نه روسپی نه برده
“وقتی من داشتم بزرگ می شدم، اين کاملا طبيعی بود که دخترها دامن کوتاه يا شلوار جين تنگ، يا بلوزهای باز بپوشند. هيچ مردی متعرض آدم نمی شد. امروز، و در ده سال گذشته، پسرها زنانگی را تحريک آميز تلقی می کنند، و فکر می کنند بايد آن را محکوم کنند.”

فضيله عماره، با اين جملات تحولی را که در وضعيت زنان در محلات مسلمان نشين کشورهای اروپايی به وجود آمده است به نمايش می گذارد. توضيحات او ساده و روشنگر است: تبعيض عليه مهاجرين بويژه آن ها که از کشورهای اسلامی می آيند، پسران جوان اين مهاجرين را به درجه ای از خشم و نا اميدی کشانده که آن هابه خود ويرانگری و از خود بيگانگی روی آورده اند. آن ها اين ياس و رنجش درونی خود را به طرف زنان خودی برمی گردانند و به نحو فزاينده ای زنان را زير فشار قرار می دهند.
اين گونه جوانان بودند که در سال 2003 سوهان يک دختر جوان 18 ساله را در محله مهاجر نشين و فقير ويرتی سور سين فرانسه به آتش کشيدند و سوزاندند. در واکنش به اين واقعه وحشت انگيز بود که جنبش ” نه روسپی نه برده ” در فرانسه کارزار خود را آغاز کرد. هدف اين کارزار پايان دادن به خشونت و تبعيض روزافزون عليه زنان مسلمان تبار است.
جنبش در آغاز با 8 تن شروع شد، ولی در 8 مارس 2003، 30000 نفر در پاريس با شعارهای جنبش در خيابان به تظاهرات پرداختند. فضيله يکی از بنيان گزاران اين جنبش بود و اکنون نخستين کتاب خود را به همين نام منتشر کرده که بلافاصله به چندين زبان ترجمه شده است.
برای زنان ايرانی که زير فشار تبعيض جنسی هستند، درک مصايب ناشی از سرکوب جنسی آسان است، اما سرکوب ناشی از تبعيض نژادی شايد به همان شدت ملموس نباشد. تبعيض گسترده اجتماعی و بيکاری در ترکيب با اوضاع سياسی ويژه امروز جهان، جوانان مهاجر را که از کشورهای اسلامی می آيند، به يک مظنون طبيعی و حتی يک جانی بالقوه در چشم بسياری از مردم کشورهای ميزبان تبديل کرده است. آن ها در حالی که فقيرترين قشر جامعه ميزبان را تشکيل ميدهند، متهم اند که منابع اين کشورها را غارت می کنند، در حالی که از هر هزار تقاضای کار که برای کارفرمايان می فرستند به زحمت به يکی پاسخ داده می شود، متهم اند که عامل گسترش بی کاری اند و کار شهروندان کشورهای ميزبان را می دزدند، “جنگ تمدن ها” و تزريق مصنوعی جنگ صليبی مذهبی هم مزيد بر علت شده و بدگمانی و ترس از آن ها را در ميان شهروندان کشورهای ميزبان دامن می زند. در حالی که اين تبعيض هم زنان و هم مردان مهاجر را زير فشار سهميگينی فرو برده است، زنان مهاجر مسلمان تبار اکنون زير فشار مظاعفی هم قرار گرفته اند و آن هم از طرف مهاجران هم تبار خود. در شرايطی که جنبش های مدنی نيز به نفع بازار زير فشار قرار گرفته اند، بسياری از پسران و مردان جوان بدترين واکنش را انتخاب کرده اند، بدين ترتيب که تصميم گرفته اند همان بشوند که آن ها را بدان متهم می کنند: بنيادگرايانی خشن که ديگر لازم نيست بترسند بلکه می ترسانند، اصراری در تاييد هويت برابر انسانی خود با مردم کشورهای ميزبان ندارند، بلکه به عکس بردان نژاد پرستی رايج تبديل شده اند، حقارت فرهنگ های غربی و مسيحی و برتری خود را اعلام می دارند و نه تنها بدترين و عقب مانده ترين عناصر فرهنگی سنتی و مذهبی بومی را احيا می کنند، بلکه تعابيری تازه و حتی خشن تر از گذشته بر آن می افزايند و آن را به پرچم هويت “مستقل” خود تبديل می کنند.
اين است منشاء سرباز گيری برای محافل بنيادگرای اسلامی ، که در واقع شبکه ای هایی هستند شل و ژلاتينی که به صورت محافل خودجوش از درون شرايطی می جوشند که تبعيض نژادی و سرکوب فرهنگی و ستم اقتصادی در ترکيب با هم در محلات مهاجر نشين مسلمان کشورهايی مثل فرانسه و انگليس و ديگر کشورهای اروپايی به وجود آورده اند. اکنون ديگر اين امر در کشورهای اروپايی به يک پديده عادی تبديل شده که جوانی مسلمان تبار که تا چندسال يا حتی چند ماه پيش شيوه زندگی و افکار کاملا مدرنی داشت، ناگهان تغيير روش می دهد و به آدمی فناتيک تبديل می شود که جهان معاصر را به چالش می طلبد.
