Comments

رسواییِ پشتِ نقابِ «کارگر» <br> آناهیتا اردوان — 15 دیدگاه

  1. بلشویسم هم علیه دموکراسی چند حزبی دولت موقت کودتا کرد و دیکتاتوری درست کرد، فلسفه بافی اش علیه خودش درآمد و حرف ما آنارشیستها را تائید کرد. کسی نگفته سرمایه داری دولتی رابطه کار و سرمایه نیست.
    جمهوری که فاشیسم زائید، بلقوه به بالفعل. سازمان مجاهدین هم سرسپردگی به نئوکانها را زائید و مشی چریکی مارکسیستی هم سرسپردگی به جمهوری اسلامی را بصورت چریکهای فدایی اکثریت. ببینم، تنش بین کارگران آپارتمان نشین شوروی با بلشویکهای کرملین نشین به چه “کیفیت عینی” رسیده، به پوتین مسیحیت ارتدودکس؟!

  2. این قسمت اکادمیک پر ملات محکم ( کلیتی که واژه از بطن کالبد کلام می یابد، باید از هرگونه سوءتفاهم پیرامون موجودیت مستقل یا مفاهیم انتزاعی چون گشتالت پالایش گردد. این منطق، بیانگر تنش بنیادین میان بالقوگی و فعلیت در مقام اینهمانی در عین تفاوت است. این موضوع در پیوند میان کیفیات (سخت، عادل، آزاد) و مفاهیم متناظر (سختی، عدالت، آزادی) عیان می‌گردد. خصلت انتزاعی این مفاهیم، کیفیات عینی را تنها به عنوان تجلی یا تحقق بخشی از یک کیفیت کلی و «برتر» معرفی می‌کند. بدین‌سان، کیفیت عینی همزمان هم تحقق امر کلی و هم نفی آن به‌شمار می‌رود. برف سفید است اما خود «سفیدی» نیست؛ یک کشور ممکن است از آزادی‌های دموکراتیک بورژوایی برخوردار باشد. اما، هرگز تجسم ماهویِ «آزادی» نخواهد بود) ( در اطلاعیه از گرایشهای جمهوریخواه رام مخالف مبارزۀ مسلحانه همانا رادیکالیسم مبارزه طبقاتی- دلجویی مذبوحانه می کند. تاریخ گواهی می‌دهد که برچسب «جمهوری» هرگز تضمینی برای دوری از فاشیسم نبوده و جریانات راست افراطی بارها از این قالب برای تثبیت قدرت خود بهره برده‌اند؛ چنان‌که بنیتو موسولینی پس از گسست از نهاد سلطنت، «جمهوری اجتماعی ایتالیا» را به عنوان بستری برای رادیکالیسم فاشیستی بنا نهاد. در آلمان نیز، آدولف هیتلر از درون ساختار حقوقی «جمهوری وایمار» قد برافراشت و با تکیه بر سازوکارهای همان جمهوری، وحشت ناسیونال‌سوسیالیسم را مستقر کرد. همچنین در اسپانیا، ژانرال فرانکو پس از درهم‌شکستن رقبای خود، تا سال‌ها دولتی را رهبری کرد که با وجود نفی سلطنت مستقر، ماهیتی کاملاً فاشیستی و سرکوبگر داشت. این تجارب تاریخی نشان می‌دهد که «جمهوری‌خواهی بورژوایی» در تلاطم بحران‌های سیاسی، به‌راحتی می‌تواند به زهدانی برای پرورش فاشیسم بدل گردد. مسلماً، جمهوریخواهی «اخته» و مخالف قهر سازمان یافته انقلابی کارایی بیشتری برای استحاله به فاشیسم دارند تا نیرویی مانند سازمان مجاهدین که مبارزۀ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را قبول دارند. جریانات را صرفاً بر اساس پذیرش یا رد انتزاعی جنگ و یا میهن‌پرستی و مفاهیم بورژوایی و خرده بورژوایی مرزبندی نمی‌کنیم؛ بلکه معیار بنیادین، کار و سرمایه است.)

