توقف بی درنگ جنگ، نان، صلح آزادی،
مرجان افتخاری
توقف بی درنگ جنگ، نان، صلح آزادی
به مناسبت 1 ماه مه 1405
مرجان افتخاری
در تاریخ معاصر کشورمان هرگز با جنگی چنین ویرانگر روبرو نبودیم. شرایط تیره و اسفباری که مردم زیر بمبارانها شاهد ویرانی و نابودی خانه و کاشانه و زیر ساختهای کشور خود بودند. از 28 فوریه تا 7 ماه آوریل امسال مردم که بیشتر آنها کارگران، مزدبگیران و تهیدستان هستند زیر بمبارانهای بی امان امپریالیسی وفاشیستی آمریکا واسراییل یا کشته شدند یا شاهد ویرانی ها..
از دی ماه سال گذشته با افزایش نرخ ارز «دلار» و کاهش شدید ارزش پول داخلی که منجر به گران تر شدن کالاهای مورد نیاز مردم، و پایین آمدن قدرت خرید آنها شد،جامعه وارد تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی و مبارزات بی سابقه ای شد.
همه اقشار و طبقات اجتماعی، کارگران، معلمان، باز نشستگان، دانشجویان، پرستاران، زنان و حاشیه نشینان بدون هیچ سازماندهی وهیچ ارگان سازمانده، بطور خودجوش تصمیم گرفتند در تمام شهرهای دور و نزدیک برای تغییر شرایط زندگی اسفبار خود خیابان را عرصه مبارزه کنند. مبارزهای در ابعاد گسترده که دامنه آن تا شهرهای بسیار محروم ملکشاهی و آبدانان استان ایلام هم کشیده شد. این مبارزه از نظر ابعاد و گستردگی آن و همینطور طبقات و اقشاری که در آن شرکت کردند با دوره ها و خیزشهای قبل متفاوت بود. اگر چه در همان ابتدا شعار « فقر، فساد، گرانی میریم تا سرنگونی ».دانشجویان شروع کننده اعتراضات بود ولی در ادامه تنها شعارهای سلبی همیشگی «مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای ووو» مطرح شد. ابعاد گسترده و ادامه مبارزات مردم، ایران را در راس اخبار رسانههای برزگ جهان قرار داد. در 18 و 19 دی فاجعهای به بزرگی ایران رخ داد که بدون تردید رژیم جمهوری اسلامی مسئول مستقیم آن قتل عام گسترده است. رضا پهلوی با فرصت طلبی، فریبکاری، دروغگویی و بهره برداری از نار ضایتی مردم سعی کرد اعتراضات گسترده مردم را به نفع خود مصادره کند.ترامپ رئیس جمهور بی سیاست، خود شیقته و بیمارگونه آمریکا هم که ابعاد گسترده اعتراضات را دیده بود با پیام واهی «کمک در راه است» آتش سرکوبی بی سابقه، وحشیانه و خونین را بر افراشت. در طول نزدیک به نیم قرن جمهوری اسلامی بارها و بارها مبارزات مردم را به شکل وحشیانه و جنایتکارانه ای سرکوب کرده مانند دی ماه 96، آبان 98 یا شهریور 1041.اما رژیم با تمام جنایتکاری دست به چنین قتل عام وحشیانه و گسترده ای نزده بود. کشتار بی سابقه هزاران هزار نفر در دو روز در سراسر ایران قتل عامی است که در حافظه تاریخی ملت ما باقی خواهد ماند. درست پس از این قتل عام هولناک که شامل همه اقشار و طبقات بویژه تهیدستان میشد، خانوادهها با شجاعتی بی نظیرو با شیوه ای جدید و سکولار در گورستانها بر سر مزار عزیزان خود پرچم مبارزه را بر افراشتند.