نظرات در مورد مقالات دیگران 7
برای پرهیز از نوشتن نظرات نامرتبط پای مقالات، به پیشنهاد کابری گرامی و با تشکر از ایشان که نوشتند:
« خوب بود یک جایی داشتیم برای نوشتن نظر در مورد مقالات کمونیستی موجود در اینترنت تا مجبور نباشیم زیر مقالات در مورد مقالات دیگر نظر بنویسیم.
شاید داشتن یک صفحه جدا در روشنگری تحت عنوان “نظرات در مورد مقالات” کمک بود.»
بلاخره دو سئوال آخر و مهم؟
—
چرا همه سیاسیون مارکسیست و غیر مارکسیست از آنارشیسم نفرت دارند؟
به این دلیل ساده که آنارشیسم انها را ارباب حساب میکند و میخواهد قربانیان ارتجاع را از بردگی برای ارباب بیرون بیاورد.
—
آیا آنارشیسم کمونیستی ذهنیتی است با شیوه مبارزه مسالمت آمیز و مدنی؟
خیر.
مبارزه مسلحانه چریکی با مبارزه آنارشیستی در تضاد است زیرا مبارزه مسلحانه چریکی نیازمند سلسله مراتب نظامی ست و سلسله مراتب در تضاد با آنارشیسم قرار دارد. اما نفی مشی چریکی بمعنای هواداری از مبارزه مسالمت آمیز نیست. مسالمت آمیز بودن و یا نبودن مبارزه آنارشیستی از یک طرف بستگی به درجه موفقیت در بوجود آمدن ذهنیت آنارشیستی کمونیستی دارد، و از طرف دیگر به این بستگی دارد که در مقابل خشونت ارتجاع، درجه موفقیت بکار بردن خشونت چقدر است.
—
انارشیست
آیا آمریکا و اسرائیل با مذاکره وقت خریده اند تا تجدید قوا و اطلاعات جمع کنند و جنگ را ادامه دهند؟
ممکنه. آنها مثل صلح طلبها حرف نمی زنند، مثل جنگ طلبها حرف میزنند. اعمالشان هم مطابق رفتارشان بوده.
—
اگر رژیم و آمریکا بر سر غنی سازی به توافق برسند، جنگ تمام می شود و رژیم جان سالم بدر خواهد برد؟
نه الزاما. این بستگی به ارزیابی دو طرف از ضعف دو طرف دارد. فعلا که ارزیابی هر دو درست بوده و به هم ضربه زده اند، گرچه درجه ضربه خوردن رژیم بسیار بیشتر بوده است اما مطلق بودن فدرت طرف آمریکائی اسرائیلی را زیر سئوال برده.
—
چه چیزی ممکن است که جلوی بلند پروازی دولت جدید آمریکا را در فتح جهان بگیرد؟
شکست نظامی خوردن، چون شیوه عملکرد این امپریالیستها دیگر ایدئولوژیک (دموکراسی خواهی) نیست، نظامی است.
—
آیا چین با اقتصاد صادراتی اش میتواند در مقابل امپریالیستهای غربی مقاومت کند؟
قاعدتا نه. این بحث مفصل است. کلید درک این قضیه وجود سرمایه کذاری های خارحی مشترک بین دو کمپ است.
—
آیا چین و روسیه ترجیح میدهند که یک رژیم میانه رو در ایران بوجود بیاید و به اسرائیل کاری نداشته باشد؟
میتوان کفت آری.
—
آیا نظام چند قطبی بنفع زنان و کارگران و کمونیسم در جهان است؟
خیر.
قطبی بودن و یا قطبی نبودن ارتجاع هیچ تاثیری در انقلاب ندارد. انقلاب سیاست بازی نیست. انقلاب حرکت کاملا آگاهانه و مستقیم در نقد و نفی ارتجاع است نه اتکا به یکی در مقابل دیگری.
—
آیا نظریه جنوب جهانی انقلابی است؟
خیر. این نظریه ارتحاعی است.
دو کاربرد ارتجاعی از ماتریالیسم تاریخی وجود دارد که هر دو ارتجاعی است و هر دو در سایت روشنگری تبلیغ شده است. یکی این است که مبارزه ضد امپریالیستهای غربی انقلابی است چون ما را به کمونیسم نزدیک میکند و دیگری این است که پیروزی دموکراسی امپریالیسهای غربی چنین میکند. هر دو نظر، نظر بورژوا دولتی های مزتجع است.
—
آنارشیست
پاسخ به چند سئوال:
—
ایا رژیم کار زشتی کردهداست که اینترنت را قطع کرده است؟
خیر،
در چارجوب روابط ارتجاعی، کار درستی هم کرده است. تمام جاسوسی ها و ترور ها و انقلاب مخملی از طریق رد و بدل شدن اطلاعات اینترنتی انجام میشده. مثلا، در همین سایت روشنگری سالیان سال است تبلیغات سرنگونی انقلاب مخملی دموکراتیک می شده. الان، سایت ایران اینترنشنال دارد خودش را جر میدهد که چرا اینترنت قطع است چون با قطع اینترنت فلج شده است.
—
آیا رژیم آمریکا میتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد اگر رژیم ایران نخواهد؟
خیر.
از آنجا که تولید پهباد انتحاری بسیار ارزان قیمت است، یک گروه کوچک هم میتوانند با زدن آنها به کشتی ها در عمل کشتیرانی خلیج را پر هزینه کنند بطوریکه کسی از این آبراه برای تجارت استفاده نکند. حال آمریکا میخواهد میلیاردها دلار خرج از بین بردن این پشه های کشنده را کند؟ به صرفه نیست. بهترین کار این است که آمریکا و دشمنان رژیم با هم به یک توافق برسند که ترامپ آمریکا سخت به این توافق نیاز پیدا کرده است و وانمود میکند زژیم را دارد وادار به توافق میکند.
—
آیا گرفتن عوارض از تنگه هرمز توسط رژیم کاری ست تبهکارانه؟
خیر
در چارجوب ذهنیت ارتجاع خیر. در چارچوب ذهنیت ارتجاع، سوء استفاده از ضعف دیگران جایز و حتی صفت خوبی محسوب میشود. مثلا هیرارشی، مردسالاری و بقیه عینیات ارتجاع از طریق سوء استفاده بوجود آمده است. یا خودمونی تر، هر کاسبی یک سوء استفاده چی از ضعف مشتری ست.
—
برای تاکید:
–
آیا آمریکا و اسرائیل تاکنون شکست نظامی و سیاسی خورده اند؟
نه الزاما
مطمئنن، از آنجا که هدف آمریکا و اسراییل سرنگونی دو سه روزه رژیم بود، شکست خوردهاند. اما کل امپریالیستهای غربی توانسته اند رژیم و جامعه ایران را بشدت تضعیف کنند. این تضعیف امکان نواستعمار را در دراز مدت برای کل امپریالیستهای غربی چندین برابر کرده است – خدمات ترامپ و ناتانیاهو . برای همین، امپریالیستهای اروپایی که در مقام پائین نظام امپریالیستی غرب هستند در مجموع خوشنود هستند، گرچه موذیانه برعکس نشان میدهند.
شکست نظامی؟
خیر.
آنها در ارتفاعات بالای آسمان آزادی دارند،. آنها میتوانند سالها تجمعات و تاسیسات رژیم و صنایع ایران را بمباران کنند. تنها راه رژیم خریداری ضد هوائی بسیار پیشرفته است که شرط آن نوکری برای امپریالیستهای شرقی است.
—
احتمالا ادامه دارد
—
آنارشیست
درباره مذاکرات
آمریکا رژیم را تهدید میکند و میگویند مذاکره است، اما در حقیقت میگویند باید هر چه ما میگوئیم را انجام بدهی. قبلا گفته شد، اگر رژیم فکر میکند که میتواند جنگ را تحمل و طولانی کند، باید برود پای آن و اگر نمیتواند برود پای نوکری و بیخود به طبقه ما آسیب نرساند. اگر برود پای جنگ، این جنگ خودش است نه ما زیرا ما را سرکوب کرده و زنان و کارگران آگاه هم باید از جنگ این دو طرف ادمهای اقتدارگرا و جنایتکار کثیف فاصله بگیرند و آهسته و بدون وقفه کار آگاهگرانه ضد ارتجاع خود را ادامه بدهند.
کار ضد ارتجاع در دراز مدت علیه امپریالیستها، پیروز یا غیر پیروز، غربی و یا شرقی، هم خواهد بود. هیچ شورشی در شرایط فعلی صلاح نیست و به نتیجه نمی رسد و خودکشی است. بگذارید مرتجعین خودشان مسئله خودشان را حل کنند. انقلاب برای هر خریتی راه حل ندارد. بعضی وقتها باید فقط تماشا کرد و از جاهلان درگیر جنگ دوری کرد.
آنارشیست
سایت روشنگری مجمع داد و فغان طبقه متوسط
تماشا کردن تو سری خوردن طبقه متوسطی های دموکراسی خواه توسط دست راستی ها چندان غیر اخلاقی نیست، زیرا همین طبقه متوسط است که نظام مردسالاری کالایی (سینما و هالیوود، جایزه کن و غیره) و نظام بردگی مزدی را تماشا میکرد و کیف هم میکرد و میگفت به به دموکراسی. وقتی این قشر با ارتجاع دست راستی مخالفت میکند، مخالفت را میگذارد آخر هفته و یا در ساعات غیر اداری که از نوکر کلفتی اش چیزی کم نشود.
قشر دموکرات طبقه متوسط (اکثریت این قشر) دولتی میخواهد که حقوق بالای این طبقه را کم نکند، تفریحات آنها را بهم نزند و دنیای خیالی دموکراسی برای همه آنها را با واقعیات عینی و خشن استثمار نیروی کار پر نکند. دموکراسی خواهان در حقیقت هم بورژوا سکولارهای دموکرات بوده اند و هم طبقه متوسط آنها. اگر به زر زرهای ارتجاع سکولار دموکرات هم توجه کنیم، می بینیم گله میکنند که محافظه کارها و دست راستی ها میخواهند طبقه متوسط را کوچک کنند.
حالا از این جنگ هم کلافه هستند. در این جنگ شده اند ملی گرای دموکرات و استقلال طلب ضد امپریالیست. ضد امپریالیسم آنها هرگز ضد انقلاب دموکراتیک مخملی امپریالیستی نبود، فقط وقتی جناح دست راستی اعمال ضد امپریالیستی انجام میدهد، اینها رم میکنند. همین سایت روشنگری همیشه پر است از نویسندگان این طبقه. بگذار آه و ناله کنند، دلمان برایشان نمی سوزد، چشمشان کور، دندشون نرم.
آنارشیست
پس قضیه به این صورت است:
سلسله مراتب ارتجاع یک قشری دارد که میتوان گفت طبقه متوسط است، انگلس در دوران خودش به کارگران این قشر میگفت اریستوکراسی کار. بخشی از این قشر ارتجاع را نقد میکند چون ارتجاع مزاحم آن می شود نه چون زنان و کارگران جامعه را تحت سلطه دارد و استثمار میکند. تا وقتیکه این قشر علیه سلسله مراتب (هیرارشی) نیست، خودش در سلطه بر زنان و کارگران منافع دارد حتی اگر ادعا کند که کمونیست است. انگلس متوجه لیبرال بودن این قشر شده بود ولی فکرش را نمیکرد که هواداران مارکس نیز به آنها بپیوندند. اگر ذهنش آلوده اقتدارگرایانه نبود متوجه میشد. برای باز شدن راه انقلاب، قشر متوسط مارکسیست و لیبرال ارتجاع باید ایزوله شود. این قشر بسیار خطرناک است زیرا سواد دارد و چرب زبان است و ادا و اطوار انقلابی در می آورد. بوجود آوردن تشکلات شورائی-کلکتیو علیه ارتجاع در محل کار و زندگی، علیه این قشر هم هست چون این قشر ریاست طلب است و جائی در این نوع تشکل ندارد. این قشر اهل شورا و کلکتیو نیست، این قشر حزبگرا و دولت گراست چه بصورت لیبرال و چه بصورت رادیکال. این مطلب بسیار مهم است. زنان و کارگران نسبتا آگاه تحت تاثیر و سلطه ایدئولوگهای لیبرال و مارکسیست این قشر هستند. وقتی ارتجاع را توضیح میدهیم، به عبارت دیگر، در ارتجاع شناسی، نباید این قشر و نقش آنرا از قلم اندخت.
آنارشیست
دو مطلب،
1 – شاید بتوان گفت که هرچه رژیم بیشتر مذاکره میکند، آمریکا و اسرائیل بیشتر قانع میشوند که رژیم در حال از بین رفتن است و برای حمله بیشتر آماده می شوند.
2 – دیگر لازم نیست که تک تک مقاله های روشنگری را خواند و در مورد آنها کامنت نوشت. این جمله برای همه کافی ست:
تمام نویسندگان روشنگری از روشنفکران خادم اارتجاع طبقه متوسط (قشر مرفه طبقه کارگر و خرده بورژواها) هستند و کوشش شان این است که دولتی بوجود بیاورند که طبقه بالاتر با این طبقه مهربان تر باشد. این ماهیت طبقاتی سایت روشنگری هم هست در غیر اینصورت از مقالاتی پر میشد که برای آمادگی انقلابی زنان و کارگران نوشته شده است.
