تلویزیون روژهه لات و یک گام کج دیگر

جلساتی که آقای مایکل لدین(مشاور شورای امنیت ملی و وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا) به نام خلق های سرکوب شده ی ایران تشکیل میدهند، نسخه ایرانی اتحادی است که همین محافل روزی با سپاه صحابه و انواع مجاهدین افغانی تشکیل دادند
روشنگری/ خوانندگان گرامی روشنگری در جریان هستند که ما پس از مشاهده ی یکی از از برنامه های تلویزیون روژهه لات و سانسور بخش های مربوط به نقد سیاست آمریکا از مقاله روشنگری که به عنوان تفسیر تلویزیون خوانده میشد، نقدی نوشتیم و در آن، زمینه این سانسور را مورد بحث قرار دادیم.
در واکنش به این نقد، نامه ای از تلویزیون روژهه لات دریافت کردیم که در زیر متن آن را ملاحظه میکنید. این واکنش در نوع خود کم نظیر و جالب توجه است. این نامه نه توضیح است نه توجیه، بلکه یکسره انکار است. نامه از بیخ و بن منکر وجود و پخش برنامه ای است که همکاران ما آن را مشاهده و سپس با دقت و وسواس با متن روشنگری مقایسه کرده اند!
این واکنش از آن رو کم نظیر است که با منطق کار رسانه ای درتضاد است و به همین دلیل به ندرت ممکن است هوای توسل به آن به فکر دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی از هرنوع بیفتد. به این دلیل روشن که مفید نیست. به همین جهت آن ها که ,یک شبه راه صد ساله, را طی نکرده اند، برای ,توضیح, کار خطایی که در مقابل انظار عموم و در رسانه جمعی مرتکب شده اند، از راه های شناخته شده دیگر استفاده میکنند. به راستی این واکنش اگر یک نقطه مثبت داشته باشد، همان نشان ,جا نیفتادن, و ,عدم خبرگی, در مسیر جدیدی است که این شبکه به آن پا گذاشته است!
دوستان!
شما برنامه تلویزیونی پخش می کنید، حداقل ده ها نفر آن را می بینند، این پچ پچی در گوشی در محفلی دور از انظار عموم نیست که وقتی مطلوب نیفتاد بشود منکر آن شد. این دعوای محفلی با محفلی دیگر نیست. انکار برنامه ای که از یک رسانه عمومی پخش شده، توهین به شنونده نیست، وهن خود رسانه است. با این کار، شما به بینندگانی که خود شاهد پخش برنامه شما بوده اند و اکنون انکار پخش آن را از زبان شما می شنوند، رسما اعلام میکنید این یک رسانه جدی نیست و ما در آن هیچ مسوولیتی برعهده نمی گیریم. امروز چیزی میگوئیم، فردا عکس آن را؛ امروز چیزی را پخش میکنیم، فردا آن را انکار میکنیم. شما هرکس را متقاعد کردید، با ما که برنامه تان را دیده ایم چه میکنید؟ شما که با این کار یک سند قطعی دیگر از حقانیت ما و نادرستی روش تان به دست خود ما داده اید!
نامه در عین حال حاوی نکته ای است که واقعا اسف بار و عبرت آموز است و آن این که هدف ما از انتشار مطلب نظر را مستقیما به فشار رژیم اسلامی بر رسانه ها می چسباند تا اتهام همراهی با رژیم را القاء کند!
ما در این مقاله به هیچوجه قصد پاسخ گویی به ناسزا را نداریم. اما خوب است شمااز خود بپرسید چرا چنین گفته اید؟ چون ما گفته ایم با گرگ ها نباید رفاقت کرد و در مقابل جنایات آن ها نباید مهربان بود و اخبار جنایات و حقایق مربوط به سیاست های فاجعه بارشان را نباید سانسور کرد که این کار مردم ایران را از چاله به چاه و از چنگال گرگی به دهان گرگ دیگر می سپارد، که مردم ایران در انقلاب 57 درست از همین پدیده زخم دیده و مجروح اند و این بلا اگر تکرار شود ممکن است آن ها را از پای در آورد. اگر با راه شما همراه نباشیم، با رژیم اسلامی همراهیم؟ و جمهوری اسلامی هم درست همین کار شما را از آن سو میکند و هرکس را که با او نیست ,عوامل بیگانه, می خواند. یعنی ملت ایران وجود وهویت و منافع مستقل ندارد و هیچکس حق ندارد به نام این هویت از منافع ویژه این مردم دفاع کند و این مردم را باید یا با سنجاق کنفرانس های ویژه ایرانیان در کاخ سفید و سمینارهای سالن های سنای آمریکا و کنگره خلق های مایکل لدین به دولت آمریکا الصاق کرد یا با دستگاه زور و اختناق رژیم به او. یعنی باید هویت و حقوق مستقل مردم ایران را قربانی کنیم و از منافع مستقل شان مردم دم نزنیم، تا از شما ,رفع شبهه, بشود؟! راستی می خواهید تا کجا بروید؟ تا کجای این سراشیب…
و نامه حاوی نکات کم اهمیت تر ولی قابل توجه دیگر هم هست. از جمله این که از ما سوال میکند:,آیا اطلاعات شما بر اساس داده های واقعی است یا به مواردی چون ای – میل بسنده شده است؟,
روشنگری منبع خبری را که درسایت درج می شود، ذکر میکند تا خوانند گان با اطلاع از آن، معیاری برای سنجش اعتبار اخبار و اطلاعات داده شده در دست داشته باشند. در مورد مطلب مورد بحث ما اعتبار امضای روشنگری را پشت آن گذاشته ایم و ما قصد نداریم با این اعتبار بازی کنیم. نه به خاطر این سایت، بلکه به خاطر اینکه این اعتبار ناشی از تعهد روشنگری است به استقلال رای آزادیخواهان، و به پایبندی به دموکراسی و دفاع از حق انسان های روی زمین بویژه در ایران، در برابر همه نوع متجاوزین به این حقوق، و امروز و روزی که روشنگری دیگر وجود نداشته باشد هزارها نفر این راه را می پیمایند و خواهند پیمود و ما وظیفه خود میدانیم که احترام و اعتبار راه و روش آن ها را حفظ کنیم.
نامه نه تنها منبع اطلاعات مقاله را که همکاران خود ما هستند، زیر سوال می برد، بلکه در ادعای خود نیز تردید ایجاد میکند. از یک طرف ,چنین برنامه ای پخش نشده, و ,وجود خارجی نداشته,. از طرف دیگر ,مقاله مورد بحث را میتوان به موضوع برنامه های روز ما شبیه دانست،اما استفاده بدون ذکر منبع از آن و یا دخل و تصرف مقاله را ردمیکنیم.,!
و بعد آن جمله معترضه ی نا بهنگام و,توضیح به خوانندگان, با ,استفاده از فرصت,!: ,تمامی مقاله های ارسالی به ما از جانب نویسندگان دمکرات و آزادیخواه, مورد استفاده قرار خواهد گرفت!
یعنی شاید در گذشته هم چیزی ارسال شده و مورد استفاده قرار گرفته و اشتباه شده یا نشده،…
آیا با این ترفندها خواننده ,گیج, و موضوع , سمبل, خواهد شد؟!
به هر حال ما گیج نشدیم. شما مطلب ,ایران:گام تازه به سوی تحریم, رو خوانی کردید، مو به مو، فقط در یک جا رقم واردات را به جای 40 میلیارد دلار 40 میلیون دلار خواندید که در جای خود ,تپق, جالبی بود. اما دو بخش را ,سانسور, کردید، و آن ها تنها بخش هایی از مقاله بودند که به سیاست آمریکا، آن هم بطورجانبی و کم رنگ انتقاد داشتند.
این بود علت اعتراض ما. نه استفاده از مقاله، نه عدم ذکر نام، نه حتی انتساب ضمنی تهیه آن به مفسر تلویزیون، بلکه امتناع از انتقاد به آمریکا و سانسورآگاهانه با توجه به سابقه ای که تلویزیون روژهه لات و مدافعان سازمان زحمتکشان آقای عبدالله مهتدی از خود به جای گذاشته اند، موجبی شد برای نقد یک سیاست. ما زیر عنوان هم بطور برجسته تاکید کردیم از سرقت ادبی شکوه نمی کنیم، از دخل و تصرف در یک میراث و از لگد مال کردن حقوق مردم است که شکایت داریم. سخت به آن شکایت داریم و از این شکایت دست برنمی داریم.
