Comments

میان دو دشمن — 9 دیدگاه

  1. این جنگ بضرر کارگران ایران است. پیروزی رژیم و پیروزی امپریالیستهای غربی بنفع کارگران نیست. سرنگون شدن رژیم هم در شرایط فعلی فقط برای مدت کوتاهی بنفع کارگران است اما در دراز مدت فرقی نمیکند و کارگران برده مزدی سرمایه داران خودی و خارجی باقی خواهند ماند. راه حل انقلاب آنارشیستی کمونیستی علیه هر گونه ارتجاع داخلی و خارجی است.

  2. تجربه تاریخی نشون داده سیادت سرمایه و زائده صهیونیستیش جبراً به فاشیزم ختم میشن! پس از نظر اصولی (نه اپورونیستی، پراگماتیستی یا ماکیاولیستی) پیروزی نظامی-سیاسی رژیم ایران بر متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی بسود فرودستان و زحمتکشان در سراسر منطقه ست چونکه حق مشروع و انسانی دفاع ازخود، موجب تضعیف شر حاکم بر جهان میشه والخ!

    بهمین دلیل جریانات اصولی و مترقی با ترویج آگاهی طبقاتی و تشکیل سمن‌های مستقل از بودجه‌/فاندهای خارجی در عین پیشبرد امر انقلاب علیه جانیان حاکم، موظفن هیچ چوبی لای چرخ جنگ/دفاع رژیم با جبهه امپریال-صهیونیستی-ناتوی نگذارند. چونکه برای نمونه تجربه شکست عملیات اپورتونیستی و نتیجتاً بقدرت رسیدن یلتسین در شوروی به ما دیکته میکنه،اپورتونیزم یعنی هم جبهه شدن خواسته و ناخواسته باامثال متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی در همه اشکالش، تماماًو در همه ابعادش بزیان فرودستان و زحمتکشان نه فقط در ایران بلکه در سراسر منطقه‌ست با تأثیراتی جهانی!

    اپورتونیزم یعنی هم جبهه شدن خواسته و ناخواسته باامثال متجاوزین امپریال-صهیونیستی-ناتوی-شیوخی در همه اشکالش، تماماًو در همه ابعادش بزیان فرودستان و زحمتکشان نه فقط در ایران بلکه در سراسر منطقه‌ست با تأثیراتی جهانی!

  3. مقاله میگوید دموکراسی راه حل است. این درست است، اما این فقط راه حلی است برای قشر سکولار سرمایه داران ریز و درشت ایرانی. دموکراسی واقعیتی دارد که در این کامنت توضیح داده می شود.
    .
    هیچ کشور دموکراتیکی وجود ندارد که سرمایه دارانه و استعمارگرانه نباشد. اگر فرض کنیم نویسنده مشق شب اش را انجام داده، منظور نویسنده از دموکراسی هست سرمایه داری و منظور از “مردم” در مقاله هست بخش سکولار سرمایه داران ایران. در حقیقت، هیچ هوادار دموکراسی ی در فرهنگ ایرانی ها وجود ندارد که هوادار عملی نه حرفی سرمایه داری و مجیز گوی دموکراسی استعمارگرانه غرب نباشد. دموکراسی و سرمایه داری و استعمارگری هر سه با هم می آیند. دلیل این حکم این است که به طبقه کارگر نمیتوان بدون سرمایه داری و استعمارگری دموکراسی داد و وقتی نه سرمایه داری و نه استعمار وجود دارد، دولتی وجود ندارد که دموکراتیک و یا دیکتاتوری باشد. این منطق قضیه است. این منطق قصیه به ما میگوید که بجای دموکراسی خواهی باید حداقل خواستار از بین بردن بردگی مزدی بود که البته ارتجاع فراتر از بردگی مزدی است. جامعه کمونیستی، جامعه ای که در آن استثمار نیروی کار و امپرالیسم وجود ندارد، دولت هم ندارد چون دولت را برای سلطه انسان بر انسان و حفظ استثمار کردن ساخته اند. این به ما میگوید که منطق انقلاب در جامعه انسان ماهیت آنارشیستی هم دارد و صرفا کمونیستی نیست.
    .
    بدون داشتن دیدگاه آنارشیستی کمونیستی، زنان و کارگران ایران راهی برای رهائی پیدا نمیکنند و در دور باطل ارتجاع سرگردان خواهند بود. برای داشتن دیدگاه آنارشیستی کمونیستی نه باید ضد مارکس بود و نه ضد انگلس، اما باید ضد مارکسیسم بود که برای سلطه بر طبقه کارگر از ضعف افکار مارکس و انکلس کلیشه های ارتجاعی دولتگرایانه ساخته است که یکی از آنها همین دموکراسی است. مارکس و انگلس را باید دو متفکر متمایل به کمونیسم در نظر گرفت که محدودیتهای طبقاتی و زمانی خودشان را داشتند ولی بی دستاورد نبودند.
    .
    آنارشیست