*
مطلب دوم بسیار بسیار مهم است. وقتی می بینیم که مقالات مستقیما در خدمت آگاه کردن زنان و کارگران جامعه نیست، بلکه برای درست کردن دولتی دموکراتیک و یا
دیکتاتوری پرولتاریا و یا حفظ وطن است، دقیقا با خزعبلات طبقه متوسط روبرو هستیم. آنها با کنترل شورائی و کلکتیو محل کار مخالفند و میخواهند در محل کار مدیر طبقه حاکم باشند.
*
آنارشیست
روند تکامل ارتجاع به صورتهای گوناگون ادامه دارد و تا وقتی که یک انقلاب جهانی علیه آن شکل نگیرد، مسیرش تغییر نمیکند. مسیر تکامل ارتجاع به سمت آرامش و رفاه و رشد عقلی سالم زنان و کارگران دنیا نیست، بلکه برعکس است. تنها مسیر تکامل انقلاب چنین جهتی خواهد داشت.
ارتجاع هست سلطه طلبی و استثمارگری و اشکال عینی اش و انقلاب هست از بین بردن ارتجاع.
آنارشیست
گرچه رژیم ایران ضربات سختی خورده اما هنوز استقلال سیاسی خود را از دست نداده. رژیم میداند که قبول شرایط آمریکا یعنی قبول وابستگی و امپریالیستهای غربی. از ترامپ تا اتحادیه اروپا میدانند که وابستگی یعنی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی. رژیم نمیتواند روی دموکراسی آمریکا حساب کند. دموکراسی آمریکا بر سر امپریالیست بودن با هم متحدند.
رژیم باید بین سه چیز یکی را انتخاب کند:
۱ – وابسته شدن به امپریالیستهای غربی که نوعی از سرنگونی است.
۲ – وابسته شدن به امپریالیستهای شرقی که معلوم نیست آنها بپذیرند. شاید اگر رژیم خودش را تغییر ساختار دهد، بپذیرند، اما این یعنی “سرنگون” کردن رژیم بدست خودش.
۳ – تضعیف شدن و در انتها نابود شدن.
نکته مهم:
رژیم نمیتواند خودش را به اپوزیسیون تحویل بدهد تا نجات پیدا کند. اپوزیسیون یا نوکر امپریالیستهای غربی است و یا نوکر امپریالیستهای شرقی.
آنارشیست
بنظر می آید که در مذاکره قبلی بحثهائی وجود داشته که علنی نکردند چون یکدفعه دوباره علاقه مند به مذاکره شده اند.
باقی مانده رژیم در اضطراب بسر می برد و ترامپ به نتایج پیش بینی شده نرسیده. ترامپ خود را خیلی با عرضه نشان داده اما دارد هر روز وضعیت خود را خراب میکند.
امپریالیستهای غربی میخواهند حزب الله را خلع سلاح کنند تا سلطه نوکرانشان تمام لبنان را در بر گیرد. بنظر می اید کار امپریالیستهای غربی بد پیش نمی رود. بلاخره در میان ارتجاعیون یکی برتری پیدا میکند. اما اعتبار امپریالیستهای غربی بشدت خراب شده و حتی اگر حزب الله شکست بخورد یکی دیگر جای آن خواهد آمد.
آنارشیست
حتی اگر همه پیش بینی ها درست باشد که اغلب بنظر درست می آید، معلوم نیست به وضعیت فعلی زنان و کارگران ایران و منطقه چه کمکی میکند. آنها تا به امروز هیچ نقشی در تعیین سرنوشت آینده خود نداشته اند ولی ارتجاعیون برای خود این آزادی را بوجود آورده اند و دارند برای آینده خود میجنگند.
آنارشیست
چرا ملی ضد انقلاب و ارتجاعی است؟
در پایین دسته بندی شده، توضیح بیشتر از یک زاویه دیگر.
ارتجاع سرمایه دار و غیره بکنار،
ملی از لحاظ مارکسیستی در کنه ش یعنی سرمایه داری.
از آنجا که سرمایه داری یعنی استثمار نیروی کار، سرمایه داری و ملی اش ارتجاعی است.
این به ما میگوید که چرا تز ماتریالیسم تاریخی مارکس در حقیقت ارتجاعی است چون مجبور است سرمایه داری را مثبت ارزیابی کند.
در عین حال، این به ما میگوید که چرا مارکسیسم چیزی جز نفاق در طبقه کارگر بوجود نیاورده و چطور کانون این نفاق در حقیقت ملی گرائی سرمایه داری ست. در کامنتی زیر مقاله آقای روزبه گفته شد که تز ماتریالیسم تاریخی مارکس مثل تز مهندسینی هست که میخواهند نیروگاه اتمی برق درست کنند اما اوضاع از دستشان خارج شده و یک محیط بزرگ آلوده و خطرناک بوجود آورده اند. ملی گرائی مارکسی (مثل اتحاد آلمان او) این محیط خطرناک بود و هنوز هم هست.
آنارشیست
کامنت مربوط به استعمار و انقلاب را حتما قبل از این کامنت بخوانید.
*
در ارتباط با خبر دیدار مقام چینی با امارات
*
چینی ها سیاست ضد استعماری ندارند چون خودشان از ملی به استعمارگر تبدیل شده اند.
روسیه نیز تقریبا به همین صورت است با این فرق که ملی نبود، استعمارگر بود و تضعیف شده و علیه استعمار غرب به استعمار چینی نزدیک شده است.
*
ارتجاع ملی یا باید استعمارگر شود و یا کمپرادور.
*
یک سئوال بسیار مهم این است که چرا همه مرتجعین جهان با هم علیه همه قربانیان ارتجاع در جهان متحد نمی شوند و دشمنی های خود را کنار نمی گذارند؟
*
دلیلش این است که نمیتوان جلوی انقلابی شدن طبقه قربانی را گرفت، ارتجاع (سلطه-استثمار) علیه ثبات است. برای همین است که میگوئیم ارتجاع فرهنگ خود زنی بشر است و نسبت به فرهنگ حیوانات نامعقول است.متاسفانه فرهنگ ارتجاع بر بشر غالب است. شکلگیری انقلاب که الزاما کاملا انقلابی نیست، بی ثباتی اجتماعی بوجود می آورد و ارتجاع یک محل و یا کشور را مجبور میکند که از حلقوم ارتجاعی دیگر درآورد تا شورشیان خود را راضی کند. رقابت مابین مرتجعین در حقیقت اکثرا ضد انقلاب است. در مواردی، استعمار از جاه طلبی و فدرت طلبی عنان گسیخته نیز هست که در ذهنیت ارتجاعی امری قابل فهم است.
*
بعلت فوق، طبقه قربانی تمایل به اتحاد جهانی علیه ارتجاع دارد و کارش به عقل جور در می آید اما طبقه متعرض تمایل به ملی شدن و استعمار و جنگ.این آخری در چارچوب دیدگاه ارتجاع به عقل جور در می آید اما در چهارچوب منافع کل بشر، کاملا نامعقول است و تمایل حیوانات در حفظ نوع خود معقول تر است.
*
آنارشیست
رابطه بین استعمار و مبارزه طبقاتی
—-
تحت سلطه- استثمار شونده را طبقه قربانی و سلطه گر- استثمار کننده را طبقه متعرض بنامیم. سلطه گر- استثمار کننده خارجی را استعمارگر و ارتجاع خودی همکار با استعمارگر را کمپرادور بنامیم. بعلاوه، مرتجعین ضد کمپرادور را هم ملی بنامیم.
*
وقتیکه استعمارگران به یک کشور حمله میکنند، هم به طبقه متعرض حمله میکنند و هم به طبقه قربانی. اگر طبقه قربانی انقلابی نباشد، به ابزار طبقه متعرض خودی علیه استعمارگر تبدیل می شود. اما اگر طبقه قربانی انقلابی باشد، طبقه مرتجع خودی را سرنگون میکند و با ارتجاع استعمارگر درگیر می شود. وقتی طبقه قربانی انقلابی نیست و ارتجاع خودی به ارتجاع استعمارگر می بازد، طبقه ارتجاع خودی اکثرا با طبقه استعمارگر بصورت یک طبقه متعرض علیه طبقه قربانی متحد می شود و یا قشری از طبقه ارتجاع خودی با طبقه استعمار کننده متحد می گردد. طبقه متحد شده خودی با استعمار کمپرادور است.
*
رژیم جمهوری اسلامی مرتجعینی هستند که هنوز کمپرادور نشده اند. در حقیقت مرتجعین خودی ی هستند که علیه کمپرادورها و اربابان استعمارگرشان بوده اند. این مسئله خیلی مهم است.
*
وضعیت مرتجعین خاورمیانه را با واژه های ذکر شده میتوان فهمید.
*
اسد و پادشاه اردن و حاکمین مصر و پاکستان و ترکیه و کشورهای خلیج کمپرادور هستند. سران ایران و فلسطینی های اسلامی تندرو و سکولارهای مقاوم ضد استعمارگران غربی، ملی هستند. دلیل اتحاد سرنگون کننده رژیم شاه دقیقا همین است. سرنگونی شاه جنگ بین مرتجع ملی با مرتجع کمپرادور و ارباب بود.
*
آنارشیسم خاورمیان که هست انقلاب در خاورمیانه بسیار ضعیف است و ملی نمیتواند باشد و اگر ملی باشد، از منطق آنارشیسم و اساسا انقلاب دور است.
*
هر بلائی که استعمارگران و کمپرادورها و ملیون بر سر هم می آورند، از طریق طبقه قربانیان انقلابی نشده است و اکثرا این طبقه است که بهای جنگ مرتجعین را می پردازد. برای همین، خیلی واضح است که برای قربانی نبودن و سوء استفاده نشدن، طبقه قربانی ارتجاع باید انقلاب کند و انقلابش باید حتما آنارشیستی انترناسیونالیستی باشد تا موفق شود.
*
پس،
در شرایط کنونی،ما طبقه قربانی، نباید در این جنگ شرکت کنیم و باید کماکان در جهت سازماندهی انترناسیونالیستی انقلاب خود حرکت کنیم.
*
آنارشیست
در ارتباط با حمله ترامپ به پاپ،
باورنکردنی است! خیلی جالب می شود که ببینیم در انتخابات میان دوره ای آمریکا، حزب جمهوری خواه اکثریت خود را حفظ کند! دموکراسی چه پدیدهائی آفریده!آنارشیست
سه سئوال و جواب برای باز کردن سه مطلب کلیدی برای انقلاب
*
چرا همه کسانیکه جامعه ای میخواهند که در آن استثمار وجود نداشته باشد، باید آنارشیست هم باشند؟
دلیلش این است که سلسله مراتب اخلاق خدمتگذاری بوجود می آورد و این به راس هرم امکان استثمار کردن میدهد.
.
چرا خواسته های مبارزاتی باید حداکثری باشد نه حداقلی؟
به دو دلیل بهم پیوسته.
اول اینکه باید تمام حقایق را گفت، اگر نگوئیم نمیتوانیم بگوییم که خواستار آگاهی هستیم .
دوم اینکه اگر تمام حقایق را مطرح نکنیم، ارتجاع از طریق آن قسمت مطرح نشده وارد کمپ ارتجاع می شود و کمپ انقلاب را یا منشعب میکند و یا کاملا فاسد.
*
چرا محل اصلی انقلاب، نقد و نفی ارتجاع، نه در خیابان، بلکه در محل کار و زندگی است؟
به این دلیل که ارتجاع جائی دیگر برای حفظ حیاتش ندارد. ارتجاع در خیابان استثمار نمیکند، در محل کار و زندگی استثمار میکند.
*
آنارشیست
پس،
*
اگر اخبار درست باشد و کلیات پشت صحنه با گزارش رسانه ای یکی باشد،
*
ارزیابی رژیم از توانائی خودش در این حد است که معتقد است در این جنگ پیروز می شود و احتیاجی به قطع کردن غنی سازی و دادن تعهد برای درست نکردن سلاح هسته ای ندارد. حتی اگر ارزیابی رژیم از خودش درست باشد، زنان و کارگران باید هزینه جنگی را بپردازند که در ان نقش و منافعی ندارند. تنها چیزی که در این شرایط میتوان گفت این است که چون انقلاب آنارشیستی کمونیستی ممکن نیست، بهتر است توده ها تا میتوانند از این جنگ فاصله بگیرند زیرا این جنگ، جنگ آنها نیست.