مراسم هایی که هیچ نشانی از رسم و رسوم مذهبی نداشت و این دهن کجی به حکومت و اسلام حکومتی بود. با وجودیکه جامعه سوگوار بود ولی عقب نشینی نکرد و دوباره به میدان آمد. کارگران بشیوه گذشته در محیط کار برای خواستههای معیشتی حرکاتی داشتند. اما دانشجویان در تمامی دانشگاهها مبارزه ای همه جانبه طبقاتی، سیاسی و اجتماعی با نظام حاکم، نیرویهای سرکوبگر بسیج دانشجویی و جریانها سلطنت طلب در دانشگاهها را پیش میبردند. بطوریکه صحنههای درگیری در دانشگاهها یاد آور سالهای 59 قبل از سرکوب خونین معروف به 30 خرداد سال 60 بود. در چنین فضای سیاسی و اجتماعی بود که آتش جنگ و بمباران همه چیز را در خود فرو برد.و همه مبارزات به عقب رانده شدند
مبارزه طبقه کارگر قبل و بعداز جنگ 40 روزه و بمبارانها
در اینکه جنگ مبارزه طبقاتی و اساساً مبارزات اجتماعی را به عقب راند و به عبارتی به محاق برد تردیدی نیست.قبل ازجنگ کارگران واحد های تولید بزرگ و متوسط مانند هپکو، آذرآب، پتروشیمی ها، ماشین سازی، راه آهن، مخابرات، معادن و دیگر واحد های تولیدی برای حق و حقوق معیشتی خود دست به اعتصاب و اعتراض میزدند. بطور نمونه، تنها در 18 آذر یا 9 ماه دسامبر سال گذشته بیش از 5000 نفر کارگر در پارس جنوبی (عسلویه) برای مطالبات صنفی، معیشتی، حقوق های معوقه و از آن مهمتر برای حذف پیمانکاران اعتراضات گسترده ای داشتنتد. این اعتراضات تنها شامل کارگران واحد های تولیدی مادر یا کلیدی نبود. ما شاهد اعتراضات معلمان، پرستاران و دیگر بخشهای درمانی و خدماتی علیه خصوصی سازیها، سیاستهای نئولیبرالی و شرایط سخت کاری بودیم. جا دارد به مبارزات رادیکال معیشتی و سیاسی باز نشستگان اشاره شود که خواستار «آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام» شدند. اعدام بعنوان درد و معضل اجتماعی که از همان سال 57 جامعه با آن در گیر است. در مجموع و بطور کلی غیر از یک دوره ای از مبارزات درخشان کارگران هفت تپه که بر «اداره شورایی» و «نان، کار، آزادی» تأکید داشتند، اعتراضات کارگران دیگر بخشهای صنایع بزرگ هرگز از چار چوب مطالبات معیشتی عبور نکردند.
در جریان جنگ ارتجاعی 40 روزه که بمباران ها بدون وقفه روز و شب ادامه داشت، بسیاری از واحد های تولیدی و کارگاه ها کوچک و متوسط بعلت نداشتن مواد اولیه، هزینههای سنگین و خطر جانی بسته شدند. کارگران اجبارا بیکار شدند بدون بیمه بیکاری و بدون چشم انداز باز گشت بکار. اگر چه در ابتدای جنگ کارگران و بسیاری دیگر از مزدبگیران همچون معلمان و پرستاران مجبور شدند زیر بمباران بین «مرگ و زندگی» به ناچار کار کنند، شاید بتوان گفت که این شرایط فراتر از استثمار بود، ترس وهراس از جان برای لقمه نانی بود. بطور کلی تمام مزد بگیران در چنین شرایط پیجیده ای بین «کار، نان و جان» قرار گرفته بودند
از آنجاییکه بسیاری از زیر ساختهای کشورمان و صنایع استراتژیک که سرمایه ملی و متعلق به مردم هستند با بمبارانها در این جنگ ارتجاعی ویران شدند. برای آشنائی از تعداد کارگرانی که در چند واحد تولیدی استراتژیک شاغل بودند میتوان فرایند بیکاری در اثر بمبارانها را گمانه زنی کرد. این جدول با استفاده از هوش مصنوعی تنظیم شده .
با وجودی که آمار دقیق و تفکیک شدهای از کارگران قرار دادی و پیمانکاری در دست نیست ولی میتوان تا حدودی وضعیت و شرایط نیروی کار در واحد های استراتژیکی و تولیدی بزرگ را تصور کرد.

.
