قتل های مشکوک درعراق
جنگ داخلی برنامه ریزی شده
*حیفا زنگنه: داریم روی لیستی دانشمندانی کار می کنیم که دردوره بازرسی ها توسط صدام به سازمان ملل داده شده بود.
- برای نوشتن قانون اساسی،برای انتخابات و برای شروع جنگ داخلی زمان معین و مهلت تعیین کرده بودند.
*هرگز فکر نمی کردم روزی را ببینم که عراقی ها از رهایی شر صدام اظهار پشیمانی کنند. آلترناتیوهای دیگر وجودداشت ولی مبارزه مردم را در خدمت اشغال منحرف کردند.
*30 در صد مغزها در دوره تحریم از عراق رفته بودند.
یک درخواست عاجل برای رسیدگی به معمای قتل روشنفکران و دانش پژوهان عراق توسط تریبونال BRussells Tribunal on Iraq به سازمان ملل ارائه شده است که امضای برندگان جایزه ادبیات نوبل در سال های اخیر: داریو فو، خوزه ساراماگو، جی. ام کوئتسی،و هارولد پینتر در کنار متفکران و سیاستمدارانی مثل نوام چامسکی، هوارد زین، کورنل وست و تونی بن را نیز زیر خود دارد.
این قتل های مشکوک که از روز نخست حمله به عراق شروع شد تا هم اکنون ادامه دارد و به ندرت هم در رسانه ها انعکاس می یابد. دامنه قتل و ارعاب و تهدید دانشمندان و دانش پژوهان عراقی به حدی گسترده است که به گفته خانم حیفا زنگنه نویسنده عراقی ساکن لندن دانشکده پزشکی بغداد، قدیمی ترین دانشکده پزشکی سراسر خاورمیانه، اکنون فقط دو استاد دارد که آن دو هم از ترس جان در اردن زندگی می کنند. مذهب و تعلق قومی در قتل ها نقش بازی نمیکند و قربانیان به گروه های مذهبی و ملی گوناگون تعلق دارند. گفته میشود تاکنون حدود 1000 تن از آکادمیسین ها ی عراق به این ترتیب کشته شده اند.
همه حوزه های علمی هدف قرار می گیرد اعم از فیزیک و پزشکی تا ادبیات عرب و روزنامه نگاری. پزشکان بیش از همه هدف ترور بوده اند. مردم بی پناه گاه گاه خبر قتل ها را که به ندرت در رسانه ها باز تاب پیدا می کند و امکان پی گیری آن ها در داخل عراق به هیچ وجه وجود ندارد، طی نامه هایی به وبسایت تریبونال www.brusselstribunal.org گزارش میکنند. یکی از پیام های تریبونال مربوط به قتل پرفسور تعفال احمد رئیس دانشکده هنرهای زیبا ست که چند ساعت بعد از ترور او به سایت تریبونال فرستاده شد. نامه دیگر از تارا الهاشمی دختر دکتر ویسام الهاشمی زمین شناس عراقی که در حوزه اکتشافات کربنی شهرت جهانی داشت. تارا نوشته است پدرش را در ماه اوت گذشته دزدیدند و تمام اوراق خانه او را به سرقت بردند. حتی پول درخواستی هم پرداخت شد ولی با شلیک دو گلوله به مغزپدرش به زندگی او خاتمه دادند. تارا هاشمی نوشته است چون کارت شناسایی پدر را دزدیده بودند دو هفته طول کشید تا جسد پدر را در بیمارستان ها پیدا کردند.
علاوه بر ترورها تلاش گسترده ای صورت میگیرد تا با مرعوب کردن دانشمندان و آکادمیسین ها آن ها را وادار کنند برای همیشه کشور را ترک کنند. دکتر عمر کوباسی یک متخصص برجسته عراقی در ماه ژانویه برای واشنیگتن پست تعریف کرد چگونه او و همکارانش را با تهدید وادار به ترک کشور کرده اند. حیفا زنگنه یکی از فعالین برجسته زن عراقی که ساکن لندن است، خبر قتل پروفسور عبدالرزاق الناس در 28 ژانویه امسال و بلافاصله بعد از مخالفت او با اشغال در تلویزیون الجزیره را در روزنامه گاردین گزارش داد. او در این مقاله نوشت است من هم مثل بسیاری از عراقی ها بر این باورم که این قتل ها انگیزه سیاسی دارند و توسط کسانی صورت می گیرند که نتوانسته اند حمایت مردم را جلب کنند. او در ادامه نوشت برای این که اشغال موثر باشد مغزهای مستقل باید نابود شوند.
