کشتی سوراخدار، سیاره زمین، توهم مرزهای ملی و دیالکتیک خودویرانگری بشریت! / ا.پوری
کشتی سوراخدار، سیاره زمین، توهم مرزهای ملی و دیالکتیک خودویرانگری بشریت!
مرزها: بزرگترین دروغ ژئوپلیتیک
مرزهای ملی، پاسپورتها، و دولتهای فاشیستی و کاپیتالیستی، دیوارهایی ذهنی هستند که بشریت را به «ما» و «آنها» تقسیم کردهاند. اما حقیقت تلخ این است: هیچ سوراخی در کشتی وجود ندارد که فقط یک سمت کشتی را غرق کند. تغییرات اقلیمی، جنگها، و ویرانیهای زیستمحیطی به پاسپورت نگاه نمیکنند. اگر تایتانیک غرق شود، چیدمان صندلیهای عرشه کاملاً بیربط است!
تناقض کاذب منافع ملی
هیچ تناقض واقعی بین منافع ملی آمریکا و چین، یا هر کشور دیگر، در آنچه که واقعاً برای بقا و رفاه مردمشان ضروری است وجود ندارد:
- معیشت مردم: بهبود زیرساختها، سلامت، آموزش، مسکن…
- محیط زیست مشترک: هوای پاک، آب سالم، اقلیم قابل تحمل…
- صلح و امنیت: عدم نیاز به بودجههای جنگی هنگفت برای دفاع در برابر تهدیداتساختگی…
این منافع نه از طریق جنگ و غارت، بلکه تنها از طریق همکاری انسانی و سوسیالیستی واقعی به دست میآید.
دیالکتیک خودویرانگری بشریت
بشریت امروز در تناقضی تاریخی گرفتار آمده است: از یک سو، ابزارهای علمی و فناورانهای در اختیار دارد که میتواند رفاه و خوشبختی همه ساکنان این سیاره را تأمین کند. از سوی دیگر، با همان ابزارها و با پشتیبانی ایدئولوژیهای خودخواهانه، به سمت خودویرانگری پیش میرود. ما هوشمندترین گونه سیاره زمین هستیم، اما همانند مسافران مستی رفتار میکنیم که کشتی خود را سوراخ میکنند تا همسفرشان غرق شود.
استعاره شهابسنگ: آیا تنها تهدید مشترک ما را بیدار میکند؟
فرزانه ای می گوید: کشف یک شهابسنگ ویرانگر در مسیر برخورد با زمین – بدون اینکه مشخص باشد کجا فرود میآید – شاید تنها یا یکی از آخرین راه حل هایی باشد که ناگهان به هشت میلیارد انسان میفهماند که منافع مشترکشان مهمتر از منافع ملی است! اما سوال این است:
آیا باید منتظر آن شهابسنگ باشیم، در حالی که همین حالا روی شهابسنگی بسیار خطرناکتر زندگی میکنیم: خودمان، با ایدئولوژیهای خودخواهانهمان؟
تغییرات اقلیمی همان شهابسنگ است، فقط کندتر حرکت می کند. جنگهای نیابتی همان شهابسنگ هستند، فقط پراکندهترند. فاشیسم و نئولیبرالیسم همان شهابسنگ هستند، فقط نامرئیتر عمل می کنند!
آنترناسیونالیسم سوسیالیستی: تنها راه نجات
مارکس در دستنوشتههای اقتصادی-فلسفی ۱۸۴۴
به زیبایی به نقد بیگانگی انسان از خودبیگانه در نظام سرمایهداری میپردازد. او معتقد بود که در سایه این نظام، انسانها نه تنها از محصول کار و طبیعت خود، بلکه از یکدیگر و از ذاتِ نوعیِ خویش بیگانه میشوند.
در اندیشه مارکس، انسان یک موجود ماهیتاً اجتماعی است و شکوفایی کامل استعدادهای فردی، تنها در بستر یک جامعه آزاد و انسانی امکانپذیر است. برخلاف منطق سرمایهداری که بر رقابت، فردگرایی افراطی و انباشت ثروت به قیمت استثمار دیگران استوار است، او جامعهای را متصور بود که در آن رهایی هر فرد، شرط رهایی همگان است.
این دیدگاه که خوشبختی و کمال فردی در پیوند با سعادت جمعی معنا مییابد، پاسخی عمیق به بحرانهای اخلاقی و اجتماعی ناشی از خودخواهی سیستماتیک است.