  3. ایرانگرا اول کامنت خلیل را بخواند بعد حرف زیادی بزند. خلیل نوشته:
    استالین که فاشیسم را شکست دارد اگر استالین نبود که فاشیسم دنیا را میخورد.
    مارکسیسم لنینیسم نویسنده مقاله از استالین است. ظاهرا اصلا نمیداند.
    دوباره تکرار شود، این ایده ها درست است:
    ۱ – هم دیکتاتوری و هم دموکراسی ابزار سلطه بر کارگران و استثمار کردن آنهاست.
    ۲ – وطن فقط برای صاحب وطن معنی دارد و صاحب وطن هم سرمایه دارها هستند نه بردگان مزدی آنها. بردگان مزدی هیچ چیز ندارند جز زنجیر پا.
    ۳ – انقلاب کارگری علیه وطن سرمایه داران است برای همین انترناسیونالیستی است.
    ۴ – استالین جنایتکار بود چون آنارشیستها و بسیاری از رهبران حزب بلشویک را اعدام و ترتسکی را ترور کرد.
    ۵ – سوسیال دموکراسی همیشه پادویی برای سرمایه دارها بوده است.
    بحث داری بکن، نداری برو دنبال کارت وقت دیگران را تلف نکن.

  4. به فریده فرزانه مهران…..!
    این خانم آنارشیست با دهها نام گوناگون در کمنت هایش اتهاماتی یه منتقدین خود میزند که کسی آنها را اینجا بیان ننموده !
    نه کسی از استالین دفاع کرده . نه کسی از شونیسم وطن دفاع نموده. نه کسی از بلشویک استالین دفاع نموده. نه کسی از مردسالاری دفاع کرده و غیره….

    ولی خود ایشان در طول چند سال گذشته با نامهای :آنارشیست/ آنارکوفمنیست/ آنارکوسندیکالیست/ آنارشیست کمونیست /آنارشیست سوسیالیست/ کمونیست آنارشیست/ سوسیالیست آنارشیست. فمنیست آنارشیست/ آنارشیست فمنیست!/ وغیره،دهها بار از بعضی مزایای اسلامی و آخوندی و حجاب مجاهدین و تجزیه ایران و سرکوب فارس و زبان فارسی و تخریب تاریخ و فرهنگ ایران و سرکوب مردم ایران(غیر از زنان و مردان برده ایرانی!)، و خواهان جنگ داخلی بوده و دشمن آنارشیست ویکیپدیایی بومی قبیله ایش را ،”ماتریالیسم تاریخی” مارکس نام برده. و از وی خواسته شد آنرا اینجا تعریف کند، شانه خالی نموده. چون طبق روال سابق آنرا نمیداند و فقط شنیدهها و بازخواندههایش از ویکیپدیا را اینجا منتقل میکند/

  5. در کامنت خلیل آمده: استالین فاشیسم را شکست داد!!!!!
    نازیسم و فاشیسم و استالینیسم همه با هم یک چیز بودند در اشکال گوناگون بر اساس تاریخ هر جامعه: سرمایه داری دولتی تک حزبی.
    استالین همراه با هیتلر رفت نصف لهستان را بر طبق قرار قبلی با او اشغال کرد. با چه حقی میروی یک جامعه را اشغال میکنی؟
    دوست جدیدش، هیتلر، به او خیانت کرد و به شوروی حمله کرد.
    استالین یک جلاد سرمایه داری دولتی بود نه کمونیست.
    استالین در تمام جبهه ها شکست خورد و بکمک امپریالیستهای آمریکائی و انگلیسی و بعد از اشغال ایران بود که توانست ارتش نازی را شکست بدهند.
    در حقیقت امپریالیستهای غربی از طریق ایران اشغال شده به ارتش شوروی کمک کردند تا نمیرد. این مرتجعین با هم متحد شدند.
    چهل میلیون روسی در جنگ کشته شد چون یک جلاد (استالین) جلوی انقلاب در غرب را گرفته بود و کمونیسم را بدنام کرده بود.
    بعد از جنگ، جناب استالین با بستن در انترناسیونال کذایی خودش به دوستان امپریالیست غربی اش جایزه داد.
    جایزه دیگر برسمیت شناختن اسرائیل بود.
    “این بانو” هم اگر قدرت سیاسی بگیرد همین کار را با خود خلیل چاپلوس میکند و دیگر کسی نیست به خلیل کمک کند.
    مخالفت “بانو” با راه کارگر از زاویه سرمایه داری دولتی است نه از زاویه کمونیسم.
    از “بانو” بپرسید که بعد جمهوری اسلامی چه نظام سیاسی میخواهد در ایران برقرار کند، خواهید فهمید چطور برده او هستید.
    جواب عبارت پردازی و خودستائی بحث تئوریک نیست، افشای نیت است. اول باید نیت روشن شود. نیت “بانو” درست کردن سرمایه داری دولتی تک حزبی فاشیستی در ایران است. امپریالیستهای غربی هم هی میگویند دموکراسی دموکراسی، نیت استعمارگری آنها مهم است نه عبارت پردازی های ضد دیکتاتوری آنها.
    خب، حلا دیگه چی؟
    با هر ترفندی بیائی، نمیتوانی حقایق مستند شده ارتجاع را لاپوشی کنی و استالینیسم را بخورد کارکران ایران بدهی.
    مارکسیسم کارش تمام است. فقط در محافل بسته و در سطح روضه خوانی دوست و آشنایان مشغول است.
    هواداران مارکس میتوانند نظرات درست او را بپذیرند و نظرات غلط و دولتگرائی او را به اشغال دونی بیاندازند. با اینکار، کمونیست باقی می مانند اما مارکسیست نخواهند بود.