  4. عدم وجود راه حل بعلت دشمنی با آنارشیسم
    #
    سه نیروی ارتجاعی علیه زنان و کارگران عمل میکند:
    ۱ – رژیم جمهوری اسلامی و سرمایه داران نزدیکش.
    ۲ – دولتهای امپریالیستی غرب و‌ شرق.
    ۳ – اپوزیسیون تماما ارتحاعی مقیم غرب.
    هیچ یک از سه نیروی فوق دارای راه حلی نیستند که زنان و کارگران ایران را رها کند و در حقیقت تمامشان ارباب هستند.
    فقط ایران نیست.
    نه تنها زندکی زنان و کارگران ایران، بلکه زندگی همه زنان و کارگران جهان در دور باطل تضادهای مرتجعین با هم گرفتار است، چون با دشمن سلطه جوئی (آنارشیسم) دشمنی وجود دارد. همه زنان و کارگران ایران و جهان مجبورند تحت سلطه گروهی از هم نوعان خود زندکی کنند. در این وضعیت، اعتراض و شورش وجود خواهد داشت اما راه خروجی از بردکی امکان پذیر نیست. در این باتلاق بشر، وقتی یک شورش یک نظام سیاسی سرنگون میکند، نظام سیاسی- اجتماعی جدیدی بوجود می آورد که هیچ چیز نیست جز قفسی دیگر. راه خروج از این باتلاق، ذهنیت آنارشیستی کمونیستی است. این ذهنیت متحد کننده همه زنان و کارگران جهان و نابود کننده تمام واقعیات ذهنی و عینی ارتجاع است.
    آنارشیست

  5. میخوانیم:
    “درست مثل عراق که سقوط صدام، شعله مقاومت در برابر اشغال را برافروخت، در ایران هم با آغاز فروپاشی و سقوط رژیم، آمریکا و تک تک عواملی که امروز خود را به گاری آن بسته اند مثل چلبی و حامیانش در پنتاگون افشا خواهند شد و هدف خصومت مردم ایران قرار خواهند، بویژه که صد سال مبارزه عمیقا دمکراتیک و درخشان پشتوانه ی آگاهی اکنون خفته ی مردم ایران است.”
    .
    عجب بابا! اصلا چنین نیست. مبارزه دموکراتیک در ایران مبارزه مردم نبوده است مبارزه طبقه ارتجاع سکولار پرو غرب بوده با شاهان و واپسگرایان مذهبی که توده ها را به سیاه لشکر تبدیل میکردند.
    .
    اما در مورد مثال سرنگونی در مقاله.
    .
    1 – صدام سقوط نکرد، ارتش صدام توسط ارتش امپریالیستهای غربی شکست خورد و صدام فرار کرد.
    2 – عراق تبدیل شد به محل جنگهای سیاسی و نظامی نیابتی بین امپریالیستهای غربی و شرقی و نوکران و همسوهایشان.
    3 – تمام نفت عراق بعد از سرنگونی در اختیار کمپانی های امپریالیتسهای غربی قرار گرفت مخصوصا کمپانی های آمریکائی.
    .
    بارها درباره سرنگونی بی محتوا که همین مقاله هم مثال آن است، توضیح داده شده بود.
    .
    اگر سرنگونی میخواهید، حتما باید با امپریالیستهای غربی همکاری کنید چون دارند نزدیک میشوند، البته سازش و نوکری هم ممکن است.
    .
    اگر سرنگونی انقلابی و درست و در خدمت بشریت زن و کارگر میخواهید، باید صبر کنید تا فرهنگ زنان و کارگران ایران از فرهنگ اقتدارگرایانه به فرهنگ آنارشیستی کمونیستی تبدیل شود که این خودش کار می برد و انقلاب هم یعنی کار کردن نه نشستن و منتظر شورش شدن.
    .
    ارتجاع: هیرارسی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، افکار خرافی و ضد علمی و نیمه علمی.
    انقلاب: نقد ارتجاع و نفی آن در زندگی روزمره و محل کار و زندگی.
    .
    آنارشیست

  6. «حالا در شرایطی قرار گرفته ایم که صدای روشنفکران صادق رو به فزونی خواهد گذاشت. آنچه مهم است زمان است. نباید بگذاریم دیر بشود و این صدا مثل صدام مردم عراق به صدای قربانی تبدیل بشود.» !!!!

