همه حرف ها در مورد دموکراسی به هوا رفت / طارق علی
روشنگری / یک نمونه از دموکراسی که «عمو ترامپ و عمو نتانیاهو» میتوانند برای ما به ارمغان بیاورند
وقتی اشغال زشت است، مقاومت نمیتواند زیبا باشد، مگر در فیلم های هالیوود یا یک کمدی ایتالیایی. و اگر احزاب مذهبی بر جنوب عراق تسلط پیدا کرده اند بخشا به علت این واقعیت است که آمریکا و بریتانیا از بعضی از آن ها با پول و اسلحه در دوازده سال گذشته حمایت کرده اند

مدت کمی از اشغال نگذشته بود که آمریکا و متحدان نظامی و ایدئو لوژیک اش مقاومت عراق را ,عناصر خارجی, ,تروریست ها, یا ,نیروهای وفادار به رژیم صدام, می خواندند. این لغت پردازی ها حالا دیگربی فایده شده و سخنگوی نظامی آمریکا حالاچریک ها را ,نیروهای ضد عراقی, میخواند، یعنی سربازان آمریکایی، بریتانیایی، اسپانیایی،بلغاری، اوکراینی، ایتالیایی، ژاپنی، کره جنوبی و لهستانی عراق را نمایندگی میکنند ولی کسانی که در مقابل اشغال مقاومت میکنند ضد عراقی هستند.
دنیای غریبی است.
وقتی دروغ هایی که بوسیله بوش، بلر،آزنار و برلسکونی به خدمت گرفته شده بود، به علت پیدا نشدن سلاح های کشتار جمعی بی اعتبار شدند، واحدهای تبلیغاتی در تمام این کشورهاو روزنامه نگاران مطلوب آن هاخط خود را تغییر دادند و استدلال کردند:,خوب شاید سلاحی در کار نبود، ولی ما از دست یک خودکامه راحت شدیم و دموکراسی را به عراق آوردیم., واقعا؟ دموکراسی؟
چندهزار شهروند غیر نظامی عراقی که جان خود را از دست دادند، و هنوز دارند کشته میشوند به کنار، همه صحبتها در مورد یک دموکراسی معنا دار به هوا رفته است.
ایدئولوگ پیر امپراتوری ساموئل هانتینگتون حالا از ,ناسازه دمکراتیک, صحبت میکند.این دیگرچه جانوری است؟وقتی دموکراسی آن چیزی را که غرب از آن توقع دارد برآورده نمیکند، به یک ناسازه تبدیل میشود. وبرای دموکراسی سرمایه داری امروز هر چالشی در برابر نظم اقتصادی نولیبرال یک ناسازه است. عراقی هایی که دوست ندارند سیستم آموزش و بهداشت آن ها خصوصی شود ,در گذشته زندگی میکنند., بازرگانان عراقی که از شرکت هایی که بعد از اشغال وارد کشورشده اند متنفرند، ,عناصرعقب مانده, هستند. وقتی بازرگانان خارجی هدف قرار می گیرند، عراقی ها از همه طبقات ,به جز همدست های آن ها, به وجد می آیند. کمپانی های خارجی را به مثابه هجوم طاعون وار ملخ تلقی میکنند که آمده اند یک کشور اشغال شده را ببلعند.
این روشن است که اگر عراقی ها امکان می یافتند دموکراسی داشته باشند، نمایندگان منتخب آن هااصرار میکردند همه لشکرهای موجود در عراق، همه کنترل کنندگان نفت عراق کشور را ترک کنند و احتمالا یک قراردادصلح دراز مدت با ایران می بستند. هیچکدام از این ها در خدمت منافع امپریال نیست. و هنری کیسینجر ودیگر لاشخورها دارند پیشنهاد بالکانیزه کردن عراق را میدهند. از این جاست صحبت یک جنگ داخلی در شرف وقوع. از این جاست اقدام تحریک آمیز انفجار میان زائران کربلا( جنایتی که همه گروه های عراقی از آن تبری جسته اند) . نه سنی ها و نه شیعه ها و نه سکولارهای با منشاء سنی و شیعه از چیزی به جز وحدت عراق علیه اشغالگران استعمارچی صحبت نمی کنند. آیت الله سیستانی با رهبران سنی ملاقات کرد ه و باور خود به وحدت کشور راابراز داشت و به طور خصوصی تاکید کرد که مدل حکومت روحانی از نوع ایران برای عراق یک فاجعه خواهد بود. مقتدا صدر از آزاد کردن عراق صحبت میکند، نه شیعه.
در دو هفته گذشته آشکار شده است که به جز رهبران کرد، بقیه کشور علیه اشغال است و میخواهد فور ا به آن خاتمه دهد. بین شیعه ها اکنون یک مبارزه آشکار برای حمایت از مردم در جنوب عراق جریان دارد. تصمیم مقامات اشغال برای تحریک شهروندان فلوجه ,دو روز قبل از این که فرستنده های آمریکایی مورد حمله قرار بگیرند و به شیوه وحشیانه کشته شوند، سربازان نیروی دریایی تهاجم آوردندو شهروندان غیر نظامی کشته شدند)
چرا مقامات اشغال روزنامه صدر را ممنوع کردند؟ وقتی زبان را ببرند، بمب جای آن را میگیرد.
