Comments

وزن مجاهدین و سلطنت طلبان در طرح های آمریکایی — 5 دیدگاه

  1. البته نمی رود، در کامنتهای دیگر دوباره ظاهر می شود تا قسمت کامنت های سایت روشنگری را به لوث بکشد. او برای اینکار از اسمهای آنارشیستی استفاده میکند تا ایده های آنارشیستی کامنتها را به لوث بکشد. ولی تا بحال موفق نبوده. اگر قربانیان ارتجاع به منطق و علم متعهد شوند، پیروز خواهند بود.

  2. به آنارکوسندیکالیست جعلی، که گفته:
    “تمام فعالیت های نیروهای غیر آنارشیست اپوزیسیون ایرانی باید سانسور و ممنوع و حذف شوند !”
    صد درصد چرا که نه؟
    تمام زنان و کارگران ایران باید درک روشنی از ارتجاع و انقلاب داشته باشند.
    ارتجاع هست هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات (مثل ایرانگرائی)، تبهکاری ها، خرافات، عقاید ضد علمی و نیمه علمی.
    چرا اینها معیار نباشد و معیار اصلا وجود نداشته باشد تا هر ارتجاعی هر دری بری که میخواهد بنویسد؟
    تو با کدام یک از این معیارها مخالف هستی؟
    آنارشیست

  3. خواسته یک زن آنارشیست ویکیپدیایی:
    تمام فعالیت های نیروهای غیر آنارشیست اپوزیسیون ایرانی باید سانسور و ممنوع و حذف شوند !
    تا ایشان چرندیات 30 ساله خود در این صفحه را با امضای انواع “آنارشیست” قلابی ادامه دهد.

  4. روشنگری فاقد معیار
    در این مقاله ترفند نفوذ دموکراسی خواهانه و اتقلاب رنگی مثل جنبش سبز و “زن زندگی ازادی” که بعدا آمد، نادیده گرفته شده است.
    از آتحا که روشنگری فاقد استانداردهای ضد ارتجاع است، ارتجاع را فقط رضا پهلوی و مجاهدین وانمود میکند و سوسیال دموکراتها و لیبرالهای مرتجع و حتی بلشویکها هوادار مائو و استالین را نمی بیند.
    مثلا، موارد شورشهای ضد بلوک شرق و ضد دولت پرو روسی اوکراین، از وجه تندرو و محافظه کار امپریالیستها نبود، از وجه دموکرات و سوسیال دموکرات آنها بود. کار ادامه جنگ با روسیه در اوکراین از بایدن دموکرات بود. اما الزاما لیبرالها و مرکز گراها هوادار روشهای دموکراسی خواهانه نیستند. مثلا جنگ بالکان و لیبی از طریق کلینتون و اوباما انجام شد که هر دو تندرو نبودند.
    برای درک امپریالیسم در اپوزیسیون به جنگ طلبی نباید اکتفا کرد. باید دید محتوای نظمی که خواهان برقراری آن هستند عمیقا ضد ارتجاع است یا خیر.
    اگر با این روش قضاوت کنیم می بینیم که چپ محور مقاومت هوادار رژیم و یا ضدیت رژیم با امپریالیسم، تو خالی و خودش متمایل به ارتجاع و امپریالیسم است، مثلا امپریالیستهای شرقی.
    برای درک مرتجع بودن اپوزیسیونها باید به معیارهای ارتجاع در عقاید اپوزیسیون توجه کرد و دید که فاقد کدام وجه است.
    معیارهای ارتجاع اینهاست:
    #اعتقاد به هیرارشی (سلسله مراتب) در کار گروهی ، مردسالاری، سرمایه داری، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری، خرافات و عقاید ضد علمی و نیمه علمی#
    دو خصوصیت ارتجاع بسیار رایج و براحتی قابل شناخت است: هیرارشی و سرمایه داری. مثلا مصدق مرتجع بود. در فعالیتهای او می بینیم که جطور به امپریالیستهای آمریکایی متوهم بود و اگر آنها سیاست کودتا نداشتند، نوکر آنها می شد. توده ای ها، به هیرارشی و سرمایه داری دولتی متوهم بودند.
    ارتجاع ریاکار است، وقتی توانایی تجاوز مسلحانه ندارد، انسان دوستی میکند، وقتی فکر میکند که توانایی خشونت دارد، دیو بودن خود را کاملا به نمایش میگذارد. یک نمونه بلشویسم.
    ارتحاع فقط دولت نیست، در زندگی روزمره هم وجود دارد.
    ارتجاع دارای دو صفت و هدف است: سلطه برقرار کردن و استثمار کردن.
    بهترین راهنما این است:
    گول دموکراسی را نخورید، برای مقابله با خشونت ارتجاع آماده شوید. اگر از در انسان دوستی موفق نشوند، از در خشونت خواهند آمد.
    ارتجاع مناسبات تولیدی مانع رشد نیروهای مولده نیست، ارتجاع تمایل به سلطه و استثمارگری در فرهنگ انسان است. ارتجاع تاریخا موفق بوده است و مسئله انقلاب را بوجود آورده.
    فرهنگ انسان تکاملی و قابل تغییر جهت دادن است.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>