سیدنی انگلیش یک تحلیل گر سیاسی می نویسد قتل ها با برگماری جان نکروپونته به سفارت آمریکا در عراق در ژوئن 2004 شتاب گسترده ای یافت. او متخصص شیوه ای از سرکوب است که به ,روش سالوادوری, معروف است و بعد از انتصاب او به سفارت هندوراس در دهه 80 در آن جا به اجرا گذاشته شد و طی آن هزاران آمریکای لاتینی توسط گروه های لباس شخصی و پارا میلیتر به قتل رسیدند. به نوشته انگلیش همراه او جیمز استیل را فرستاده بودند که معروف به متخصص ,جنگ های کثیف, است و او بود که بر عملیات وزارت کشور عراق نظارت می کرد.
باید دانست که سپاه بدر شیعه ها تحت رهبری این وزارت خانه فعالیت میکرد وآمریکایی ها با همکاری این گروه های شیعه که تحت حمایت رژیم اسلامی ایران بودند، در آن زمان شورش سنی ها را به شیوه ای وحشیانه سرکوب کردند. بیشتر افشاگری های این روزها در مورد سپاه بدر که این روزها در رسانه های غربی منعکس می شود، مربوط به تغییر ائتلاف آمریکا از شیعه ها به سنی ها ست و نیروهای آمریکایی و انگلیسی و رسانه های بزرگ خبری اکنون که قصد تصفیه شیعه ها را دارند و با بخشی از گروه های سنی موتلف شده اند، مسوولیت خود را تنها به گردن این همکاران خود میندازند.
انگلیش نوشته است هدف قتل ها فقط خاموش کردن منتقدان نیست بلکه هدف ایجاد یک ملت مطیع است. به همین جهت حتی پزشکان را هم ترور می کنند و آن ها را وادار به مهاجرت از کشور می نمایند. سیستم بهداشت عراق به خاطر کیفیتش در خاورمیانه شهرت داشت و بعد از تحریم ها و در هم شکستن زیر ساخت آن، تخلیه این سیستم از متفکران بطور کامل آن را از پای انداخته است. انگلیش ضمن اشاره به این امر و رشد نجومی بیماری های عفونی و جراحت ها در مقابل یک سیستم در حال نزع بهداشت مینویسد اما کشتار تاریخ دانان، زمین شناسان و روشنفکران، به معنای ویرانی آگاهانه سیستم ,سلامت فکری عراق, است. عباس محمود یک دانشجوی داروشناسی در IRINnews.org وابسته به سازمان ملل نوشته است :,ما بهترین استادان خود را از دست داده ایم. بازنده اصلی نسل بعدی دانشجویان و آینده عراق است.”
این در حالی است که در دوره تحریم ها بین 1990 تا 2003 حدود 30 در صد متفکران عراقی کشور را ترک کرده بودند. انستیتوی بین المللی رهبری وابسته به سازمان ملل International Leadership Institute، گزارش داده است که 84 درصد انستیتو های عالی عراق غارت شده و بکلی ویران شده اند.