روشن است که اولين قربانی اين واکنش زنان و کودکان هستند که سرکوب آن ها توسط مردان به نشانه سمبوليک افکار و روش جديد اين جوانان تبديل می شود. آن ها دختران و زنان را مجبور می کنند چه در نوع انتخاب لباس و چه در روش زندگی به سنت های مردسالارتسليم شوند، و وقتی دختران از اين کار سر باز می زنند و از حق خود دفاع می کنند، آن ها را روسپی می خوانند و تلاش می کنند به اشکال مختلف آن ها را تنبيه و مجازات کنند.
برای مقابله با اين وضعيت چه بايد کرد؟ پاسخ آن طور که در اولين نگاه به نظر می آيد آسان نيست. چرا که در مبارزه با بنياد گرايان، نژادپرستان در کنار شما قرار می گيرند، و بنياد گرايان شما را متهم به دفاع از نژاد پرستان می کنند، و در مبارزه با نژاد پرستان، بنيادگرايان در کنار شما قرار می گيرند و نژاد پرستان شما را متهم به دفاع از بنيادگرايی می کنند.
تحليل گر فرانس پرس می نويسد:” فعالين جنبش “نه روسپی نه برده”در فرانسه، که خود يک کارزار فمينيستی است، احيای اسلام سنتی را تهديد اصلی برای زنان جوانان ميدانند و خواهان تصويب قوانينی هستند که بر دفاع از سکولاريسم، جمهوريت و جنگ عليه بنيادگرايی متمرکز باشد.”
در حاليکه جريانات فمينيستی عمده فرانسه با اين نظر موافق نيستند. آن ها می گويند از کارزارهای جنبش “نه روسپي، نه برده “برای گسترش حقوق زنان و مبارزه با فشار بنياد گرايان حمايت می کنند، ولی بايد ريشه مساله را زير ضرب قرار داد. مشکل اصلی نژادپرستی و بی حقوقی جمعيت مهاجر است و تا لبه تيز مبارزه متوجه اين امر نباشد، مشکل ادامه خواهد داشت و هر دو گروه نژاد پرست و بنياد گرا سعی خواهند کرد با گل آلود کردن جريان، برای خود از اين مبارزات ماهی بگيرند.
در بسياری از موارد می توان فاصله اين دو نظر را با مبارزه هم زمان با بنياد گرايی و نژادپرستی پر کرد. اما اين کار هميشه آسان نيست. مساله ممنوعيت حجاب در مدارس فرانسه از جمله اين موارد است. در حاليکه بيشتر گروه های فمينيست و طرفدار حقوق بشر فرانسه خواهان آزادی حق لباس پوشيدن برای محصلان هستند اعضای جنبش مزبور از ممنوعيت حجاب در مدارس دفاع می کنند. فضيله عماره تاکيد می کند: می توان به حقوق اقليت ها احترام گذاشت و در عين حال بايد شهامت داشت و عليه فرهنگ های بومی که زنان را سرکوب می کند قانون وضع کرد. همه بايد ياد بگيرند به آزادی و برابری احترام بگذارند. بايد شهامت داشت و اين سنت ها را زير سوال برد نبايد از نژاد پرست خوانده شدن ترسيد. به علاوه مردان و زنان بايد با هم ديگر در اين کارزار وارد شوند.آزادی و برابری فقط مساله زنان نيست.
جريان های عمده فمينيست فرانسه معتقدند دولت راست ميانه فرانسه برای بهره برداری سياسی در جهت اهداف خود اين طرح را آورده اند، در حاليکه اکنون فمينيست ها بايد عمده فشار را بر همين دولت وارد کنند که سياست های واپس گرايانه خود، بويژه در مورد حق اشتغال زنان را کنار بگذارد.
اکنون در کشورهای مختلف اروپا از فضيله عماره برای سخنرانی دعوت می کنند . فضيله در بسياری از اين سخنرانی ها بر اهميت رفع تبعيض نژادی برای کاهش فشار بر زنان در ميان جمعيت مسلمان کشورهای اروپايی تاکيد می کند:
“ما بايد بر سياستمداران فشار بگذاريم تا گتوهای مهاجرين برچيده شود. آدم نمی تواند از مردم بخواهد به خشونت روی نياورند اگر آن ها خودشان را تحت فشار تبعيض ببينند. جامعه بايد از زنان و آزادی شان دفاع کند.”
او در مورد قانون منع حجاب فرانسه می گويد: من از اين قانون دفاع می کنم، هرچند خودم مسلمان هستم. ولی معتقدم مدرسه بايد از نظر مذهبی مکانی بی طرف باشد.
فضيله در فرانسه در يک خانواده مهاجر فرانسوی به دنيا آمده است. او نه خواهر و برادر دارد. از اوايل سال های 80 هم در جنبش فمينستی و هم در جنبش ضد نژاد پرستی فعال بوده است.
زهره سحر خيز
Comments
نه روسپی نه برده — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>