Comments

در دنيای ” برابرترها “ — 3 دیدگاه

  1. در کامنت اول سعی شد بحث در مورد ملیت و دموکراسی و غیره باز شود اما تکانی مشاهده نشد.
    در اینجا ادامه میدهیم اما امیدی نیست که نکاتی حاصل شود.
    بر خلاف نظر رسمی سایت روشنگری در این مقاله، مانع اصلی درک هویت مشترک انسانی اهالی کره زمین نبودن دموکراسی نیست، وجود سیستم سلطه-استثمار در جامعه بشر است. پیش شرط درک هویت مشترک انسانی اهالی دنیا مبارزه با سلطه-استثمار است نه دموکراسی خواهی که مسئله اربابان مرتجع با همدیگر است . تا وقتیکه سلطه-استثمار وجود دارد، اربابان در رقابت با هم جغرافیای خاصی را که در آن زنان و کارکران مثل گله برای آنها هستند را بصورت یک ملت پاسداری میکنند، حال جه بطور دموکراتیک پاسداری کنند، چه بصورت دیکتاتوری.
    این بود بحث که موجب هیچ تکانی نخواهد شد چون گردانندگان سایت روشنکری علاقه ای به از دست دادن موقعیت طبقاتی مسلط خود بر زنان و کارگران ایران را ندارند، مشکل انها رقیب مذهبی شان است.
    در وضعیت امروز ایران و ایرانی، دموکراسی ترامپ زائیده و اربابان دموکرات و دیکتاتور ایرانی را بخطر انداخته. دلمان باید برای اربابان بسوزد و یا طبقات خودمان؟ پاسخ منطقی و علمی ما قربانیان سلطه-استثمار باید باشد: خودمان .
    آنارشیست

  2. اولا که گویا روشنگری خود رابه فراموشی زده که تمامی جنایات شاهان ایران و همچنین جنایات سرکرده اسلام و خلفای آن که شامل علی هم میشود در طول تاریخ انگشت کوچکه مجموعه جنایات دموکراتیک رفقادرچین وشوروی ورومانی وبلغارستان و…ویتنام وکامبوج و…در همین صدو اندی سال گذشته نمیشود.
    همچنانکه انگشت کوچیکه جنایات دموکراتیک استعماریون چه کهنه وچه نو نیز نمیشود.
    بعد هم مگربحث برسرنام است که اگر نامش شاه یا خلیفه باشد بد است واگرنامش مانند مائو ولنین و… رهبرباشد خوب است؟
    خوب اینها که شاه وخلیفه نبودن که هزاران برابر خون دموکراتیک ریختند.
    بنابراین گیر دادن دموکراتیک! به شاه و جمهوری اسلامی در یک بحث جهانی راجع به انسان… وانها را زیر نور افکن گذاشتن یه کمی غیردموکراتیک!برای شما است که در این نوشته مرتب از دموکراتیک نام میبرید.
    دوماتا این لحظه تعریف واحد وجامع وغیرمتناقض نه از”ملی”وجود دارد ونه از دموکراسی ودموکراتیک که لعنت بر هر دو باد.
    سوما نه هویت انسان یا انسانی ونه هویت ملی؟! که روشنگری نیز بمانند اکثریت ازآن به اشتباه درحالی نام میبرد که تعریف جامع وبدون تناقضی از ملی وجود نداشته است.
    استالین همان تعریف از ملت مینماید که بورژوازی اروپاهمان تعریف را بر مبنای پدیدارآمدن آن در اروپاارائه میکند.
    با نگاهی نه به تاریخ بلکه به همین اطرافمان برخلاف مهرتائید روشنگری برسیاسی بودن آنچه هویت ملی؟!مینامد وبرخلاف مهر تائید برتاثیرات بسزای دولتی برساخت هویت ملی؟! مقوله هویت نه سیاسی ونه تاثیرپذیرآنچنانی از سیاست دولتی است.
    عدم تمکین ومقاومت چهل وپنج ساله ورو به رشد ایرانیان در برابرسیاست حکومتی نابودی هویتی خود وسرزمینشان نمونه کوچک و
    عدم تمکین پذیری ومقاومت خود جوش توده هابویژه در اروپا وامریکا وکاناداو…به همان اندازه مشت نمونه خرواری که از رسانه؟!های آزاد!کشورهای دموکراتیک در برابرسیاست تام وتمام اهریمنی کلوبالیستهابرای نابودی آنچه هویت ملی؟!خوانده میشود و صد البته باهمیاری ایدئولژیک وسیاسی مارکسیستهاو حقوق بشری!هاخود نشانه بزرگی از سیاسی ودولتی نبودن مقوله هویت میباشد.
    چهارمااینکه روشنگری در پایان ابرازامیدواری میکند انسان به هویت مشترک انسانی؟!دست یابد بدون اینکه توضیح دهد این هویت انسانی چیست ؟ ونماد مادی یا عینی آن چه میباشد ؟که باید امیدوار باشیم انسان بدان دست یابد.
    به درگاه خداوند قادرمتعال دعا میکنیم منظور روشنگری از هویت مشترک انسانی آن نباشد که گلوبالیستهابا دست دولت ها وصد البته با همیاری مارکسیستهادر تلاش برای نهادینه کردن آن میباشند که حتی با رباط وهوش مصنوعی نیزبر انسان پیروز نخواهندشد.
    در پایان این نوشته حاصل درآمیختن نگاه خجالتی چپ وبورژائی میباشد.

  3. بعد از اینهمه جنایت و کثافتکاری بورژواهای دموکرات و سوسیال دموکرات استثمارگر و استعمارگر، مقاله هنوز ایدئولوژی آنها را میخواهد تحمیل کند.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>