بزرگ ترین خطر برای عربستان سعودی، دیگر نه ایران، بلکه اسرائیل است /برگردان سعید جوادزاده امینی
در جریان نشست دوحه ( ۶ تا ۸ دسامبر ۲۹۲۵) فرصتی برای اوریان ۲۱ فراهم شد تا با عبدالعزیز الغاشیان، پژوهشگر سعودی، دانشیار دانشگاه نایف و متخصص روابط عربستان سعودی و اسرائیل گفتگویی داشته باشد. او نظرات خود در مورد عادی سازی روابط ریاض با تل آویو، و سیاست منطقه ای پادشاهی عربستان را با ما در میان گذاشت.
سارا گریرا : قبل از هفتم اکتبر (۲۰۲۳) صحبت های زیادی در مورد عادی سازی قریب الوقوع روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل وجود داشت. امروز تحقق این سناریو بسیار دور از دسترس به نظر می رسد. روابط بین دو کشور را در حال حاظر چگونه ارزیابی می کنید ؟
عبدالعزیز الغاشیان : قبل از هر چیز، من باور ندارم که عربستان سعودی هرگز در آستانه عادی سازی روابط خود با اسرائیل بوده است. بلکه فقط اراده و حرکتی در این جهت وجود داشت، اما پی بردن به این که چنین اراده ای تا چه حد می توانست توفیق آمیز باشد، دشوار است. چون عادی سازی روابط به یک امر حیاتی بستگی داشت : تصویب پیمان دفاعی، امنیتی و هسته ای دو کشور عربستان و ایالات متحده توسط سنای آمریکا، با حد اقل ۶۷ رآی موافق، چیزی که ریاض به آن تمایل نشان می داد و در تلاش دستیابی به آن بود.
چندی بعد، در ماه مه ۲۰۲۴، مقام های سعودی اعلام کردند، با این شرط که آتش بس در غزه برقرار شود، توافق با اسرائیل هنوز امکان پذیر خواهد بود. این امر نشان می دهد که ایده ی عادی سازی روابط تا ۷ اکتبر ۲۰۲۳ کاملآ منتفی نبوده است. در حال حاضر نه تنها به دلیل تغییر و تحول افکار عمومی در عربستان سعودی، بلکه به این دلیل که فضای سیاسی در ایالات متحده برای یک معاهده – چه امنیتی و چه استراتژیک- مساعد نیست، وضعیت کاملآ متفاوت است. روی کار آمدن دونالد ترامپ در این روند مؤثر بوده است. در دوران ریاست جمهوری جو بایدن، جمهوری خواهان در سنا جز در مورد عادی سازی روابط میان اسرائیل و عربستان سعودی، عمومآ با رئیس جمهور مخالفت می کردند. امروزه بعید است که دموکرات ها حتی در ارتباط با این موضوع، از دونالد ترامپ حمایت کنند (۱).علاوه بر این، حتی اگر دونالد ترامپ خواهان عادی سازی روابط عربستان و اسرائیل باشد، از به کار گیری بیشتر ظرفیت های نظامی ایالات متحده در این زمینه خودداری خواهد کرد. علاوه براین ایدئولوژی های ماگا MAGA (Make America Great Again ) و اول آمریکا(America First ) فاصله ی ویژه ای میان برخی از جمهوری خواهان و اسرائیل ایجاد کرده است.
درک واقعیت اشغال، به ویژه در میان جوانان سعودی تحول یافته است
از سوی دیگر، سفر ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، به واشنگتن در ماه نوامبر ۲۰۲۵، ثابت کرد که اسرائیل نقش چندان تعیین کننده ای در گسترش روابط عربستان سعودی و ایالات متحده، و همین طور سرمایه گذاری های عربستان در آمریکا ندارد. چیزی که اولویت دونالد ترامپ محسوب می شود. اگر اسرائیل مانعی بر این چشم انداز ایجاد کند، رئیس جمهور ایالات متحده ممکن است از تل آویو فاصله بگیرد. من به نوبه خود، در روابط میان ریاض و واشنگتن، جایی برای تل آویو نمی بینم. در نتیجه، ادامه گفتگو در باره عادی سازی روابط (عربستان و اسرائیل) در درجه اول در خدمت پیش برد اهداف سیاسی داخلی و بین المللی دولت اسرائیل است.