امی گودمن خبرنگار مستقل آمریکایی با حیفا زنگنه مصاحبه ای دارد که اطلاعات تکان دهنده ای در مورد روندهای جاری در عراق در اختیار می گذارد.به نظر می رسد تلاش آگاهانه ای برای نابودی مردمی که حس هویت ملی و تاریخی دارند در جریان است. زنگنه از برنامه ریزی برای ایجاد تفرقه در میان عراقی ها از روز نخست اشغال، از امتناع آمریکا در بازسازی زیر ساخت های ملی و فرهنگی عراق و ادامه غارت و تخریب، ازوضع زنان، محاکمه مسخره صدام، ربودن گروه های صلح و نکات بسیار دیگری نیز سخن گفته است. زنگنه زندانی رژیم بعث بود و بعد از آزادی در سال های 70 از عراق گریخت و سرانجام در لندن سکنی گزید. حیفا زنگنه یکی از منابع قابل اعتماد در مورد اخبار عراق است و در طول این سال ها علیرغم تحولات سریع و چرخش های 180 درجه ای، یعنی نخست اتحاد غرب با صدام و حمله به ایران، و سپس ماموریت امثال چلبی یا به خدمت گرفتن مخابراتی هایی مثل علاوی و تدارک برای حمله به عراق هرگز خود را نفروخت و همیشه از منافع مردم عراق حمایت کرد و اکنون از اعتبار ویژه ای در افکار عمومی بین المللی بویژه در میان فعالان زن برخوردار است. چکیده ای از مصاحبه او با امی گودمن را در اینجا می خوانید.
امی گودمن نخست درباره قتل هایی می پرسد که ,این روزها کمترین توجه را به خود جلب می کند. ,
حیفا زنگنه: خوب. این بلافاصله بعد از اشغال شروع شد و دانشمندان هدف اصلی ترورها بودند. ما به لیستی فکر می کنیم که توسط رژیم صدام در دوره بازرسی ها در اختیار سازمان ملل گذاشته شده بود، آن موقع واقعا به این فکر نیفتاده بودیم که اسامی دانشمندانی را که بلافاصله بعد از حمله به عراق به قتل رسیدند با لیست مقایسه کنیم، ولی حالا داریم روی آن کار می کنیم. مساله این است که قتل ها در تداوم خود به انواع دانشمندان با هر نوع گرایش سیاسی در وسیع ترین طیف ممکن و نیز در تمام حوزه ها از مدرسین ادبیات انگلیسی گرفته تا مدرسین شعر عرب یا مطالعات اسلامی را در بر گرفته است و شامل همه از زن و مرد میشود. 4 نفر برجسته ترین متخصصین حقوقی ما و برجسته ترین دانشمندان در حوزه های دیگر را ترور کرده اند.
شیوه این قتل ها به طور کامل از قتل ها و ترورها و جنایاتی که در عراق صورت می گیرد متفاوت است. طرح رایج در مورد ترور و آدم ربایی به این ترتیب است که معمولا آدم را می ربایند، بعد مذاکره آغاز می شود، شما مبلغ را می پردازید و گروگان آزاد میشود یا برعکس. اما در مورد آکادمیسین ها یک جریان سیستماتیک نابودی دانشمندان در جریان است. آن ها را معمولا در خیابان یا خانه و بیشتر وقتی که دارند دانشگاه را ترک می کنند و به خانه می روند در جا به قتل می رسانند.
امی گود من: تصور می کنید چه کسانی پشت این ترور ها هستند؟
حیفا زنگنه: خوب در مورد قتل های بلافصله بعد از حمله به عراق شما به هر عراقی معمولی در خیابان مراجعه کنید آن را کار موساد می داند.