۸ مارس و دی ماه خونین
این بیانیه را برای هشت مارس آماده کرده بودیم، اما به یکباره درهای دنیا به رویمان بسته شد و نتوانستیم آن را منتشر کنیم.
۸ مارس و دی ماه خونین
صدای ما را از ایران می شنوید، از عمق فاجعه، کشتار و سوگ، از روزهایی که اشکهای بی پایان از پس پردههای گازاشکآور یارای سرریز شدن نداشت، شبهایی که از نگرانی آنهایی که هرگز بازنگشته بودند پلک برهم نگذاشتیم، خونین از زخمهای قمه، ساچمه و تیربار، و ضجهکنان هنگامی که گلولهها را ازبدن عزیزانمان بیرون میکشیدیم، همان زخمیان میدان جنگِ جانیان رژیم اسلامی علیه مردم بیسلاح. جنگی بیرحمانه که نفسهایمان را بند آورد، هرلحظهی حکومت نظامی کابوسمان بود، درخاموشی مطلق، بدون هیچگونه ارتباط، اینترنت، تلفن، ماهواره. درآن روزها چنان زیستیم که مرگ پیش رویمان شرمنده بود و چنان کشته شدیم که داغی خونین بر تارک زندگی نهادیم. و تا به خود آمدیم اخباردهشتناک پیرامونمان: هر روز و هر لحظه ماتم جدیدی اضافه میشد، خبردستگیریها واعدامها و همچنین سایهی مهیب جنگ. نمیخواهیم کلیشهوار از جنایت دی ماه بگوییم و آنرا محکوم کنیم، فاجعه آنچنان هولناک بود که با هیچ کلامی حق مطلب ادا نخواهد شد. آنچه دردی ماه گذشت کشتاری ازپیش طراحی شده، قتلعمد حکومتیِ تمام عیار بود، فرمان آمده بود: «بکشید». رد پای خونین این کابوس، آنچه که دیدیم، زیستیم، تحمل کردیم و بر ما گذشت، هنوز بر تن و جان و هستی ما باقیست. ما خشمگین و سوگواریم، اما این خشم راهگشای مبارزهامان است، تا پایان.
آنچه دردی ماه گذشت، حضور مردم از تمامی لایههای اقتصادی، اجتماعی در خیابانها بود، کسانی که پرچم اعتراضات را برافراشته و به سرعت بسوی تشکیل امواج بلند انقلابی، با هدف سرنگونی پیش میرفتند. فریاد مطالبات متنوع طبقاتی، جنسیتی، قومیتی از گوشهگوشهی ایران بود. لایههای میانی بازار که با سقوط ارزش ریال و فشارشدید اقتصادی با بحران جدی روبرو شده بودند، درکنارسایراقشارتحت ستم با شعارهایی رادیکال درمیدان اعتراضات ظاهرشدند. شعارهایی همچون «مرگ بردیکتاتور» و «آزادی، آزادی» محوراصلی همهی تظاهرات خیابانی بود تا اینکه «پهلویچیها» به کمک رسانههای دروغپرداز، شعارهایی دردفاع ازبرگشت دیکتاتوری شاهانه به میان تجمعات بردند. این رسانهها که در ابتدا مجری تزریق هژمونی جریانات راست بر این اعتراضات گسترده شدند، با گذشت زمان و حضورمجدد مردم درمراسمهای یادبود کشتهشدگان، حباب ادعاهای کذبشان ترکید. واکنش حکومت جنایتکارهم درقبال این اعتراضات، طبق معمول پاسخی جزسرکوب شدید نبود. هرچند ما هنوز زخمی و داغداریم اما زیربار آنچه که میخواهند برما تحمیل کنند نخواهیم رفت. نقش آمریکا، اسرائیل و پهلویچیها در توجیه و اجراییشدن این کشتار سیستماتیک پنهان نیست اما نوک تیز حمله ما بسوی عامل سرکوب است و متهم اصلی را نظام اسلامی میدانیم.