بنا براین باز هم به این شکایت می پردازیم، به هر حال مساله سانسور آن مقاله را – اگر چه به شیوه های مقبول تری – میشد ,ماستمالی, کرد، اما موضوع این شکایت را نمی توان پنهان نمود و باید آن را به شیوه منطقی تری به مردم توضیح داد.
تحلیل مشخص از شرایط مشخص و ,امپریالیسم دمکرات,
یکی از دوستان یا دوستداران روژهه لات در فوروم زیر مطلب انتقادی ما، ضمن نسبت دادن اتهام کذب به مطلبی که به قول خودشان موضوعات مورد استناد آن را نخوانده و نشنیده اند، و در لابلای ردیف ناسزا هایی از قبیل ,شارلاتانیسم, و ,هتاکی, و ,فحاشی, و ,بی ربط گویی, و … به روشنگری و خوانندگانش، می نویسند مساله ,همان معادله هگل – لنینه، نقد مشخص وضعیت مشخص, که روشنگری و خوانندگانش با آن بیگانه اند.
منظور را همه میدانیم و فقط از جانب آن مراجعه کننده به فوروم مطرح نشده است: ,نقد مشخص ,این است که “امپریالیسم” که بنیانگزاران کومله اصلی با آن در جنگ بودند، در ,وضعیت مشخص, کنونی طرفدار دموکراسی شده است.
از آنجا که این استدلالی است که در داخل و خارج، از جمله گروهی از اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی و نومحافظه کاران ایرانی در پوزیسیون و اپوزیسیون و نیز آقای مصطفی هجری از حزب دموکرات که همان راه آقای مهتدی را رفته است، مکررا به آن استناد کرده اند، به آن می پردازیم. از بحث مفصل پرهیز کرده، فقط به یکی دو ,موضوع مشخص, اکتفا میکنیم.
اول: مسایل مشخص مربوط به جسد و گلوله
هرقدر در عالم مجردات به سر ببریم و هواهای ,غیرنفسانی, رسیدن به ,آرزوهای مقدس, با توسل به ابرزورمندها را در سر داشته باشیم، نمیتوانیم اجسادی را که روزانه رود فرات با خود حمل میکند و پیکرهای مثله شده ای را که در میان زباله های بغداد دور ریخته میشود ندیده بگیریم. بنا بر گزارش دانشگاه جان هاپکینز از زمان حمله به عراق 654,965 انسان به معنای واقعی کلمه قصابی و بسیاری از آن ها مثله شده اند و حال زنده ها در عراق بسیار بدتر است. در عراق و همچنین افغانستان دیگر نه بر مرده ها که بر زنده ها باید گریست. بطور مشخص نقد کنید آیا این امپریالیسم مشخص مهربان و دمکرات شده است؟
رژیم صدام حسین به لحاظ اعمال خشونت و جنایت و ایجاد بحران در منطقه، از جمله حمله به ایران و کویت یکی از بدترین رژیم های جهان بود و باید ساقط میشد. اما آیا باید با این وضعیت جایگزین میشد؟ رژیم اسلامی به لحاظ لگد مال کردن حقوق مردم ایران یکی از بدترین و خبیث ترین رژیم های جهان است و باید آن را ساقط کرد، اما آیا باید وضعیت عراق و افغانستان را جایگزین وضع فعلی نمود؟
مسبب اصلی اوضاع عراق وافغانستان کیست؟ تحلیل مشخص از شرایط مشخص به ما میگوید این هاست عوامل اصلی بوجود آمدن این وضع: تهاجم نظامی، اشغال و سپس برپا کردن جنگ فرقه ای توسط آمریکا.
از آخری شروع کنیم، یعنی علت جنگ فرقه ای. از نظریه ها و تخمین ها و توطئه هایی مثل ,راه حل سالوادوری, و واقعیت های غیر رسمی بگذرید و به واقعیت رسمی نگاه کنید. اتحاد متناوب نیروهای ارتش آمریکا با یک گروه و قتل و قصابی یک گروه دیگر. این سیاست علنی آمریکا در این سه سال بود. مگر نه این که در همین کردستان عراق، اگر نیروهای آمریکا یک ماه با گروه های مدافع طالبانی متحد میشدند و بارزانی ها را می کشتند و ماه بعد برعکس با طالبانی ها متحد میشدند و بارزانی ها را می کشتند، از خاک کردستان به جای سبزه، سرهای بریده بر سرنیزه ها سبز میشد؟
تحلیل غیر مشخص از این شرایط مشخص، یعنی تحلیل رسانه های طرفدار جنگ میگوید علت این وضعیت عقب ماندگی گویا درمان ناشدنی خود عراقی هاست. به قول توماس فریدمن این خاورمیانه وحشی مثل بیابانی است که هر دیو را که میکشی ده دیو دیگر از درون بطری بیرون آمده و تنوره میشکند! اما حتی اگر این دلیل جعلی را هم بپذیریم، باز راهی که متحدان آمریکا و کسانی که راه آقای مهتدی را در پیش گرفته اند در گام اول محکوم میشود و بعد سیاست خود آمریکا. مگر سیاست عقب مانده فرقه ای غیر از این است که بر اساس مشخصات و تعلقات مذهبی، ملی و قبیله ای دوستان و دشمنان خود را انتخاب کنید و مجبور شوید بر جنایات ,دوست, پرده بکشید و آن را سانسور کنید و به این ترتیب در جرم او شریک شوید؟ و وقتی چنین کردید، پیروان دیگر مذاهب و فرقه ها را بر می انگیزید که بر اساس مذهب و فرقه و آئین خودشان با شما در افتند.
و بطور مشخص، انتخابات های آمریکایی عراق در ایجاد این جنگ خونین داخلی چه نقشی بازی کرد؟ انصاف بدهید: آیا هیچیک از انتخابات های عراق را میتوان مدنی نامید؟ مگر نه اینکه قبلا سفرای آمریکا نشستند و بر اساس تجزیه و تقسیم به فرقه ها و یارگیری از آن ها و امتیاز دهی، آئین نامه انتخابات و متن قانون برای تشکیل پارلمان و رای گیری و غیره را نوشتند؟ بمبی که آمریکا در انتخابات های عراق کار گذاشت، خصلتی انفجاری تر و به شدت مخرب تر از بمب هایی داشت که از آسمان بر سر مردم ریخت. آنجا، در آن ,انتخابات های مدیریت شده, بود که ریشه کینه توزی را با , قانون, آب دادند. بیهوده نیست که پاره ای از تحلیل گران معتقدند علیرغم شکست لشگرکشی به عراق و فاجعه کنونی، آمریکا به مقصود خود نزدیک میشوند. حتی اگر این جنگ شوم داخلی فروکشی کند، اما ,دولتچه, هایی ناتوان در سرزمینی فاجعه زده برجای بماند، به نفع آمریکاست. برعکس راه پیشرفت و رفاه و خوشبختی مردم توسط همین ,دولتچه ها, تا دهه ها سد خواهد شد. آیا همین ,تولد, نیست که خانم رایس انتظار آن را می کشد و فرمانده نظامی آمریکا در عراق آن را به ,شاهکارهنری, تشبیه میکند؟ آیا این همان کاری نیست که روزی استعمار انگلیس در همین منطقه و استعمار فرانسه به یاری دیگرقدرت های استعماری در آفریقا کردند؟
به علل دیگر بپردازیم: جنگ و اشغال. و تنها با ذکر یک سند: آمریکا فقط برای مصرف سال 2005 خود 1,500,000,000 گلوله خرید، برای هر عراقی از کوچک و بزرگ 58 عدد! این واردات گلوله است یا دموکراسی؟ آمریکا و اسرائیل در جنگ های خود در خاورمیانه در سال های اخیر از بمب های فسفری، خوشه ای [ این دو را اعتراف کرده اند] و از بمب هایی با سوخت اورانیوم [این یکی را دانشمندان نشان داده و آن ها هنوز اعتراف نکرده اند] استفاده کرده اند. این برای برپا کردن جهنم است یا دموکراسی؟
چرا آقای مهتدی با تاکید فراوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی را از مبارزه با جنگی با این مشخصات برحذر میدارند؟
چرا شما با این جنایات مخالفت نمی کنید و آن ها را همراه و همزمان با جنایات جمهوری اسلامی افشا و محکوم نمی کنید؟ چرا افشای آن ها را سانسور میکنید؟ چرا مبارزه با این جنایات مسلم را که محور کار دموکرات های جهان در آغاز قرن بیست ویکم شده است نفی میکنید؟ آیا با قرار گرفتن در کنار مرتکبین این جنایات غیر قابل تردید و مستند شده، اپوزیسیون دمکرات ایران را بدنام نکرده و عملا و ناخواسته به رژیم سفاک حاکم کمک نمی کنید؟ آیا با حمایت یا سکوت در برابر این جنایات و با دمکرات خواندن این امپریالیسم، برای رژیم در میان مردم ستمدیده منطقه متحد درست نمی کنید؟ این سیاست و چسبیدن به جنگ طلبان تحت عنوان اپوزیسیون، چقدر در دلسردی و تردید مردم در مبارزه قاطعانه تر با رژیم نقش دارد؟ آیا با روی گردانی از راه سوم، راهی که فقط با محکوم کردن آشکار و علنی جنایات هر دو طرف میتواند خود را اثبات کند، دست رژیم را برای قرار دادن مردم در برزخ بین دو جهنم باز نمی گذارید؟
دوم: مسایل مشخص مربوط به دیپلوماسی و رفاقت با حامیان سپاه صحابه
حالا برویم به سراغ تحلیل مشخص از وضعیت مشخص در دیپلوماسی. اکنون سیاست رسمی و اعلام شده ی کاخ سفید، مبارزه با ,اسلامو فاشیسم, امثال جمهوری اسلامی در اتحاد با ,رژیم های میانه رو, عرب است. در این که جمهوری اسلامی یک رژیم شبه فاشیستی و قرون وسطایی است تردیدی نیست. اما رژیم های ,میانه رو, عرب که بنا بر نسخه ی کاخ سفید، شما باید دوست آن ها باشید کیستند؟ مهم ترین آن ها البته عربستان سعودی است.