س .گ : شما به افکار عمومی در عربستان سعودی اشاره کردید. آنها احتمال عادی سازی روابط با اسرائیل را چگونه ارزیابی می کردند؟ میزان تعهد و وابستگی آنها نسبت به مسئله فلسطین در چه حد است؟
ع-الف : بر خلاف دیگر کشورهای خلیج فارس، افکار عمومی در عربستان سعودی را نمی توان نادیده گرفت. آنها توسط مقام هایی که قدرت را در اختیار دارند، در نظر گرفته می شوند. افکار عمومی، اسرائیل را یک کشور دوست ارزیابی نمی کرد، و به طور قطع این کشور در میان آنها از وجهه ی خوبی برخوردار نبود. با این حال، ایده ی عادی سازی روابط، در ازای امتیاز گرفتن به نفع فلسطینیها، برای آنها غیر قابل قبول جلوه نمی کرد. اما پس از جنگ اکتبر (۲۰۲۳) ، این ارزیابی به ویژه در میان جوانان تغییر کرده است.
اسرائیل در حال حاضر به عنوان بزرگ ترین تهدید برای عربستان سعودی تلقی می شود. مردم به طور فزاینده ای از وضعیت موجود در اسرائیل و فلسطین، و فاجعه ای که فلسطینیها در گیر آن هستند، آگاهند. درک واقعیت اشغال تحول یافته است. تا به حال، این موضوع به عنوان یک اولویت در نظر گرفته نمی شد و نسبت به آنچه در سرزمین های اشغالی اتفاق می افتاد، توجه چندانی ابراز نمی شد. توجه عمومی بیشتر بر ایران، حوثی ها، اخوان المسلمین و وضعیت خلیج فارس تمرکز داشت. من به نوبه ی خود به عنوان یک شهروند سعودی، در تماس ها و گفتگو های خود با بسیاری از هموطنانم شاهد این تحول بوده ام.
بمباران قطر( توسط اسرائیل) به سعودی ها ثابت کرد که هیچ کس از گستاخی اسرائیل در امان نیست
مستند هایی در ارتباط با وضعیت موجود در سرزمین های اشغالی منتشر می شود، و تعداد زیادی از تحلیلگران، به خصوص در شبکه های تلویزیونی مثل العربیه (۲)، با گفتمانی همراه با اشاره به توافق اسلو یا نام بردن از مناطق مختلف A,B,C در غزه، که تا به حال وجود نداشت، به این موضوع می پردازند. در حالی که بسیاری از سعودی ها با این اصطلاحات آشنایی نداشتند. طبیعتآ مقامهای کشور این تغییر گفتمان را در نظر می گیرند.
علاوه بر وقایع رخ داده پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جنگ دوازده روزه بر علیه ایران ( ژوئن ۲۰۲۵)، دیدگاه ساختار قدرت در عربستان نسبت به اسرائیل به عنوان یک تهدید را تقویت کرد. به دنبال آن بمباران قطر رخ داد، چیزی که به سعودی ها ثابت کرد که هیچ کس از غرور و گستاخی اسرائیل در امان نیست، و این کشور در حقیقت به خطری برای همه تبدیل شده است. بحث در مورد عادی سازی روابط با اسرائیل در این شرایط ، به منزله پذیرفتن ضعف خواهد بود، مثل این که چنین چیزی به پادشاهی عربستان تحمیل شده باشد، در حالی که این کشور در پی اجتناب از ارائه چنین تصویری از خویش است.
س.گ : بنا براین، این رژیم نیست که نظرات خود را بر مردم تحمیل می کند، بلکه افکار عمومی است که بر تصمیمات رژیم تآثیر می گذارد ؟
ع. الف : یک رابطه متقابل ضمنی وجود دارد، و هر دو طرف یکدیگر را درک می کنند. یک گروه از نخبگان در داخل پادشاهی، افکار عمومی را زیر نظر دارند، و تا حدودی بخشی از آن را شامل می شوند. این گروه احساسات عمومی را درک می کنند، و می دانند چه چیزی مورد پذیرش جامعه است و چه چیزی نیست. من در اینجا به یک گروه از نخبگان سیاسی- تکنوکرات ها، شیوخ، روحانیون عالی رتبه مذهبی اشاره می کنم، نه نخبگان روشنفکر. می توان گفت که از پنج سال گذشته ما دیگر توسط یک نفر حکومت نمی شویم.