*
نویسنده این کامنت معتقد است که رژیم توانایی پیروزی در این جنگ را ندارد مگر اینکه از طریق امپریالیستهای شرقی حمایت شود که فعلا نشانه ای از ان وجود ندارد. *
چرا؟
*
جنگ ویتنام جنگ بسیار وحشتناکی بود که در ان چندین میلیون ویتنامی و دهها هزار آمریکایی کشته شدند. علت پیروزی ویتنام اراده اهالی ویتنام شمالی و کمکهای نظامی چین و شوروی سابق بود. رژیم ایران رژیمی نیست که تمام زنان و کارگران ایران آنرا حمایت کنند و چین و روسیه هم در وضعی نیستند که به ایران کمک مستقیم کنند. برای همین رژیم شکست خواهد خورد. نمونه طالبان و سوریه و ونزوئلا نشان میدهد که چین و روسیه عملگرا هستند و فکر میکنند که از بین رفتن جمهوری اسلامی چندان بضرر انها نیست و یا حتی ممکن است مفید هم باشد. آنها هم مثل رژیم ارزیابی شان از خودشان بسیار مثبت است!
*
زنان و کارگران ایران و منطقه هرگز نباید با متجاوزین همکاری و همسویی کنند ولی از آنجا که رژیم اقتدارگرا و انحصار طلب و استثمارگر زنان و کارگران ایران بوده است، با رژیم هم نباید همکاری کنند و یا به جنگ بپیوندند. ممکن است آمریکا جنگ نهایی خود را به آینده موکول کند، اما سعی میکند تا میتواند نگذارد رژیم خودش را جمع و جور نماید.
*
نباید شعار سرنگونی داد اما نقد و نفی ارتجاع در محل کار و زندگی چیزی نیست که باید قطع کرد، حتی موقت.
*
انقلاب آنارشیستی کمونیستی نقد و نفی ارتجاع در محل کار و زندگی است. هدف آن آدمکشی و ترور نیست بلکه پاک کردن ذهن قربانیان ارتجاع از افکار ارتجاعی و بوجود آوردن پیوند و وحدت برای بوجود آوردن تشکلات شورایی و کلکتیو بعنوان آلترناتیو شکل اجتماعی زندکی علیه شکل سلسله مراتبی و ضد بشری فعلی ست.
*
ارتجاع هست روابط سلسله مراتبی، مردسالانه، سرمایه دارانه، امپریالیستی، تعصب وار، تبهکارانه، و ترویج خرافات و افکار ضد علمی و نیمه علمی.
*
آنارشیست
درباره مذاکرات،
بر اساس خبرها نه دانش از دیپلماسی سری، میتوان گفت که نتیجه مذاکرات اصلا جای تعجب ندارد. رژیم و آمریکا وقت می خرند و چین خودش را بخاطر کاسبی اش خوب و محترم به قانون نشان میدهد. باید قاعدتا گفت که بزودی دوباره جنگ ادامه خواهد یافت مگر اینکه پشت صحنه قراری بوده که ما زنان و کارگران جامعه از آن بی خبریم.
آنارشیست
چون دیپلوماسی های جنگ سری است، مجبوریم مثل قبل بحث را باز کنیم نه اینکه منتظر بشویم ببینیم که جه میشود و در مورد چیزی که آشکار است ، مقاله بنویسیم!
*
گله رژیم در مذاکرات قبلی این بود که خواسته های آمریکا حداکثری است. قبول نکرد و بمباران شد، توجه شود که بمباران را آغاز نکرد..
الان مثلا خواسته های حداکثری گذاشته که آمریکا قبول نمیکند، اما نمیتواند آمریکا را بمباران کند، بلکه برعکس، آمریکاست که آنها را ترور و بمباران خواهد کرد و بقیه اقتصاد را با خاک یکسان خواهد شد. در هر دو حالت، رژیم بازنده است. رژیم وانمود میکند که پیروز است اما یا عقلش را از دست داده و یا میخواهد خواسته های آمریکا را بپذیرد. اگر اولی باشد، مذاکره بهم میخورد و جنگ ادامه پیدا میکند. بهتر است دومی باشد.
*
خواستهای ارتجاعیون را که میدانیم، در کنه آن سلطه بر زنان و کارگران ایران است، اینکه کی ارباب آتها باید باشد، مردسالاران و سرمایه داران و جانیان اسلامی یا غربی.
*
خواسته های فوری زنان و کارگران ایران و متطقه را میتوان بدینگونه فرمول بندی کرد:
– قطع جنگها در منطقه شامل کرانه باختری و غزه.
– دستگیری و محاکمه کسانیکه دستور داده اند جنگ شود.
– دستگیری و محاکمه کسانیکه به مناطق مسکونی حمله کرده اند.
– توقف خانه سازی اسرائیل در کرانه باختری و بیرون رفتن ارتش اسرائیل از آنجا.
– از بین رفتن محاصره غزه و بیرون رفتن ارتش اسرائیل از آنجا.
*
خواسته های فوری برای طرفین جنگ قابل قبول نیست.
این خواسته ها باید به آنها تحمیل شود. ابزار تحمیل:
اعتصاب چند ده میلیونی در محلهای شغلی و اعتراض در محلهای زندگی.
اعتراض کافی نیست. مبارزه باید ضربه اقتصادی به ارتجاع بزند.
بسته شدن تنگه هرمز نشان داده است که امپراتوری ها را میتوان با اعتصاب به زانو درآورد. درست؟
آنارشیست
در ارتباط با این مذاکره
—
چیزی غیر از این نمیتوان گفت مگر اینکه داده ای را جائی جا انداخته باشیم:
*
رژیم این مذاکره را پذیرفت زیرا ترامپ ایران را به حمله هسته ای تهدید کرد.
طبیعت این مذاکره متفاومت از قبلی ها نیست.
رژیم یا باید سرسپردگی را بپذیرد و یا جنگ را ادامه دهد – بنظر می آید که برای قبول شرایط ترامپ پای مذاکره رفته. نمیتوان چیزی دیگری را حدس زد.
بنظر می آید که چین و پاکستان و روسیه معتقدند که بهتر است رژیم سرسپردگی را بپذیرد. این دلیل دارد:
– روسیه الان چاپلوس آمریکاست تا جنگ اوکراین را تمام کند، موقعیت شرکت در درگیری دیگری را که حتما از جنوبش خواهد بود را ندارد.
– چین یک رژیم سرمایه داری داغ تر از سرمایه داری غرب است و ذهنش متوجه توسعه سرمایه داری خودش است و برای درگیری آماده نیست وگرنه تایوان را میگرفت.
– پاکستان نوکر آمریکاست.
رژیم کاملا از لحاظ نظامی و سیاسی محاصره شده است. هیچ حامی نظامی ندارد.
رژیم امکان برون رفت ندارد.
برای زنان و کارگران ایران بهتر است که رژیم سرسپردگی را بپذیرد تا جنگ پیش نیاید.
قبول سرسپردکی به معنی ترور نشدن گردانندگانش و سرنگون نشدنش نیست. مطمئنن رژیم پلیسی تر خواهد شد.
امپریالیستهای غربی آنقدر به قلمروی امپریالیستهای شرقی حمله میکنند تا مجبور شوند پیاده نظام بکار ببرند. آنوقت احتمالا دوباره میشوند هوادار دموکراسی.
کشورهای زیر ضرب امپریالیستهای غربی نمیتوانند دموکراتیک باشند چون سرمایه داری باید باشند و نمیتوانند جلوی نفوذ سرمایه مالی را بگیرند.
آنارشیست
آیا امپریالیستهای شرقی در حال پیروزی هستند؟
خیر،
گرچه وضع اقتصادی امپریالیستهای شرقی دارد بهتر می شود اما بعلت نداشتن اراده و ایدئولوژی مقاومت معینی، هنوز به درجه معینی نرسیده اند که بتوانند در مقابل امپریالیستهای غربی مقاومت کنند. بهترین نمونه همین جنگ با ایران بود که دیدیم هر دو نتوانستند کار معینی کنند و دستشان بسته بود.
امپریالیستهای غربی هنوز ابتکار ایدئولوژیک دارند و در تعرضاتشان موفق بوده اند. اینکه امپریالیستهای شرقی بخشا نئولیبرالیسم را پذیرفته اند به این معنی ست که امپریالیستهای غربی در سطح ایدئولوژیک هم موفق بوده اند. امپریالیستهای غربی در حال تعرض به امپریالیستهای شرقی هستند، اما امپریالیستهای شرقی دنبال آشتی!!! همین الان، روسیه بیشتر خواستار صلح است نه اوکراین و اربابان اروپایی اش. پیشروی روسیه در اوکراین بسیار کند است و هزینه زیادی دارد. این همان است که امپریالیستهای غربی میخواهند.
در مجموع، امپریالیستهای غربی نه تنها سلطه خود را حفظ کرده اند بلکه دارند قدمهای موثری برای جبران عقب افتادکی خود بر میدارند.
در ارتباط با مقاصد جنگ با رژیم ایران، این درست است که رژیم را سرنگون نکردند اما دست و بال رژیم را زده اند. حتی میتوان گفت در واقع هدفشان همین بوده است. رژیم مذهبی خرافی را بردارند و یک رژیم سکولار علمی جای آن بگذارند؟ فقط امپریالیستهای نادان چنین میکنند. رفتن ترامپ کارکرد اصلی امپریالیستهای غربی را تغییر نمیدهد و وجود او بعلت تضعیف رژیم ایران برایشان مفید بوده است. میتوان یک فاشیست گذاشت که کاری را که لیبرال نمیتواند انجام بدهد را انجام بدهد بعد فاشیست را برداشت. این موضوع هنوز موضوعی باز است. این یک تفسیر است.ا ینکه دو سه ماه مانده به پایان انتخابات ریاست حمهوری بایدن را از کاندیداها بردارند، بسیار مشکوک است. اینکه یک فردی که باید برود زندان را اجازه انتخاب شدن بدهند، مشکوک تر.
انارشیست
چه طرفی تا امروز در این جنگ شکست خورده اند؟
زنان و کارگران ایران و متطقه و رژیم ایران شکست خورده اند.
–
این بحث بعلت طبقاتی بودن جامعه، دو بخش دارد. ارزیابی وضعیت طبقات تحت سلطه و ارزیابی وضعیت طبقات صاحب سلطه.
–
زنان و کارگران ایران و منطقه شکست خورده اند زیرا نتوانستند جلوی جنگ و کشته شدن و زخمی شدن و از دست دادن محل زندگی افراد طبقات خود را بگیرند. آنها حتی به مرحله مخالفت با جنگ هم نرسیدند جز معدودی در اسرائیل. ارتجاعیون توانستند هر کاری که دلشان میخواهد را بکنند. آمریکا و اسرائیل بمب ریختند و رژیم موشک انداخت و هر کدام روایتهای احمقانه ملیگرایانه و ایدئولوژیک خود را تلقین توده ها کردند. انقلابیون و زنان و کارگران منطقه هیچ غلطی نتوانستند بکنند و صرفا تماشاچی بودند. زنان و کارگران ایران و منطقه اگر ارتجاع را نقد و نفی نکنند، برده و قربانی باقی خواهند ماند.
—-
در این جنگ ارتجاعیون، کدام طرف پیروز بوده است؟ امپریالیستهای غربی، مخصوصا آمریکا و اسرائیل.
*****
با در نظر گرفتن اینکه فعلا تنگه هرمز باز شده،
*****
سئوال این است که به رژیم جه رسیده؟
پاسخ هست هیچ ، هیچ جز مشتی شهید برایش و تخریب املاک سرمایه داران حاکم! پس بنظر می آید که رژیم هیچ دستاوردی نداشته است. دستاورد ایدئولوژیک رژیم بدردش نمیخورد. دستاورد امپریالیستهای متجاوز تضعیف توانایی های تولیدی رژیم بوده است. تحریمها قطع نشده و ادامه خواهد یافت. در عمل رژیم توانائی غنی سازی ندارد، اما آمریکا و اسرائیل سلاح هسته ای دارند. برخلاف نظرات رسانه های لیبرال، آمریکا و اسرائیل فعلا پیروز بوده اند. رژیم کاملا در موقعیت ضعف و زبونی قرار دارد و این رژیم بود که آتش بس را پذیرفت نه امپریالیستهای متجاوز چون تنگه هرمز را باز کرد و انداختن موشک به اسرائیل و مراکز نظامی آمریکا را قطع کرد. مبنا بودن طرح ده ماده ای برای مذاکرات یک قرون ارزش عملی ندارد، ارزش عملی باز شدن تنگه هرمز بود. آمریکا و اسرائیل نیازی به مذاکره ندارند.، رژیم نیاز دارد. آنها براحتی خرابی های خود را جبران میکنند و از رکود بیرون می آیند اما رژیم تحریم شده نه.
پس،
این رژیم است که فعلا شکست خورده است نه متجاوزین.
آنارشیست
دشمنی رژیم اسرائیل با رژیم ایران،
تا وقتیکه اسرائیل سیاست غصب زمینهای فلسطینی را دارد، صلح ی در خاورمیانه امکان پذیر نیست. برای قطع مخاصمات و آشتی میان مرتجعین در منطقه، باید اول این مسئله حل شود. اگر مرتجعین این مسئله را حل نکنند، واضح است که حل دشمنی ها و جنگ فقط از طریق انقلاب آنارشیستی کمونیستی ممکن است. از آنجا که این انقلاب فعلا مطرح نیست، آن نیروئی که بتواند جلوی غصب زمینهای فلسطینی را بگیرد، امکان صلح میان مرتجعین در منطقه را هم بوجود می آورد. راه دیگری وجود ندارد و پیمانهای صلح و آتش بس موقتی خواهد بود.
