پارادوکسی به نام مذاکره با چاقو روی گلو.
ا .پوری
پارادوکسی به نام مذاکره با چاقو روی گلو
چندی پیش در برنامه تلویزیونی بایتنهوف هلند آقای نووت ویلینگ در باره کیفیت مذاکره با ترامپ مسائلی را بیان کرد که خبرنگار هلندی حیرت زده ماند و گفت من هرگز فکر نمی کردم از زبان کسی در موقعیت شما بشنوم که رئیس جمهور امریکا را در برنامه تلویزیونی تروریست بنامد!…
نوت ویلینک: رئیس سابق بانک مرکزی هلند به مدت 14 سال،
رئیس کمیته بازل در نظارت بانکی جهانی، عضو هیئت مدیره بانک چین،
استاد ممتاز و برجسته مسائل پولی در دانشگاه آزاد آمستردام،
در باره ترامپ می گوید:
“من از خیلی ها میشنوم که میگویند ترامپ فردی است که در مذاکره چاقویش را روی گردن کسی می گذارد، سپس مذاکره را شروع می کند اگر فردی چاقویش را روی حلقوم کسی بگذارد و در آن شرایط به مذاکره ادامه ادامه دهد آماده استفاده از حاقو هست. پرواضحاست که این وضعیت قربانی خواهد داشت طبق تعریف نرمال تروریست در آنصورت این فرد تروریست است… قابل ذکر استکه بیشتر تروریستهایی که عضو گروههای تروریست هستند این این کار کار را در مقیاس بسیار کوچکتر انجام می دهند اگر کسی چنین کاری را در شهرهایی مثل دنهاخ لاهه) یا آمستردام انجام دهد مجازات میشود. اما در مورد ترامپ نه!”
تحلیل نووت ویلینگ از “چاقوی باجگیری” ترامپ دقیقاً همان چیزی است که اکنون در حال وقوع است. تصویر فعلی ترکیبی متناقض از زور و دیپلماسی است:
- فشار حداکثری فیزیکی: آمریکا عملاً به تهدیدات خود جامه عمل پوشانده است. نیروی دریایی آمریکا روز یکشنبه به یک کشتی نفتکش با پرچم ایران در دریای عمان حمله و آن را توقیف کرده است. ایران این اقدام را “دزدی دریایی” و نقض آتشبس خوانده و وعده “پاسخ سریع” داده است. این اقدام، مصداق عینی همان چاقویی است که روی گلوی ایران گذاشته شده است.
- محاصره به جای آتش بس: ترامپ به صراحت اعلام کرده که محاصره دریایی ایران تا زمان حصول توافق “به قوت خود باقی خواهد ماند” . این یعنی “آتشبس” به معنای واقعی برقرار نیست، بلکه تنها بمباران متوقف شده، اما فشار اقتصادی و نظامی ادامه دارد.
- تئاتر رسانه ای: همزمان با توقیف کشتی، ترامپ در شبکه های اجتماعی و مصاحبه ها ادعای “پیشرفت بزرگ” در مذاکرات و احتمال امضای توافق “در یکی دو روز آینده” را مطرح میکند و حتی از آمادگی برای دیدار با ” رهبران ارشد ایران” میگوید. این دقیقاً همان “تئاتر آمریکایی” است که برخی خبرگزاری های ایران هم به آن اشاره کرده است.
هموطنان ارجمند، ما در آستانهی یک چرخش تاریخی ایستادهایم. آیا در میانهی این تئاترِ زور و تزویر، مذاکرهای شکل خواهد گرفت؟ یا این چاقو، خطِ پایانی بر دیپلماسی خواهد کشید؟ سناریوهای مختلف در شرایط حاضر کدامند؟
پاسخ به این سوالها، تنها در اتاقهای دربسته ژنرالها و رهبران سیاسی تعیین نمیشود؛ بلکه در ذهنها و تحلیلهای ما شکل میگیرد. در این لحظهی سرنوشتساز، سکوتِ ما، میدان را برای روایتِ متجاوزان امپریالیستی و مستبدان حاکم خالی میکند. بیتفاوتی، جادهصافکنِ فاجعه است. در دنیای امروز، کلمات بُرندهتر از هر چاقویی بر گلوی حقیقت هستند! اگر امروز ننویسیم و نقد نکنیم، فردا باید تماشاگرِ تقدیری باشیم که دیگران برایمان رقم زدهاند.
قلم بردارید؛ چرا که جنگهای امروز، پیش از میدان نظامی، در میدان روایتها و کلمات شکست میخورد!»
پیش از آنکه غرشِ گلولهها آغاز شود، این کلمات شما هستند که مرزهای صلح و جنگ را تعیین میکنند.
کسانیکه روایت را کنترل میکنند، مسیر جنگ و صلح را هم کنترل میکنند!
رسانه شمایید؛ بنویسید تا روایتِ حقیقت، پیروزِ این میدان باشد!»
با احترام،
ا.پوری(هلند) 21/04/2026
در ده ها کامنت، چه قبل از جنگ دوازده روزه و چه حالا گفته شده که اینها مذاکره نیستند. ترامپ نشست میخواهد. در این نشستها میگوید سرسپردگی را بپذیر و یا بمیر – آمریکا یک امپریالیست است و فعلا ترامپ را فرستاده جلو. رژیم هم باید تصمیم بگیرد که میخواهد سرسپردگی را بپذیرد و یا بجنگد. ما نمیتوانیم در این جنگ شرکت کنیم چون رژیم ما زنان و کارگران را سرکوب و استثمار کرده است. خودش باید برای استقلال سیاسی اش بجنگد و یا نوکر یک امپریالیست دیگر شود. زنان و کارگران میتوانند به هم نوع کمک کنند اما نمیتوانند در این جنگ شرکت کنند، اگر شرکت کنند، برای اربابانشان می جنگند و برده باقی خواهند ماند و بیشترین آسیبها را خواهنتد دید.
آنارشیست