انصافا آیا شیوخ عربستا ن سعودی، در زن ستیزی، گردن زدن، پایمال کردن حقوق مردم کشور خود، تبلیغ والقاء و تحمیل ارتجاعی ترین و قشری ترین تفسیر مذهبی از اسلام و اعمال مجازات های اسلامی، رجحان قبیله گرایی بر مدنیت، فساد مالی و اخلاقی و سیاسی و ، ونه کمتر از همه: صدور ایدئولوژی ارتجاعی و گروه بندی های تروریستی و شبه تروریستی، دست کمی از رژیم اسلامی ایران دارد، حال اگر دست بالا را هم نداشته باشد؟ آیا ما باید با خالق و حامی مالی طالبان ها، بر پا دارنده ,مدرسه, ها برای تربیت طلاب بنیاد گرا تحت رهبری جنگ سالاران مجاهد، حامی سپاه صحابه که بخشی از آن خوردن خون شیعه را باعث دوام جوانی و طول عمر پیروان خود خوانده و توصیه میکنند، متحد شویم تا بتوانیم سپاه وحشی پاسداران و بسیج و دولت حامی شان را از میان برداریم؟ مگر همین نوع اتحادها نیست که امروز مردم بی گناه افغانستان را رسما به دست جنایتکاران قاچاقچی و جنگ سالاران متعصب ضد بشر که با دولت متحدند، و نو طالبان های عقب مانده تر از طالبان ها و ضددولتی سپرده است؟ مگر همین نوع اتحاد ها و ائتلاف ها نیست که به عنوان عنصر عقب ماندگی و عامل بر پا شدن جنگ فرقه ای در عراق معرفی میشود.
و در همین رابطه، باید به کلی از وضعیت مشخص به عالم هپروت سفر کرد تا مطلع نبود جلساتی که آقای مایکل لدین به نام خلق های سرکوب شده ی ایران تشکیل میدهند، نسخه ایرانی اتحادی است که همین محافل روزی با سپاه صحابه و انواع مجاهدین افغانی تشکیل دادند تا حکومت طالبان آفریده شد. برای سند کافی است نگاهی به سایت های میهمانان هم نشین آقای مهتدی در جلساتی که زیر پرچم آمریکا تشکیل میشوند بیندازیم تا نسخه های مختلف سپاه صحابه از نوع شیعه یا سکولار یا قومی را تشخیص دهیم و به عیان ببینیم با غلبه آن ها بر اپوزیسیون چگونه ملت ایران را هم میتوانند چند صباح دیگر به همان اتهام نژاد پرستانه ی ,عقب ماندگی, درمان ناپذیر متهم کنند که امروز ملت های افغانستان و عراق را به آن متهم میکنند، تا صحنه های مثله شدن مردم بی گناه از هر مذهب و قوم را در کوچه و خیابان شهر و روستای ایران ببینیم.
حقیقت این است که آن دو ملت را با کمک اتحادهای ارتجاعی در داخل و خارج، و تحمیل سیاست هایشان به زور اسلحه و پول، به عقب ماندگی بیش از آنچه گرفتارش بودند مبتلا کردند و به طور جهشی به عصر حجر برگردانده اند. اگر ما باید درسی از تاریخ خونبار و ,مشخص, آن ها بگیریم، این است که در عین تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی از اتحادها و ائتلاف های ارتجاعی پرهیز کنیم و اجازه ندهیم از طریق این ائتلاف ها دست ارتجاع جدیدی در کشور ما باز شده و جانشین ارتجاع کنونی گردد.
امروز رفتن به کریدورهای سنای آمریکا، سنایی که قانون شکنجه را تصویب کرد، کار ارزانی است، البته نه برای کسی که بهای میراثی را که مبارزان ضد ارتجاع داخلی و خارجی برای مردم ایران به یادگار گذاشتند بداند و بخواهد در آنجا مشت بر میز بکوبد و بگوید دفع فاسد به افسد نمی توان کرد، که ظهور دیو طالبان هم در افغانستان و هم در ایران کنونی، محصول همین سیاست های شما در اتحاد با ارتجاع قبلی بود، که گلوله ها و بمب های شما، تروریست های شیعه و سنی و جنگ هفتاد ودو ملت را برای خاورمیانه به بار آورده و در باغ بهشت را برای مرتجعین حاکم بر ایرا ن باز کرده است که تاکنون هم از شکست تان بهره گرفته اند هم از پیروزی تان، که هم دفاع شما از حمله عراق صدام به ایران و هم حمله خودتان به عراق صدام ، نه تنها در نفس خود جنایتکارانه بود، بلکه جنایتکاران اسلامی حاکم بر ایران را هم تقویت کرد و بر دوام حکومت فاسدشان بر مردم به جان آمده ی ما افزود، که ما حمایت شما را از صدام در حمله به ایران و برافروختن آن جنگ شوم، نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم، زیرا همان جنگ بود که جمهوری فاجعه را در ایران تثبیت کرد، که دمکراسی این هدف شما را بر نمی تابد که خاورمیانه را منفجر کنید و از شکم به قول خانم رایس “آبستن ” برنامه های تان، دولتچه های مذهبی و قومی بزایید تا هنگامی که آن ها مشغول تاریخ آفرینی برای خود و به جهل و فاجعه کشاندن مردم خود هستند، شما دارایی ها و منابع شان را به حراج ببرید.
اما آن پیلتنی که بخواهد این حقایق را که نتیجه ی ,تحلیل مشخص, از ,واقعیات مشخص,، یعنی ,تجارب مشخص, زمان خودمان در افغانستان و عراق و ایران است در سنای آمریکای بگوید، با ,وضعیت مشخصی, روبرو خواهد شد: او را به سنای آمریکا راه نخواهند داد! به این دلیل ,مشخص, که امپراتوری زمان ما، درست مثل امپریالیسم قدیم دوست ندارد چهره واقعی اش را به نمایش بگذارد و نه در شرایط مشخص جدید، بلکه در طول حیات دو قرنی اش حتی یک بار نبوده که لشگر کشی ها، جنگ ها، کودتاها، و حتی انفجار بمب هسته ای خود را به نام نامی آزادی موصوف نکرده باشد.
ضمنا این نوشته را که ,بخشی از دردهای مردم ما, را که میان دو سنگ آسیا خمیر میشوند باز میگوید و ,روزنه ای است برای آگاهی بخشی از جامعه ایرانی,، برای روژهه لات ارسال میکنیم و خوشحال میشویم که آن را بخوانید. ذکر منبع از نظر ما ضرورت ندارد، هرچند مخالفتی با ذکر آن هم نداریم.
توضیح بولتن خبری روژهه لات در خصوص:
تلویزیون روژه هه لات و تصرف در نگاه روشنگری
* مساله سرقت ادبی نیست، مساله لگد مال کردن یک میراث است.
وریا محمدی ، مسئول بولتن خبری روژهه لات تی وی
مسئولان محترم سایت روشنگری
با احترام
مقاله توضیحی شما را در سمت چپ صفحه اول ملاحظه کردم.در این خصوص توضیحات زیر را ضروری میدانم.