روابط اقتصادی عربستان سعودی با اسرائیل ثابت می کند که برعکس، عادی سازی روابط ضروری نیست
عربستان سعودی در حال حاضر دوران گذار را سپری می کند. پرداختن به مسئله اسرائیل و عادی سازی روابط در این شرایط بسیار حساس است و نخبگان سعودی کاملآ بر این امر آگاهی دارند. از این رو نیاز به یافتن تعادل بین سیاست داخلی و خارجی، در عین در نظر گرفتن منافع خویش احساس می شود. همان طور که سعودی ها تمایل خود برای پیوستن به توافقنامه ابراهیم، تحت شرایطی خاص را به دونالد ترامپ اعلام کردند.
س. گ : بنابر این، ما به نوعی در حال بازگشت به محتوای ابتکار عربی هستیم، که توسط ملک عبداله در اجلاس اتحادیه عرب در سال ۲۰۰۲ پیشنهاد شد. اما عربستان سعودی به طور غیر رسمی روابط اقتصادی خود را با اسرائیل به ویژه از طریق سرمایه گذاری های صندوق پادشاهی در شرکتهای اسرائیلی حفظ می کند. این تناقض را چگونه می توان توضیح داد ؟
ع . الف : روابط غیر رسمی از دهه ۱۹۹۰ وجود داشته است : نشست ها و سمینار های اقتصادی در پی کنفرانس مادرید (۱۹۹۱) یا پیمان اسلو ( ۱۹۹۳)، که نمایندگان عربستان سعودی، اسرائیلی ها و دیگر کشورهای عرب در آنها حضور داشتند. از نظر اقتصادی، این امر بر عکس ثابت می کند که عادی سازی روابط سیاسی که می تواند برای مقامهای حکومتی پر هزینه باشد، ضروری نیست، به خصوص از آنجایی که بسیاری از شرکت هایی که صندوق سعودی با آنها همکاری می کند، رسمآ آمریکایی هستند. شاهزاده محمد بن سلمان در مصاحبه ای اظهار داشت که عربستان سعودی کشوری بسیار بزرگ است، به طوری که هیچ کشوری نمی تواند آن را نادیده بگیرد. علاوه بر این، اسرائیلی ها با استفاده از تابعیت دوگانه ی خود به این پادشاهی سفر می کنند (۳)، با این حال پذیرش عمومی این واقعیت، می تواند برای عربستان سعودی مشکل ساز باشد.
در مورد ایران، لازم بود از منطق تضاد موجودیتی، به گفتمان اختلاف منطقه ای بین همسایگان تغییر مسیر دهیم
همچنین نباید این نکته را از نظر دور داشت که اسرائیلی ها در سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل متحد و آژانس های مرتبط با آن، جایی که عربستان سعودی به دنبال اعمال نفوذ بیشتری است، حضور دارند. عربستان نمی تواند حق حضور در این مجامع را از اسرائیل سلب کند، اما می تواند آن را دشوارتر کند. بنابر این در واقع پیوند هایی بین دو کشور وجود دارد که نتیجه جهانی شدن و بازتاب نقشی است که پادشاهی سعودی قصد دارد در صحنه بین المللی ایفا کند.
س . گ : در سطح منطقهای، ما شاهد تحولی در روابط عربستان با ایران هستیم. عربستان سعودی اولین کشوری بود که بمباران های اسرائیل به ایران، در ژوئن ۲۰۲۵را محکوم کرد.
ع . الف : برقراری روابط با ایران به یک مسئله امنیتی مهم تبدیل شده، و بهترین راه برای دستیابی به آن گفتگو با تهران است : گذار از منطق تضاد موجودیتی به گفتمانی بر اساس اختلاف های موجود بین همسایگان. چنین برداشتی این واقعیت را که عربستان سعودی همچنان ایران را یک تهدید منطقه ای محسوب می کند، تغییر نمی دهد، بر عکس دقیقآ همین احساس تهدید است که برقراری مجدد روابط را حیاتی کرده. مشکل موجود برای ایرانی ها، روابط نزدیکی است که پادشاهی عربستان با ایالات متحده برقرار کرده است، تا جایی که آنها ریاض را امتداد واشنگتن در منطقه در نظر می گیرند. با این حال، در آغاز جنگ، ما (عربستان سعودی) پیامی به ایرانی ها فرستادیم با این مضمون که : ما بر علیه شما نیستیم، ما حتی با شما هستیم.