آنارشیست
مسئله دیگر، مسئله سلاح هسته است،
این خیلی احمقانه است که بیشتر از ۵۰ سال است که قرار است هیچ کشور عضو پیمان منع سلاح هسته ای (ان پی تی) سلاح هسته ای نداشته باشد، اما کشورهایی که سلاح هسته ای دارند هنوز آنها را از بین نبرده اند و هنوز سلاح هسته ای می سازند. مسخره تر و واقعا خنده آور تر اینکه آنها اصرار دارند که اعضای پیمان شدیدا بازرسی شوند!!! پس عضویت در ان پی تی در واقع فریب خوردن از امپریالیستهای غرب و شرق بوده است.
یکی از ابعاد مهم فعالیت انقلابی زنان و کارگران باید اصرار بر این باشد که سلاحهای کشتار جمعی در دست همه کشورها از بین برود و هر شخص حق داشته باشد که مطمئن شود کسی چنین سلاحهائی نمی سازد. در حال حاضر، زنان و کارگران دنیا مثل گوسفند می خورند و میخوابند و مرتجعین هر غلطی که میخواهند میکنند، آنها نمیدانند که قربانی سلاحهای هسته ای کشورهای امپریالیستی هستند.
کلا،
تا وقتیکه که زنان و کارگران رفتارشان مثل گوسفند است، لیاقت برده بودن دارند و تحت سلطه بودن و استثمار شدن آنها تضمین شده است.
آنارشیست
در ارتباط با این مقاله:
–
روایت نیویورک تایمز از چگونگی کشاندن آمریکا به جنگ با ایران؛ از ارائه نتانیاهو در اتاق وضعیت تا فرمان نهایی ترامپ برای آغاز «خشم حماسی»
*
این مقاله توضیح میدهد که چطور تصمیم گیری در مورد حمله آمریکا و اسرائیل به ایران از طریق درخواستهای اسرائیل و سپس تصمیم گیری جمع خاصی از افراد دولت ترامپ صورت گرفت. در میان این افراد، روبیو و ونس موافق طرح حمله نبودند چون معتقد بودند که رژیم ایران سرنگون نمی شود.
*
نباید گول این مقاله را خورد. گرچه تصمیم گیری توسط دولت اسرائیل و آمریکا بود اما خط کلی تسخیر قلمروهای امپریالیستهای شرق از این دو دولت نیست و مسئله ای ست مربوط به کل امپریالیستهای غربی که تصمیم گیری آن توسط لابی های متفکر استراتژی سوپر ثروتمند مرتجعین غربی صورت میگرد. این دو دولت ابزار آزمایشهای آنها هستند. مرتجعین پیشنهاد میدهند و یکی از این پیشنهادات پذیرفته می شود و بر اساس آن انتخابات صورت میگیرد تا طرح پیاده شود.
—
در ضمن مقاله دیدگاه آنارشیستی کامنتهای صفحات روشنگری را هم تائید میکند که جنگ برای سرنگونی بدون پیاده نظام و تبدیل مخالفین به شورش و بوجود آوردن دولتی سکولار بوده است و بدون پیاده نظام ممکن نیست و پیاده نظام جنگ را طولانی میکند. به این جملات در مقاله مراجعه کنید: “”نخستین بخش این طرح، حذف رأس نظام … روی کار آمدن یک رهبری سکولار در ایران.”
*
بهرحال طرح فعلا موفق نبوده و کوششهای فعلی فعلا برای مهار شکست طرح است.
*
این ادامه ارزیابی مقاله نیست:
در طرف دیگر جبهه،
رژیم جمهوری اسلامی هم شکست خورده است. آنها رژیم خود را نگه میدارند اما هیچ امنیتی نخواهند داشت. آمریکا و اسرائیل ایران را هر وقت که بخواهند بمباران میکنند و هر کس را که بخواهند ترور میکنند. آنها پاسخ موشک پرانی رژیم را هم با ده برابر قدرت تخریبی پاسخ خواهد داد. تنها راه رژیم سکولار و نیمه سکولار کردن رژیم و قبول مزاحم اسرائیل نشدن است که هر دو یک شکست تاریخی است. حتی اگر رژیم هسته اصلی را نگه دارد و ظاهر لیبرال داشته باشد، آن هسته در حقیقت آلت دست لیبرالها خواهد بود وآنها از این هسته برای بقای خود استفاده خواهند کرد نه برعکس.
*
آنارشیست
چرا “جنبش لغو کار مزدی” در ارتباط با جنگ ساکت است؟
نمیدانیم شاید علتهای خصوصی داشته باشد مثل بیماری و گرفتاری شغلی و غیره و یا گرفتاری های اجتماعی.
اگر علتهای خصوصی و گرفتاری های دیگر نداشته باشد به این علت است که پدیده هایی مثل مردسالاری و امپریالیسم و تعصبات را نمیتوان از طریق کار و سرمایه توضیح داد. عمر این پدیده ها از کار و سرمایه بیشتر است. برای همین است که مفهوم اقتدارکرائی-استثمارکری توضیح دهنده تر از کار و سرمایه است. بعلاوه، این مفهوم، در تضاد با دفاع مارکس و انگلس از آتوریتهگرایی (اقتدارگرایی) می باشد که باعث حزب گرائی و شکست تاریخی مارکسیسم شده است.
آنارشیست
نگاهی دیگر به جنگ برای فراموش نکردن علل آن و راه حل خلاص شدن از آن
########
در کلی ترین وجه قضیه، علت این جنگ رقابت اقتدارگرایان و استثمارگران حاکم بر جامعه نوع انسان است. جامعه نوع انسان تحت سلطه فرهنگ اقتدارگرایان و استثمارکران قرار دارد و جامعه سالمی نیست. اگر سالم بود، بیمارهای روانی برای مدیریت آن انتخاب نمیشدند – یکی از مضرات دموکراسی برای انقلاب.
*
در شکل مشخص تر آن، علت این جنگ مقاومت فلسطینی ها و اهالی منطقه است در مقابل استعمارگری غربی ها و اسرائیل آنها. این مقاومت بعلت در بر نگرفتن ضدیت با تمام جنبه های ارتجاع، از ابتدا مقاومتی ارتجاعی بود و ارتجاعیون متجاوز تا توانستند از این ارتجاع سوء استفاده کردند.
*
چه مقاومت سکولار و چه مقاومت اسلام تندرو در مقابل امپریالیستهای غربی شکست خورده است و در موضع دفاعی قرار دارند. امپریالیستهای شرقی در بعد علمی و اقتصادی-نظامی دارند به درجه امپریالیستهای غربی می رسند و این باعث شده که امپریالیستهای غربی وقت تلف نکرده تجاوزات خود را شروع کنند. انتخاب سران بیمار ابزار شروع این جنگ است. با تسخیر ایران، فکر میکنند که میتوانند جلوی رشد امپریالیستهای شرقی را بگیرند. آنها حتما بعد از تسخیر ایران سراغ بقیه موانعشان می روند.
*
ارتجاعی بودن رشد امپریالیستهای شرقی و مقاومت ارتجاعی سکولار و مذهبی در مقابل تجاوزات امپریالیستهای غربی، به نزاع فرمی بسیار جنایتکارانه و تروریستی داده است که فقط یک انقلاب جهانی میتواند جلوی آنرا بگیرد نه مقاومت نظامی امپریالیستهای شرقی. مقاومت نظامی امپریالیستهای شرقی درجه تروریسم و جنایت را بیشتر خواهد کرد که نمونه اش را در جنگ اوکراین می بینیم.
*
انقلابیون مجبورند کوتاه نیایند و این مستلزم سازماندهی مقاومت و بعد تعرض به تمامیت ارتجاع است. این بسیار مهم و کلیدی است که مقاومت و سازماندهی علیه ارتجاع علیه تمامیت ارتجاع باشد نه بخشی از آن زیرا اگر علیه بخشی از آن باشد، ازتجاع به کمپ انقلاب نفوذ میکند و رهبری آنرا میگیرد. ارتجاع صرفا در دولت و سازمانهای امنیتی نیست، ارتجاع در ذهن ما نیز هست.
*
تمامیت ارتجاع تمایل به اقتدارگرایی و استثمارگری و حفط و بوجود آوردن عینیات ارتجاع ست که هست هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافت و افکار ضد علمی و نیمه علمی. ارتجاع به بخشی کوچکی از نوع انسان اجازه میدهد که به قیمت بردگی بخش بزرگی از جامعه، رفاه و آسایش داشته باشند.
*
باید شر ارتجاع را از خود کم کرد. این راه نجات نوع ماست.
*
آنارشیست
واقعیت این است که جنگ بین فاشیستها (رژیم ایران و رژیم آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و آلمان و روسیه و غیره) با خود جنگ تمام میشود. کاری نمی شود کرد جز آمادگی برای انقلاب. یک طرف بر طرف دیگر پیروز می شود و یا هیچکدام به نتیجه نمی رسند و جنگ تمام می شود. این همیشه منطق قضیه بوده است. اینکه این طرف یا آن طرف جنگ را شروع کرده دلیل بر حقانیت هیچ طرف نیست چون همه این مرتجعین پلید هستند. لیاقت این رهبران این است که آنها را دستگیر کنیم و بیاندازیم زندان و در زندان هم باید کار کنند تا غذا بخورند.
آنارشیست
شابد بتوان گفت که ترامپ بیشتر یک قربانی است تا ظالم چون بنظر می آید که سلامت فکری ندارد. تعداد تناقض گوئی های او در حال افزایش است که نشانه فراموشی و تخیلات است. میتوان اینطور گفت که دارند از او سوء استفاده میکنند. این مطلب را باید مدتی مد نطر قرار داد.
آنارشیست
میتوان گفت که آتش بس شاید یکی دو ساعت بود که آنهم معلوم نیست. بهرحال جنگ ادامه خواهد داشت مگر اینکه واقعا ایران نوکری را پذیرفته باشد. اگر ایران نوکری را پذیرفته باشد به مذاکره میرود چون با رفتارها و گفتارهای مقامات آمریکائی و اسرائیلی نمیتوان چیزی فهمید جز اینکه ایران تقاضای بخشش و اطاعت کرده است.
آنارشیست
زنان و کارگران ایران و منطقه باید فرض کنند که بمباران و موشک باران می شوند و جنگ تمام نشده. فریب سیاستمداران را نخورند. امپریالیستهای غربی (آمریکا و اسرائیل فعلا) جنگ را شروع کرده اند و در گفته ها و رفتارهای آنها اثری از انصراف وجود ندارد. اگر رژیم همین الان جنگ را ادامه بدهد اصلا قابل سرزنش نیست.
آنارشیست
در ارتباط با مقالات گوناگون مربوط به آتش
*
از آنجا که دیپلماسی ها سری هستند، فعلا نمیدانیم چه خبر است، ولی حقایق اجتماعی بتدریج قابل فهم خواهد شد. اگر رفتارهای دو طرف را رصد کنیم، متوجه خواهیم شد. فعلا بنظر می آید که آتش بس برای تجدید قواست چون دو طرف آسیب دیده اند، مثل استراحتهای ورزش بکس.
اپوزیسسون ضد جنگ و میلیونها زن و کارگر جهان فعلا نتوانسته اند جنگ را متوقف کنند.
آسیبهای زیادی به زنان و کارکران ایرانی رسیده است. زنان و کارکران اسرائیلی هم حدود چهل روز در وحشت بودند و اسیب دیده اند گرچه بسیار کم تر. در مجموع، زنان و کارکران کشورهای خلیج امن و امان بوده اند.
جاسوس بودن سایت ایران اینترنشنال و ایران گلوبال هم اثبات شده است.
همه رسانه هایی که به رضا پهلوی ها اجازه بیان دادند نشان دادند که مزدور هستند.
اجازه دادن به ترویج افکار ارتجاعی به بهانه دموکراسی کاری ارتجاعی و ضد بشری است.
رسانه ها باید معیار انقلابی داشته باشند و اجازه ندهند که افکار ارتجاعی تبلیغ و ترویج شود.
متاسفانه افکار ارتجاعیون بر ذهن گردانندکان رسانه ها حاکم است و ارتجاع به مهندسی فکری زنان و کارگران ادامه میدهند.
تقریبا همه اپوزیسیون چپ و راست ارتجاعی و ضد انقلاب هستند.
آنارشیست
هنوز کسی انسجام دیدگاه آنارشیستی-کمونیستی را در ارتباط با مسائل سیاسی و جنگ و انقلاب نشان نداده است، از چنین کوششی استقبال میکنیم.
باید باشد:
هنوز کسی منسجم نبودن دیدگاه آنارشیستی-کمونیستی را در ارتباط با مسائل سیاسی و جنگ و انقلاب نشان نداده است، از چنین کوششی استقبال میکنیم.