زیرا بیشتر موارد مربوط به دانشمندان در حوزه هسته ای بود که در سال های 80 نیز هدف اسرائیل قرار گرفته بودند. ولی در مورد بقیه آکادمیسین ها قضیه واقعا روشن نیست. مردم حرف می زنند. ولی موضوع مهم این است که ببینیم قتل ها چرا صورت می گیرد. به نظر ما نوعی ارعاب در کار است. عامل اصلی که همه قتل ها را به هم وصل می کند این است که همه آن ها علیه اشغال صحبت کرده بودند. با توجه به فاجعه ای که در عراق جریان دارد خود نیروهای اشغال یا بریگاد بدر یا هر نیروی دیگری میتواند به این قتل دست بزند. مساله این است که تحقیقات مستقل غیر ممکن شده است. عراق را از متفکرانش تهی می کنند. این بر نسل های آتی عراق تاثیر می گذارد. بعلاوه این کارزار ترور برای فراری دادن مغز ها از عراق هم هست. آکادمیسین ها دارند از عراق فرار می کنند. دانشگاهیان، معلمان، مشاوران برای همیشه کشور را ترک می کنند. دردانشکده پزشکی بغداد که قدیمی ترین دانشکده پزشکی در سراسر خاورمیانه است در این لحظه تنها دو پروفسور تدریس می کنند و هردوی آن ها مقیم اردن هستند. آن ها موقع امتحانات به بغداد میروند و به علت فقدان ایمنی به اردن باز می گردند. خوب کیفیت آموزش پزشکی ما در این شرایط چگونه خواهد بود.؟
ا.گ: شما در گاردین مرتبا می نویسید ویک ستون منظم در القاد العربی دارید. وضع کنونی عراق چگونه است. آیا جنگ داخلی را نزدیک می بینید؟
حیفا زنگنه: ما مدت هاست که سعی کردیم در مقابل این فکر مقاومت کنیم که عراقی ها به جان هم بیفتند. ولی این حالا دارد روی میدهد. نه به این معنا که همسایه همسایه را بکشد. نه، بلکه این یک نوع جنگ داخلی برنامه ریزی شده است. این جنگ داخلی را دارند به عراق تحمیل میکنند. تقریبا مثل مهلت هایی که نیروی اشغال تعیین می کرد. قانون اساسی باید در این مهلت نوشته شود، صرفنظر از این که اولویت مردم عراق چه باشد. انتخابات باید در این مهلت صورت بگیرد، صرفنظر از این که اولویت مردم عراق چه باشد. چون از همان روز اول اشغال که آن راآزاد سازی خواندند، چیزی که به کلی کنار گذاشته شد، مردم عراق و اولویت های آن بود. و حالا چیزی که می بینیم تقریبا مساوی است با تعیین مهلت برای تحمیل جنگ داخلی. از روز اول روی این میکوبیدند. از شما می پرسیدند:سنی هستی یا شیعه؟ من حتی خواب چنین روزهایی را نمی دیدم که حتی یک مصاحبه با بی بی سی نکرده باشم که از من نپرسیده باشند سنی هستم یا شیعه. قبل از اشغال این هرگز سابقه نداشت.
امی گودمن: تصوری هست به خصوص در آمریکا و شاید همه جا که خشونت فرقه ای گویا در عراق طی سده ها جریان داشته است و امیدی نیست.
حیفا زنگنه : خوب در عراق ما هرگز جنگ داخلی نداشته ایم. حداقل نه در 1500 سال اخیر. این تصور تماما ساختگی است. من دوست 30 ساله ای دارم که حالا طرف اشغال گران است. به او می گویم چرا؟ چرا داری این کار می کنی؟
او مسیحی است و طی این سال ها من اصلا نمی دانستم. یک فرهنگ عمومی ملی در عراق وجود داشت و همه خود را از یک کشور میدانستیم. خیلی از مخالفان برجسته اشغال مسیحی یا آسوری هستند و خیلی از حامیان برجسته صدام مسیحی یا آسوری یا کرد بودند. رژیم گذشته همه را طی مراحل مختلف سرکوب کرده است صرفنظر از این که به چه مذهب یا فرقه ای تعلق داشته اند.
ولی حالا تقسیم کشور به فرقه ها یک واقعیت است. و البته در این مورد رسانه ها نقش مهمی را بازی کردند. شما در عناوین می خواندید یک زن ترکمن توسط سنی ها ترور شد. وقتی داخل مطلب می رفتید، تشخیص میدادید او را به خاطر این که ترکمن بود ترور نکرده بودند، به خاطر این که با نیروهای آمریکایی همکاری می کرد ترور شده بود. این یک زاویه دید کاملا متفاوت است و اگر از این زاویه به مساله می پرداختند، قضیه چیزی غیر از فرقه گرایی در می آمد. ولی عراق ها را عمدا این طور تقسیم کردند و مردم را به انتخاب آن واداشتند.