پس از این برای سعودی ها، ایران دیگر بزرگ ترین خطر در منطقه نیست، بلکه اسرائیل یا بهتر است بگوئیم اقدامات اسرائیلی ها است، که روند صلح و از جمله گفتگوهای عربستان و ایران را تخطئه می کند. اسرائیلی ها ادعا می کنند که یکی از دلایل بمباران ایران، خدمت به عربستان سعودی بوده ، و این اقدام را بر اساس به اصطلاح اتحاد بر علیه ایران توجیه می کنند. آنها نیروی زیادی برای جا انداختن این روایت صرف کرده اند، و از رسانه های عربی زبان و مراکز تحقیقاتی برای تقویت روایت خود و غالب کردن آن استفاده می کنند.
احمد الشرع، اهداف عربستان را بی آن که نیازی به در خواست ریاض وجود داشته باشد، محقق می کند
این تبلیغات، توسعه روابط بین عربستان سعودی و ایران را با دشواری مواجه می کند، زیرا وقتی مردم احساس خطر می کنند، به سخنان اطمینان بخش گوش نمی دهند، بلکه به سخنانی بیشتر توجه نشان می دهند که ترس و واهمه آنها را بر می انگیزد. سیر روابط میان دو کشور تا کنون بیشتر تحت تآثیر عوامل خارجی بوده است، تا روابط دو جانبه. چیزی که برای عادی سازی روابط عربستان سعودی و ایران از اهمیت برخوردار است : ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم، تلاشی از سوی هر دو کشور برای محافظت از خود در دراز مدت در برابر عوامل خارجی ای است که تاثیر کارهایشان به طور مداوم افزایش یافته است. عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس در حال برنامه ریزی دراز مدت منطقی و عمل گرایانه هستند. آنها به این نتیجه رسیده اند که رویارویی با ایران برای هیچ یک از طرفین سودی نداشته است. بنابر این تغییر رویکرد یک ضرورت است.
س . گ : در میان مدت و بلند مدت، چهار بازیگر اصلی در منطقه مشخص می شوند : عربستان سعودی، ایران، اسرائیل و ترکیه
ع . الف : و امارات متحده عربی …..
س . گ : به امارات متحده عربی بر می گردیم. سوریه وجه مشترک میان این چهار بازیگر منطقه ای به شمار می رود. آیا عربستان سعودی خود را مهم ترین بازیگر عرب و بنابر این مشروع ترین عنصر برای ایفای نقش به ویژه در سوریه می داند ؟
ع . الف : من نمی دانم که این انگیزه واقعی عربستان سعودی است یا خیر. فکر می کنم که این کشور می خواهد در سوریه مداخله کند، چون آن را فرصتی برای تغییر چشم انداز سیاسی منطقه تلقی می کند. در این زمینه، احمد الشرع، رئیس جمهور موقت سوریه، نقش مهمی ایفا می کند، زیرا موضع وی کاملآ در جهت تآمین اهداف عربستان سعودی است. او به شکل مؤثری در منزوی کردن ایران نقش دارد، بی آن که عربستان سعودی از وی چنین چیزی را خواسته باشد، و در نتیجه بی آن که هیچ پیامدی بر روند روابط دو جانبه میان ریاض و تهران داشته باشد. او همچنین می خواهد روابط بهتری با جهان عرب برقرار کند.
جنبش های « بهار عربی» ناکارآمدی استراتژی تقابلی را آشکار کرد
رویکرد پیشگیرانه استراتژی عربستان سعودی، فرصت هایی را برای آن کشور فراهم می کند، و ظرفیت آن را برای سازگاری با شرایط در حال تغییر افزایش می دهد. ریاض تمایل خود برای احیای روابط سوریه با جهان عرب و تآکید می کنم، جهان اسلامی، را ابراز کرده است – سخنانی متفاوت با آنچه که در جریان اجلاس اتحادیه عرب در ماه مه ۲۰۲۳، ابراز کرده بود و طی آن بر بازگشت سوریه به جهان عرب تآکید داشت (۴). صحبت از جهان اسلام لحنی آشتی جویانه تر نسبت به ایران را در شرایطی که احمد الشرع با حضور ایران مخالف است، نشان می دهد ، و به این ترتیب از رویارویی با تهران اجتناب می کند. این بعد اسلامی، ترکیه را نیز که در سوریه منافع مشخصی دارد، در بر می گیرد.