آنارشیست
اشتباه نشود،
رد حمله به ایران و کلا رد جنگ ترکیبی علیه ایران در حقیقت نه دفاع از وطن بلکه دفاع از زنان و کارگران ایران و جهان است. این قضیه در کامنتهای متعددی در زیر توضیح داده شده است. هنوز کسی انسجام دیدگاه آنارشیستی-کمونیستی را در ارتباط با مسائل سیاسی و جنگ و انقلاب نشان نداده است، از چنین کوششی استقبال میکنیم. آنارشیست
قسمت دوم
*
ایران به عصر هجری بر نمی گردد، اینها تبلیغات جنگی مشتی فاسد و آدم کش است که جایشان زندان است نه مدال و پوشش رسانه ای.
*
از آنجا که فعلا ذهنیت آنارشیستی کمونیستی وجود ندارد، تخریب ایران از طریق سرمایه داری دوباره به آبادی تبدیل خواهد شد و روابط اقتدارگرایانه و استثمارگرایانه باقی می ماند تا فاجعه بعدی یا تا وقتیکه زنان و کارگران ایران آگاهی آنارشیستی کمونیستی پیدا کنند.
*
امپریالیستهای غربی با بمباران ایران بخشی از کار انقلابیون ایران را راحت کرده اند زیرا مجبور شده اند به پای خود تیر بزنند. ضدیت با فرهنگ ارتجاعی سرمایه داری و دموکراسی آدم کشی امپریالیستی غرب باید جا می افتاد، باید از شکل مذهبی اش به شکل علمی ارتقا پیدا میکرد. اعمال ارتجاع غربی و این جنگ داده های بوجود آورده که این کار را ساده میکند. رژیم این موقعیت را بوجود نیاورد، اما خود امپریالیستهای غربی با تحریم و ترور و بمباران، بوجود آوردند.
*
ارتجاع اینهاست:
هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و افکار ضد علمی و نیمه علمی.
*
انقلاب نفی ارتجاع است.
*
وجه فرهنگی تکامل انسان (فرهنگ با تعریف انسان شناسی نه هنر و ادبیات) تا به امروز بر اساس سلطه اقتدارگرایان و استثمارگران بوده است، تکامل اقتدارگرایی. ،برای همین است که چیزی نبوده جز نفاق و قتل و ترور و استثمار و فقر. تکامل انقلابی نفی ارتجاع برای وحدت انسان و شرکت همه افراد نوع ما در تعیین سرنوشت زندگی اجتماعی شان است. زندگی را باید تا دیر نشده و زندگی بشر را نابود نکرده، از دست اقتدارگرایان و استثمارگران بیمار و نامعقول درآورد.
*
پایان
آنارشیست
بسیار زشت اما امیدواریم مفید
——————————————
قسمت اول
*
این جنگ ادامه دارد و آمار تلفات آن درست بنظر نمی آید. ارتجاع سنتی ایران و دموکراسی استعماری غرب و نوکر و کلفتانش دوباره فاجعه ببار آورده اند. اما آیا روند بکل متفی است؟ خیر
*
اپوزیسیون ایران حرف حساب حالی اش نمی شد که دموکراسی خواهی انقلاب مخملی غربی های برای سلطه بر ایران است. حالا باید قاعدتا از طریق بمبهای تمدن دموکراتیک امپریالیستی شده غرب حالی اش شده باشد و دیگر هی نگوید دموکراسی دموکراسی.
*
رژیم هم حرف حساب حالی اش نمیشد که کشتن و سرکوب و تبلیغ و ترویج خرافات و استثمار بردگی مزدی و دزدیدن درآمدهای نفتی و محکوم نکردن اعمال جنایتکارانه علیه دشمن ش ، خودش را تضعیف می کند و راه را برای نفوذ و سلطه امپریالیستها باز میکند و یا لااقل تا امروز، تمام ایران را به تروریسم و خرابکاری توسط آنها واگذار میکند. رژیم و طبقه حاکم مذهبی اش، مستقل ترین اما بی لیاقت ترین ارتجاع تاکنونی ایران بوده است.
*
راه حل آزادی زنان و کارگران ایران نه بلشویسم آدم کش استالینی و ترتسکسیستی است، نه سوسیال دموکراسی سازشکار، نه دموکراسی تروریستی و خرابکار غربی که چندین قرن است که جهان را مستعمره میکند و نه مذهب. راه حل برای رهائی، اقتباس دیدگاه آنارشیسم کمونیستی به زندگی ست. در این دیدگاه ارتجاع نقد و از طریق روابط شورائی و کلکتیو در محل کار و زندگی نفی میگردد. هر راه دیگری راه رقابت و نفاق در میان ما قربانیان ارتجاع است.
*
پایان قسمت اول
آنارشیست
امروز 17 فروردین 1405، 37 روز است که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کرده اند که اساسا حمله هوائی بوده است.
این جنگ، جنگ رو کم کنی و سرنگونی است. ریاست جمهوری ترامپ و نخست وزیری اسرائیل و حاکمیت اصل رژیم، به این جنگ بستگی پیدا کرده است. هر دوطرف 47 سال است که منتظر این جنگ بوده اند. فعلا زنان و کارگران ایران و منطقه و جهان نمیتوانند با اعتصاب و شورش انقلابی این جنگ را تمام کنند. اگر همین روند ادامه پیدا کند و کشورهای دیگر دخالت نظامی نکنند، بلاخره یکی از دو طرف فرسوده و راضی به آتش بس می شود، امکان صلح فعلا قابل تصور نیست.
رژیم کلا زیرزمینی و نظامی شده است که تعجبی ندارد.
بمبارانهای تاسیسات انرژی و پلها هیچ کمکی به آمریکا و اسرائیل نمیکند. خط قرمز رژیم زدن خامنه ای بود. رژیم دیگر از لحاظ سیاسی راه دیگری ندارد و بنظر راضی هم هست چون تا توانسته در اسرائیل و کشورهای نوکر امپریالیستهای غربی در خلیج، خرابی ببار آورده.
امپریالیستهای اروپائی با آمریکا و اسرائیل همکاری مستقیم نمیکنند چون درگیر جنگ اوکراین هستند، اما هم منافع هستند و بعلت قلدری های آمریکا محتاط هستند.
چین و روسیه هم به احتمال زیاد در پشت صحنه به رژیم کمک میکنند. افتادن ایران بدست امپریالیستهای غربی برای آنها شکست در یک جبهه بسیار مهم است.
99 درصد اپوزیسون ایران کماکان همسوئی و همدستی با امپریالیستهای غربی میکند.
رژیم در مقابل فرهنگ غرب (امپریالیستهای غربی و شرقی) مقاومت میکند ولی به شرق تمایل پیدا کرده چون تهدیدات غرب دیگر حرف نیست، بمباران است.
انقلاب که با ذهنیت آنارشیستی کمونیستی ممکن است (فرهنگ جدیدی برای انسان)، فعلا ممکن نیست، اما داده های زیادی برای نشان دادن حقانیت خود بدست آورده است.
آنارشیست
جنگ زشت و ضد بشری است اما فعلا که راه افتاده نتیجه مثبت ش این است که دیگر نمیتوان در ایران هواداری از فرهنگ غرب کرد. حتی اگر رژیم سرنگون شود، خارجه نشینها هم برای همیشه ایرانشان را بعلت همدستی با امپریالیستهای غربی از دست داده اند. با این جنگ، ایران دیگر ایران سابق نیست. با رژیم و بدون رژیم، غرب در ایران جائی نخواهد داشت. آنها با مشروطه آمدند با این جنگ رفتند. اگر این برش به برش از امپریالیستهای شرقی و ارتجاع خودی منجر شود، ایران می شود کانون انقلاب در جهان. یک سوم کار بدون هیچ زحمتی انجام شده است.
آنارشیست
درباره تبلیغات جنگی دو طرف جنگ
*
تمام تبلیغات جنگی دو طرف و ادعای پیروزی و شکست همگی غیر قابل اعتماد است و کلی دروغگوئی در آنها وجود دارد. برای درک حقایق آنچه که در جنگ میگذرد به تغییر روند در دراز مدت مراجعه کنید نه تغییرات لحظه ای.
*
در اینکه این جنگ برای حفظ سلطه بر زنان و کارگران ایران و ندادن این سلطه به متجاوزین امپریالیست است، جای شکی وجود ندارد. وقتی میگویند جنگ برای نفت و غیره است، از آنجا که نفت و غیره باید از طریق نیروی کار استخراج شود، در حقیقت سلطه بر زنان و کارگران است چون نفت و غیره بدون بردگی به مواد قابل استفاده تبدیل نمی شود. مرتجعین فقط معادن را نمی خواهند، شرایطی را میخواهند که استخراج آن معادن را سودآور میکند که بردگی زنان و کارگران اصل آن است.
*
بحث فوق در عین حال شیادی لیبرالها و دموکراتها و حتی مارکسیستهای دولتگر را هم نشان میدهد. لیبرالها و دموکراتها زنان و کارگران خود را برای استثمارکردن میخواهند. مارکسیستهای دولتگر میخواهند سرمایه داری دولتی درست کنند تا دولت خود را ارباب زنان و کارگران کنند. برای همین، لیبرالها و دموکراتها و مارکسیستهای دولتگرا همیشه وطن پرست هستند، یعنی اینکه حوزه جفرافیائی ی معینی را میخواهند که در آن ارباب زنان و کارگران باشند.
*
آنارشیست
دموکراسی خواهی بعضی از آنارشیستها تف سربالا انداختن است. از آنجا که دموکراسی نوعی از دولت است، چه دموکراسی پارلمانی و چه دموکراسی مستقیم، دولتگرائی است. ایراد دولتگرائی در این است که زنان و کارگران ارباب خود در محل کار و زندگی نمی شوند و مدیریت خود را به آتوریته ای میدهند که در محل کارشان نیست و برای آنها تصمیم گیری میکند. انسانها از طریق فعالیت اقتصادی بقا و رفاه پیدا میکنند. زنان و کارگران نمیتوانند این اختیار را به طبقه ای غیر از طبقه خودشان بدهند. شرط ازادی زنان و کارگران این است که مالکیت بر وسایل تولید جمعی شود و زنان و کارگران در محل کار و زندگی ارباب خودشان باشند. راه آزادی زنان و کارگران از طریق نقد و نفی ارتجاع در محل کار و زندگی هموار می شود نه از طریق سیاست که آنها را از مسائل محل کار و زندگی دور میکند و ذهنشان را مشغول مسائل اربابانشان میکند.
آنارشیست
گله و شکایت شیادانه ارتجاع سکولار و لامذهب از ارتجاع مذهبی
———————-
توضیح این گله و شکایت خیلی طولانی می شود. در ایتجا این بحث را کوتاه میکنیم.
——————
– این گله و شکایت شیادی دموکراسی خواهان است. جنگ فعلی که پشت صحنه ایدئولوژیک آن جنگ مذهبی هم هست ، محصول جنونی ست که سرمایه داران مذهبی پیدا کرده اند. در چارچوب حاکمیت ارتجاع مدرن دو تضاد قابل تشخیص است:
۱ – تضاد ارتجاع مذهبی با گرایش شدید سرمایه داری به رشد علوم که هست تضاد بین خرافات و علم. این موجب جنون ارتجاع مذهبی شده است. موفقیت مذهب در از بین بردن دولت مارکسیستی افغانستان، رژیم شاه و بلوک شرق مارکسیستی و مقاومت علیه استعمار صهیونیستی، زمینه های تاریخی ایدئولوژیک جنگ فعلی با ایران را بوجود آورد.
۲ – سکولار – دموکراسی با خود در تناقض است. این شیوه حاکمیت با باز گذاشتن راه انباشت سرمایه و ثروت، راه رشد ارتجاع مذهبی انحصار طلب را باز نگه میدارد. ارتجاع مذهبی انحصار طلب، از ثروتش استفاده میکند تا دیکتاتوری خود را بوجود آورد.
پس،
نقد آنارشیستی کمونیستی از ارتجاع باید شامل نقد دموکراسی و آزادی مذاهب (نوعی از خرافات) و سرمایه داری هم باشد.
–
آنارشیست
درباره پیشنهاد ظریف به طرفین درگیر
– پپشنهاد:
– جنگ قطع شود، صلح اعلام شود نه صرفا آتش بس.
– تحریمها قطع شود.
– تنگه هرمز باز شود.
– ایران محدودیتهایی در غنی سازی اعمال خواهد کرد.
– بین ایران و آمریکا همکاری های اقتصادی بوجود بیاید.
—
این چیز جدیدی نیست. این پیشنهاد تکرار کنه برجام است و بر اساس این فرض ارائه شده که دو طرف شکست خود را پذیرفته اند و برای بقای سیاسی شان بهتر است پای صلح بیایند. فعلا بنظر می آید که دو طرف احساس نمیکنند شکست خورده اند، اما بهرحال گزینه ای برای خروج از جنگ است وقتیکه هر دو احساس کنند به جائی نرسیده اند..
نظر نویسنده این کامنت:
۱ – از آنجا که این طرح جنگ را تمام میکند، برای زنان و کارگران ایران مفید است و مهم نیست که بخشی از سرمایه داران از آن سود می برند زیرا در شرایط فقدان ذهنیت آنارشیستی کمونیستی در زنان و کارگران ایران و جهان، سرمایه داران بهرحال سود می برند و جناح آنها مهم نیست. مهم فعلا پایان جنگ است.