در تاریخ یاد شده چنین برنامه¬ای پخش نشده و برنامه مورد نظر شما وجود خارجی نداشته است.
_ اخلاق روزنامه نگاری را به مثابه یک پرنسیب کاری قبول داشته و به حفظ امانت داری باورمندیم.اما نکته قابل توجه عدم تدقیق شما در صحت و سقم مورد یاد شده است.مقاله مورد بحث را میتوان به موضوع برنامه های روز ما شبیه دانست،اما استفاده بدون ذکر منبع از آن و یا دخل و تصرف مقاله را رد میکنم.
_شما در نوشته تان به موضوع و نام برنامه اشاره دارید که لازم است گفته شود برنامه یاد شده ” فراسوی خبرها _ نگاه هفته ” دو بخش مجزاست که اولی به شکل روتین روزانه و دیگری به شیوه هفتگی اجرا و پخش میگردد.
_نام گوینده مورد اشاره با نام گوینده ما در بخش نگاه هفته متفاوت است و دو گوینده متفاوت برنامه های فوق الذکر را اجرا میکنند ، که در توضیح شما به اشتباه بدان اشاره شده است.
_لینک برنامه های ما روزانه در اینترنت به مدت 24 ساعت قرار داده میشود و هر روز هم بینندگان ما از آدرس سایت اینترنتی مطلع میگردند .آیا اطلاعات شما بر اساس داده های واقعی است یا به مواردی چون ای_میل بسنده شده است.این توضیح را ضروری میدانم که بارها سایت شما از اخبار ناموثق استفاده کرده است.منجمله میتوان به خبری در خصوص دستگیری فردی در سنندج به اتهام داشتن ماهواره اشاره کرد که کاملاً غیر واقعی بود.
_در خصوص مواضع کلی تلویزیون که به وفور زیر باران حملات مقاله شما قرار دارد،در مقاله ای دیگر توضیحات کاملی را ضروری دانسته که به زودی در آن مورد نیز توضیح خواهم داد.
من به شخصه از مسئولان محترم سایت روشنگری انتظار داشتم که پیش از انتشار چنین مقاله هدفمندی موضوع را با ما در میان میگذاشتند و در این خصوص خواهان توضیحات میشدند.این کار نه تنها صورت نگرفته بلکه در فضایی ناصمیمانه یکی از کانالهای اطلاع رسانی مورد هجوم قرار داده شده است.نظر شخصی من چنین است که در بمباران اطلاعاتی امروز دنیا که جمهوری اسلامی به شدت عرصه را تنگ کرده است،هجوم شما آنهم بر اساس اطلاعات غیر واقعی و کاملاً نادقیق با چه هدفی صورت پذیرفته است؟
در همین جا نیز به همه خوانندگان این توضیح از طرف خودم اعلام میدارم که تمامی مقاله های ارسالی به ما از جانب نویسندگان دمکرات و آزادیخواه که منافع عمومی مردم ایران را لحاظ کرده باشد،دردهای مردم ما را باز گوید و روزنه ای باشد برای آگاهی بخشی به جامعه ایرانی ،مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
در خصوص توضیحات ناصحیح و بیشتر اتهام نامه مقاله در آینده ای نزدیک پاسخی ارسال خواهد شد.
در صورت ضرورت برنامه مورد نظر (13 اکتبر) به آدرس شما ارسال خواهد شد.
امیدوارم این توضیح کوتاه تا رسیدن توضیحات بعدی چاپ گردد و یک طرفه قضاوت نکرد.
*نقد قبلی روشنگری
https://roshangari.info/%d8%b1%d9%88%da%98%d9%87-%d9%87%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%aa/
************************
کامنتهای قدیمی / آذر درخشان: وقتی این نوشته ها را می خواندم بخصوص استدلالاتی را که حواریون آقای مهتدی برای سیاست های این گروه نوشته اند یاد حکایتی افتادم که بد نیست با شما در میان بگذاریم: روزی بود روزگاری بود. مردی می خواست سامورایی شود. این آقا برای اینکه سامورایی شود باید با تمام چیزهایی که هوی و هوس نفس نام داشت مبارزه می کرد تا به مقام سامورایی شدن برسد. دست بر قضا روزی بشدت هوس خوراکی شبیه چلوکباب خودمان را کرد. رفت و در بازارچه شهر به قدم زدن پرداخت تا شاید این باصطلاح هوس از یادش برود اما هر چه کرد نتوانست پس برای اینکه بتواند از شر این هوس خلاص شود تصمیم گرفت یکی را “انگولک” کند از شانس بد این یکی خود یک سامورایی بود! پس به نوآموز سامورایی رو کرد و گفت: ,آقا بهتر است بروید چلوکباب تان را بخورید, حال من هم به آقایون و خانومهای گروه مهتدی نصیحت دوستانه می کنم که دست از سر مردم و زنان و اینجور چیزها بر دارید و بروید با خیال راحت چلوکباب تان را بخورید. قول می دهیم که در آن صورت کسی به شما کاری نداشته باشد!!!/ سهند: در جواب آقای خراسانی.اگر بنظرحضرت عالی دفاع ازحقوق مدنی تاریخی اقتصادی هویت فرهنگی وووو…پان ترکیست ویا پان عربیست ویاپان بلوچیست وغیره نامیده میشود پس تفکرات شوونستی رضا خانی را هنوز هم در سر نی پرورانید./ رضا مدیری: همانطور که آقای هاتف رحمانی اشاره کرده اند بنده هم شاهد این برنامه بودم. یکی از دوستان من که کرد است و مطالب تلویزیونها و رادیوهای ماهواره ای کردی مربوط روژهه لات، کومهله و تیشک(وابسته به حزب دمکرات) را ضبط می کند برنامه را دارد. من حقش را بخواهید اول متوجه نبودم که چیزهائی از این مقاله حذف شده است و به همین خاطر با هم یکبار دیگر این برنامه را مرور کردیم و دیدیم که ادعای روشنگری صددرصد درست است. ما تلاش خواهیم کرد این برنامه را به فایل کامپیوتری تبدیل کرده و در دسترس عموم قرار دهیم. علاوه بر این موارد بسیار دیگری از این نوع در این تلویزیون و نیز رادیو ماهوارهای روژهه لات وجود دارد که اخلاق و تعهد روزنامه نگاری و خبررسانی حکم میکند که با امانت منابع مربوطه ذکر شود اما روژهه لات و( نه فقط روژهه لات) از این کار استنکاف کرده و با توجه به سیاستهای خود در آن دخل و تصرف میکنند. این دخل و تصرف همچینن در ماهواره های رادیوئی کردی نیز به وفور مشاهده میشود. گویا این د وستان تصور میکنند که برنامه ها فقط در کردستان قابل دریافت است؟ / bane: من از مطالب درج شده در سایت روشنگرى اینجور استنباط میکنم که این سایت خط سیاسى خاصى را دنبال میکند.بریده از خلقها از این فرصت استفاده کرده و این صفحه راتبدیل به میدان تسویه حسابهاى شخصى کرده و مى خواهند از اب گل الود ماهى بگیرند.جریانى که مشروعیت ندارد به هر سلاحى براى گشودن عقدهاى سیاسى و فرقه اى دست میبرد. براى درک میزان مشروعیت و اجتماعى بودن کومله انقلابى زحمتکشان کردستان برنامه هاى روزهه لات را تعقیب کنید. برنامه هاى این کانال سیماى واقعى خواستهاى ملت ستمدیده کردستان است. بیش به سوى زندگى بهتر براى ملت کرد/سامان: پیشنهاد من برای حل این بحث ارسال برنامه روز 13 اکتبر برای دیدن خوانندگان سایت است.
