Comments

وزن مجاهدين و سلطنت طلبان در طرح های آمريکايی — 1 دیدگاه

  1. روشنگری فاقد معیار
    در این مقاله ترفند نفوذ دموکراسی خواهانه و اتقلاب رنگی مثل جنبش سبز و “زن زندگی ازادی” که بعدا آمد، نادیده گرفته شده است.
    از آتحا که روشنگری فاقد استانداردهای ضد ارتجاع است، ارتجاع را فقط رضا پهلوی و مجاهدین وانمود میکند و سوسیال دموکراتها و لیبرالهای مرتجع و حتی بلشویکها هوادار مائو و استالین را نمی بیند.
    مثلا، موارد شورشهای ضد بلوک شرق و ضد دولت پرو روسی اوکراین، از وجه تندرو و محافظه کار امپریالیستها نبود، از وجه دموکرات و سوسیال دموکرات آنها بود. کار ادامه جنگ با روسیه در اوکراین از بایدن دموکرات بود. اما الزاما لیبرالها و مرکز گراها هوادار روشهای دموکراسی خواهانه نیستند. مثلا جنگ بالکان و لیبی از طریق کلینتون و اوباما انجام شد که هر دو تندرو نبودند.
    برای درک امپریالیسم در اپوزیسیون به جنگ طلبی نباید اکتفا کرد. باید دید محتوای نظمی که خواهان برقراری آن هستند عمیقا ضد ارتجاع است یا خیر.
    اگر با این روش قضاوت کنیم می بینیم که چپ محور مقاومت هوادار رژیم و یا ضدیت رژیم با امپریالیسم، تو خالی و خودش متمایل به ارتجاع و امپریالیسم است، مثلا امپریالیستهای شرقی.
    برای درک مرتجع بودن اپوزیسیونها باید به معیارهای ارتجاع در عقاید اپوزیسیون توجه کرد و دید که فاقد کدام وجه است.
    معیارهای ارتجاع اینهاست:
    #اعتقاد به هیرارشی (سلسله مراتب) در کار گروهی ، مردسالاری، سرمایه داری، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری، خرافات و عقاید ضد علمی و نیمه علمی#
    دو خصوصیت ارتجاع بسیار رایج و براحتی قابل شناخت است: هیرارشی و سرمایه داری. مثلا مصدق مرتجع بود. در فعالیتهای او می بینیم که جطور به امپریالیستهای آمریکایی متوهم بود و اگر آنها سیاست کودتا نداشتند، نوکر آنها می شد. توده ای ها، به هیرارشی و سرمایه داری دولتی متوهم بودند.
    ارتجاع ریاکار است، وقتی توانایی تجاوز مسلحانه ندارد، انسان دوستی میکند، وقتی فکر میکند که توانایی خشونت دارد، دیو بودن خود را کاملا به نمایش میگذارد. یک نمونه بلشویسم.
    ارتحاع فقط دولت نیست، در زندگی روزمره هم وجود دارد.
    ارتجاع دارای دو صفت و هدف است: سلطه برقرار کردن و استثمار کردن.
    بهترین راهنما این است:
    گول دموکراسی را نخورید، برای مقابله با خشونت ارتجاع آماده شوید. اگر از در انسان دوستی موفق نشوند، از در خشونت خواهند آمد.
    ارتجاع مناسبات تولیدی مانع رشد نیروهای مولده نیست، ارتجاع تمایل به سلطه و استثمارگری در فرهنگ انسان است. ارتجاع تاریخا موفق بوده است و مسئله انقلاب را بوجود آورده.
    فرهنگ انسان تکاملی و قابل تغییر جهت دادن است.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>