الگوی مشترک در همه این صنایع

با بمباران و ویرانی زیر ساختهای استراتژیک کشور و تعداد کارگرانی که در این بخشهای کار میکردند میتوان حدث زد که بیکاری و در نتیجه فقر و فلاکت درصد بالایی از کارگران مهمترین معضل و مشکلی است که جامعه با آن روبرو خواهد شد. اگر چه رژیم ناچار است در صورت توقف جنگ و باز گشت به شرایط «عادی» باز سازی زیر ساختها و واحدها تولیدی فولاد مبارکه، اهواز و همینطور پتروشیمی ها را در اولویت قرار دهد. ولی این باز سازی شامل همه واحدهای تولید هر چند بزرگ نخواهد شد. آنچه که مسلم است با توجه به ویرانی ها و درصد بالای بیکاران و سیاستهای استثماری سطح دستمزدها هرگز با نرخ تورم، گرانی و هزینههای سنگین زندگی مطابقت نخواهد کرد و فقر بعنوان یکی از معضلات بزرگ جامعه مطرح خواهد شد. اگر چه قبل از این جنگ ارتجاعی و ویرانگر نزدیک به 70 میلیون نفر با فقر و تهیدستی دست به گریان بودند ولی جامعه پسا جنگ باچهرهای دیگر از فقرمطلق روبرو خواهد شد.
زیرساختهای دیگر که اکثریت مردم بویژه تهیدستان به آنها احتیاج دارند مانند بیمارستاهای،کارخانه های دارو سازی، زیر ساختهای آب رسانی، تصفیه خانهها،خطوط و شبکه های انتقال آب، مدارس،دانشگاهها، پلها، جاده ها، خیابانها و اتوبانها و همه امکانات دیگر در اولویت رژیم نیست. اطلاعات نسبی از ویرانی ها نداریم ولی شاید بتوان گفت از نظر ساخت و بافت اقتصادی ما به دهه 50 یا اوئل دهه 60 تنزول کردیم
اشتغال زن و وخامت شرایط زندگی آنها پش از جنگ
زنان که نیمی ازجمعیت را تشکیل میدهند با شکافها و تبیعض های جنسیتی سیستم سرمایه داری جهانی برای استثمار بیشتر در سراسر دنیا روبرو هستند. بطور مشخص شکاف در نرخ بیکاری و سطح دستمردها بین زنان و مردان دو شاخصی است که استثمار بیشتر، نا برابری و تیعضهای جنسیتی را بطور عریان برجسته می کندد. علاوه بر این زنان در کشورهای خاورمیانه و جمهوری اسلامی با شکافها، نا برابریها و سرکوبهای پیچیده و چند گانه روبرو هستند. در مورد نرخ اشتغال می توان به آمارهای زیر مراجعه کرد.
نرخ اشتغال مردان 70% گزارش شده در حالی که.نرخ اشتغال زنان حدود 12 تا ÷16% است.از گذشته های دور زنان بخاطر مسایل اجتماعی و فرهنگی بیشتر در بخشهای آموزشی اشتغال داشتند. حدود 55 تا 60 % کل کارکنان در آموزش و پرورش را زنان تشکیل می دهند. که تعداد زنان معلمها و یا کادر آموزشی 500 هزارنفر گزارش شده. در واقع آموزش و پرورش زنانه ترین بخش دولتی است. اما بعدها با رشد صنایع دارو سازی و صنایع شیمیایی زنان در ابن واحدها هم فعال شدند. هماکنون تعداد زنان شاغل در صنایع دارو سازی و شیمیایی حدود 40 هزار نفر است. همچنبن زنان در حدود 70 تا 75% پرستاران و کادر درمانی را تشکلیل می دهند. که متأسفانه تعداد زیادی از این پرستاران بطور قرار دادی و یا پیمانکاری کار میکنند. بطور کلی حدود 58% زنان شاغل در کارهای غیر رسمی یا موقت اشتغال دارند. باید یاد آوری کرد که 70% زنان .بیکار تحصیلات دانشگاهی دارند.