۲ – لیاقت مخالفان این طرح همان بمبها و موشکهایی است که بر سرشان فرود می آید زیرا جان زنان و کارگران را بخطر انداخته اند و دارند قربانی میگیرند.
آنارشیست
مجددا در وضعیتی قرار گرفته ایم که همه مقالات تکرار مکررات شده است. هیچ گفت و شنودی وجود ندارد. همه حرف خود را تکرار میکنند و برای همین منتظر هستند که مرتجعین پرقدرت تر تعیین کنند که اوضاع آتی چگونه باشد. تکرار و عدم وجود دیالوگ یعنی ادامه روند ارتجاعی موجود. کسانیکه اهل دیالوگ نیستند، منتظرند که سلطه پیدا کنند، برای همین لیاقشان اسارت است.
آنارشیست
آزادی فقط وقتی معنی دارد که صرفا آزادی از رژیم جمهوری اسلامی نباشد بلکه آزادی همه زنان و کارگران جهان باشد. “پرولتاریای جهان متحد شوید” مارکس توسط دولتگرائی خود او و توسط مارکسیسم به ایدئولوژی های وطن پرستی و روابط کمونیستی اش به سرمایه داری دولتی تبدیل شده.
آنارشیست
قسمت دوم
—
خیلی واضح است که فعلا اپوزیسیون ایران در دست سلطنت طلب و مجاهدین و بورژواهای دموکرات عمیقا پرو غرب است و مارکسیستها و کمونیستها در اپوزیسیون هیچ کاره هستند. این واقعیت میدان است. پس، سرنگونی رژیم در حال حاضر هیچ چیز نیست جز بقدرت رسیدن این بخش از ارتجاع. این بخش ار ارتجاع هم یک دیکتاتوری دیگر در ایران حاکم میکند که ویژگی اش نوکری برای امپریالیستهای غربی است. پس، سرنگونی طلبی در شرایط امروز یعنی همسوئی و همکاری با امپریالیستهای غربی، یعنی کاملا برعکس ادعای آخر مقاله نویسنده.
–
رویکرد درست در شرایط فعلی این است که تمرکز بروی قطع جنگ باید باشد نه سرنگونی رژیم. در اروپا و آمریکا هم فعالیتهای ضد جنگ نه سرنگونی رژیم ایران را میخواهند و نه سرنگونی دولتهای خودشان را. ولی کار نقد و نفی روابط ارتجاعی جامعه نباید قطع گردد. دولتها باید همیشه در ارتباط با روابط ارتجاعی نقد شوند نه مستقل از آن.
–
اگر جنگ قطع شود، تمرکز باید بروی چه چیزی باشد؟
با قطع شدن جنگ نیز تمرکز نباید بروی سرنگونی رژیم باشد، بلکه تمرکز باید بروی مبارزه با ارتجاع در روابط جامعه باشد تا ذهن زنان و کارگران علیه ارتجاع پرورش پیدا کند. نویسنده مقاله، با هیچ و پوچ، پشت میز ریاست، دستور حمله برای سرنگونی میدهد! در ارتباط با سرنگونی، بعد از اینکه ذهنیت و تشکلات ضد ارتجاع شکل گرفت، نه ژنرالهای پشت میز نشین، بلکه زنان و کارگران خواهند بود که تصمیم خواهند گرفت کی و چگونه رژیم را باید سرنگون کرد.
–
پایان
آنارشیست
درباره این مقاله:
جنگ امریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی چطور آغاز شد و وپایانش چگونه است – امین بیات
—
قسمت اول
—
در این مقاله نویسنده میگوید که مارکسیست مستقل است. میگوید که رژیم ایران سرمایه داری و ارتجاعی است و امپریالیستهای شرق و غرب هم از ان سوء استفاده میکنند. این رژیم آمریکا و اسرائیل را تهدید کرده و حالا آنها میخواهند از شر رژیم خلاص شوند و جنگ راه انداخته اند. مقاله میگوید که باید رژیم را سرنگون کرد تا جنگ قطع شود و “ایران” نجات پیدا کند ولی باید بعد از سرنگونی با سرمایه داری جهانی مبارزه کرد. در انتهای مقاله میگوید که:
“هر فرد یا نیروئیکه مخالف جنگ است که موضعی درست است ، اما اگر خط کشی قاطع علیه تمامیت جمهوری اسلامی و خواهان سرنگونی آن نباشد در کنار و در زمین جمهوری اسلامی بازی میکند و این نوع افراد یا احزاب عناصری دو رو و غیر قابل اطمینان می باشند.”
—
همانطور که قبلا بارها ذکر شده است، نقد جمهوری اسلامی و نقد سرمایه داری و امپریالیسم مشکل نیست، مسئله اما نفی عملی آنهاست که یعنی نوع نظمی که بعد از سرنگونی قرار است بوجود بیاید.
–
این مقاله میگوید رژیم را باید سرنگون کرد اما قادر نیست که توضیح دهد چه نظمی باید بعد از آن بوجود باید. ازینرو، نظر این مقاله را باید شیادی ارزیابی کرد.
چرا شیادی؟
–
پایان قسمت اول
آنارشیست
قلدری دولت آمریکا برای دولت ایران معادل قلدری بورژوا مذهبی های حاکم ایران است برای زنان و کارگران ایران. دولت آمریکا و اسرائیل با آگاهی از و اتکا به این حقیقت به ایران حمله کردند.
جنایتکاری های دولت آمریکا در ایران معادل جنایتکاری های رژیم است علیه مخالفانش. اعدامهای سالهای ۶۰ را فراموش نمی کنیم.
هم دولت آمریکا از استثمارگران سرمایه دار محافظت میکند و هم دولت جمهوری اسلامی.
زنان و کارگران ایران و آمریکا با هم وجه مشترک دارند که در تحت سلطه بودن و استثمار شونده بودن شان است. متاسفانه فهماندن این حقیقت به همه آنها ممکن نبوده است.
ماهیت این جنگ، ادامه رقابت استثمارگران با هم است که به اینجا کشیده شده است که آمریکا و اسرائیل میخواهند برده های زن و کارگر رژیم را از دست رژیم درآورند و خودشان ارباب آنها بشوند.
ارباب شدن آمریکا و امپریالیستهای غربی ممکن است، توجه شود، ممکن است، وضع زنان و کارگران ایران را کمی بهتر کند، اما آنقدر بهتر نمی کند که از چیزی بیشتر از مزد کار ارزان باشد.
حاکمیت اربابان آمریکایی طبقه متوسط را چاق و چله میکند که ضربه گیری به نفع طبقه حاکم باشد. رژیم هم همین کار را میکرد. نقش طبقه متوسط (اقشار کارگر با درامد بالا و قشر خرده بورژوای بورژواها)، دقیقا همین ضربه گیری است. از طبقه متوسط، قشر مخالف حاکمیت هم بوجود می آید اما اکثر آنها دولتکرا هستند چه بصورت چپ و یا بصورت راست.
آنارشیست
تا وقتیکه کمونیستهای دنیا و کمونیستهای ایران بلشویسم را جنایتکاری و سوسیال دموکراسی را همکاری با امپریالیستها نبینند، کمونیسم دروغین ترویج و تبلیغ می شود. آنارشیستها زیادی در مقابل بلشویکها کوتاه آمده اند. آنها باید بلشویسم و سوسیال دموکراسی را جدی تر بگیرند و به آنها اصلا نزدیک نشوند. بلشویکها و سوسیال دموکراتها جنایات را توجبه تئوریک میکنند (از طریق ماتریالیسم تاریخی و تز دیکتاتوری پرولتاریا) همانطور که مذهبی ها میکنند.در افکار مارکس عقاید انقلابی و ارتجاعی وجود دارد اما مارکس+ئیسم ضد علم و بخشی از ارتجاعست.
آنارشیست
چند نکته:
*
1 – امپریالیستهای غربی فعلا دو شقه شده اند، یکی آمریکا و اسرائیل و کشورهای نوکر خلیج و دیگری بخشی از اروپائیان این امپریالیسم. بخش اروپائیان هم خواستار سرنگونی رژیم هستند اما با روش آمریکا موافقت ندارند و کلا حکومت فعلی آمریکا را قابل اعتماد نمی دانند.
*
2 – اگر آمریکا و اسرائیل به بمباران خود ادامه دهند و اگر رژیم نیروهای خود را بتواند نگه دارد، رژیم جدیدی در کار نخواهد بود و رژیم میتواند بعلت مسائل امنیتی کاملا زیرزمینی حکومت کند. تداوم جنگ بصورت بمب اندازی و موشک اندازی و حملات پهبادی در دراز مدت به ضرر طرف ثروتمند است که هست آمریکا و اسرائیل.
*
3 – آیا موشکهای ایران تمام می شود؟ این بستگی به ذخایر و تولید دارد. ممکن است تمام شود. اما رژیم میتواند موشک و پهباد از خارج وارد کند. البته چون اقتصادش داغون است، میتواند قرض بگیرد و یا کمک مالی دریافت کند. اسرائیل سالی سه میلیارد دریافت میکند، سه میلیارد برای ایران کافی است تا همیشه موشک داشته باشد.
*
4 – دو نوع سرنگونی و یا تغییر رژیم وجود دارد که بضرر آمریکا است، یکی تغییر در جهت “رو به شرق” از درون خود رژیم و دیگری سرنگونی بلشویکی رژیم. در هر دو حالت، شکست آمریکا و اسرائیل مضاعف خواهد بود. البته اولی خیلی ممکن است اما دومی نه و فعلا صفر درصد.
*
آنارشیست
ماتریالیسم تاریخی و این جنگ
“
برتری غرب در ماتریالیسم تاریخی مارکس برای زنان و کارگران ایران، دیگر علم و هنر و دموکراسی غربی و بازار آزاد (نفی تحریم) نیست، بلکه بمبهای وحشتناک و تخریب زندگی آنهاست. قربانیان میگویند لعنت بر این پیشرفت جنایتکارانه. دروغ هم نمی گویند.
*
ماتریالیسم تاریخی مارکس همیشه توجیه کننده ارتجاع آدم کش بوده است به اینصورت که یک گروه آدم کش با رشد نیروهای مولده برتر و مناسبات تولیدی مطابقش میتواند گروه دیگر را با مناسبات تولیدی عقب افتاده تر تحت سلطه قرار دهد و اگر خودی باشند، نابود کند. دلیل این نه رشد دموکراسی بلکه ساختن ابزار قتاله موثر تر بوده است. بازنده، در این تز، آن است که نیروهای مولده کمتر رشد یافته برای درست کردن ابزار آدم کشی (دفاع از خود) دارد. البته، این از بدیهیات است. در دوران باستان هم شمشیر آهنی به شمشیر فولادی بازنده بود.
*
در این تز، نه خلاقیت انسان برسمیت شناخته شده و نه اخلاقیات آن. کمونیسم پرولتاریای این تز هم نه از طریق خلاقیت و اخلاق، بلکه بر اساس ضرورت تاریخی جدا از اراده انسان ها پیروز خواهد بود. با این تز ، کمونیستهای پرو امپریالییست غربی و رضا پهلوی و سکولارهای هوادار دموکراسی غرب قرار است پیروز شوند. کشورهای تحت تجاوز امپریالیستهای غربی مجبورند دیکتاتوری باشند تا در مقابل این تجاوزات مقاومت کنند. مشخص است که این تز تز دموکراسی نیست. نیروهای مولده کشورهای امپریالیستی غرب از طریق دموکراسی رشد نکردند، دوران رشدشان اساسا در دوران مونارکی ها بوده است. سرمایه داری چین و روسیه هم از طریق دموکراسی رشد نکرده است.
*
این تز یک پرولتاریا هم دارد که قرار است جامعه کمونیستی بیاورد. اما پرولتاریای این تز چند دسته شده و بجای وحدت بر اساس یک ضرورت تاریخی مستقل از اراده، فعلا در حالت سرسپردگی بسر می برد و معلوم هم نیست که چطور قرار است که بدون یادگیری جامعه کمونیستی بیاورد. این پرولتاریا بجای یادگیری، مشغول اطاعت، تفریحات، ورزش ، سکس و هنر کالائی شده است. فعالترین نقش این پرولتاریا، اطاعت از اربابان و رای دادن به آنها برای بهتر استثمارکردن خودشان و مردن برای آنها در جبهه هاست.
*
آنارشیست
ترامپ رئیس جمهور آمریکا میگوید که ایران یک تهدید برای آمریکاست و با زدن دست و پایش دیگر تهدید نیست و او و اسرائیل دارند همینکار را میکنند و تا دو سه هفته دیگر این کار تمام می شود. این میتواند تهدید ناشیانه ای باشد زیرا با درک این قضیه، رژیم هم سعی خواهد کرد که موشک پرانی خود را برای مدت طولانی تر ادامه بدهد تا باز هم جناب ترامپ تعجب کند و هوادارانش به خرد او شک کنند که این شک در حال گسترش است.
آیا رژیم ایران یک تهدید برای آمریکا بوده است؟
پاسخ هست آری.