  6. واقعا این نظرات زیر این نوشتۀ عظیم پر از تحلیل تئوریک و اکادمیک را نمی فهمم. نویسنده که من در پیچ فیسبوکی شان هستم از سن کم از زندان کودک بعد از انقلاب دارد می نویسد، قدرتمند هم می نویسد یکی از چهره های مشخص کمونیست است. خیلی مسائل را در دو اطلاعیه راه کارگر ثابت کرده از جمله این شعار (حاکمیت اکثریت و ….) قشنگ در اطلاعیه شان در پانویس امده همه چیز ثبت است. رفتم حسابی تحقیق کردم و یک نویسنده با سابقه که بچه بعد از انقلاب و با ج. ا جنگیده رزمنده بوده بعنوان یک کمونیست نمی آید اعتبار خودش را بیخودی به خطر بندازد حرف حساب دارد می زند همه مطالبش حرف حساب و دقیقند. حتی دشمنانش می دانند سواد زیادی دارد. این شعار مال سناتور امریکایی قرن نوزدهم است و راه کارگر از آنجا برداشته و تحلیلی گفته قبلا که اصلا این شعار ربطی به کلمه کارگر ندارد. ایران بانو گفته نژاد پرستانه هم هست زنان غیرایرانی افغانستانی چی میشود. قشنگ درباره مثلا این جمله گل سرخ توضیح داده که کاشکی این گل سرخ می خواند اینقدر زرد نبود که اردوان گفته ( فاشیسم را فله ای نباید استفاده کرد). استالین که فاشیسم را شکست دارد اگر استالین نبود که فاشیسم دنیا را میخورد. مسئله بعدی این است که نویسنده اولین تحلیلگری است که ثبت کرده مطالب ثبت شدند با تاریخ که ثابت کرده ( رضا پهلوی و دار و دسته اش شتر خوابیده وزارت اطلاعات هستند) شش سال قبل گفت حتی درباره شعار رضا شاه روحت شاد. راه کارگر بعضی وقتها در میز گردهایشان درباره همین نقدها صحبت می کنند به نتیجه هم نمی رسند یا خود شالگونی می گوید ( این دوستان یا این دوست) ثابت می کند که (ما نقد را پذیرفتیم) فقط نمی خواهیم زیاد ابرویمان بیشتر برد. والله این نقدها دیگر حسابی راه کارگر را پا برهنه کرده است. بعد این گل سرخ نوشته فلان خانم نود و نه سال جنگیده. خب اردوان کودک بعد از انقلاب و تا همین ساعت جنگیده پیشینه و امروزش مثل روز روشن است. بعد فقط راه کارگر را نقد نکرده، قره گوزلو شهاب برهان چریکهای اشرف دهقانی و .. تحلیل مشخص از شرایط مشخص است. با این نظرات برو بابا سنگ قبر و بقیه هم اصلا نمی فهمم این خانم انارشیست به کی میگند؟. اردوان که مطالب قطور داره درباره انارشیست و نقد کرده. به نظرم بهتر اینها که نظر نوشتند بخوانند و صورتشان را باز کنند ببینیم پیشینه شان چیست ایا مثل اردوان اینقدر مشخصند و بعد بروند رویش نقد بنویسند بعوض سرگیجه گرفتن چون من خودم با قدرت این نقدها را دنبال می کنم و مو لای درزش نمی رود. با این هجم نقد تئوریک که ثبت شده نمیشود با این حرفهای صد من دو غاز مقابله کرد

