نه به جنگ، نه به تجاوز نظامی، نه به جمهوری اسلامی- کانون کنشگران دموکرات و سوسیالیست هانوفر
نه به جنگ، نه به تجاوز نظامی، نه به جمهوری اسلامی
شنبه 30 ماه Mai ساعت 12:30 Ernst-August-Platz
در فضای نه جنگ نه صلح، مذاکره و تهدید که با محاصره دریایی بنادر ایران از طرف آمریکا و اختلال در تنگه هرمز همراه است، تحریمهای گسترده و همجانبه، زندگی اکثریت مردم جامعه را بدتر و فلاکتبارتر کرده است. با همه این مشکلات سایه جنگ هم همچنان بر سر مردم ایران سنگینی میکند، و قربانیان اصلی هم همیشه مردم زحمتکش و مزد وحقوق بگیران، فرودستان، زنان سرپرست خانوار و…. هستند که هر روز فقیرتر میشوند. از طرفی دیگر به سبب سیاستهای ضد مردمی رژیم اسلامی گرانی، بیکاری و فلاکت، زندگی میلیونها انسان را نابود کرده و آنها را به خاک سیاه نشانده است . جمهوری اسلامی از بدو به قدرت رسیدن از ابزار سرکوب، زندان، اعدام و… برای سلطه ننگیناش استفاده کرده و میکند. و به سبب قطع اینترنت، و در پی آن در فضای بیخبری مطلق، سیاست تبهکارانه اعدام زندانیان عادی و سیاسی را پیگیری میکند. وانگهی فشار بر زندانیان سیاسی و خانوادههای دادخواه و فعالین سیاسی، هنری و…از جمله مخالفین اعدام روز به روز بیشتر شده و ابعاد فرسایندهتری پیدا میکند. از این رو وظیفه هر انسان آزادیخواه این است که پژواک صدای زندانیان سیاسی باشیم؛ صدای کسانی که تنها به جرم آزادیخواهی در زنداناند و هر روز خطر اعدام آنان را تهدید میکند. صدور حکم اعدام و اجرای آن به معنای قتل عمد دولتی و ابزار حفظ قدرت یک حکومت سرکوبگر است. ما اعلام میکنیم که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست. مردم ایران آزادی و عدالت میخواهند و آیندهای که حقوق بنیادین انسانی در آن محترم شمرده شده باشد. از این رو، از همه انسانهای آزاده میخواهیم در کنار مردم ایران قرار گیرند چرا که سکوت در برابر سرکوب، همراهی با ظلم است. مردم ایران شایسته زندگی، آزادی و کرامت انسانیاند، نه فقر و ترس.
زنده باد آزادی زنده باد همبستگی مردم
نه به جنگ نه به اعدام سرنگون باد جمهوری اسلامی
کانون کنشگران دموکرات و سوسیالیست هانوفر
مخالفت با اعدام و شکنجه درست اما شعار سرنگونی سر دادن همسویی با امپریالیستهای متجاوز است. اگر همین الان رژیم سرنگوم شود، ارتش های منتظر در مرز ها وارد می شوند و نظم سیاسی وابسته امپریالیستی بوجود می آورند و اسمش را هم میگذارند برقراری دموکراسی، مثل عراق، لیبی، افغانستان و سوریه. بجای شعار سرنگونی سر دادن باید روابط ارتجاعی موجود در جامعه نقد و از طریق تشکل سازی نفی شود. دلیل ایکه این نوع اپوزیسیون دوست دارد شعار سرنگونی بدهد اما روابط ارتجاعی جامعه را نقد و نفی نکند این است که خود این اپوزیسیون نمیخواهد روابط ارتجاعی موجود در جامعه از بین برود. وقتی میگویند دموکراسی منظورشان این است که کارگر و سرمایه دار سکولار و رفیق باشند ، درخواستی غیر واقع بینانه. سرمایه داران کارگران را استثمار میکنند، چطور این دو طبقه میتوانند با هم رقیق باشند؟