چطور؟
از آنجا که اسرائیل نقش پاسدار نظام امپریالیستی غرب در خاورمیانه را دارد، و از آنجا که جمهوری اسلامی سیاست از بین بردن دولت اسرائیل را داشته است، تضعیف اسرائیل، تضعیف و تهدید آمریکاست. پس، از بین بردن این تهدید، در چهارچوب قواعد ارتجاع دنیا که جمهوری اسلامی هم بخشی از آن است، بسیار منطقی ست. یک مثال، احزاب ارتجاعی کرد ایرانی در عراق رژیم را تهدید میکنند و رژیم هم آنها را گهگاهی بمباران میکند.
اینکه روش فعلی و جدید آمریکا قلدری، تهدید و آدم کشی و تروریسم و جنگ است، با این ارزیابی است که ضرری برایش ندارد و فکر میکند که برایش و برای کل امپریالیستهای غربی مفید است. کار ما هم اینجا این نیست که بگوئیم برایش و یا برای بقیه مفید است یا نه. همانطور که، برای ما مهم نیست که اعمال اسرائیل و یا جمهوری اسلامی برایشان مفید است یا نیست. گور بابای همشون.
آنچه که برای ما مهم است این است که آیا آنها از ما در این جنایتکاری ها استفاده میکنند یا نه. متاسفانه استفاده میکنند. برای همین سعی ما زنان و کارگران ایران و خاورمیانه و جهان باید این باشد که تا آنجا که میتوانیم از ما استفاده نکنند. موثرترین روش جلوگیری کردن از این سوء استفاده این است که ارتجاع موجود در روابط میان انسانها را بفهمیم و کلیت آنرا نقد و از طریق تشکل یابی شورائی-کلکتیو نفی کنیم. اگر در این موفق باشیم، روزی خواهد رسید که حتی اگر قدرت کم کردن شر آنها را نداشته باشیم، قدرتمان به درجه ای رسیده که لااقل با اعتصاب و اعتراض مرتجعین را فلج کنیم بطوری که ما زنان و کارگران دنیا را بجان هم نیاندازند.
پس،
اول باید ارتجاع و انقلاب را شناخت . اپوزیسیونها فعلا چنین شناختی ندارند.
آنارشیست
در ارتباط با تقاضای دولت آمریکا از ناتو برای ورود به جنگ ش علیه ایران
*
این تقاضا باعث میشود که جنگ جهانی غیر قابل جلوگیری شود. اگر ناتو بجای دفاع از اروپا وارد حمله به کشورهای دیگر شود، همه کشورهای دنیا این قدرت عظیم نظامی را تهدید می بینند و علیه ناتو و آمریکا اتحاد نظامی بوجود می آورند و به جنگ می پیوندند تا جلوی پیشروی آنها را بگیرند. بعلاوه، این تقاضا نشان میدهد که دولت آمریکا و اسرائیل به نتایج پیش بینی شده نرسیده اند و دنبال راه حلهای جنگ طلبانه تر میگردند در حالیکه راه حلش قطع جنگ و بمباران ایران است. اگر بمباران قطع شود، امکان اینکه رژیم حملاتش را ادامه دهد کم است و اگر ادامه دهد ممکن است با شورش مواجه شود و یا دیگران دلیل دخالت پیدا کنند.
*
آمریکا دو راه دارد:
1 – بهترین راه حل این است که آمریکا و اسرائیل شکست را بپذیرند و بمبارانهای خود را قطع کنند و به جنگ خاتمه دهند.
2 – بدترین راه این است که خودشان سرباز بفرستند و سعی کنند تهران را تصرف کنند. احتمال موفقیت فوری آنها در این کار صد درصد نیست و کشته میدهند و احتمالا کشورهای ضد آمریکا و اسرائیل به رژیم ایران کمک میکنند تا آمریکا و اسرائیل پیروز نشوند.
*
متاسفانه، برای دولت جدید آمریکا قبول شکست بسیار سنگین است و ممکن است راه دوم را در پیش گیرد.
*
رژیم ایران گرچه در این جنگ تا بحال پیروز بوده (هدف جنگ سرنگونی رژیم بود)، اما سیاستهای اصل رژیم باعث شده است که جامعه ایران بصورتی تخریب شود که از زمان حمله مغول اتفاق نیافتاده است. رژیم میتوانست جامعه ایران را در این وضع قرار ندهد. سیاستهای ارتجاعی رژیم در این نیست که با اسرائیل مخالفت میکند. سیاستهای ارتجاعی اش در این است که در مخالفت با جنایتهای اسرائیل و امپریالیستهای غربی از زنان و کارگران قربانی آنها دفاع نمیکند بلکه خودش هم خواستار نظمی ارتجاعی در آن جوامع است.
*
انقلاب میتواند جنگ را خاتمه دهد اما ما در دورانی زندگی میکنیم که انقلابیون دروغین شکست خورده اند و انقلاب باید در دراز مدت پرورش پیدا کند.
*
آنارشیست
آیا آنارشیسم کمونیستی آرمانگرائی است؟
ایدئولوگهای ارتجاع آنارشیسم را آرمانگرائی می دانند زیرا نمیتوانند جامعه ای را تصور کنند که خودشان بر آن تسلط نداشته باشند، جامعه ای که در آن استثمار شونده وجود نداشته باشد که درآمد مفت خوری سیاسی آنها را تامین کند.
آنارشیسم کمونیستی کاملا علمی است و ایده های ایدئولوگهای ارتجاع، از مارکسیسم تا لیبرالیسم تا فاشیسم همگی دارای نقاط کور و عبارت پردازانه است.
آنارشیسم کمونیستی صرفا نقد و نفی روابط ضد بشری در جامعه است، این روابط ضد بشری کاملا ملموس است نه خیالی و ارتجاع را تشکیل میدهد. اما ایدئولوگهای ارتجاع هر کدام بنوعی یک یا چند جنبه عینی از ارتجاع را حمل میکنند.
کدام ایدئولوک ضد آنارشیست می شناسید که همه این واقعیتها را نقد و نفی کند: هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و افکار ضد علمی و نیمه علمی. هیچ یک از ایدئولوگهای ضد آنارشیست با تمام این ابعاد ارتجاع مخالفت نمیکنند. آنها یک یا چند تا از این رفتارها را با خود حمل میکنند.
آنارشیست
یک سناریوی محتمل:
سه جنگ وضعیت سیاسی سرنگونی طلبان و رژیم را تغییر داده.
جنگ غزه آبروی سیاسی دموکراسی خواهان را برد.
جنگ ۱۲ روزه رهبری سیاسی سرنگونی طلبی را به سلطنت طلبان داد.
جنگ امروز، آبروی سلطنت طلبان را هم برد.
تنها راه این است پیاده نظام دموکراسی غرب رژیم را نابود کند که در آن تردید و اختلاف دارند و فعلا معلوم نیست میخواهند چگونه وارد عمل شوند. شاید مثل جنگ عراق به جنگ بعدی راضی شوند.
همه جهان اسلام هم تقریبا به رژیم خیانت کرده،
رژیم بهانه خوبی برای حرکت به سوی شرق یعنی نوکری برای آنها پیدا کرده چون جناح غربگرای رژیم ، اپوزیسیون سرنگونی طلب دموکرات و سلطنت طلب، فعلا بازنده های سیاسی بوده اند. ارتجاع حاکم بر ایران میتواند اسرائیل شرق شود و پتانسیل بیشتری هم دارد.
فعلا، پیروز ، بخش تکنوکرات و نظامی اصل رژیم بوده است نه بخش روحانی آن. بخش روحانی عملا بی فایده شده است.
احتمالا روحانیون در مسائل مدنی بتدریج میانه رو میشوند چون اقتصاد در دست نظامیون قرار میگیرد.
بقای رژیم به وابستگی به امپریالیستهای شرقی بستگی پیدا میکند که شکل ظریفی خواهد داشت.
کودتا و غیره هم ممکن است.
اینها حدسیات است و با دریافت داده های بیشتر قابل تجدید نظر.
آنارشیست
روند فعلی جنگ:
جنگ واقعی تر از طریق اصطلاح “جنگ ترکیبی” بیان شده است که اطلاح درست و با ارزشی ست. میتوان اضافه کرد که جنگ ترکیبی یا طبقاتی است و یا میان مرتجعین. جنگ نظامی فعلی، آمریکا و اسراییل با ایران، بخشی از جنگ ترکیبی در امپریالیسم ارتجاع است.
جنگ ترکیبی فعلا بصورت تعرض ترکیبی امپریالیستهای غربی به شرقی است تا روند نزول سلطه خود را کند یا قطع کنند. در این جنگ ترکیبی از همه ابزارها استفاده شده ، مثل تحریم، حمله هنری، حمله تروریستی، حمله تبلیغاتی (ایران اینترنشنال، ایران گلوبال، سایتهای دموکراسی خواه و غیره)، مبارزه با غنی سازی، محدویت علمی و صنعتی بوجود آوردن و غیره. طرف مقابل که ایران و کشورهای ضعیف تر و کشورهای قوی تر مثل روسیه و چین هستند، تماشاچی نیستند و آنها هم از همین ابزارهای ارتجاعی علیه طرف مقابل استقاده میکنند. جنگ ترکیبی زنان و کارگران کشورها با مرتجعین جهان، یعنی انقلاب، هنوز شکل نگرفته و مرتجعین هستند که تاریخ می سازند.
این کامنت در جایی دیگر نوشته شده ، در اینجا تکمیل تر و تکرار میشود تا بایگانی شود:
واقعیت این است که دموکراسی آنقدر گل و گشاد است که در آن انواع ارتجاع لول میزند و هر یک برای خود قدرتهایی دارند. برای همین است که بخش بزرگی از مرتجعین هوادار دموکراسی هستند، یعنی به آزادی انجام اعمال زشت و ضد بشری مثل استثمارگری سرمایه داری معتقدند. حتی می شنویم که میگویند مذاهب باید آزادی داشته باشند، که هست آزادی عقیده و بیان، یعنی ازادی ترویج دروغگویی در ارتباط با طبیعت انسان، آزادی کنار زدن علم. ولی وقتی دموکراسی خواهان مذهبی قدرت سیاسی میگیرند، ثروت انباشت میکنند، یعنی امکان استثمارگری شان زیاد می شود چون سلطه بیشتر پیدا میکنند.
دیکتاتوری متعلق به زمانی ست که دموکراسی نتوانسته وحدت طبقاتی ارتجاع را حفظ کند و معلوم هم نیست که بتواند. مثلا فاشیسم و نازیسم نتوانست، بلشویسم نتوانست. خمینیسم نتوانست. لااقل میتوانیم بگوئیم که دیکتاتوری بحران دموکراسی را از بین برده و ارتجاع را نجات میدهد، اما الزاما سیستم پایداری نیست. اما این را هم میتوان گفت که حرکت از دموکراسی به دیکتاتوری و بالعکس، این دگردیسی دوطرفه، سیستم ارتجاع را حفظ میکند؟ در این دگردیسی، اصل ارتجاع که سلطه و استثمار است، دست نمی خورد و زنان و کارگران قربانی مثل گله گوسفند از یک چراگاه ذهنی به چراکاه ذهنی دیگری برده میشوند.
آنارشیست
تاکتیک حزب کمونیست کارگری (حمید تقوائی):
در این شرایط جنگی که با حمله امپریالیستهای غربی به ایران (البته اول به رژیم حالا به ایران) شروع شد، تاکتیک این حزب ضد کمونیستی ادامه سرنگونی طلبی و تبلیغات جنگی بنفع امپریالیستهای غربی علیه ایران است – دوباره ذکر شود، جنگ اول ضد رژیم بود حالا شده ضد ایران. اسم واقعی این حزب هست: حزب مفت خوران ضد کمونیست ضد کارگر ایران.
آنارشیست
شعار سرنگونی 47 ساله اپوزیسیون به غرب فرار کرده ایران فقط از روی عدم درک انقلاب نیست یک نوعی همکاری با امپریالیستهای غربی است. آنها عمیقا معتقدند که امپریالیستهای غربی بهتر از رژیم هستند. آنها مثل اهالی سرکوب شده کشورهای تحت سلطه، احساس قربانی بودن نمی کنند، احساس وحدت با این دولتها میکنند.
اگر دقت کنید، میلیونها آمریکائی و اروپائی علیه جنگ تظاهرات داشتند ولی اصلا هدف از سرنگونی (انقلابی) رژیمهای امپریالیستی کشورهایشان را نداشته اند. آنها، دولتهایشان را که هزاران برابر رژیم ایران آدم کشته را نمی خواهند سرنگون کنند، این فقط ایرانی های غرب زده و مجذوب تکنولوژی (از جمله تکنولوژی جاسوسی و ترور و آدم کشی) غرب است که سرنگونی طلب هستند. مارکسیستهای سرنگونی طلب چرا با شعار سرنگوی دولتهای امپریالیستی غرب وارد تظاهراتهای ضد جنگ نمی شوند؟ چرا “شعار سرنگون باد امپریالیسم جهانی” نمیدهند؟ چون وقتی آگاهی طبقاتی وجود ندارد به عقل جور در نمی آید و در تضاد با کار روزمره آگاهگرانه در محل کار و زندگی است؛ اما از دور علیه رژیم شعار سرنگونی میدهند تا در عمل به فعالیتهای پایه ای آگاهگرانه نپردازند و سیستم پادشاهی حزبی تشکیلاتی خود را حفظ کنند. از آنجا که لیبرال دموکراتها هم دنبال کار آگاهگرانه پایه نیستند، بین ایندو هم همیشه دوستی و همپالکی وجود داشته است.
