۲۰۲۶، سال جنگ کبیر جهانی ؟
برگردان شروين احمدی
چهار سال از جنگی که بین کیف و مسکو در جریان است، میگذرد. بنبست مذاکرات نه تنها از سرسختی روسیه، بلکه از لجاجت اروپاییها و بیثباتی مواضع ایالات متحده نیز ناشی میشود. واشنگتن اگرچه در مورد گرینلند عقبنشینی کرده، اما در واقع، نظم آمریکایی هرگز واقعاً از سلطه بر جهان، از جمله در شرق آسیا، با وجود ظهور چین، دست نکشیده است. برای تثبیت این سلطه جهانی، واشنگتن دیگر به دنبال سرنگونی دولتها نیست، بلکه به دنبال به زانو درآوردن آنهاست، مانند ونزوئلا. یا حتی مانند ایران، جایی که ثبات جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مورد سوال است. دولت ترامپ به خوبی میداند که تغییر رژیم در تهران عواقب گسترده و عمیقی در خاورمیانه – یکی از نقاط داغ درگیریهای فعلی در جهان – خواهد داشت.
۲۰۲۶، سال جنگ کبیر جهانی ؟
نویسنده Akram BELKAID برگردان شروين احمدي
جنگی در مقیاس عظیم در شرف وقوع است… این نظر تعداد قابل توجهی از کاساندراها*، سیاستمداران، محققان، افسران ارشد و روزنامهنگاران است که بر اساس آشفتگیهای سال گذشته مطرح میشود. جان سیمپسون، سردبیر امور بینالملل بیبیسی (BBC) میگوید: «من بیش از چهل جنگ را در سراسر جهان پوشش دادهام. من شاهد اوج گرفتن جنگ سرد و سپس ناپدید شدن آن بودم. اما هرگز سالی نگرانکننده به اندازه ۲۰۲۵ ندیدهام»(۱). شورای روابط خارجی امریکا (Council on Foreign Relations -CFR) تأیید میکند که تعداد درگیریهای مسلحانه در بالاترین سطح خود قرار دارد و به «زوال هنجارهای عدم تجاوز» بین کشورها اشاره و خاطرنشان میکند که نُه پایتخت در سال ۲۰۲۵ مورد حمله هوایی قرار گرفتهاند (۲): بیروت، دمشق، دوحه، کابل، کیف، مسکو، صنعا، تهران و تلآویو. این فهرست میتواند گسترش یابد و شامل تونس، که بندر آن هدف حملات پهپادی اسرائیل علیه ناوگان عازم غزه قرار گرفت؛ خارطوم، که توسط نیروهای شورشی بمباران شد؛ و کاراکاس در سال ۲۰۲۶، که در جریان ربودن رئیس جمهور نیکولاس مادورو زیر آتش آمریکا قرار گرفت، نیز بشود.
افزایش مداوم فروش جهانی اسلحه در چند سال گذشته این پیشبینیهای شوم را تأیید میکند. طبق گزارش موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI)، این رقم در سال ۲۰۲۴ به ۲.۷۱۸ تریلیون دلار رسید که نسبت به سال ۲۰۲۳، جهشی ۹.۴ درصدی را نشان میدهد (۳). بازار تسلیحات در همه مناطق، از جمله قاره آفریقا، اوج گرفته است و انتظار میرود آمار سال ۲۰۲۵ که بهار آینده اعلام خواهد شد، این روند را تأیید کند: جهان با سرعت سرسامآوری در حال مسلح شدن مجدد است. «برای آزاد ماندن، باید همیشه در وحشت زیست و زیستن در وحشت قدرتمند بودن را میطلبد». رئیس جمهور امانوئل مکرون در سخنرانی سال نو خود خطاب به نیروهای مسلح فرانسه در ۱۵ ژانویه اعلام کرد: «برای قدرتمند بودن در این دنیای بیرحم، باید سریعتر و قویتر عمل کنیم». یک ژنرال بازنشسته اظهار داشت: «هرچه سلاح بیشتری تولید کنیم، احتمال استفاده از آنها بیشتر میشود. ایالات متحده این را نشان میدهد».
پس جنگ در راه است، اما کدام جنگ؟ فرضیههای زیادی وجود دارد، اما یکی از دیگران برجستهتر است: چهار سال پس از حمله روسیه، وضعیت کم و بیش به بنبست رسیده در اوکراین میتواند به یک درگیری گستردهتر منجر شود. به نظر نمیرسد هیچ یک از طرفین قادر به دستیابی به پیروزی کامل باشند؛ چنین بنبستی میتواند راه را برای یک راهحل مذاکرهشده هموار کند – تا حدودی مانند عراق و ایران که پس از هشت سال خونریزی، در سال ۱۹۸۸ با خستگی به صلح تن دادند. با این حال، سرسختی مسکو و نگرش خصمانه بسیاری از کشورهای اروپایی حامی کیف احتمال تشدید درگیری و از کنترل خارج شدن آن را افزایش میدهد.