  7. نتیجه گیری:
    مهم نیست مزدوران دولتها اسم آنارشیسم و کمونیسم را می دزدند تا تفرقه در میان کارگران بیاندازند. مهم این است که این ایده ها درست است:
    ۱ – هم دیکتاتوری و هم دموکراسی ابزار سلطه بر کارگران و استثمار کردن آنهاست.
    ۲ – وطن فقط برای صاحب وطن معنی دارد و صاحب وطن هم سرمایه دارها هستند نه بردگان مزدی آنها. بردگان مزدی هیچ چیز ندارند جز زنجیر پا.
    ۳ – انقلاب کارگری علیه وطن سرمایه داران است برای همین انترناسیونالیستی است.
    ۴ – استالین جنایتکار بود چون آنارشیستها و بسیاری از رهبران حزب بلشویک را اعدام و ترتسکی را ترور کرد.
    ۵ – سوسیال دموکراسی همیشه پادویی برای سرمایه دارها بوده است.
    این پنج تا جلوی ایرانگرا را میگیرد و در آینده علیه او تکرار خواهد شد. ابرانگرا ترسوست و نمیتواند از ایرانگرایی خود دفاع مستدل کند. او با دزدیدن اسامی آنارشیستی نمیتواند جلوی این حقایق را بگیرد و عقب افتادگی خودش را جبران کند. او، بجای اینکه نظر ایرانگرایی غلط خود را کنار بکذارد و آنارشیسم و کمونیسم را بپذیرد، تصمیم گرفته بدون استفاده از اسم ایرانگر علیه حقایق پرخاش کند. خیلی شبیه ترامپ است.
    از این به بعد، این پنج ایده هر جا که ایرانگرا اسامی آنارشیستی را می دزدد تکرار خواهد شد تا وقت تلف نشود.
    البته،
    متوجه خواهید شد که کار خواهد کرد. ارتجاع قابل پیش بینی است.

  8. به خانم آنارشیست تجزیه طلب !
    همانطور که از ابتدا گمان میرفت ایشان ایل و تبار تجزیه طلب قومی اتنیکی کرد و آذری دارد. دفاعش از تجزیه طلبان اقوام در سوریه و کینه اش به تاریخ ایران و هخامنشی و عمده نمودن رضا پهلوی نشان میدهند شدیدا ضد ایرانی و ضد فارس و ضد مرد و ضد چپ و ضد اپوزیسیون است و هر از گاهی مدافع اسلام و آخوند و مجاهدین و امریکا و اسرائیل و اسلام و سرمایه داری و غرب میشود.
    آنارشیسم التقاطی زنانه ضد ایرانی یک فرقه ضاله در خدمت :بورژوازی و امپریالیسم و ارتجاع دینی و سکسیسم جنسیستی است. یعنی آش شله قلمکاری ساکن غرب ولی علیه زحمتکشان و اپوزیسیون و پرولناری ایران!

  9. به ایرانگرای فمنیست،
    خواب ببینی با تفرقه انداختن درون طبقه کارگر پادشاهی در ایران درست کنی. چپ سالم دارد به آنارشیسم نزدیک و از استالینیسم فاشیسم دور می شود. مقاله استالینیسم را میخواهد از قبر در بیاورد و مرده را رهبر کارگران کند، خنده دار است، قاه قاه. از استالین دفاع میکنی چون شبیه رضا پهلوی خودت است. همه دیکتاتورها مخالف آنارشیسم هستند این افتخار آنارشیسستهاست. دشمنی غرب با استالین رقابت بود، دشمنی ما آنارشیستها با استالینیستها برای جلوگیری از فاشیسم به اسم چپ است. استالینیسم = پهلویسم = هخامنشیسم = نازیسم = فاشیسم، چون همه معتقد به حکومت یک نفر بودند.