امی گودمن : راه حل مساله حالا چیست؟
حیفا زنگنه. راه حل از اول معلوم بود. جنگ نباید می شد. حالا جنگ تحمیل شده است. اشغال یک واقعیت است و به ما می گویند متوقف نشوید از این جاست که باید حرکت کرده و جلو برویم. پس اجازه بدهید حرکت کنیم و به جلو برویم. نیروهای آمریکا را بیرون ببرید. برای آمریکایی ها بد است. وضع آن ها بحرانی است. برای دنباله روان انگلیسی آن بد است.
امی گودمن: بحث در ایالات متحده در حال حاضر این است که اگر آمریکا نیرویش را بیرون بکشد، جنگ داخلی تمام و عیار شروع خواهد شد. این که سربازان آمریکایی از جنگ داخلی تمام و عیار جلوگیری می کنند.
حیقا زنگنه:هاه. ما این را از روز اول شنیده ایم. روز به روز تهدید جنگ داخلی را به رخ ما کشیدند. و اوضاع روز به روز بدتر شده است. اگر ما حتی یک ذره بهبود در اوضاع دیده بودیم، از ماندنشان استقبال می کردیم. حتی فقط اگر به جای یک ساعت برق سه ساعت برق در روز می دیدیم از ماندنشان استقبال می کردیم. از ماندنشان استقبال می کردیم اگر داشتند کتاب خانه های ما را می ساختند. اگر شروع کرده بودیم به جای نوشیدن آب آلوده مخلوط با فاضل آب، آب سالم بنوشیم. اگر داشتند کتابخانه های ما را که تحت نظارت ان ها سوخته و غارت شد، بازسازی می کردند. اگر شروع کرده بودند به حفاظت از سایت های باستانشناسی ما. مادر عراق 10000 سایت باستانی داشتیم. از هیچیک از آن ها حفاظت نشد. آن ها را تماما غارت کردند، هنوز دارند آن ها را زیر و رو می کنند و به خارج کشور انتقال می دهند. اگر میدیدیم بعضی از سربازان آمریکا یی یا انگلیسی به ما کمک می کنند از ماندن آن ها استقبال می کردیم. در این صورت آن ها میهمان ما بودند. ولی آن ها عکس این عمل می کنند. آن ها به واقع دارند فضای مناسب برای ترور ایجاد می کنند. کشتارها در عراق ادامه دارد. مساله واقعی در عراق حضور آن هاست.
امی گودمن:وضع زنان در عراق چطور است؟
حیفازنگنه. زنان تحت آزارند. زنان واقعا و عملا در خانه های شان حبس شده اند. زیرا بیرون خانه برای آن ها امن نیست. زنان قبلا در عراق کار می کردند، پزشک بودند. پزشکان کشور را ترک می کنند. در جمع ما همه گرفتار هستیم زنان به علت جنسیت شان بیشتر هدف آزار قرار دارند.
امی گودمن: شرایط در مقایسه با دوره صدام چطور است؟
حیفا زنگنه: خوب اجازه بدهید یک چیز را به شما بگویم. هرگز فکر نمی کردم در حیاتم عراقی هایی را ببینم که از رهایی از صدام اظهار پشیمانی کنند. اما حالا داریم این را تجربه می کنیم. من هرگز تصور چنین روزی را نمی کردم، زیرا ما مبارزه می کردیم و در نبرد پیگیری با صدام بودیم. عراقی ها داشتند مبارزه می کردند.
امی گودمن: خودتان، چطور؟ شما در زندان صدام بودید.
حیفا زنگنه: بله من از این پشیمان نیستم. چون من ساکن عراق نیستم، ولی بعضی ها دارند ابراز پشیمانی می کنند. علت این است که داریم فرو میرویم…
امی گودمن:با وجود این پشیمان نشده اید؟
حیفا زنگنه:نه ابدا، ابدا. ولی راه حل این نبود. میدانید، آلترناتیو دیگر وجود داشت. راه های دیگری وجود داشت. نه دولت انگلیس و نه دولت بوش به آن راه حل ها توجه نداشتند.خواست مردم عراق مساله آن ها نبود. آن ها مساله را طوری منحرف کردند که با خواست خودشان منطبق شود. آن ها مساله رهایی از شر صدام را منحرف کرده در مسیر اشغال انداختند. عراقی ها هرگز هرگز ممکن نبود اشغال کشور را بپذیرند. اگر آن ها حتی یک بار به یک صفحه از تاریخ عراق نگاه کرده بودند، می توانستند این را بفهمند.