برگزاری مراسم نمادین چهلم کشتهشدگان نه تنها نمایشی از ابراز خشم و تنفر روزافزون مردم از تمامی لایههای حکومتی و فاصلهگیری عمیق آنان از مناسک و آیینهای مذهبی بود که صدها سال برمردم تحمیل شده است، بلکه بیانگر خواست ایجابی آنان یعنی زیروروشدن شرایط موجود و نظام کنونی بود. درحقیقت حضورشجاعانهی مردم دردی ماه، بی شک همانا مرحله دوم و تداوم جنبش تاثیرگذار و باشکوه «زن، زندگی، آزادی» و مراسم چهلم مرحلهی سوم این جنبش بود، که در آن حتی یک شعاردرتایید پهلوی داده نشد و شعارهای انحرافی و جنسیتزده را نیز نمیتوان در آن دید. شعارهایی همچون: «هریک نفرکشته شه، هزارنفرپشتشه» بیانگر این باور است که جانهای نازنینی که بیرحمانه سلاخی شدند «اعداد و ارقام» نیستند، «جان فدا» نیستند، «هزینهی انقلاب» نیستند، بلکه انسانهای معترضیاند که به قتل رسیدند، جنایتی که آمران وعاملان آن باید در دادگاههای علنی وشفاف مردمی پاسخگو باشند که شاید فقط در آن صورت درد و رنج غیرقابل وصف مردم کمی التیام یابد. همدلی وهمراهی مردم با خانوادههای کشتهشدگان، جنبش دادخواهی را به فرازی پرقدرتتر از قبل رسانده است. صحنههایی که برمزار کشتهشدگان شکل گرفت بخوبی نشان داد که مردم هرگز اجازه تصرف و یا ایجاد سکون و وقفه در انقلاب بزرگشان را نخواهند داد. هرسخنرانی بر مزار کشته شدگان، مانیفستی شکوهمند برای پایان دادن به هر نوع دیکتاتوری بود. همزمان و به همراه آیینهای رزمجویانهی چهلم کشتهشدگان دی ماه، اعتراضات دانشجویی نیز با حضوری قدرتمند و شجاعانه باردیگر از سرگرفته و بسرعت فراگیر شد. پرچم مبارزات دی ماه بار دیگر در دست دانشجویان به اهتزاز درآمد و جانی تازه گرفت.
ما زنان ایران: کسانی که پیکرهای بیجان کشتهشدگانمان را ازترس ربوده شدن درخانه پنهان کردیم، ما که فرزندانمان را درباغچههای خانهامان به خاک سپردیم، ما که بر بدن تکهتکه شده و چشمهای نابینا شده عزیزانمان گریستیم، ما که هفتههاست همچنان ازعزیزانمان بیخبریم و نمیدانیم آیا درزندانها شکنجه میشوند، اعدام شدهاند و پیکرهایشان غریبانه به خاک سپرده شده است، یا بدنهای بیجانشان دربیابانها رها شده است، بهعنوان بخشی ازمردم، به نام مردم و به یاد هزاران هزار در خون غلتیدهی دی ماه سیاه، هیچگاه، قساوت بیرحمانهی مزدوران حکومتی درقتلعام مردم را از یاد نخواهیم برد و در این شرایط نامشخص و خطرناک کنونی که هزاران دستگیرشده وقایع اخیر به آن دچارند از دغدغههای اصلیامان رهایی بیقید وشرط تمامی زندانیان سیاسی و لغو اعدام است. تمامی زندانیان و بخصوص بازداشتشدگان اخیردرمعرض خشم و انتقام رژیم و دریافت احکام سنگین واعدام هستند، شکنجه برای گرفتن اقرارهای اجباری، حتی از کودکان، از شرمآورترین اقدامات این حکومت فاشیستی در تمام سالهای عمرش بوده است و هر چه توان مردم برای به ثمر رساندن انقلابشان بیشتر میشود، در اینگونه اقدامات خشنتر و وحشیتر میشود. بیشک مطالبهی آزادی زندانیان سیاسی و لغو اعدام به هر بهانهای فوریترین مطالبه در بین انبوه مطالبات طبقاتی، جنسیتی، نژادی، قومیتی، محیطزیستی و … مردم است. مطالباتی که در نهایت باید به دست خود مردم ایران متحقق شود و دخیل بستن به نیروها و تشکلهایی که به نیروهای فاشیستیای همچون دولتهای امریکا و اسرائیل دخیل بستهاند و آرزوی «رهایی» یک شبه را دارند، در بهترین حالت تکرار تاریخ است و همچون سال ۵۷ حاصل مبارزات ۴۷ سالهی مردم نصیب کسانی خواهد شد که بار دیگر «حمام خون» راه بیاندازند، جان و مال مردم را به یغما ببرند و خفان و سرکوب را بر جامعه حاکم کنند. بنابراین ایجاد جبههای واحد براساس مطالبات گسترده مردم تنها راه اعمال ارادهی مردم برای تغییرشرایط کنونی و حفظ دستاوردهای مبارزات آنان است. راه رهایی ما ازچنگال ستمگران حاکم به دست خود ما رقم خواهد خورد. ما به حمایت نیاز داریم نه دخالت. تنها مردم ایران حق تصمیمگیری درمورد سرنوشت خود را دارند.
اسفند ماه ۱۴۰۴
* جمعی از زنان فعال داخل کشور
* جمعی از زنان تهران و کرج
Comments
۸ مارس و دی ماه خونین — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>