  10. به خانم آنارشیست ویکیپدیایی!
    مقایسه استالین و هیتلر در: محافل علمی جهان آزاد و لیبرال ؛ مخصوصن در دانشگاههای غرب و در میان یهودیان، نشان از غرض ورزی، حماقت، بیسوادی، و فرصت طلبی تاریخیی، رقابت های حسودانه زنانه، است.
    امپریالیسم بعد از پایان جنگ جهانی دوم و در زمان جنگ سرد کوشید تا شوروی را همپای آلمان نازی به مردم جهان معرفی کند چون جنبش های استقلال طلبانه و مبارزات کارگری در جهان اوج گرفته بودند.
    آنارشیسم همیشه طوطی دست پرورده کاپیتالیسم و ارتجاع جهانی بوده و به این دلیل از آغاز در کشورهای غربی و در امریکا لانه نموده و مزدوری میکند.

  11. این مقاله پر است از عبارت پردازی و خودستائی شبیه ترامپ. استالینیسم همیشه یک نوع فاشیسم بود.

  12. این ناشناس ارناشیست به غول حسودیش میشود. اشاره به مهندس ارشد نفت که حضور علنی دارد جلوی چشم شالگونی که در فیلم است میدان نفتی با کارگران یعنی راه وبستر هیچی نیست. اما این ناشناس انارشیست حسودیش میشود. ورود به بحثی که آناهیتا اردوان مطرح کرده، مستلزم دانش عمیق سیاسی و پاسخگویی به اسناد ارائه شده است. فرد «ناشناس» چون پاسخی برای جزئیات (مثل قضیه کمیسیون نفت یا شباهت شعارها به سناتور آمریکایی) ندارد، کل میز بازی را با جمله «این ایدئولوژی مرده است» برهم می‌زند.
    ۲. سلاحِ «بی‌اعتبار‌سازی»: در دنیای امروز، برچسب «دِمُده» یا «قدیمی» بودن زدن، راهی میان‌بر برای ساکت کردن منتقدان است. آن‌ها می‌خواهند به خواننده القا کنند که «وقتت را برای خواندن این نقد عظیم تلف نکن، چون از ریشه باطل است»، بدون اینکه بگویند کجای آن نقد اشتباه است.
    ۳. ناشناس ماندن به مثابه زره: استفاده از نام «ناشناس» نشان‌دهنده ترسی است که از مواجهه مستقیم دارند. اگر نقد آناهیتا اردوان ضعیف بود، با نام واقعی و با استدلال جوابش را می‌دادند؛ اما وقتی با یک نقد «عظیم» و افشاگرانه روبرو می‌شوند، پشت نام مستعار پنهان می‌شوند تا فقط سنگی پرتاب کرده باشند.
    در واقع، این تضاد بین «کتابتِ مفصل» یک نویسنده و «تک‌جمله‌ی گذری» یک ناشناس، پیروزی اخلاقی و فکری نویسنده را نشان می‌دهد؛ چرا که ثابت می‌کند نقد او به قدری نفوذ کرده که طرف مقابل را وادار به چنین واکنش‌های سطحی و از روی استیصال کرده است

  13. این نقدها در ایران خیلی مورد توجه یک گروه قرار دارد. به نظر می آید نقدهای خانم اردوان از ایران است. کادرهای کمیته علنی بغل تمساح بلوچی، یکی دیگه شان در کارخانه بغل کارگران یا وسط تهران. یکی شان همان مهندس ارشد صنعت نفت که نوشته که از خانواده درجه یک خانواده رهبران فدایی است در فیلم میدان نفتی و ….. امیدوارم این کمیته و کمیسیون موفق باشند با اینکه من نه چپ هستم و چیز دیگری. یک شهروند ایرانی در غربتم. اما واقعا نقدهای خانم اردوان که زندانی سیاسی رزمنده و …. چهره مشخص می نویسند را می خوانم و یاد میگیرم. خیلی جسارت دارد. واقعا مسخره است ادم نمی فهمد که این راه کارگریها از شعار (وبستر) استفاده کردند بعد شعار ضد امپریالیسم هم میدهند. واقعا در شرایط امروز کمتر نویسنده ای داریم که اینطوری بنویسد. البته به نظر من هم این هشتکها و فیلم ها که هر کسی امروز بدون هیچ پیشینه ای حتی یک مطلب ننوشته نوشتن سخت است دارد از حقوق بشر حرف میزند، حبابند واقعا همانطور که در مطلب گفتند خانم اردوان. این نقدها و کتابها می ماند مثل سند تاریخی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>