در مورد سطح دستمزها که استثمار و تبعثض های جنسیتی را عریان تر میکند میتوان به 20 تا 30% دستمزد کمتر زنان نسبت به مردان در ازاء کار و ساعات برابر درکارخانه های نساجی، مواد غذایی، صنایع دارو سازی، شیمیایی و بسته بندی اشاره کرد. زنان پرستار و کادر درمانی حدود 10 تا 20 % کمتر از همکاران مرد خود دستمزد دریافت می کنند.در نفت، گاز و پتروشیمی تفاوت دستمزدها گاهی به 30 تا 50 % هم می رسد. در کارهای خدمانی . مانند کارگاه های کوچک نظافت و کار خانگی شکاف دستمزدها بین 30 تا 50 % است.(آمارها از هوش مصنوعی)ه
با توجه به آمارها و گزارشهای جهانی زنان، کودکان و سالمندان بیش از هر گروه اجمتاعی تحت تائیرجنگ خرابی و ویرانی، وحشیگری، کشتار وآوارگی قرار دارند. زنانی که غیر از نان آوری، همه مسئولیت های سنتی مواظب و مراقبت از خانواده را بعهده دارند. این جنگ برای همه طبقات و برای زنان که اکثر آنها جزء فرودستان جامعه هستند غیر از فقر، فلاکت و درماندگی بیشتر چیزی نخواهد داشت. همانگونه که در بالا اشاره شده استثمار بیشتر و کاهش دستمزدها سیاستی خواهد بود که مبارزه متشکل و سازمان یافتهای را می طلبد.
تجربه تاریخی از گذشته های دور و در طول این 47 سال ثابت کرده است که زنان عقب نشینی نمی کنند وبار دیگر حتی در شرایط سخت با تیز هوشی، درایت و پیگیری پا به میدان مبارزهای طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. خواهند گذاشت
قبل از جنگ فضای سیاسی با دو گروه اصلی اصلاح طلب و اصول گرا متمایز میشد و هر دو جناح نه تنها در غارت، دزدی، چپاول و فساد همسو بودند بلکه در سرکوب همیشه متحد و هم پیمان بودند. بدون تردید این جنگ و کشته شدند خامنه ای و بسیاری از سران و فرماندهان نظامی باعث تضعیف حکومت شده. اختلافات در مورد «قبول مذاکرات و شرایط آن» چنان چند دستگی بوجود آورد بطوریکه قالی بافت رئیس مجلس پس از تهدیدها بلاخره با یک هیئت 70 نفری برای مذاکره به اسلام آباد رفت. این تعدا زیاد نشانه اختلافات در سطوح بالای حکومتی است.که با بحرانهای عمیق اقتصادی در داخل و بحرانهای منطقه ای روبرو است.
تجربه خیزشهای دی ماه 96، آبان 98، 1401 و از همه مهمتر دی ماه سال گذشته این چشم انداز را به ما میدهد که با وجود سرکوب شدید ولی همه اقشار و طبقات اجتماعی عقب نشینی نخواهند کرد. و این بار برای صلح، آزادی، عدالت اجتماعی و برابری به میدان مبارزه خواهند آمد. تنها تجربه مهمی که در طول این جنگ 40 روزه آموختند سازماندهی کمیته های همیاری و همبستگی در محلات بود. همین کمیته ها دراعتراضات و خیزش های آینده میتوانند نقش آفرینی کنند و زمینههای تشکل های برزگ تر را در همه جا، از کارخانه، تا مدرسه و هر جایی که امکان آن باشد فراهم کنند. پیروزی تنها در سازماندهی و تشکلی یابی است
به «کمیته های همیاری و همبستگی در محلات» اشاره کردید. این مسئله باید بسیار مورد توجه قرار بگیرد. چون بنظر میرسد دوران تشکیلات ها، احزاب و … کلاسیک با توجه به عملکرد و گذشته شان به سر رسیده. ایجاد امثال این کمیته های همیاری که معمولا بدون سازماندهی از بالا تشکیل میشوند برای آینده جنبش های مردمی بسیار کارا تر و موثرتر و مهمتر از همه دموکراتیکتر و دور از سیستم ناکارآمد سنترالیسم و “فرماندهی” و به عبارت دیگر رهبری هستند. موفق باشید