آن چه که در عراق شاهد آنیم منطق اشغال است. به ناقوس هایی که در فلوجه و بصره به صدا در آمده گوش بدهید. آن ها برای روزنامه نگاران لیبرال و لیبرال چپ ایتالیائی مینوازند که وقتی پرسنل ایتالیائی اشغال هدف قرار گرفتند، مقاومت را تروریسم خواندند. به ما گفتند آن ها برای هدف های ,انسانی, آن جا بودند. خوب حالا ماسک ها به کنار رفته و رهبران منتخب مردم ایتالیا میگویند ایتالیائی ها در عراق برای بوش خواهند جنگید و برای بوش خواهند مرد و برای امپراتوری خواهند کشت.
و در چنین شرایطی سوسیالیست های دمکرات به اعتبار جنگی در پارلمان رای دادند. علیه جنگ، ولی موافق اشغال؟ این شیفتگی برای این که یک حزب میانه تلقی شوند آن ها را در طرف راست سوسیالیست های اسپانیایی قرار داده است. کاملا راضی اند که سرگیو کوفراتی را شکست بدهند و او را از روی زمین بردارند، ولی از چالش جدی با شرکت برلسکونی در جنگ سرباز میزنند. وبعد سوسیالیست های دمکرات حیرت میکنند وقتی می بینند تظاهر کنندگان خشم و بیداری خود از خواب غفلت را به نمایش میگذارند.
در این بین رنج عراق و شهروندانش ادامه دارد. سینان آنتون شاعر، اخیرا در بغداد شعری را خواند که وضع کنونی را به تصویر میکشد
فرات
رژه صفی است دراز
شهرها شانه هایش را نوازش میکنند
و درخت های نخل بر او میگریند.
تصمیم الصدر و حامیانش برای پیوستن به مقاومت صدها هزار نفر را به خیابان آورده و اشغال را در برابر چالش جدیدی قرار داده است. فایده ای ندارد که غربی ها ریاکارانه برای عراق اشک بریزند یا شکوه کنند که مقاومت عراق با مواضع بالای لیبرالیسم غربی همخوانی ندارد.کدام مقاومت داشته است؟
وقتی اشغال زشت است، مقاومت نمیتواند زیبا باشد، مگر در فیلم های هالیوود یا یک کمدی ایتالیایی. و اگر احزاب مذهبی بر جنوب عراق تسلط پیدا کرده اند بخشا به علت این واقعیت است که آمریکا و بریتانیا از بعضی از آن ها با پول و اسلحه در دوازده سال گذشته حمایت کرده اند.
ولی اگر راه حل مبنی بر تسلط و در عین حال تظاهر به این که خود اهالی کشور را اداره میکنند، این با رعملی نباشد، چه؟ بعد دوباره برمیگردند به بمب و ,خسارت جانبی,( جان شهر وندان غیر نظامی چنانکه درعراق و افغانستان دیدیم برای غرب اهمیتی ندارد)؟ یک لیبرال خوب ممکن است بگوید بله، ولی آیا سازمان ملل بهتر از ایالات متحده نیست؟ بسته به این است که کی کنترل کرده و تعیین کند سازمان ملل چه کند؟
و کیست که کنترل خواهد کرد؟
برای شهروندان کشورهایی که حکومت ها و رهبرانشان ازجنگ دفاع کرده اند الویت باید تنبیه جنگ طلبان باشد و پیروی از سرمشق اسپانیا. اگر به دنبال آزنار برلسکونی، بلر و بوش به خدمت خدای قهرمانان شکست خورده روانه شوند، این یک پیروزی بزرگ خواهد بود.
آن وقت ما باید به فکر کارزاری باشیم تا جانشینان آن ها به اشغال خاتمه دهند. تنها فایده سازمان ملل این است که وسیله حفظ آبرو باشد. و نه هیچ چیز دیگر.
زهره سحر خیز
از آرشیو
ایران اینترنشنال همیشه هوادار انقلاب مخملی و حالا هوادار جنگ و کشتار زنان و کارگران، خرابکاری و ترور علیه همه ایران بوده است.
سایت روشنگری به خدا مراد فولادی مقام ژنرالی داد در حالیکه این نویسنده از ایران اینترنشنال دفاع میکرد. این ارتقا بعد از شورش مشکوک دی ماه بود.
سایت روشنگری باید بطور جدی به خود انتقاد کند.
این سایت باید مرز بین انقلاب وضد انقلاب را روشن کند.
برای بوجود آوردن این مرز باید گفت و شنود علنی راه بیاندازد و گفت و شنودهای پشت پرده ارتجاعی است.
روشنگری نمیتواند در لاک لاکپشتی اش پنهان شود و انتظار داشته باشد که بخشا عقاید ارتجاعی را تبلیغ و ترویج نمیکند.
آنارشیست
دموکراسی بازی را امپریالیستهای دموکرات غربی علم کردند تا جلوی انقلاب مخملی مارکسیستی را بگیرند. بعد از موفقیت آنرا علیه دیکتاتوری های مخالفشان بکار بردند. آنجا که دموکراسی بازی ممکن نبود، بدترین نوع دموکراسی یعنی فاشیسم مذهبی را تقویت کردند. وقتی هیچ یک عمل نمیکرد، جنگ و بمباران. بمباران ایران درسی باشد برای مخالفان رژیم که در دام دموکراسی خواهی و توهم به غرب نیافتند چون توسط همین دموکراسی ها تحریم شدند و حالا دارند بمباران می شوند. دموکراسی فقط نانانیاهو و ترامپ درست نکرده، ده ها نمونه دارد از جمله هیتلر و موسیلینی و غیره. همش اقتصاد است احمق، اقتصاد، یعنی همش استثمار نیروی کار است احمق، استثمار.