دست از عبارت پردازی های سرنگونی طلبانه بردارید و به زنان و کارگران ایران نزدیک شده و روابط اجتماعی ارتجاعی را در محل کار و زندگی نقد و نفی کنید نه اینکه از خارج مثل ژنراهای پست میز نشین سربازان بدبخت را به جان هم بیاندازید.
آنارشیست
درباره این بیانیه:
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست: کشتار کارگران و غیرنظامیان در آتش جنگ ارتجاعی
8 فروردین 1405
—
این بیانیه از احزاب بلشویک ایران است.
در این بیانیه میگویند که جنگ بین آمریکا و اسراِئیل با جمهوی اسلامی جنگی ارتجاعی است چون دو طرف ارتجاعی هستند و ضرر آن به مردم دو طرف و مردم جلیج خلیج رسیده و می رسد. در انتها پیشنهاد میکند که کارگران و زحمتکشان ایران رژیم را سرنگون انقلابی کنند:
—
این بیانیه مثل بیانیه های دیگر اشخاص و لیبرالهای دموکرات وطن پرست، بنظر غلط نمی آید. اما کماکان این سئوال مطرح است که بفرض اینکه رژیم سرنگون شد، نتیجه آن چه می شود؟ سرنگونی همین الان رژیم که هدف اینگونه ضد جنگها و ضد رژیمی ها هست، به هیچ چیز نمی انجامد جز حاکمیت امپریالیستهای غربی به رهبری آمریکا-اسرائیل بر ایران. چرا؟ چون زنان و کارگران ایران آگاهی کمونیستی-آنارشیستی ندارند و بوجود آمدن این آگاهی نیز از شعار سرنگونی نمی آید، از کار دراز مدت انقلابی که نقد و نفی ارتجاع است حاصل می شود. حال بفرض هم اگر این بلشویکها رژیم سرنگون کنند، رژیمی بهتر از اتحاد جماهیر شوروی (جمهوری های شورائی) تک حزبی فاشیستی استالینی معدوم شده، بوجود نخواهند آورد.
آنارشیست
درباره اخبار مربوط به دفاع اتحادیه اروپا از روش دیپلماتیک در حل مسئله حمله آمریکا و اسراییل به ایران
–
در یکی دو روز اول، اتحادیه اروپا از جنگ راضی بود و بر اساس گفته های رهبرانش منتظر سرنگونی بودند.
حالا که سرنگونی مورد انتظار عملی نشده، نمیخواهند وارد جنگ شوند چون در جنگ اوکراین درگیر هستند. آنها بودند که تحریمها را ادامه دادند تا رژیم توانایی نظامی اش زیاد نشود.
اگر رژیم بلاخره سرنگون شود، مثل لاشخور برای سودآوری سراغ دولت جدید خواهند آمد تا کارگران ایران را استثمار کنند یعنی سرمایه گذاری کنند. البته آمریکا و اسرائیل اصل اقتصاد را به جیب می زند و ته تغاری ها را اروپا خواهد داد.
آنارشیست
درباره “گنگره آزادی ایران” و گنگره دو روزه آنها
—
شرکت کنندگان گنگره آزادی ایران بر وجوه اشتراک و وحدت تاکید داشتند تا وارد جرئیات نفاق افکنانه نشوند.
–
بوکچین بدرستی میگوید وقتی که برای کاری دنبال اجماع بگردیم، ارتجاعی ترین نظر جمع را هدایت میکند.
وجه مشترک ناگفته و پنهان همه شرکت کنندگان گنگره بوجود آوردن دولتی است بجای رژیم که بر مدافع سلسله مراتب و استثمار نیروی کار (سرمایه داری = بردگی مزدی) زنان و کارگران باشد.
اگر با آنها بحث شود، خواهند گفت شمای آنارشیست هم میتوانید نظر ضد ارتجاع-ضد سرمایه داری خود را در جمع داشته باشید، ولی کثرتگرایی (پلورالیسم) حکم میکند که نظام سلسله مراتبی و استثمار کارگران ایران را راس اتحاد قرار ندهید. یعنی “مهم اقتصاد است احمق، اقتصاد” نه، هر چه دری وری هست، آری.
آنارشیست
زنان و کارگران آگاه ایرانی در ایران و در خارج باید صبور باشند و نگذارند حس وطن پرستی شان فریب شان دهد.
جهان ایرانی با این جنگ تغییر کرده و بزودی همه آنرا حس خواهند کرد و بهتر است معقولانه این واقعیت را بپذیرند – عقل را بر احساس حاکم کنند.
گرچه ایرانی مورد تجاوز قرار کرفته، اما در این تجاوز رهایی نیز وجود دارد و آن دو چیز است:
۱ – توهم به غرب و غرب زدگی و دموکراسی خواهی از لحاظ تاریخی دورانش تمام شد.
۲ – حاکمیت اسلامی برای همیشه اعتبارش را در ارتباط با ظرفیت تضمین رفاه و آسایش و رشد ذهنی و سلامت جسمی اهالی ایران ، از دست داده است.
از این به بعد:
غربگرایی و اسلامگرایی فاقد منطق و علم است و در توسعه اندیشه اجتماعی زنان و کارگران ایرانی مانعی ایجاد نمیکند.
هنور مردسالاری، سرمایه داری و وطن پرستی کذایی مربوط به آن، بی اعتبار نشده.
اگر کمونیستهای ایران، آنارشیسم را نپذیرند، ارتجاع مردسالار و سرمایه دار و وطن پرست فقط از طریق فاجعه ای دیگر میتوانند از اعتبار بیافتد.
کمونیستهائی که وجود امپریالیسم را انکار میکردند حالا باید صادقانه بپذیرند که امپریالیسم یک پدیده واقعی است و نیازمند ارزیابی مشخص است و مثل مردسالاری، صرفا کار و سرمایه نیست.
بهرحال، بهتر است کمونیستها قبل از فاجعه بعدی، هیرارشی، مردسالاری و بردگی مزدی و بقیه اشکال ارتجاع را ببینند و نقد و نفی کنند تا مسیر رهایی از ارتجاع نیازمند عبور از فاجعه نباشد. مارکسیسم را باید کنار گذاشت و عملا باید وارد مبارزه طبقاتی واقعی شد. اتحاد کمونیستی حول نقد و نفی ارتجاع ممکن و کاری ساده است. آزادی در یک قدمی است، اما مارکسیستها بعلت دگمشان آنرا نمی بینند و مانع راه هستند.
آنارشیست
درباره خبرهای تظاهرات ۸ میلیونی در آمریکا، یک میلیونی در انگلیس و چند صد هزار نفری در مکزیک علیه جنگ و تندروی
—
هماهنگی جهانی این وقایع نشان میدهد که انقلاب (تحول آنارشیستی کمونیستی) جهانی در جامعه انسان امری کاملا ممکن و در دسترس است و خواب و خیال نیست. گرچه این تظاهراتها انقلابی نیستند و جنگ را قطع نمیکنند، اما ابزار مناسبی هستند برای ایجاد ارتباط و گفت و شنود برای ارتقای آگاهی طبقاتی علیه ارتجاع.
زنده باد انقلاب جهانی زنان و کارگران ایران وجهان.
—
آنارشیست
درباره سخنرانی رضا پهلوی در کنفرانس محافظه کارها در آمریکا
—
رضا پهلوی در سخنرانی خود خواستار ادامه جنگ علیه ایران تا آغاز شورش هواداران خود برای سرنگونی رژیم شد.
او وعده داد که بعد از بوجود امدن مردم سالاری هوادار او بجای رژیم اسلامی، آمریکا تریلیونها دلار درآمد خواهد داشت.
—
پس می بینیم که مقصود او از راه انداختن این جنگ علیه ایران استثمار زنان و کارگران برای پر کردن جیب خود و سرمایه داران آمریکاست. پادشاهی قبل از هر چیز یعنی جیب پر از پول. حتی با جیب پر، پادشاه بودن هم مهم نیست.
مارکسیستهای دموکراسی خواه هم فراموش نکنند که در صفحه اول ماتریالیسم تاریخی مارکس (ایدئولوژی آلمانی) مارکس نوشته اول اقتصاد بعد فلسفه چون با شکم خالی نمی شود فلسفه بافی کرد.
حالا با همین ماتریالیسم تاریخی به سراغ برنامه های احزاب چپ و راست مارکسیست برویم ببینیم که آیا میخواهند سرمایه ها را اجتماعی کنند و اختیار اقتصاد را نه به دولت بلکه به شوراها و کلکتیوهای کارکنان بدهند یا نه؟ می بینیم نه، آنها خیلی “ضد مارکسیسم” هستند چون میخواهند اختیار اقتصاد کلان را بدهند دست دولت ، حال چه شورایی که سیاسیون احزابشان شوراها را پر میکنند و بعد مثل شوروی بعلت ملاحضات عملگرایانه به دولت حزب خود تبدیل میکنند، چه نمایندکان احزاب آنها در پارلمانها و مفت خوری سیاسی-دولتی از نوع دموکراتیک.
میگویند اقتصاد است احمق، اقتصاد!
—
آنارشیست
نگاهی به این مقاله:
عموهای پسر شاه – بهجت بنام
—
این مقاله و ویدئوی ضمیمه شده را حتما بخوانید.
—
در مقاله میخوانیم که رهبر امپریالیستهای غربی در مورد ایرانیها، اینها را گفته:
“ایرانی ها گذشته خیلی بدی دارند، کوروش یک قاتل خونخوار بود، مادرش هم یک فاحشه بود.”
“آشغال های موذی کثیف”
“ایرانی ها از پلید ترین مردمی هستند که تا حالا روی زمین پیدا شده اند. آنها سر بچه ها را می برند، زن ها را به دو تکه میکنند.”
آنارشیست
درباره این مقاله:
افسانۀ آخرین راه – محمد مالجو
—
پیشنهاد این مقاله پیشنهادی ست که آنارشیست سالیان سال است که دقیقتر و روشن تر و هدفمندتر مطرح کرده است.
آنارشیست
“نظرات در مورد مقالات دیگران”، از شماره 1 تا 6 و مضامین بهم وابسته آن:
* این کامنتها (ده ها کامنت) همگی توسط آنارشیست نوشته شده است.
* کامنتها از 14 اسفند 1403 است تا 8 فروردین 1405.
* پنچ روز قبل از جنگ 12 روزه (23 خرداد 1404) تا 28 تیر 1404، این کامنتها قطع شد زیرا سایت روشنگری صفحه جدیدی اضافه نکرد که باعث شود صفحه 2 دراز نشود و آنارشیست بهمین علت کامنتی ننوشت و منتظر ماند. اما کامنتهای انارشیستی در زیر مقالات درج شده گذاشته می شد.
مضامین:
* نقد دموکراسی خواهی به این علت که ایدئولوژی امپریالیستهای غربی و ابزار انقلاب مخملی و جنگ ترکیبی آنها علیه رژیم و امپریالیستهای شرقی است.
* نقد چندی از نویسندگان هواداران ارتجاع دموکراسی-امپریالیستی و دموکراسی خواهی وابسته به آن.
* نقد شعار سرنگونی به این علت که اعلام قیام مسلحانه برای سرنگونی است و اینکه بعلت فقدان وجود آگاهی طبقاتی در زنان و کارگران ایران (وجود ذهنیت آنارشیستی-کمونیستی)، این شعار در خدمت امپریالیستهای غربی قرار دارد.
* توضیح اینکه شعار سرنگونی و تبلیغ دموکراسی و نقد سیستماتیک کمبودهای رژیم شرایط حملات به ایران را فراهم نمود.
* نقد مارکسیسم چه بلشویکی و چه سوسیال دموکراتیک.
* نقد ماتریالیسم تاریخی مارکس.
* ارزیابی مقاصد امپریالیستهای غربی درحمله نظامی به ایران و اینکه چرا مذاکرات ماهیت مذاکره ندارند.
* پیش بینی نتیجه جنگ فعلی به اینصورت که جمهوری اسلامی سرنگون می شود و توضیح اینکه در چه شرایطی ممکن است سرنگون نشود.
* نقد وطن پرستی بمثابه ایدئولوژی ارتجاع مدرن.
* نقد قوم گرائی.
* توضیح ارتجاع رژیم و استقلال سیاسی آن و اینکه چطور خواست مبارزه ضد امپریالیستی نداشته است و برعکس دائم سعی میکرده بخشی از این نظام باشد اما مستقل که بعلت ضعف سرمایه داری در ایران (نداشتن دانش عمیق علمی-صنعتی و سرمایه ای) و ضد اسرائیل بودن، واجد شرایط نبوده.
* توضیح راه روشن انقلاب که فقط میتواند مضمون آنارشیستی کمونیستی و خصلت جهانی داشته باشد.
آنارشیست