گفت وگو درباره رویدادهای جاری ایران چه کسی جام زهر را می نوشد؟ / ا.پوری
خلاصه برنامه، یرون پاو 6 آوریل 2026 ، با متخصصان هلندی و دو ایرانی سلطنت طلب!
یادداشت مفصلی است ولی اگر خیلی خلاصه می کردم به سطح شعارهای تکراری تنزل می کرد!
احتمال یک آتشبس ۴۵ روزه پیشنهاد دو مرحلهای برای آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز مطرح شده است. ایران در پاسخ به این پیشنهاد اعلام کرده که بدون تضمینهای مناسب آن را نخواهد پذیرفت.
دونالد ترامپ: “کل کشور ممکن است در یک شب از پا دربیاید و آن شب میتواند همین فردا شب باشد!”
پاو مجری برنامه: بله، حدود ۳۷ روز است که ایران تقریباً بهطور مداوم بمباران میشود، اما با این حال به نظر میرسد که هنوز قدرتمندترین کشور منطقه است.
بوکاشتین: ایران کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و از این راه درآمد کسب میکند؛ چیزی حدود ۲ میلیون دلار بهازای هر تانکر…
لحن ترامپ هر لحظه مستأصلتر به نظر میرسد و این موضوع دلیل مهمی دارد: قیمت نفت در حال افزایش است و چون این یک قیمت جهانی است، فشار غیرمستقیمی به او وارد میکند. درست است که ایران بهشدت بمباران شده، اما هنوز موشکهایش را دارد. این وضعیت برای ما اهمیت جهانی دارد؛ چرا که روی قیمت کود شیمیایی، نفت و تراشههای الکترونیکی تأثیر میگذارد. واقعاً وحشتناک است.
یرون پاو مجری:
اشتباه محاسباتی در جنگ: میتوان گفت هر کسی که دانش کمی از جغرافیا داشته باشد، قبل از شروع جنگ میفهمید که تنگه هرمز موقعیت بسیار حیاتی و مهمی دارد.
روب دویک: مگر اینکه با خودبزرگ بینی بخواهید خودتان را فریب دهید. فکر میکردند ظرف ۱ روز کار تمام است؛ اما وقتی دیدند که خامنه ای و رهبران طرف مقابل از بین رفتهاند، باید دست از جنگ میکشیدند… اولتیماتوم جدیدی صادر میکردند. در آن صورت شاید به اهدافشان میرسیدند…
تله استراتژیک: هر روزی که بمباران ادامه مییابد، توقف جنگ برای ترامپ دشوارتر میشود. این یعنی خودت را در موقعیتی قرار دادهای که دیگر راه بازگشتی نداری. این پیامدهای عظیمی دارد و آنقدر ادامه میدهی تا به مرز نابودی برسی؛ یعنی تا جایی که دیگر توان ادامه دادن نداشته باشی.
مجری: در 37 روز گذشته موقعیت هایی بود که ترامپ آبرومندانه جنگ را تمام کند، چرا آتشبس نشد؟
روب دویک: به نظر من دلیلش غرور کاذب و دستبالا گرفتن بیش از حد قدرت نظامی خودی و در مقابل، دستکم گرفتن توانایی ایران است. ما از همان ابتدا گفتیم که ایران به این حملات «نامتقارن» پاسخ خواهد داد. یعنی دقیقاً همین کار را میکند: تنگه هرمز را میبندد. ایران از نیروهای نیابتی خود (گروههای شبهنظامی فعال در یمن، عراق و لبنان) خواسته است که فعلاً آرام بمانند، اما بهمحض اینکه سوت آغاز زده شود، آنها وارد عمل خواهند شد. همه اینها در عمل ثابت شده…
اشتباه مشاوران ترامپ: … اگر ما میتوانیم این مسائل را بفهمیم، ترامپ هم باید بفهمد؛ اما مشکل اینجاست که نباید اجازه بدهی شش نفر دورت را بگیرند که واقعاً سررشتهای ندارند و مشورتهای آنها را بپذیری. وقتی دانش و تخصص واقعی را که هنوز در وزارتخانههای آمریکا وجود دارد کنار میگذاری، این اتفاقات میافتد.
نگرانی از تخریب زیرساختهای حیاتی:
یرون پاو مجری برنامه: در حال حاضر پای این میز دو ایرانی نشستهاند. آقای دامون گلریز، (سلطنت طلب ایرانی) شما چه فکر میکنید؟ به نظر میرسد پایانی برای این وضعیت متصور نیست. کشور (ایران) بهشدت آسیب دیده، تلفات زیادی داده و ویرانیهای زیادی به بار آمده، اما خودِ بدنه کشور انگار هنوز از پا نیفتاده است.