اگر روشنگری آن را دارد که چه بهتر اگر ندارد بگویید ارسال کنند که حقایق روشن شود./ هاتف رحمانی: در مباحثات مطرح بین شما وتلویزیون روژه لات متوجه شدم که مسئول محترم تلویزیون روژه لات پخش مقاله روشنگری از تلویزیون روژه لات را منکر شده اند. این جانب می خواهم به پخش آن مقاله از روشنگری گواهی دهم تا شاید به روشن تر شدن موضوع کمکی باشد . مقاله مورد نظر روشنگری در سایت نوید نو به نقل از روشنگری درج شده بود.فردای پس از درج مقاله در نوید نو به طور اتفاقی شاهد پخش برنامه تلویزیون روژه لات از ماهواره بودم که ناگهان گفتار گوینده نظرم را جلب کرد.با دقت بیشتر متوجه شدم که مقاله ای که گوینده محترم در حال خواندن آن است همان مقاله روشنگری است که در نویدنو هم درج شده بود. به علت شلوغی منزل وعدم توجه کامل ، متوجه کم وافزون مقاله از جانب گوینده محترم نشدم ولذا در این باب صحبتی هم ندارم.اما به خوانده شدن مقاله روشنگری در تلویزیون روژه لات گواهی می دهم . امیدوارم این توضیح مختصر در روشنگری حقایق مورد ادعای طرفین مثمر ثمر باشد. با درود فراوان/ اربابا: کومله انقلابى زحمتکشان کردستان حزبى واقع بین و روزنه اى براى بازنکرى در سیاستهاى غلط کذشته و همینطور بیرون امدن از تنک نظرى ایدولوزیک میباشد.این حزب با واقعیتهاى سیاسى کردستان و جهان منطبق و در جهت خواستهاى واقعی دمکراسى کام برمیدارد. تاکتیک و استراتزى حزب در جهت متحقق ساختن دمکراسى و جامعه مدنى است و عملکرد سیاسى این حزب این را نشان داده. بجاست یاداور شوم که کومله حزب واقعى جنبش رهایى بخش خلق کرد میباشد. / هیوا: کسانى که در این سایت با اسم جنبش خلق کرد و کومله متوسل به فحاشى مى شوند،نه نماینده خلق کرد و نه وابسته به جریان اجتماعى کومله میباشند.حزب کمونیست یک خانه خالى و بى معناست.حزب کمونیست براى ملت کرد موازى حرکت کردن با شونیزم فارس میباشد.در ضمن این شعارها اب در هاون کوبیدن ، استیصال و به بن بست رسیدن میباشد.جنبش انقلابى خلق کرد به رهبرى کومله(سازمان انقلابى زحمتکشان کردستان)میرود تا جامعه و زندکى نوینى براى ملت کرد به ارمغان بیاورد./ ب. اشکان: ین نقده ای که طرفدار این هاست می گوید که حزب کمونیست مال حکمت و مهتدی بوده است. خوب اگر بود چرا اولی فرار را بر قرار ترجیح داد و دومی نیز فلنگ را بست. آقا این ها که خودشان از این حزب انشعاب کردند و رفتند. اولی بعدا” سناریوی سیاه و سفید را نوشت و راه را برای همکاری با سلطنت طلبان هموار کرد و آقای مهتدی که مستقیما” بدون هیچ واسطهای به عمو سام دخیل بست. خیر آقا، دخیل بستن به آمریکا با واسطه یا بی واسطه هیچ دردی را از مبارزه با جمهور سیاه جنایت اسلامی درمان نکرده که بهترین بهانه را به آخوندهای حاکم برای خاک پاشیدن به چشم مردم میدهد. آقا من با همان منطق شما میگم که همین اسم سازمان زحمتکشان نیز برای شما اضافی است چون شما این را از تاریخی عاریت گرفته اید که دیگر به شما مربوط نمی شود. همانطور که نام حزب کمونیست را کنار انداختید من توصیه می کنم نام سازمان زحمتکشان کردستان ایران را که واقعا” دیگر برای شما بی ربط و اضافی و بادکنکی است کنار بندازید. شما که در این کار تجربه کافی و وافی دارید.واقعا” این کار شما را سبک و چابک می کند. اکنون نامهائی مانند سازمان دمکرات های جوان ایران، سازمان جوانان حزب دمکرات یا سازمان جوانان اتحادیه میهنی به سر و اندازه شما کاملا” می خواندو هم هیچ مانعی در روابط خارجی شما درست نمی کند.
زنده باد سوسیالیزم، زنده باد جنبش انقلابى خلق کرد ف زنده باد کومله(سازمان انقلابى زحمتکشان کردستان). سپاس بیکران / بی سنور: آقای علی رحیمی، در مسلک کسانی که امریکا قبله آمالشان باشد حقیقت یعنی نا سزا گفتن؟ واقعأ دنیای عجیبی است….. من خواننده گان عزیز این سایت را به نوشته قبلی ام جلب میکنم و قضاوت را بنا بر احترام به آنان می سپارم . و اما چند نکته را ضروری میدانم که اشاره ای به آنها بنمایم . مدارک و اطلاعیه ها در مورد ضدیت با اعتصاب 16 مرداد و دفاع از اکبر گنجی نزد من موجود میباشد در صورت نیاز حاضرم آنان را علنآ در این سایت قرار دهم. و اما از اکبر گنجی کمی بگوییم .آقای دیروز پاسدارو شکنجه گرو امروز اصلاحات چی بی مصرف. ایا واقعآ دفاع اکبر گنجی از زندانیان ساسی را باور داریید؟ ایشان 6 سال را در کدام زندان بوده اند ؟ همان زندانی که زندانیانش اکنون در لعنت آبادها و خاورانها در خاک خفته اندو با همان شرایط؟ همان زندانی که زهرا کاظمی و هزاران زندانی سیاسی را پس از سالها شکنجه و عذاب روحی به جوخه اعدام سپردند؟ از کدام اعتصاب غذای اکبر گنجی حرف میزنید؟ آری اکنون امریکا از کسانی دفاع میکند که اکبر گنجی یکی از آنهاست. او خود متهم به شکنجه وکشتار انقلابیون است اکبر گنجی باید در دادگاه مردمی و انقلابی به محاکمه کشیده شود . پس اشک لطفأ اشک تمساح نریزند. سیاست کومه له و حزب کومونیست دفاع از انسانیت است با هر رنگ ونژاد و جنسیت ما هیچگاه حاضر نبوده و نیستیم که فردا آذرباییجان .همدان.سمنان.سیستان وبلوچستان و ………… در آتش جنگ بسوزند تنها به خاطر اینکه کردستان در امان باشد. ما این اجازه را به هیج جریانی وگروهی نمیدهیم . مردم انقلابی کردستان و ایران این اجازه را به کسی نمیدهند نسخه امریکایی عراق در کردستان و ایران پیاده شود .سرنوشت خودشان را خود رقم میزنند واین رژیم سرمایه جمهوری اسلامی را بزیر میکشند که آن روز دور نخواهد بود! کومه له ای که کاک فوئاد.صدیق کمانگر.دکتر جعفرشفیعی وهزاران کومونیست انقلابی بنیادش نهادند پایه هایش را مار کسیسم ولنینزم تشکیل داده که اکنون خار چشم اربابان و سرمایه داران و مرتجعین است( روزی که خورشید تابناک حزب کمونیست ایران طلوع می کند،روز رستاخیز زحمتکشان را نوید می دهد و آن روز،روز آب شدن برف های ستم است.رفقا خورشید را بجنبانیم.بگذار مرتجعین و فرصت طلبان زوزه بکشند،آنچه می بینیم اوج تکامل انقلاب است.از سخنان رفیق فواد مصطفی سلطانی/سال 1353)/ علی رحیمی نقدهای: روشنگری یا افشاگری؟ بجای بحث میتوان به ناسزاگوئی پرداخت و نام آنر همانطور که بی سنور گفت افشاگری گذاشت. دوست گرامی شما نام حزب کمونیست را از منصور حکمت به عاریت گرفته اید و برنامه جدید، استراتژی و تاکتیک اش را از کاک عبدالهه مهتدی! این در حالی است که حتی یک فارس هم در حزب کمونیست ایران یافت نمی شود. آیا این شد راه و رسم کمونیست بودن. نام سازمان زحمتکشان کردستان ایران(کومهله) سنت کومهله را همراه خود دارد و بارهای اضافی و عاریتی را به دور ریخته است. سازمان زحمتکشان کردستان ایران( کومهله) نه عنوانیاست قلابی، نه عاریتی، نه بادکنکی. حتی تعدادی از اعضای کمیته مرکزی و کادرهای سازمان شما نیز طی نامه ای علنی خواهان فعالیت تحت نام کومهله شدند. درست است یا نه ؟ یعنی ما همیشه از شما جلوتر حرکت میکنیم. شما به طور مشخص چه چیزی را به نام حزب کمونیست انجام دادید یا می دهید که ما نمی دهیم. به جز این اختلاف مربوط به نحوه استفاده از شرایط مساعد کنونی( از کاه نباید کوه ساخت) شما فقط دور خودتان می چرخید و جز خودستائی کدام کار مثبت را چه در حوزه مبارزه ملی، چه در حوزه مبارزه برای دمکراسی و چه در حوزه مبارزه برای سوسیالیسم انجام داده اید! در مورد حلبچه خود کردهای عراقی که صاحب عزا هستند از ماجرا گذشتند شما چرا رضایت نمی دهید. و دیگر این که در آن موقع آیا ما اعتراض کردیم یا ما هم بنا به دلائلی که سکوت کردیم؟ آیا ما کمونیست بودن کاک فواد مصطفی سلطانی و دکتر جعفر شفیعی و کاک صدیق کمانگر حذف کرده ایم نه ؟ این ها قبل از این که عضو حزب کمونیست باشند کومهله ای بودند. پس این استدلال درست نیست. درارتباط با اعتصاب عمومی کردستان لطفا” وسط دعوا نرخ تعیین نکنید. دوستان ما این را بارها توضیح داده اند اما شما فقط لج بازی میکنید. اگر حتی حرف شما را قبول کنیم بازهم یک استثناء قاعده نخواهد شد( زند کودکی به غلط تیری به هدف)! در مورد گنجی او شش سال زندان بوده است و فراخوان داده برای آزادی همه زندانیان سیاسی. چرا این که به زندان افتاد و تا دم مرگ اعتصاب غذا کرد را حذف کرده اید؟ آیا مطالبه آزادی همه زندانیان سیاسی از سوی کسی که شش سال زندان مانده و در برابر فشارها کوتاه هم نیامده است غلط است. آیا در سوسیالیسم شما گنجی ها در زندان خواهند بود؟ باید به این سوالات پاسخ بدهید و منطقی بحث کنید. من شما را جزو نیروهای دمکرات و خلقی می دانم بنابراین معتقد به بحث معقول هستم فحش و ناسزا فقط دل را خنک میکند ولی مسله ای را حل نخواهد کرد./ محمد آبیدر: آقای محمد نقده ای، استفاده از تضادها را هیجکس نفی نمیکند. در جریان مبارزه انقلابی بغضا” سازشهائی لازم میآید که در خدمت انقلاب و مبارزه انقلابی هستند. اما این سازشها چهارچوبی دارند و آن این است که اصول مبارزه انقلابی را تحتالشعاع قرار نداده و انقلاب را ضمیمه سازش و سازشکاری و خیانت نکنند. آقایان مهتدی، ایلخانی زاده و کعبی کارشان برعکس است. همه یادمان است سخنان رهبر شما ایلخانی زاده پس از رخصت یافتن به واشنگتن. ایشان گفتند ما از آمریکائیها خواستیم که از مبارزه برای دمکراسی و حقوق بشر و.. در خاورمیانه دفاع کنند… در حالی که آمریکا در خاورمیانه نیروی اصلی علیه حقوق بشر، آزادی و دمکراسی بوده است. از کودتا بیست هشت مرداد تا دفاع از ارتجاعی ترین حکومتهای خاورمیانه و اسرائیل در سرکوب هر نوع مبارزه برای حقوق بشر و دمکراسی. به این ترتیب شما با یدک کشیدن نام کمونیست اولین اصل مبارزه انقلابی را مسخ میکنید. آیا آمریکا که شخصا” زندان ابوقریب را از صدام تحول گرفته و همان جنایات وحشیانه و موهن را انجام داد و رسوائیاش تمام جهان را فرا گرفت مدافع حقوق بشر و دمکراسی است. آیا هنگامی که مجلس سنای آمریکا شکنجه را قانونی میکند شرم آور نیست که یک دمکرات و آزادیخواه – حال کمونیست بودن پیشکش-آمریکا را مدافع و دمکراسی در خاورمیان جلوه دهد و در این مجلس زیر پرچم آمریکا عکس یادرگاری بگیرد. آقای مهتدی همراه هجری از حمله آمریکا به عراق حمایت می کند یعنی حمله ای که با بهانه دروغین سلاحهای کشتار جمعی انجام شد وبعدا” اعتراف کردند که چنین چیزی وجود نداشته است. پس از ویتنام اشغال عراق بزرگترین تهاجم نظامی امپریالیستی در پس از جنگ جهانی دوم بوده است. آیا رهایبخش خواندن این جنگ چیزی جز اصول فروشی و سقوط به شماطهگران خشن ترین و خوفناک ترین تعرضات امپریالیستی نیست؟ آقای مهتدی و هجری مبارزه ضدامپریالیستی و به طور مشخص مبارزه با امپریالیسم و اصولا” مقوله امپریالیسم را از برنامههای خودشان ( هجری رسمی، مهتدی غیررسمی) حذف میکنند. البته این ها، نوآمدگان به سیاست نیستند که ته وتوی سیاست را ندانند. خودشان خوب میدانند که حرفهایشان توجیهی بیش نیست.اما آنها آگاهانه انتخاب خودشان را کرده اند. قدرتطلبی آنها را به روزی انداخته است که حاضرند به هر اصول پشت پا بزنند و برای فریبکاری و خودفریبی هر ناحقی را حق جلوه دهند.
پس در این جا ما با یک سازش موقت در چهارچوب حفط اصول مواجه نیستیم بلکه مسئله، مسئله تغییر اصول، تغییر جبهه، تغییر سنگر است. به کسی که اسمش را سازمان زحمتکشان میگذارد و به نام زحمتکشان با نیروئی که بزرگترین سنگر ضدزحمتکشان جهان است متحد می شود، به کسی که خود را حزب دمکرات می نامد وبا نیروی که علیه هر نوع دمکراسی در جهان است دست در دست میگذارد چه چیزی می توان گفت جز اصول فروشی.آقای نقدهای آین ها استفاده از شرایط است یا سروته کردن خود برای انطباق با شرایط؟ آقای وریا اشتباه نکرده است او این کاره است.با درود به سایت روشنگری که مچ این ها را گرفته است. / بی سنور: در جواب به علی رحیمی نقده ای
نوشته ای که آب را گل آلود نکنید. آیا واقعیات را نوشتن و افشا کردن راهی را که جریاناتی مشکوک و بریده از مردم که خاک در چشم مردم می پاشند گل آلود کردن آب است؟ سازمان زحمتکشان یا بهتر است بگوییم روژهلات هنگامیکه از کومه له و حزب کومونیست ایران جدا شدند بر مبنای کدام استراتژی و خط فکری بود؟چرا سنتهای رادیکال وانقلابی مردم و کارگران کردستان را در کریدرهای پنتاگن در کنار جریانات و افراد جاسوس سازمان سیا و موساد حراج میکند؟ دلیل آورده ای که هم اکنون در کردستان عراق مردم کرد از رفاه و آسایش برخوردارند ؟ من این سوال را از شما میپرسم آیا آمریکا و دیگر حکومتهای سرمایه داری آن را به این ملت بخشیده اند یا نتیجه سالها مبارزه پیگیر و خونین مردم و دستاورد مبارزه آنان بوده است؟ آیا واقعا بمباران شیمیای شهر حلبچه را فراموش کرده اید که چگونه در یک لحظه کوتاه 5000 انسان بی گناه اعم از زن و کودک و پیر و جوان قربانی شدند وجان باختند و آمریکایی که شما اکنون دل در گروآن نهاده اید و رهایی بخشش نام میبرد چگونه مهر سکوت وتأییدبر لب نهاد؟ و…… به کردستان ایران برگردیم و نظری کوتاه به خیزش انقلابی مردم محروم زحمتکش کردستان در تابستان 1384 بیندازیم. کومه له (سازمان کردستان حزب کومونیست ایران) با اعلام فراخوان به اعتصاب عمومی 16 مرداد اطلاعیه ای رو به مردم انقلابی صادر کرد که خوشبختانه این اعتصاب همانطوری که انتظار میرفت به پیروزی رسیدوگامی بود در پیشبرد وپیروزی اهداف این قیام. سازمان روژهلات در آن هنگام با صدور اطلاعیه شماره 14 سازمانشان وکشیدن ضربدر قرمز بروی اطلاعیه کومه له ضدیت و دشمنی خود را با آن اعلام نمود وعملأ رودروی مردم قرار گرفت وآب در آسیاب دشمنان مردم و انقلاب ریختند که مدرکشان هم در نزد ما موجود میباشد . در تابستان امسال کهنه پاسدار و یکی از بنیانگذاران وزارت اطلاعات رژیم اسلامی (اکبر گنجی) پس از سفر به امریکا و چند کشور اروپایی و با چراغ سبز امریکا فراخوان به اعتصابی داد که بر همگان چون روز روشن بود که هدف آقای سرخورده از اصلاحات2 خردادی چیست آقایان سازمان روژهلات فورأ اقدام به صدور اطلاعیه پشتیبانی از گنجی جنایتکار نمودند. کسانی که نام کومونیست بودن را از رفقای جانباخته کاک فواد مصطفی سلطانی و دکتر جعفر شفیعی و کاک صدیق کمانگر و …… حذف میکنند و در تلویزون روژهلات واقعیات را سانسور و از جهنمی که امریکا و سرمایه داری جهانی در عراق و افغانستان و….. برپا کرده اند به عنوان ازادی نام میبرند. از کوزه همان طراود که در اوست زنده باد کومه له و حزب کومونیست ایران و برافراشته باد پرچم سرخ کومه له/ یک خواننده سایت: دوستان سایت روشنگری، لطفاً به سوال مطرح شده در نامه آقای وریا محمدی که از شما پرسیده اند آیا فایل برنامه را دارید یا خیر جواب بدهید.شما به سوال ایشان در توضیحتان جواب نداده اید و کلی گویی کرده اید. اگر فایل برنامه را ندارید من از ایشان میخواهم همانطور که در نامه مدعی وجود فایل برنامه در 13 اکتبر است ارسال کنند تا بیشتر مشخص شود که آیا این واقعی است یا خیر؟ نمیدانم که آیا شما هم اهل سانسور هستید یا نه؟ اما به هر حال سوال من را از خودتان منتشر کنید. چه جوابی برای سوالات نامه توضیحی دارید؟ / سهند: با درود فراوان به روشنگران سایت روشنگری. به این وریا محمدی که گفتند در مورد مواضع کلی سازمان قلابیشون برای شما نامه ای دیگر ارسال میکنند باید گفت که در مورد مواضع نه کلی و نه جزیی لا زم به توضیح نمیبا شد چون عملکرد شما و خصوصا پشتیبانی از گندهای امریکا که برای مردم زحمتکش عراق و منطقه به بار اوردند ماهیت شما و سازمان قلا بیتون را کاملا مشخص کرده و این مسئله کاملا برهمگان اشکار میباشد که خواب این بلاها را برای مردم ایران نیز در سر میپر ورانید و لا بد در نامه ای دیگر این عکسها را با جنایتکا رهای جنگی امریکا که گرفتند را نیز همچون کارها ی دیگه تان رد میکنید و میگویید اینطور نیست. دور شدن از سیاستها و اصولهای اخلاقی و مبارزاتی و خواستهای مردم و چسبیدن به منافع محفلی و عشیره ای شما را به این روز انداخته است. / رویا از تهران: رفقای گرامی سایت روشنگری خسته نباشی از اینکه به افشاگرای این خائنا نمردم مبارزه ایران می پردازید از سمیم قلب دستایتان را می بوسم وامیدوارم باز به این کار ادامه دهید تا با این افشاگری باند ناسیونالیست زحمتکشان به رهبری عبدالله مهتدی چراغ راه اینده ی مردم مبارزه این برای عدالت اجتماعی روشن کنید / کریم رضایی: توضیح مسئول بولتن خیری تلویزیون روژ هه لات وابسته به سازمان زحمتکشان سفسطه نامه ای بیش نیست که هدفش نپرداختن به اصل موضوع است. درک من از انتقاد سایت روشنگری نه امری حقوقی و اعتراض صرف به یک سرقت ادبی بلکه سئواستفاده از کار دیگران در راستای یک سیاست معین که در این رابطه دریوزگی برای اشغالگران آمریکایی است می باشد. من به عنوان یک کرد اعلام می کنم که جای بسی تاسف است که جنبش حق طلبانه مردم کرد که همواره در ردیف جنبش های آزادیبخش در جهان شناخته شده بود اکنون توسط جریاناتی از قبیل سازمان زحمتکشان مهتدی و حزب دمکرات بدنام شده است و اینها می کوشند این جنبش و مردم کرد را به کنترای آمریکا در منطقه تبدیل کنند. من به شما دوستان سایت روشنگری دست مریزاد می گوئیم که بی باباکانه و شجاعانه در مقابل این بی پرینسیبی و فرصت طلبی آشکار ایستاده اید. بدون تردید اعتبار و وجهه شما پیش همه انسانهای که آزاده دو چندان خواهد شد./ پیرایه: جناب علی رحیمی نقده ای، اینگونه ترفندها و اقرار نان خوردن بنرخ روز و استفاده از کمکهای اجنبی از برای پیشبرد اهداف(؟) و در پایان خرده گیری مهربانانه وووو در این دوره از تاریخ نه تنها بی اثر است بلکه شدیدا رسوا کننده نیز هست. اگر هممیهنان عزیز و والای کرد و اکراد دیگر اکنون تا اندازه ای نفس راحت میکشند نه از صدقه سر یانکی های جانی بل حاصل تلاش پر ارزش و جانبازی بیمثالشان است. من در برابر آنان نه تنها سر تعظیم بل سر سجده فرود میآورم. تخیلات و معالا استدلالات شما موهن است. / علی رحیمی نقدهای:آب را گل آلود نکنیم! دوستان گرامی آبیدر و بیدار، بهتر است بحث را به مسیر منطقی بیاندازیم. اولا” ما به عنوان سازمان زحمتکشان رابطهمان را با دولت آمریکا مخفی نکرده ایم. همین عکس خودش بهترین دلیل است که علنا” منتشر شده است. ثانیا” مگر استفاده از تضادها عیب و ایرادی دارد؟ مگر کردهای عراق که توسط صدام قتل و عام شدند از برکت استفاده درست از این تضادها به لااقل بخشی مهم از درخواستهای خود نرسیدند. فراموش نکنید که اکنون یک کرد رئیس جمهور کل عراق است. در حالی که عراق غرق در خون است کردستان عراق همانطور که شما هم خوب می دانید کاملا” امن و در حال رونق اقتصادی است. حال گیرم که او در عراق قدرتش نمایشی است ولی کردستان را به عنوان یک دولت مستقل و با حاکمیت کردهای عراق که داریم. مگر این کم چیزی است. در تمامی طول تاریخ تا حالا کدام یک از کردهای کشورهای چندگانه به چنین قدرتی دست یافته اند. حتی قدرت صوری خودش کم نیست .ناسیونالیستهای نژاد پرست عراق و شیعان کهنه پرست ناچار شدن همین قدرت صوری را با کردها تقسیم کنند. مگر استالین برای نابودی هیتلر با آمریکا و انگلیس موئتلفین را درست نکرد؟ و آیا این کار بشریت را از خطر فاشیسم نجات نداد؟ ما هم مخفی نکرده ایم که در برابر کهنه پرستان اسلامی ایران که دست کمی از هیتلر ندارند با آمریکا ائتلاف می کنیم و این سیاست هم به نفع جنبش کرد ایران و هم کل مبارزه مردم ایران است. اگر ما قوی باشیم نیازی به آمدن آمریکا نیست و آمریکا هم نخواهد آمد اما اگر ما ضعیف باشیم در آن صورت آمریکا هم خواهد آمد. این اتحاد البته یک اتحاد موقتی است و استقاده از یک موقعیت گذراست که شرایط آن فراهم شده است. مگر استفاده از تضادهای قدرت های ارتجاعی اشکالی دارد …. حالا ما چرا از این فرصت استفاده نکنیم و بگذاریم که کمک ها نصیب فقط مجاهدین و رضا پهلوی بشود. شما به برنامه های روژلات نگاه کنید و ببنید که چه چیزی از برنامه های کومهله کم دارد.تعصب بدترین چیز است. همین تعصبهاست که به چپ ضربه زده است. لطف کنید به استدلالهای من پاسخ دهید و منطق را در برابر منطق قرار دهید. من بجای توهین با کمال احترام به عقاید شما، شما را به بحث و جدل منطقی و متمدنانه دعوت می کنم!