    چرا بعد از 5 دهه چپ کمونیست واقعی در ایران پایه نگرفته است که بتواند «به صدای قربانی تبدیل بشود.»؟

    چرا؟ علت درد ما در تبدیل نشدن «این صدا»…«به صدای قربانی..» چیست؟ علت اساسی این «تبدیل نشدن» را باید جستجحو کرد و نه اینکه اینگونه فقط به «تبدیل شدن به صدا قربانی» تاکید کرد!
    5 دهه «تبدیل شدن به صدا قربانی»در خارج کشور به مبارزات مردم در داخل ایران نتیجه و تاثیرش چیست؟ امروز این «تبدیل شدن به صدا قربانی» چه دستاوردی برای جنبش برحق کف خیابان مردم تحت ستم و استثمار ایران داشته است؟
    ذهنیات خودتان را به جای واقعیت عینی می گذارید… هنوز شیوه و رویکرد علمی کمونیسم که مارکس و انگاس به واقعیت عینی(حقیقت عینی یا ضرورت پیشاروی) کشف کردندو با ما آموختند را شما نیاموخته اید!

    عمیقا مانند یک کمونیست واقعی فکر کنیم! خیلی عمیقر از آنچه تاکنون فکر کرده ایم!
    وقتی چپ و به ویژه کمونیستهای واقعی در جامعه حضور فعال ندارند، نتیجه مبارزات مردم ستمکش ایران همین میشود که جلو چشممان است! فرجام این مبارزه بر حق چه شد؟ متاسفانه باید قبول کنیم که جنبش کف خیابان یکبار دیگر با دادن هزاران کشته شکست خورد! یکبار دیگر سوال میکنم: علت اساسی آن شکست چیست؟ علت اساسی: نبود حزب کمونیست انقلابی ایران که در میان هزاران ریشه دارد!موافقید؟ اگر آری، چرا راهکار ارائه نمی دهید؟

    حال شما به جای تشکیل حزب دلخوشی تان به تاکید بر پراکندگی با دادن تحلیل اینچنینی که «تبدیل شدن به صدا قربانی» هست!اینکار درجازدن، عقبگرد است و نه پیشتازی! یکبار دیگر جنبش کمونیستی نشان داد که خواهان زیر ذره بین گذاشتن و ارائه راهکار در مورد مشکل اساسی اش نیست!از دیدن واقعیت حاکم بر خود فرار میکند! چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

    برای آشنایی با آنچه در ایران گذشت و هزاران نفر در کف خیابان بدون شما و بقیه چپ پراکنده (از جمله خود من و شما خانم سوسن ارام و همه ما که نمی خواهیم یکی شویم) از جان مایه گذاشتند، توصیه میکنم اینرا بخوانید شاید به خودبیاییم:

    جرمی بوئن: رژیم‌های اقتدارگرا ناگهان سقوط می‌کنند، اما ایران هنوز به آن نقطه نرسیده است
    https://www.bbc.com/persian/articles/cy9yx2pq4j7o

  7. حال که بعینه نجات اشغالگران اسلامی توسط شیطان بزرگ در برابرهمه هست اگر روشنگری این تیتری که برای نوشته نا راست این خانم گذاشته را بردارد بنفع خودش است.
    اخه بابا کدام دشمنی کدام کشک کدام مشک؟
    سروصدای سیاستمداران امریکائی هم از این قضیه حال بهمزن امداد علنی به شیطان کوچک در آمده.
    حال اگر خواب های پنبه دانه ای منافقین و شازده رو دست ما مانده مانقش برآب شده ویکبار دیگر این حرف ایران گراهای میهن اثبات شد که اتمی بازی و مذاکره بازی وجنگ بازی وتحریم بازی و…تماما در این دهه ها برای انحراف افکار عمومی بوده تا در زیرخرواری ازاین گونه مزخرفات شیطان کوچک را در سرفصل های گوناگون از بحران وبویژه از بحران اجتماعی کنونی رد نمایند ونگذارند اکثریت مردم جان بلب رسیده اعم از کارگر و آموزگار وپرستار و زاغه نشین و… کار شیطان کوچک را تمام کنند باز هم براستی کسی هست که رویش بشود بنویسد یا بگوید شیطان بزرگ دشمن شیطان کوچک است؟.

  8. اگر از غرب و آمریکا که خدای دموکراسی هستند تقاضای کمک برای برقراری دموکراسی نکنند، از چه کسی تقاضا دکنند؟
    چرا خودتان را گول می زنید؟
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>