امی گودمن:نظرتان نسبت به محاکمه صدام چیست؟
حیفا زنگنه:این یک مضحکه است. مضحکه کامل. من فکر میکنم این به استهزاء کشیدن درد و رنج مردم عراق است.
امی گودمن:چطور؟
حیفا زنگنه:چون محاکمه می بایست یک محاکمه واقعی و قانونی باشد. نه این که آن را به لودگی و موضوع خنده تبدیل کنند. بیشتر مردم دیگر حتی به آن نگاه نمی کنند. محاکمه می بایست فرصتی برای مردم فراهم می آورد تا به گذشته نگاه کنند، حال رابهتر درک کنند و آینده بهتری برای خود بسازیم. نه این که دور معیوب را از نوع شروع کنیم. وضع به این صورت در آمده چون خودشان دچار مساله هستند. آمریکا یی ها تمام این ماجرا را ترتیب دادند. بعضی از مردم حتی فکر می کنند :” خوب او یک قهرمان است” چون آن ها در دادگاه می ایستند. چیزهای درستی در مورد آمریکا می گویند. بنابراین همه چیز وارونه شده است. این به مضحکه کشیدن عدالت است که ما شاهد آنیم.
امی گودمن: وقتی به لندن پرواز می کردیم مراسم اعتراضی برای ربودن تیم صلح مسیحی در صدمین روز گرفتاری آن ها برگزار می شد. شما هم در باره آن ها نوشته اید.
حیفا زنگنه : بله من فکر می کنیم آن ها کار تحسین آمیزی در داخل عراق انجام میدادند و آخرین گروه خارجی هایی بودند که برای کمک به مردم در داخل عراق مانده بودند. در واقع روزی که آن ها را ربودند داشتند با گروهی به نام اراده زن عراق Iraqi Women Will اطلاعاتی در مورد بازداشت شدگان زن در عراق جمع می کردند و هنگامی که دفتر آن را ترک می کردند آن ها را ربودند.
من به خود شما واگذار می کنم که حدس بزنید چه کسانی میتوانند این کار را کرده باشند. آیا این ها آدم ربا هستند؟ چرا وقتی خواهر وزیر کشور را ربودند فعال شدند و در عرض چند روز او را آزاد کردند.تمام شهر برای پیدا کردن او متوقف شد. همه عراقی ها این را میدانند. خیلی خوب است که این خانم آزاد شد. نباید او را می ربودند. ولی چرا همین کار را در مورد گروه صلح نکردند.
امی گودمن. و جیل کارول؟
حیفا زنگنه. نمیدانم چه کسانی این کارها را می کنند و چرا؟ ما به خبرنگاران مستقل به شدت نیاز داریم. در داخل عراق جنایت، قتل، قصابی در هر ثانیه از زمان تداوم دارد و هیچکس آن را گزارش نمیدهد. همه امید ما به این است که خبرهایی از این یا آن گوشه بگیریم و وقتی خود عراقی ها در مورد آن صحبت می کنند کسی به حرف آن ها گوش نمی دهد و به آن ها می گویند : سند؟ شاهد؟ فلان؟ بهمان؟ ما از ابو غریب یک سال قبل از چاپ آن در رسانه های غرب گفتیم و گفتیم و کسی گوش نمی داد. من خودم هفت ماه قبل از آن در مورد ابوغریب مقاله نوشته بودم.
امی گودمن: همسر نخست وزیر انگلیس شری بوت در مورد شکنجه صحبت کرد.