پیامی از داخل ایران: قبل از اینکه به اینجا بیایم، پیامکی از یک آشنا در ایران دریافت کردم. با توجه به اینکه همه ارتباطات قطع یا دچار اختلال است، این اتفاق نادری است. او از من پرسید: «آیا با ولیعهد ایران در تماسی؟» و خواست که پیامی را به او برسانم. پیام این بود که او (ولیعهد) باید صریحاً علیه حمله به زیرساختهای حیاتی کشور موضع بگیرد. اگر این کار را نکند، حمایت مردم به نفع او تمام خواهد شد!
نگرانی بسیاری از مردم این است که اگر زیرساختهای حیاتی ایران مثل نیروگاههای برق، تصفیهخانههای آب و منابع انرژی هدف قرار بگیرند، یا ساختمانهای مهم با قدمت ۱۵۰ ساله و دانشگاهها تخریب شوند، دیگر بحث حمله به رژیم مطرح نیست، بلکه کل ایران و تمدن ما در حال نابودی است. در آن صورت، واکنش مردم با آنچه تا امروز دیدهایم کاملاً متفاوت خواهد بود.
دیدگاه متفاوت: رژیم یا زیرساخت؟
(یرون پاو: خطاب به نگین نفیسی سلطنت طلب ایرانی): تو همیشه – شاید کمی سیاه و سفید – اما به هر حال موافق این مداخله و جنگی بودی که راه افتاده است. آیا با دیدن این اتفاقات نظرت تغییر کرده؟
پاسخ: نه، اصلاً. و این به خاطر تماسهای روزانه من با افراد مختلف در ایران است. من دقیقاً عکس این را میشنوم. آنها میگویند اگر مجبور باشیم بین «نبود زیرساخت» و «ماندگاری رژیم» یکی را انتخاب کنیم، دومی را ترجیح میدهیم… این چیزی است که من میشنوم؛ مردم امیدوارند این روند (یعنی بمبارانهای وحشیانه) ادامه یابد تا واقعاً «تغییر رژیم» (Regime Change) اتفاق بیفتد. (دامون گلریز با خانم نفیسی همراهی می کند! )
سناریوی سیاه و نقش اروپا: سناریوی سیاه این است که رژیم بماند، اما این بار بسیار سختگیرتر، خشنتر و بیرحمتر از قبل شود. در اینجا اروپا و اتحادیه اروپا چه نقشی دارند؟ نقش اروپا باید سرمایهگذاری روی مردم و دیاسپورا (ایرانیان خارج از کشور) باشد تا اطمینان حاصل شود که یک جایگزین (آلترناتیو) آماده است. اروپا در این زمینه (ملتسازی و حمایت مدنی) خوب است. آمریکاییها و اسرائیلیها در نابود کردن تخصص دارند؛ آنها میتوانند چیزها را ویران کنند، اما نمیتوانند یک ملت یا ساختار جدید بسازند.
ناتوانی در ملتسازی: همانطور که گفته شد، آمریکاییها در ویران کردن و درهمکوبیدن قدرت نظامی رقیب بسیار توانمند هستند، اما تاریخ نشان داده که آنها در «بازسازی یک ملت» یا ایجاد یک ساختار سیاسی پایدار پس از جنگ، چندان موفق عمل نمیکنند. اینجاست که نقش اروپا و نهادهای بینالمللی برجسته میشود.
سرمایهگذاری روی جایگزین (آلترناتیو): اروپا باید به جای تمرکز صرف بر جنبههای نظامی، روی نیروهای متخصص ایرانی در خارج از کشور و پتانسیلهای داخلی سرمایهگذاری کند. اگر قرار است تغییری رخ دهد، باید از قبل مشخص باشد که چه کسی یا چه سیستمی قرار است جایگزین شود. نباید اجازه داد خلأ قدرت باعث هرجومرج طولانیمدت شود. ایران کشوری با تمدن کهن و مردمی تحصیلکرده است که نمیخواهند بعد از عبور از این بحران، دوباره به نقطهی صفر بازگردند.
بیمها و امیدهای مردم: مردمی که در داخل کشور تحت فشار هستند، میان دو سنگِ آسیاب قرار گرفتهاند: از یک سو ترس از نابودی کاملِ میهن و زیرساختهایی که متعلق به نسلهای آینده است، و از سوی دیگر، آرزوی پایان یافتن ساختاری که دهههاست با آن در چالش هستند. این یک وضعیت بسیار حساس و شکننده است.
