شیعه مذهب می باشند صورت گرفته است. و در اکثر این موارد داعش مسئولیت این حملات را به عهده گرفته است. یک نمونه مرگبار حمله داعش در منطقه دایکندی وغور در حدود یک ونیم سال پیش بود که حداقل 14 نفر از مردم ملیت هزاره کشته و 6 نفر دیگر زخمی شدند.
این حملات و جنایات علیه ملیت هزاره باعث ترس و نگرانی این مردم شده است. بسیاری از آنها بویژه ازرفت و آمد با موتورسیکل ویا سرویس در برخی جاده ها و یا دره ها ترس دارند که مورد حمله گروه های بنیادگرای افراطی ومسلح و یا باصطلاح « ناشناس» قرار گیرند.
این مسئله بخصوص در سایه سیاست های طالبان که از همان ابتدا با تبعیض علیه گروه های غیر پشتون و بخصوص علیه هزاره ها که پیرو مذهب شیعه می باشند نیز همراه بوده است . تبعیضی که حداقل به ایجاد فضایی برای تحریک علیه اقلیت های ملی و مذهبی پا داده است.
واقعیت این است که این حادثه را نمی توان جدا از تاریخ افغانستان در چند دهه گذشته به حساب آورد. تاریخی که نشان می دهد که دشمنان مردم افغانستان در جبهه های مختلف سنگر گرفته اند و علیرغم تضادی که با هم دارند اما در سرکوب و کشتار مردم و ایجاد هرج و مرج در دهه های گذشته نقش داشته اند.
یکی از دشمنان قدرت های امپریالیستی و قدرت های ارتجاعی منطقه ای است که با دخالت هایشان تلاش کرده اند که از هر تفاوتی و بویژه تضادهای عینی موجود در جامعه میان ملیت ها و مذاهب سوء استفاده کرده و برای خود نیروی نیابتی تشکیل دهند و یا این تضادهای عینی را به تفرقه و اختلاف تا حد نزاع های خونین میان مردم برسانند که تاریخ نمونه آنرا در هنگام خانه جنگی های بعد از خروج سوسیال امپریالیسم شوروی شاهد بوده است. دشمن دیگر مردم، حاکمیت مستقر بر جامعه یعنی طالبان است. که در کشت و کشتار مردم از تضاد میان پشتون و غیر پشتون و یا سنی و شیعه و بویژه تبعیض علیه مردم هزاره برای به قدرت رسیدن و یا تحکیم قدرت خود استفاده کرده است. اما از طرف دیگر نیروی ارتجاعی دیگر داعش است که هر چند که مسئولیت کشتار هرات را به عهده نگرفته است اما یکی از مشکوکین این جنایت است و مسئولیت بسیاری از کشتارهای فرقه ای قبل علیه شیعیان و هزاره ها را برعهده داشته است. استراتیژی جنگی داعش حتی بیش از بقیه نیروهای بنیاگرای اسلامی ایجاد هرج و مرج بوده است و همچننان همان راه را دنبال می کنند. بنابراین دشمنان مردم و کشور در بعد جهانی و منطقه ای و هم بنیادگرایان اسلامی اعم از طالبان و داعش منافعی را در ایجاد جنگ ها با دامن زدن به اختلاف و تضادهای عینی میان اقشار جامعه دارند.