تحریمهای مکرر، ادامه تأمین تجهیزات برای ارتش اوکراین و کمکهای مالی قابل توجه اروپا، اقداماتی هستند که از سوی روسها خصمانه تلقی میشود. در پاسخ به استقرار نیروهای اروپایی در خاک اوکراین، از سوی آلمان یا دو قدرت هستهای اروپایی، بریتانیا و فرانسه، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ آقای پیر للوش در برنامه «اروپا ۱» در ۸ ژانویه اظهار داشت: «من نگرانم که کسی ممکن است کار احمقانهای انجام دهد و این جنگ به یک جنگ کبیر تبدیل شود». مشاور دیپلماتیک سابق رئیس جمهور ژاک شیراک – و نویسنده کتابی در مورد ریشهها و پیامدهای احتمالی درگیری روسیه و اوکراین (۴) – افزود: «هرچه این جنگ [بین روسیه و اوکراین] بیشتر ادامه یابد، خطر خارج شدن اوضاع از کنترل بیشتر میشود».
مسکو همچنین میتواند تصمیم بگیرد که با سازماندهی، مثلاً یک ماجراجویی نظامی گسترده در یک کشور بالتیک یا کشوری هممرز با اوکراین، عزم واقعی اروپاییها را برای ایستادگی در برابر آن بیازماید. برای مدت طولانی، احتمال چنین سناریویی با این فرض کم در نظر گرفته میشد که روسیه هرگز به دنبال رویارویی مستقیم با نیروهای ناتو نخواهد بود. فرضی درست پیش از این، اما اگر ناتو به دلیل نگرش ایالات متحده نسبت به متحدان اروپایی خود دچار تفرقه شود یا انسجام و اعتبار خود را از دست بدهد، چه؟
حتی قبل از درخواست از دانمارک برای واگذاری گرینلند، رئیس جمهور دونالد ترامپ بارها از اطمینان دادن در مورد اینکه آمریکا در صورت حمله روسیه به کمک قاره کهن خواهد آمد، شانه خالی کرده بود. اما اینها هنوز فقط حدس و گمان بودند. مسئله گرینلند، هر چقدر هم که با توجه به اهمیت استراتژیک محدود این منطقه، کمی عجیب به نظر برسد، یک عامل تغییر دهنده بازی است: این مسئله موجب میزان قابل توجهی از عدم قطعیت در مورد آینده ناتو میشود و به این ایده که اروپاییها ممکن است مجبور شوند از خودشان حفاظت کنند، اعتبار میبخشد.
وضعیت در آسیا مسئله اصلی دیگر است. اگر پکن یک بار برای همیشه تصمیم به بازپس گیری تایوان بگیرد، چه؟ کارشناسان دهههاست که میگویند این الحاق ناگزیر باعث جنگ بین دو رقیب بزرگ قرن بیست و یکم خواهد شد یعنی ایالات متحده که متحد تایپه است و چین. تاکنون، برتری نظامی واشنگتن و رویکرد مسئولانه پکن از وقوع بدترین سناریو جلوگیری کرده است. اما در اینجا نیز، شرایط در حال تغییر است. در حالی که به نظر میرسد ژاپن به گرایشهای نظامی قدیمی خود بازمیگردد، دولت ترامپ دیگر در محکوم کردن خطر چینی بیش از حد مسلح شده، تردید نمیکند. پنتاگون در آخرین گزارش خود به کنگره ادعا میکند که پکن ظرفیت نابودی بخش قابل توجهی از زیرساختهای دفاعی آمریکا را دارد (۵). مطمئناً، هیچ استدلال بهتری برای توجیه و تضمین افزایش دائمی بودجه دفاعی ایالات متحده وجود ندارد. از اینرو باید رفتارهای قاطعانه آقای ترامپ در مقابل پکن، مانند انعقاد اخیر توافق تجاری بین واشنگتن و تایپه را جدی گرفت.
