Comments

پایان زودرس «وقفه» در جنگ؟ <br> تقی روزبه — 4 دیدگاه

  1. درباره ماتریالیسم تاریخی مارکس:
    الف اسم زنی است با خواص فیزیکی تکاملی عالی.
    ب اسم مردی است با خواص فیزیکی تکاملی عالی.
    ب به الف تجاوز میکند و الف بچه دار می شود.
    جای تاسف است که ب به الف تجاوز کرده اما در عوض ممکن است کودک آنها انسانی با خواص فیزیکی تکاملی عالی باشد.

    سرخپوستان آمریکای شمالی کمونیسم عقب افتاده داشتند..
    گرفتن سرزمینهای آنها باعث تاسف است.
    اما در عوض سرمایه داری بوجود می آید که ضرورتا جامعه کمونیستی خواهد آورد.

    همین منطق را در ارتباط هندوستان داشت.
    همین منطق در ارتباط با استعمار فلسطین وجود داشت.
    همین منطق سرنگونی طلبی مارکسیستهای ایرانی است.

    مشکل قضیه اینهاست:
    ۱ – جنایت توجیه تئوریک شده بنفع آینده ای “خوش و خوب”.
    ۲ – در منطق توسعه سرمایه داری الزاما منطق کمونیستی وجود ندارد،‌ در آن منطق برده داری هم هست. سرمایه انحصاری با بازار در تضاد است، کارگر در نظام انحصارات قابلیت فروش نیروی کار خود را نخواهد داشت و به بردگی تن میدهد. این روند الان موجود است. در مدل مارکس، بازار مطلقا آزاد است.
    ۳ – تکامل جامعه انسان که اصلش تکامل فرهنگی است را نمیتوان صرفا با جبر اقتصاد توضیح داد چون اقتصاد انسان یک فعالیت خودبخودی نیست، فعالیتی بر اساس ابداع و طرح و اراده است.

    کی هست که بحث کند، همه مقاله میخواهند تا شهرت پیدا کنند.؟!!!

    آنارشیست

  2. چرا امپریالیستهای غربی جنگ نمیخواهند، نوکری میخواهند؟
    اگر جنگ میخواستند فقط فرستادن ناوگان دریائی نبود، ، دویست هزار نیروی زمینی هم می فرستادند.
    اما اگر رژیم نوکری را نپذیرد و امپریالیستهای غربی هم شرایط حمله داشته باشند و یا نتوانند جنگ داخلی راه بیاندازند، پیاده نظام خواهند فرستاد.
    *
    انقلاب واقعی آنارشیستی کمونیستی و انترناسیونالیستی است. دموکراسی و ملی و غیره همه ضد انقلابی هستند.
    *
    به این مقاله هم مراجعه کنید:
    نگاهی با عینک مارکس به جنگ چهل روزه (در باره مفهوم جنگ دفاعی – ارتجاعی) – بهروز فراهانی
    *
    در این مقاله می فهمید که مارکس در حقیقت دیدگاه ارتجاعی داشت: استفاده از قربانیان ارتجاع برای وحدت آلمان!
    دلیل این موضع ارتجاعی مارکس ماتریالیسم تاریخی استعماری اوست. مارکس تکامل بشر را درست نفهمید و بجای انقلاب ارتجاع پروراند، مثل مهندسینی که میخواهند با مواد رادیو اکتیو نیروگاه برق درست کنندو خدمت اما یک منطقه بزرگ را با یک اشتباه آلوده میکنند. مارکسیسم طبقه کارگر وزنان جهان را بجای انقلابی آلوده کرد
    *.
    آنارشیست

  3. به دو کامنت آخر “مقالات در مورد نظرات دیگران ۷” مراجعه کنید. مطالب کامنت قبل در آنجا کلی تر توضیح داده شده.
    آنارشیست

  4. بنظر وضعیت بدینگونه است:
    دولت آمریکا و اسرائیل در پی از بین بردن جمهوری اسلامی و یا نوکر کردن آن هستند و هرگز دنبال مذاکره و معاهده نبوده اند.
    رژیم این را نمی فهمد چون مستعصل شده است. رژیم از هر طرف ضربه خورده و دارد ضربه میخورد.
    شاید امپریالیستهای غربی نتوانستند دو سه روز اول رژیم را سرنگون کنند اما به اهداف خود رسیده اند که آن تضعیف رژیم برای ساقط کردن آن در آینده است. خیلی شبیه صدام. بهانه غنی سازی و تحریم برای همین بود و‌ رژیم گول خورد و رفت پای توطئه آنها. بهترین کار برای رژیم این بود که بمب اتمی را می ساخت نه اینکه از آن برای معامله استفاده میکرد.
    علت دشمنی امپریالیستهای غربی با رژیم، تعرضات رژیم به اسرائیل بوده است. اسرائیل پایگاه نظامی امپریالیستهای غربی در خاورمیانه است و کسی نمیتواند انگولکش کند. غصب هر روزه زمینهای فلسطینی ها برای اسرائیل اهمیت دارد زیرا تحت فشار افزایش جمعیتی قرار دارد. حمله رژیم و جبهه مقاومتش در حقیقت دفاعی است نه امپریالیستی. اما از آنجا که رژیم ارتجاعی است، در صورت امکان میتواند چرخش امپریالیستی هم پیدا کند. این و بقیه مسائل امپریالیستهای غربی از جمله افول آنها، این جنگ را بوجود آورده و امپریالیستهای غربی کوتاه نخواهند آمد. رژیم هیچ راهی ندارد جز قبول شکست و سرسپردگی و یا نابودی. رژیم پلهای پشت سرش را خراب کرده است و حالا پلهای جلویش هم خراب شده است. سرنگونی رژیم آمدن رضا پهلوی نیست. رضا پهلوی مهره ای موقت است.
    تنها راه رهائی رژیم نوکری است. نوکری برای رژیم میتواند نوکری برای امپریالیستهای شرقی باشد اما معلوم نیست که آنها ارباب بودن را بپذیرند. امپریالیستهای غربی جنگ نمیخواهند اما رژیم چاره ای جز جنگ ندارد.
    درضمن، امپریالیستهای شرقی میتوانند امپریالیستهای غربی را در ایران در باتلاق قرار دهند و افول آنها را تسریع کنند. مشکلات ذهنی ترامپ (ریسک امپریالیستهای غربی) بسیار برای اینکار مفید است. برای این باید مثل امپریالیستهای غربی جنایتکار باشند و ریسک را بپذیرند. اگر نپذیرند، امپریالیستهای غربی محاصره آنها را تمام خواهد کرد و در انتها بلاخره باید خودشان بجنگند. با اینکار، آسیب رسانی به زنان و کارگران ایران و منطقه چندین برابر خواهد شد.
    این بود وضعیت ارتجاع.
    وضعیت انقلاب خراب است. مارکسیسم و دموکراسی ورشکست شده است اما این ورشکستی هنوز به اندازه ای نیست که موقعیت برای رشد ذهنیت آنارشیستی کمونیستی فراهم باشد. اما داریم آهسته با آن موقعیت می رسیم.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>