به همین دلیل است که طالبان در مقابل این جنایات که بارها و بارها تکرار شده سکوت می کند و یا اقدام عملی برای جلوگیری از تکرار این فجایع به عمل نمی آورد و چه بسا که خود تحت عنوان افراد ناشناس در پشت برخی از این فجایع باشد. به همین دلیل است که می توان هریک از این فجایع که برای ایجاد تفرقه در میان مردم است را به یکی از دشمنان نسبت داد. قدرت های امپریالیستی و قدرت های ارتجاعی منطقه نیز بنابر منافع ارتجاعی اشان می توانند از طریق نیروهای نیابتی از جمله داعش به این اقدامات و فجایع مبادرت ورزند. علیرغم اینکه امپریالیسم آمریکا با نیروهای داعش در چندین مورد بویژه در عراق و در کردستان سوریه در جنگ بوده اند اما شواهد بسیاری در دست است که این نیرو با پشتیبانی و کمک و همکاری های امپریالیسم آمریکا و اسرائیل و متحدین منطقه ای اش برای خرابکاری و ایجاد هرج ومرج در سوریه علیه دولت بشاراسد تقویت شده و به یک هیولا مبدل شده است. اخیرا جو کنت رئیس سابق مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا که بخاطر اختلاف با ترامپ در میانه جنگ علیه ایران از موقعیتش استعفا داد در یک مصاحبه افشاگری مهمی را در این مورد انجام می دهد. او نکته کمک امریکا به شکل یابی و قدرت گیری داعش در سوریه را تایید می کند. او می گوید درواقع کمک به نیروهای سنی سوری هدف ایجاد تفرقه و هرج ومرج درسوریه بود. او ادامه می دهد که ” ارتش آزاد سوریه” که یکی از متحدین آمریکا و اسرائیل بود متشکل از چند نیروی ضعیف میانه رو هم بود اما درواقع عمده نیروهای آن القاعده بودند که در نهایت داعش از آن بیرون آمد.»
در چنین شرایطی است که برخورد مردم در هرات در مقابل چنین کشتاری که هدفش تفرقه در میان مردم و ایجاد هرج و مرج بود، واکنشی خودجوش و قابل قدر است اما این مقاومت، اگر در سطح واکنشهای مقطعی باقی بماند، در چرخه زمان فرسوده خواهد شد. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این همبستگی به یک روند پایدار و آگاهانه است. در فرآیند زمان یا این انرژی اجتماعی در مسیر سازمانیابی و مبارزه هدفمند تکامل مییابد، یا بهتدریج تحلیل رفته و جای خود را به یأس و انفعال میدهد.
سکوت و بیعملی حاکمیت طالبان نیز باید در همین چارچوب زمانی تحلیل شود. این سکوت، نه یک تأخیر تصادفی، بلکه بخشی از سازوکار بازتولید قدرت است.
این فاجعه همچنین بار دیگر نشان داد که خشونتهای هدفمند علیه گروههای خاص، بهویژه شیعیان هزاره، بخشی از یک الگوی ساختاری است. این الگو، با دامن زدن به تضادها و جلوگیری از شکلگیری یک اتحاد مردمی عمل میکند. اما پاسخ مردم هرات—در قالب همبستگی بدون در نظر گرفتن ملیت و مذهب —نشان داد که این پروژه میتواند با شکست مواجه شود.
در نهایت، آنچه تعیینکننده است، آگاهی و سازماندهی در میان مردم برای مقاومت در مقابل پلان های مرتجعین رنگارنگ است. اگر مقاومت مردمی بتواند در فرآیند خود به آگاهی عمیقتر و ساختارهای سازمانیافتهتر دست یابد، آنگاه این فجایع میتواند به نقطه آغاز یک تحول بدل شود، نه صرفاً یک خاطره تلخ دیگر.
راه پایاندادن به این چرخه خونین، نه در انتظارنشستن، بلکه در کنش آگاهانه، همکاری پایدار و مبارزه سازمانیافته نهفته است. تنها از این مسیر است که میتوان از دل رنج، نیرو و سازمانی که برای رهبری مبارزات جامعه در خدمت به منافع توده های مردم زحمتکش و ستمدیده است بنا نهاد و زمینه رابرای انقلابی که مردم را از شر مرتجعین نجات داده و بسوی جامعه ای خالی از ستم و استثمار رهنمون سازد آماده ساخت.
جمعی از کمونیست های انقلابی ـ افغانستان
30 حمل 1405
Jaka2020.com
Comments
بازهم کشتار مردم غیر نظامی در هرات : تلاشی دیگر برای دامن زدن به تضادها و ایجادتفرقه در میان مردم — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>