نتیجهگیری بحث: در نهایت، آنچه در این ۳۷ روز شاهد بودیم، نشان داد که راهکارهای صرفاً نظامی بدون داشتن یک برنامه سیاسی روشن، تنها به بنبست منجر میشود. قیمت جهانی نفت، امنیت انرژی و ثبات خاورمیانه همگی به این گره خوردهاند که آیا راهی برای گذار مسالمتآمیز و بازسازی ایران وجود دارد یا خیر. اگر جامعه جهانی، بهویژه اروپا، نتواند از اپوزیسیون منسجم و مطالبات بهحق مردم حمایت کند، ممکن است شاهد بدترین سناریو باشیم: ویرانی گسترده بدون دستاورد سیاسی پایدار.
زبان قدرت و ثبات رژیم: … برخلاف ادعاهای ترامپ به نظر نمیرسد جنبش یا تغییر بنیادینی رخ داده باشد. شاید آدمهایی با ریشهای متفاوت و نامهای جدید بیایند، اما در نهایت رژیم تغییر نمیکند. سوال اینجاست که آیا این رژیم واقعاً آنقدر که نشان میدهد پایدار است؟ شعار همیشگی آنها این بوده که «ما تسلیم نمیشویم و ادامه میدهیم»، اما آیا واقعاً اوضاع خوب پیش میرود؟
وضعیت جامعه و فرضیه «جام زهر»: قطعأ این بمبارانها خسارات عظیمی به کشور و به بدنه قدرت وارد کرده و آنها را ضعیفتر کرده است؛ اما هنوز آنقدر قدرت دارند که مردم را سرکوب کنند… شاید الان زمان مناسبی برای حضور در خیابان نباشد. من فکر میکنم ترامپ، همانطور که روزی [امام] خمینی گفت، فردا «جام زهر» را خواهد نوشید و جنگ تمامعیار اعلام نخواهد کرد؛ جنگی که ممکن بود نه تنها ایران، بلکه کل خاورمیانه را بدون زیرساختهای حیاتی رها کند.
اولتیماتوم ترامپ و طرح ۱۰ مادهای: احتمالاً ترامپ به همان ضربالاجل ۴-۵ هفتهای که قبلاً تعیین کرده بود پایبند میماند و به یک «طرح ۱۰ مادهای» که ایران امروز پیشنهاد داده، رضایت میدهد. چون جایگزین آن، فرستادن نیروی زمینی است که به حداقل یک میلیون سرباز نیاز دارد. گزینه دیگر، مسلح کردن مردم است. من فکر میکنم حکومت ایران بیش از آنکه از نابودی زیرساختها بترسد، از مردم خودش میترسد. بنابراین تهدید به مسلح کردن مردم بسیار کارآمدتر از حمله به پلها و نیروگاههاست. (دامون گلریز)
شرط ایران برای آتشبس و غرامت: اکنون صحبت از آتشبس است. طرف ایرانی میگوید: «ما تنها زمانی آتشبس را میپذیریم که به یک صلح دائمی ختم شود» و برای آن شرط و شروطی هم دارند. آنها میگویند حاضرند تنگه هرمز را باز کنند، اما در مقابل «غرامت جنگی» میخواهند تا خرابیهایی را که بمبارانها به بار آورده بازسازی کنند. در واقع آنها میخواهند پولی را که از نفتکشها میگرفتند، حالا تحت عنوان غرامت دریافت کنند.
خروج ترامپ و میراث ویرانی: فکر میکنم در نهایت ترامپ با ادعای اینکه «کار بزرگی انجام داده» صحنه را ترک میکند و میگوید: «حالا بقیه (اروپا) بیایند و این گندکاری را جمع کنند.» اما آیا اروپا این کار را میکند؟ نه. در این میان، کشورهای عربی منطقه بیش از همه نگرانند؛ چون آنها همسایه ایران هستند، راه فراری ندارند و باید با تبعات این ویرانی و ناامنی در بلندمدت زندگی کنند.
این گفتگو به خوبی استیصال دو طرف و پیچیدگیهای گذار از یک درگیری نظامی به یک توافق سیاسی را نشان میدهد.