مارکس نوشت که هر انسانی باید در اوج فردیت به اوج اجتماعی بودن برسد و خوشبختی خود را در خوشبختی بقیه تکمیل کند. این راز بقای ماست:
«آنچه برای تو خوب است برای میلیونها انسان دیگر هم میتواند خوب باشد، اما تفکر خودخواهانه کاپیتالیستی همه چیز را فقط برای خود میخواهد، حتی به قیمت نابودی دیگران.»
این همان پیام آنترناسیونالیسم سوسیالیستی است: خوشبختی فردی بدون خوشبختی جمعی، نه ممکن است، نه ماندگار.
معمای صلح مسلح ترامپ در برابر عدالت خواهی سوسیالیستی
هموطنان ارجمند، آیا میدانید چرا رسانههایی مثل ایران اینترنشنال که از اسرائیل مدیریت میشوند، اینقدر از کلمه «چپ» و «سوسیالیست» میترسند؟ چون میدانند اگر شما بفهمید سوسیالیسم واقعی یعنی «خوشبختی تو در گرو خوشبختی دیگران است»، دیگر هرگز فریب شعارهای پوچ «بازگشت به پادشاهی» یا ناسیونالیسم خودخواهانه را نمیخورید.
بله، سوسیالیسم هم مانند هر علم زندهای، همواره از اشتباهاتش درس میگیرد و مسیرش را اصلاح میکند. آرمان سوسیالیستها هیچوقت قلدری نبوده، بلکه عدالت و رفاه برای همه بوده است، نه فقط برای عدهای که خود را برتر میدانند.
حالا خودتان قضاوت کنید: در دنیایی که کشورها مثل گرگهای هار مدام با هم میجنگند و کره زمین را نابود میکنند، آیا امنیت واقعی ممکن است؟ امنیت واقعی فقط وقتی میآید که همسایه تو هم خوشبخت باشد و خیالش راحت.
آمریکا همیشه دم از منافع ملی میزند، اما در عمل ته قایق کشورهای زیادی را سوراخ کرده است. نتیجه؟ حتی در خود آمریکا فقط یک مشت میلیاردر از جنگهای بیپایان و نابودی بشریت سود میبرند. در کشورهای قربانی هم، انسانهای خوب و بیگناه با هم به دره نابودی سقوط میکنند.
سوسیالیسم فحش نیست. سوسیالیسم یعنی بیدار شدن این حقیقت ساده: همه ما در یک قایق نشستهایم. اگر ته قایق را سوراخ کنی، فرقی نمیکند پاسپورتت چه رنگی باشد – همه غرق میشویم.
تنها سوسیالیسم واقعی و رویای رفاه و خوشبختی برای تمام سیاره میتواند به این فلاکتها و جنگهای بیپایان نقطه پایان بگذارد. سوسیالیسم برای امنیت و صلح، به آگاهی بشریت تکیه میکند، نه به سلاحهای مخربی که ترامپ دائم دم از «صلح مسلح» میزند.
انقلاب اخلاقی- از بیگانگی تا شهروندی زمین
ما برای بیداری بشریت، نیازی به انتظار برای شهابسنگ نداریم. هوشیاری، اخلاق انقلابی سوسیالیستی، و درک این حقیقت که ما همه مسافران یک کشتی هستیم، میتواند پیش از آنکه خیلی دیر شود، بشریت را بیدار کند.
روزی که مرزهای جنایتبار و پاسپورتها از بین بروند و فقط «شهروند سیاره زمین» وجود داشته باشد، آن روز انسان نوین و جامعه نوین متولد خواهد شد. آن روز، تمام منابع، دانش و تواناییهای بشر در خدمت خوشبختی همه خواهد بود – نه در خدمت قلدری، استثمار، و خودویرانگری.
آیا بشر به قدر کافی هوشمند است که بدون نیاز به برخورد شهابسنگ، خود را نجات دهد؟ پاسخ در اخلاق انقلابی، آگاهی اجتماعی و سوسیالیسم واقعی نهفته است. اگر امروز این انتخاب را نکنیم، شاید فردا دیگر انتخابی در کار نباشد.
با احترام،
ا.پوری(هلند) 22 می 2026
این مقاله انعکاس نظر مارکس نیست.
بحث نمی کنیم چون بحث کننده ای وجود ندارد.
آنارشیست