حیفا زنگنه:خوب است. هرکس در مورد شکنجه صحبت کند کار خوبی میکند ولی آیا کسی در باره آن کاری می کند. ما می گوئیم: حرف زدن ارزان است. میتوانید تا ابد حرف بزنید. ولی او در عمل چه می کند.تونی بلر به سر حقوق بشر در عراق چه می آورد؟ آیا شری بلر هرگز در مورد استفاده از بمب فسفری، فسفر سفید در فلوجه، استفاده از MK-77 که نسل جدید بمب های ناپالم است ، از استفاده از اورانیوم تخلیه نشده صحبت کرده است؟ چرا گزینشی؟ چرا حقوق بشر گزینشی شده است؟
در پایان مصاحبه زنگنه به درخواست امی گودمن شعری از ندال عباس خواند. عباس که مادر دو فرزند است شعر را بلافاصله بعد از تسخیر سامره خواند. حیفا زنگنه یادآوری کرد که سامره که اکنون حرم العسکریه در آن منفجر شده است یک سال قبل زیر حمله نیروهای آمریکایی قرار گرفت و خیابان ها پر از اجسادی بود که با تفنگ های دور زن به خاک افتاده بودند. طبق قاعده اسلامی اجساد مرده ها را باید همان روز یا روز بعد دفن کنند. ولی مردم حتی نمی توانستند به اجساد نزدیک شوند، چون خودشان هدف تفنگ های دورزن قرار می گرفتند.
روز جمعه صبح در سامره
قطعه های پیکر یک مرد جوان که با تفنگ دور زن پاره پاره شده بود
در خیابان افتاده بود
زنی که عبای سیاه پوشیده بود از کنار آن گذشت
دست کودک خردسالش را گرفته بود.
کودک به پاره های پیکر خیره میشود
به دستی که به سوی آسمان گشوده مانده بود
میخواهد دست را بگیرد
آیا ممکن است این دست پدرش باشد؟
زهره سحرخیز
میدانید که زمان اشغال هند توسط بریتانیا آن کشور از خود بریتانیا صنعتی تر بود و از اولین کارهایی که بریتانیا کرد سیاست غیرصنعتی کردن (deindustrialization) هند بود (نوم چامسکی در این باره مطلبی دارد). مرگ دانشمندان عراق به احتمال زیاد بخشی از چنین برنامه ای است. دو سالی پیش از اشغال عراق یا حتی یازده سپتامبر من در برنامه ای از رادیوی ملی امریکا (NPR) شنیدم که در مقایسه ای میان ایران و عراق مسئله ی متخصصین این دو کشور را نیز جز عوامل کلیدی و تعیین کننده در موقعیت این دو کشور در منطقه قرار میداد. عراق صنعتی ترین کشور عربی بود و اکنون به مرتبه ای چنین فاجعه بار سقوط کرده است. فردا هم اگر زیر دست امریکائی ها بازسازی شود کشوری خواهد شد شبیه به دوبی و عربستان با ساختمانها و شهرهایی مدرن پر از ماشینها و محصولات غربی، ولی فاقد توان علمی و فرهنگی بنیادی و زیربنائی.
این اتفاق میتواند در مورد ایران هم بیفتد، چون در همان برنامه تعداد متخصصان و دانشمندان ایرانی را چهار برابر اعلام میکرد و آن را خطری در عدم تعادل نظامی میان این دو کشور میدانست.
مسئله ی قومی هم که جای خود دارد و امریکائیها فارغ از هر گونه پیشزمینه ی تاریخی تلاش در تولید نقاق میکنند تا در آینده از آن بهره گیرند و البته ما خود نادانسته و یا بنا بر منافع شخصی دامنش میزنیم. این در حالی است که کشورهای اروپائی اتحاد میان قومها و کشورهای اروپائی را شرط ادامه بقای خود در مقابل غولهای صنعتی دیگر میبینند و حتی و به ناگزیر سخن از زبانی واحد برای آن میکنند. در این کشورها اتحادهای فرهنگی مبنای اتحادهای اقتصادی و حتی نظامی میشود و ما در مقابل تلاش میکنیم همخوانیهای فرهنگی را نیز به نفع قدرتهای بزرگ نادیده بگیریم و تنوعها را زیر واژه ی اختلاف بنگریم و غیرقابل حلش بپنداریم. وای اگر این اتفاقات در ایران نیز بیفتد و یا عراق از این جنگ داخلی سالم و یک پارچه بیرون نیاید.