عربستان سعودی رویکرد بازی با نتیجه صفر- صفر را مورد سؤال قرار داده است. گشوده گذاشتن امکان گفتگو مسیری مفید تر به نظر می رسد، و من اعتقاد دارم که استراتژی خوبی است. رویارویی هیچ بازدهی نداشته ، جنبش های « بهار عربی» ناکارآمدی چنین رویکردی را نشان داده است. ریاض در حال حاضر دیدگاهی منطقه ای تر را پی می گیرد و ادغام جهان اسلام راهی برای جلوگیری از درگیری با همسایگان غیر عرب به شمار می رود.
در یک مقطع زمانی چنین به نظر می رسید که احمد الشرع خود را به آغوش اسرائیل انداخته است. غیر منطقی نیست که فکر کنیم عربستان سعودی از وی خواسته باشد در این مورد خویشتن داری کند. اسرائیل در حال حاضر سعی دارد اراده خود را از طریق زور تحمیل کند. در عین حال عربستان سعودی به اعمال فشار دست می زند، زیرا معتقد است که مذاکرات عجولانه و بی ملاحظه می تواند اسرائیل را به این امر تشویق کند که هر گونه امتیازی را در مذاکرات آینده نادیده بگیرد، و اراده خود را با کمک ایالات متحده تحمیل کند. به این ترتیب اسرائیل در پی به دست آوردن چیزی است که نمی تواند از طریق مذاکره کسب کند. از این رو عربستان سعودی تمایل دارد در شرایط فعلی از هر گونه مذاکره ای جلوگیری کند، زیرا اوضاع ناپایدار است و در شرایطی که هدف اصلی ریاض احیای ابتکار صلح عربی است، نباید هیچ امتیازی به اسرائیل داده شود.
س . گ : ماهیت روابط میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، و رویارویی آنها در یمن و سودان را چگونه ارزیابی می کنید ؟
ع . الف : دید گاه های آنها در مورد منطقه متفاوت است. دلیل این امر مسئله رهبری نیست، بلکه دیدگاه متفاوتی از جهان عرب است. هیچ قدرت واحدی بر منطقه تسلط ندارد، و امارات متحده عربی این را فرصتی برای کسب یک موقعیت ژئوپلیتیکی خاص تلقی می کند. این همان چیزی است که در یمن، بین عربستان سعودی که از دولت مشروع حمایت می کند، و امارات متحده عربی که از شورای انتقالی جدایی طلب جنوب حمایت می کند، اتفاق افتاده است. با وجود این اختلاف نظر، من معتقد نیستم که خطر در گیری آشکار وجود داشته باشد. محدودیت هایی وجود دارد که بازیگران در گیر نمی توانند از آنها عبور کنند.
پی نوشت ها :
توضیحات هیئت تحریریه
۱ – در حالی که جمهوری خواهان از نوامبر ۲۰۲۴ مجددآ از اکثریت در مجلس سنا برخوردارند، اما از آنجایی که جناح طرفداران دونالد ترامپ تنها ۵۳ کرسی را در اختیار دارد، برای تصویب معاهده امنیتی با عربستان سعودی و اخذ ۶۷ کرسی لازم، به آرای نمایندگان حزب دموکرات نیاز مند است.
۲ – شبکه تلویزیونی اخبار مستمر عربستان سعودی
۳ – بخش قابل توجهی از اسرائیلی ها از تابعیت دوگانه برخوردارند
۴ – این اجلاس اولین بازگشت بشار اسد، رئیس جمهور سابق سوریه به نشست اتحادیه عرب از سال ۲۰۱۱ بود.
Comments
بزرگ ترین خطر برای عربستان سعودی، دیگر نه ایران، بلکه اسرائیل است /برگردان سعید جوادزاده امینی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>