تصمیمات متعدد رئیس جمهور آمریکا را میتوان در پرتو رویارویی احتمالی بین این دو قدرت بزرگ تفسیر کرد. اول، انتخاب تجهیز کشورش به یک «گنبد طلایی» بسیار گرانقیمت، یک سپر دفاع موشکی (که برای محافظت از کشور در برابر دشمنانش در نظر گرفته شده است) که یادآور طرح ابتکار دفاع استراتژیک (SDI) یا «جنگ ستارگان» است که توسط رئیس جمهور رونالد ریگان مطرح و حمایت میشد. دوم، تحمیل حاکمیت بر ونزوئلا، که خبر بدی برای امنیت انرژی چین، بزرگترین خریدار نفت خام ونزوئلا و سرمایهگذار اصلی خارجی این کشور، از طریق شرکت ملی نفت چین (CNPC)، در بهرهبرداری از نفت سنگین در کمربند اورینوکو است. واشنگتن اکنون به دنبال قطع این منبع نفتی چین است.
واشنگتن میتواند در میانمدت به دنبال قطع مشابهی در مورد نفت ایران باشد، که برای اقتصاد چین بسیار مهمتر است. با سرکوبی وحشیانه – چهارمین مورد از زمان قیام پس از انتخابات ۲۰۰۹ – (به مقاله «ایران در التهاب» مراجعه کنید)- تهران، شریک استراتژیک پکن در امنیت انرژی، توانسته تا اندازهای کمی آرامش برقرار کند. اما شرایط بینالمللی دیگر مانند گذشته نیست. ایالات متحده، تحت فشار متحد اسرائیلی خود، بیش از هر زمان دیگری خواهان تغییر رژیم در تهران است و مداخله نظامی در مقیاسی بسیار فراتر از بمباران بهار ۲۰۲۵ را منتفی نمیداند.
تغییر رژیم در ایران پیامدهای عمدهای برای منطقه خواهد داشت. پادشاهیهای خلیج فارس رها شده از تهدید جمهوری اسلامی، دیگر به هیچ قیمتی ملزم به اتحاد با یکدیگر نخواهند بود. عربستان سعودی و امارات متحده عربی، متحدان دولت یمن علیه حوثیها، در حال حاضر با احتیاط یکدیگر را زیر نظر دارند و میتوانند تصمیم بگیرند برای تثبیت برتری خود بر شبه جزیره وارد جنگ شوند. ابوظبی میتواند تصمیم بگیرد که زمان آن رسیده که قطر را دوباره به زانو درآورد، همانطور که در سال ۲۰۱۷ با محاصره کامل آن انجام داد. اما این دو درگیری بالقوه – که ناگزیر قیمت نفت را افزایش میدهد – نباید این واقعیت را تحت الشعاع قرار دهد که سقوط رژیم ملاها به معنای ادامه تسلط واشنگتن بر منابع انرژی نیز خواهد بود. امری که برای پکن، میتواند یک بهانه برای جنگ باشد.
* کاساندرا در اسطورههای یونان، زیباترین دختر پریاموس(پادشاه شهر تروا) بود.آپولون عاشقش شد و به او پیشگویی آموخت.
۱- John Simpson, « J’ai couvert 40 guerres, mais je n’ai jamais vu une année aussi inquiétante que 2025 », BBC, 1er janvier 2026.
۲- Natalie Caloca, Molly Carlough et Abi McGowan, « Five takeaways from CFR’s 2026 conflict risk assessment », Council on Foreign Relations, New York, 18 décembre 2025.
۳- Sipri Arms Transfers Database : https://www.sipri.org/databases/armstransfers
۴- Pierre Lellouche, Engrenages. La guerre d’Ukraine et le basculement du monde, Odile Jacob, Paris, 2024.
۵- « Annual report to Congress : Military and security developments involving the People’s Republic of China — 2025 » (PDF), U.S. Department of War, décembre 2025.
Akram BELKAID
دوران دموکراسی امپریالیستی و کمونیسم دولتی مارکسیستی بسر رسیده و ارتجاعیون جهان مجبورند برای حفظ ثبات داخلی، علیه شورش اهالی خود، به جنگ روی آورند. این اصلا به سرمایه داری ربط ندارد. این شیوه زندگی انسان تحت اقتدار و استثمار است و هزاران سال است که بدین گونه بوده است. جمهوری اسلامی، مثل اکثر کشورهای فعال در سیاستهای جهانی، از جنگ نمی ترسد، به آن نیاز دارد. در اکثر مواقع، جنگ توسط قربانیان ارتجاع انجام می شود نه خود مرتجعین. برای همین، اگر جمهوری اسلامی نکشد، مرتجعین جهان خواهند کشت، اما در چارچوبی دیگر و شیادانه تر. در حقیقت جنایتهای جمهوری اسلامی یک هزارم جنایتهای امپریالیستهای جهان است. تا انقلاب آنارشیستی کمونیستی نشود، این وضع ادامه خواهد یافت.