من نمی دانم که چرا وریای عزیز به جای توضیح مسئله را کتمان میکند. من هم همین برنامه را دیدم . فکر می کنم راه درست این است که گفته می شد بخشهائی از نوشته سایت روشنگری. این مسئله را حل می کرد. وریای عزیز دولا دولا نمی توان شترسورای کرد. باید این مسئله را به طور علنی به بحث گذاشت و به شیوه اغنائی هم بحث کرد. دوستانی که مخالف استفاده از تضادها هستند بیایند توضیح بدهند. بیایند رد کنند که کردهای عراق نباید از این تضادها استفاده میکردند و باید همچنان زیر چکمه صدام له می شدند./ م-بیدار: تردیدى نیست که جناب مهتدى و هجرى براى این حساب باز کرده اند که در پناه حضور ناوهاى جنگى آمریکا در آبهاى خلیج و پایگاههاى پرتاب موشک آنها در حاجى عومه ران( واقع در کردستان عراق) و در سایه حضور تانگهاى زرهى آمریکا در ایران به قدر قدرتى از نوع احزاب کردستان عراق برسند. آنها آشکارا از سیاست و استراتژى آمریکا دفاع مى کنند و جنبش میلیونى ضد جنگ را طرفداران اسلامیون و القاعده و طالبان مى نامند. تو گویى سازمان روژهه لات امکانات پولى هنگفتى را بابت این خوش خدمتى ها دریافت نکرده باشد?? آمریکا مى داند که کارى که از هجرى و برادران مهتدى براى پراکند توهم در میان مردم کردستان ایران بر مى آید از خلیل زاد ساخته نیست. لذا مزد کلان آنها را مى پردازد. تفاوت ایران و عراق اساسا در این است که در ایران یک جنبش اعتراضى آزادیخواهانه قوى از جانب کارگران٬ زحمتکشان و مردم آزادیخواه وجود دارد که در عراق وجود نداشت و الان هم وجود ندارد. پیشرفت سیاست آمریکا در ایران و ایجاد اعتلاف سران احزاب و عشایر از نوع کنفرانس لندن کار آسانى نیست. این را خود آمریکا نیز مى داند و بر همین اساس است که علیرغم تبلیغاتشان هنوز سعى دارند با رژیم جمهورى اسلامى کنار بیایند. بر همین اساس هم است که آمریکایى ها تره براى مهتدى٬ هجرى و همایون خورد نکردند و آنها سرخورده از سفر واشنتون(به قول کرده هاى عراقى) باز گشتند و تنها نسیب شان این شد که زیر پرچم آمریکا در سنا عکسى یادگارى بکشند. در کردستان ایران جریان انقلابى و کمونیسى کومه له و جنبش کارگران و زحمتکشان بسیار قوى است و اجازه نخواهد داد خواب سناریو عراق در کردستان ایران تکرار شود. جناب مهتدى دیگر ربطى به تاریخ و حال و آینده کومه له اصلى ندارد و جریان آنها سازمانى است در خدمت پروژه خاورمیانه بزرگ(روژ هه لاتى ناوه راستى گه وره). افشاى ماهیت ارتجاعى و ضدانسانى حضور و سیاست آمریکا و افشاى مهتدى٬ هجرى و همه جریانات مدافع این استراتژى مسئولیتی است سیاسى که بردوش همه آزادیخواهان و بویژه رادیکالهاى این جامعه قرار دارد. این یک نبردى سیاسى و علنى و شفاف است. دوستان عزیز روشنگرى! نقش شما در این افشاگرى مهم است و خوب است که مثل این مقاله دومتان از شکایت در مورد سوءاستفاده از مطلب شما و سانسور آن فراتر رفت و به این مسئولیت بزرگتر پاسخ داد. چرا که از این جماعت که تایخ خود را نیز نفى کرده و جعل کردند انتظار رعایت پرستیژ مطبوعاتى ساده لوحى است. / اراس: سالی که نکوست از بهارش پیداست. من نمی خواهم زیاد در مورد باند مهتدی چیزی بنویسم همون قطعه شعری که نوشتم یه د نیا حرف داره فقط میخوام بگم که روز به روز رسواتر میشن همین/ : محمد آبیدر: گل بود به سبزه هم آراسته بود! آقای وریا مثل کبک سرشان را زیر برف فرو کرده اند و فکر میکنند که تلویزیون رسانهای است که فقط خودشان میبینند . زهی پندار باطل! این ها دارند روز را شب جلوه میدهند.واقعا” شرمآور است. البته کسانی که با دم و دستگاههای اطلاعاتی آمریکا محشور شوند کذابیهائی از این نوع ازشان به هیچ وجه دور از انتظار نیست!
آقای مهتدی سالهای قبل حتی خیلی قبل از جدائی نقشههای دورودرازی در سرداشت.
او میگوید که کومهله مساوی حزب کمونیست است و حزب کمونیست چیزی جز کومهله نیست. پس کمونیسم را کنار بندازیم و زیر پرچم ملت و ملتگرائی کارمان را ادامه دهیم. روشن ست که حزب کمونیست به خاظر همان تعهد به کمونیسم معادل کومهله نیست. این را بهتر از همه چیز سرنوشت زحمتکشان مهتدی نشان داد که حذف نام و یا درستتر یک تعهد به کدام نا کجاآباد ختم میشود.
او پس از انشعاب با آمریکا رابطه میزند و در همین ارتباط است که مواضع ایشان هم عوض میشود. او از حمله نظامی ارتش آمریکا و اشغال عراق دفاع کرده و جنبش صلح جهانی علیه جنگ آمریکائی را محکوم دانسته و به این ترتیب در کنار مصطفی هجری و شرکاء به عامل پیش برد سیاستهای امپریالیستی در ایران مبدل میشود.
گفتنی است که همزمان با آقای زحمتکشان مهتدی مصطفی هجری که با انتخاب به دبیر اولی همان مسیر را البته با صراحت لهجه بیشتر در پیش گرفته و همه داستان را میدانند.
در حزب دمکرات کردستان مخالفت با سیاستهای مصطفی هجری بسیار قوی و جدی است و اگر چه آقای هجری فعلا” توانسته است در رهبری اکثریتی را به دنبال خود روان کند اما مبارزان دمکرات بسیاری هنوز به میراث ضدامپریالیستی و دمکراتیک حزب دمکرات کردستان ایران وفادار بوده و مخالفت ارزان فروشی سنتهای مبارزاتی این حزب هستند . البته جناح مسلط با همه ابزار و وسائل که از حوصله این نوشته کوتاه خارج است تلاش میکند تا با اعمال فشار به برخی، دادن امتیازات به برخی، از دور خارج کردن و … سایر ترفندها این مخالفت خوانی داخلی را خفه کند . اما فاجعهای که عراق امروز به آن دچار شده و نتایج دمکراسی آمریکائی که گندش چنان در آمده که فغان مردم آمریکا نیز از آن ها به آسمان رفته موضع آقایان هجری و مهتدی را تضعیف میکند. با دست گلی که این ها از نظر سیاسی به آب داده اند هجری و مهتدی همان کیانوریها و نگهدارها آینده و همان سرنوشت در انتظارشان است آ
هم در حزب دمکرات و هم در سازمان زحمتکشان تلاشگرانی با وجدان سیاسی مسئول و متعهد به سرنوشت مردم کرد و مردم ایران و احترام به خون پاک این همه شهدای پرپر شده جود دارد که کیانوریها و نگهدارهای جدید را در موزه تاریخ در همان قفسهای بنشانند که شایسته اینان است. آن روز مسلما” دور نیست./ نیکو خراسانی: آنکه نآموخت از گذشت روزگار ، هیچ نآموزد ز هیچ آموزگار. بعضی از جریانات راست اپوزیسیون مثل سلطنت طلبان در گذشته و حال در خدمت پیش برد اهداف امپریالیستها در ایران بوده اند و بعضی از جریانات به ظاهر قوم گرا نظیر الاحواز و برخی گروههای پان ترکیست نیز که بطور مستقیم عامل سازمان های جاسوسی هستند و تکلیفشان مشخص است . ولی قضیه در مورد سازمانها و احزابی نظیر کومله زحمتکشان کردستان به رهبری آقای مهتدی و حزب دمکرات کردستان به رهبری آقای هجری و سازمان مجاهدین خلق که سابقه و پیشینه خلقی دارند متفاوت است. تفاوت قضیه اینجاست که این جریانات در گذشته عامل و جاسوس امپریالیستها نبوده اند ولی به لحاظ ماهیت طبقاتی و ایدئولوژیک خود در روند دگردیسی ضد انقلابی و ارتجاعی ، منفعت خود را در این دیده اند که سمت و سوی حرکت خود را بر اساس خواست و سیاست آمریکا در منطقه و ایران تنظیم نمایند.این جریانات به لحاظ درک ماکیاولیستی و پراگماتیستی از سیاست همچون شیران علم ، حمله شان از باد باشد دم به دم. نکته ای را که باید توجه داشت این است که عملکرد این جریانات در پشت کردن به منافع خلق و خدمت به ارتجاع جهانی نه ناشی از خطای معرفتی در اتخاذ تاکتیک درست ، بلکه در ماهیت طبقاتی و دگردیسی ضد انقلابی و ارتجاعی شکل گرفته در این جریانات می باشد. بنابراین آب در هاون نباید کوبید و در گوش آنها یاسین نباید خواند ، چرا که بی ثمر است. این جریانات را فقط باید افشاء کرد و ماهیت واقعیشان را به مردم نشان داد. پیروز باشید
Comments
تلویزیون روژهه لات و یک گام کج دیگر — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>