درس عبرت برای کشورهای عربی: کشورهای عربی منطقه باید یاد بگیرند که با این واقعیت (قدرت ایران) کنار بیایند. این یک درس بزرگ برای عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس است: شما نمیتوانید برای امنیت خود تنها به «محصولات امنیتی» آمریکا تکیه کنید. شما ناچارید با ایران پای میز مذاکره بنشینید و به یک توافق برسید.
گزینههای محدود ترامپ: مسئله بزرگتر این است که ترامپ به دنبال راهی میگردد تا بتواند آبرومندانه از این وضعیت خارج شود. اما او برای خروج موفقیتآمیز به یک دستاورد بزرگ نیاز دارد؛ مثلاً یا باید تمام ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران را تصاحب کند (که نمیتواند)، یا تمام گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه را نابود کند (که آن هم ممکن نیست)، و یا توان نظامی ایران را به کلی از کار بیندازد که این هم شدنی نیست. بنابراین او گزینههای بسیار کمی دارد و در نهایت باید چیزی سرهم کند تا به دنیا بفروشد؛ و آن چیز چیزی جز یک «آتشبس» بر اساس توافق با ایران نخواهد بود.
دست برتر ایران در نبرد فرسایشی: در حال حاضر، ادامه دادن به این مبارزه به نفع ایران است؛ چون با ادامه این وضعیت، آمریکا را کاملاً در گوشه رینگ قرار میدهند.
ناتوانی نظامی اروپا: در مورد ما (هلند و اروپا) باید گفت این جنگِ ما نیست. درست است که ما از آن آسیب میبینیم (بهویژه از نظر اقتصادی)، اما توان نظامی لازم را نداریم که با چند ناو محافظ بخواهیم تنگه هرمز را باز کنیم. ما اصلاً ابزار نظامی این کار را در اختیار نداریم و در میز مذاکرات جنگی هم جایگاهی نداریم.
شکاف در جبهه غرب (مورد فرانسه): جالب اینجاست که فرانسویها از همین حالا راه خود را جدا کرده و با ایران به نوعی توافق رسیدهاند. کشتیهای فرانسوی تا حدی اجازه دارند از تنگه هرمز عبور کنند، چون فرانسه به قطعنامههایی که علیه ایران بود رأی منفی داد. در واقع آنها با مخالفت با محکومیت ایران در سازمان ملل، راه خود را باز کردند.
فردا، روز سرنوشت: فردا روز سیوهشتم جنگ است و ممکن است به روز چهلوهشتم و پنجاهوهشتم هم برسد. باید دید آیا فردا ترامپ واقعاً تهدید خود را عملی میکند و «جهنم» را بر سر زیرساختهای حیاتی ایران آوار میکند یا خیر. اگر او دست به چنین کاری بزند، از تمام مرزهای قوانین جنگی عبور خواهد کرد.
تأثیر بر زندگی روزمره مردم اروپا: آنچه ما در اروپا حس میکنیم، فعلاً در قالب بحران انرژی و قبضهای سرسامآور در پمپبنزینهاست، اما اگر این وضعیت ادامه یابد…
این تحلیل نشاندهنده این دیدگاه است که قدرت نظامی لزوماً به پیروزی سیاسی منجر نمیشود و کشورهای منطقه و اروپا در حال بازنگری در روابط خود با ایران و آمریکا هستند.
به امید ارتقاء آگاهی مردم ایران و همگرایی و سازماندهی نیروهای مترقی و انقلابی بربستر آگاهی سیاسی و اجتماعی.
با احترام،
ا.پوری(هلند)07-04-2025
*****************
قابل توجه است که تاکنون در هیچ برنامه تلویزیونی هلند در بحث میزگردها، حتی یک نفر از ایرانیان چپ یا نماینده مخالف گروههای راست افراطی و سلطنت طلب را دعوت نکرده اند! در اغلب برنامه ها تمام افرادی که دعوت شده یا ایرانیان فاشیست و راسیست هستند یا طرفداران سلطنت طلیان!
تقریبا مهمان دائمی برنامه های صبح بخیر هلند یا افشین الیان، یا پسرش اولیس الیان نماینده پارلمان از حزب لیبرال یا خانم دریا صفایی از بلژیک است یا سایر ایرانیان راسیست و فاشیست خودباخته است! که فعلا لزومی به ردیف کردن نام آنها نیست…
این امر فضای داخلی هلند و اروپا را نشان می دهد که نیروهای راست و راست افراطی در رسانه ها و دولت حاکم هستند!… این سخن بگذار تا وقت دگر…
Comments
گفت وگو درباره رویدادهای جاری ایران چه کسی جام زهر را می نوشد؟ / ا.پوری — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>