بهشت شارلاتانها: داستان ظهور و قدرتگرفتن یک فرقه در ایران
مقاله ای را که در زیر می خوانید برگرفته از کانال تلگرامی کارگاه، رسانه کارگران ایران است.
این مقاله کم حجم ولی پر محتوا که با زبانی ساده وقابل فهم به رشته تحریر در آمد ه است نظرات نئولیبرالی موسی غنی نژادها و شرکا را دربوته نقد قرار می دهد وبه افشای جناح های مافیایی و الیگارشی اقتصادی، سیستم پیمانکاری و سیاستهای «بازار آزاد» و دزدی و غارت و سودهای کلان می پردازد. توفان الکترونیکی این مقاله خواندنی را انتشار می دهد تا همگام با کارگران و همه سلب مالکیت شدگان این جنایتکاران تروریست اقتصادی و دست پروردگان امپریالیسم آمریکا را رسواتر از هرزمان سازد.
کارگران راهی جز پیکار متحد وتشکل مستقل خود نمی توانند درمقابل جبهه متحد غارتگران وهمه زیر مجموعه های مدافع سرمایه داران ورسانههای مانند دنیای اقتصاد و تجارت فردا، تا ریزرسانههای وابسته به این اردوگاه غارتگر بایستند و آنها را به عقب رانند.رمز موفقیت کارگران وحدت وتشکیلات است. برای تحقق چنین وحدتی و چنین ساز و کار تشکیلاتی باید کمر همت بندیم تا درمیدان نبرد پیروز گردیم.جزاین راهی برای پیشروی وموفقیت اردوی کار نیست.
هیات تحریریه
***
«این روزها دکتر موسی غنینژاد، که زمانی چهره جدی دانشگاهی وتجسم «علم اقتصاد» نمایش داده میشد، در برنامههای اینترنتی فکاهی و سرگرمی ظاهر میشود و با لهجهای شیرین و لبخندهای حسابشده، از وضعیت موجود انتقاد میکند. این، بخشی از ریبرندینگ بزرگ فرقه بازارگرایی افراطی است: فاصله گرفتن از گذشته، رنگ عوض کردن و معرفی خود به عنوان آلترناتیو وضع موجود.
سرکوب مزدی به نام علم
دکتر موسی غنینژاد در کتابهایی چون «آزادسازی و عملکرد اقتصادی» و «اقتصاد به روایت دیگر»، برای چند دهه حداقل دستمزد را دشمن رشد اقتصادی و عامل گسترش بازارهای غیررسمی معرفی میکرد. گزارههایی که در چند دهه اخیر از زبان عاملان اجرایی سرکوب مزدی در دولتها و دستگاههای حاکمیتی میشنویم، مثل اینها: افزایش دستمزد تورمزا است، رکود میآورد، باعث افزایش بیکاری میشود، همه از تحقیقات علمی و دستورات محکمی که از پایگاههای رسانهای و اندیشکدههای وابسته به استاد غنینژاد صادر شده، استخراج شدهاند.
البته، دستورات و فرامین دکتر غنینژاد و مریدانش به دستمزد محدود نمیشود. در تمام بخشهای اقتصادی، مالی، کشاورزی و دامداری، صنعت و تولید، اثرات مخرب این گفتمان را دیدهایم: از وابستگی کشاورزان به دلالان و قیمتهای سرسامآور مواد غذایی، تا نوسانات ارزی به نفع دلالان مالی، و خصوصیسازیهایی که کارخانهها را به تاراج بردند و کارگران را قربانی کردند.
اما چون کارگاه رسانه کارگری است، تنها در حوزه تخصص خودمان ورود و بررسی میکنیم: حداقل دستمزد.
چالش علمی: تجربه رومانی
پژوهش بانک جهانی درباره تجربه افزایش قابل توجه حداقل دستمزد در رومانی (۲۰۱۳-۲۰۱۶)، با شرایط اقتصادی مشابه ایران امروز بررسی کرده، این ادعاهای قدسی را به چالش میکشد. این مطالعه، با استفاده از دادههای مالیاتی و نظرسنجی، نشان داد افزایش قابلتوجه دستمزد حداقلی در اقتصادی با تولید ضعیف و دستمزدهای پایین، نهتنها اشتغال را افزایش داد، بلکه اقتصاد غیررسمی را کوچکتر کرد، فقر را کاهش داد و تأثیر ناچیزی بر تورم گذاشت. سود شرکتها کاهش نیافت و حتی کسری بودجه دولت کمتر شد. نکته طنزآمیز اینجاست که این نتایج از سوی بانک جهانی (یکی از پرستشگاههای اصلی تفکر بازارگرای افراطی) منتشر شده است.
از آلترناتیو تا رسوایی
این گفتمان در زمان تولدش، یعنی اواسط دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، خود را آلترناتیو مدیریت غیرعلمی دولتهای وقت معرفی میکرد و بر علمی بودن تأکید داشت. رسانههای پرمخاطب آن دوران، مانند نشاط، عصر آزادگان و شرق، بستری برای ترویج این ایدهها فراهم کردند، تا اینکه با شکلگیری امپراتوری رسانهای دنیای اقتصاد در ابتدای دهه هشتاد، به جریان غالب تبدیل شد. اما چطور است که با اولین پژوهش جدی و معتبر جهانی، کذب بودن این فرامین قدسی ثابت میشود؟ علمی که در برابر شواهد تجربی فرو میریزد، علم نیست، ایدئولوژیای است که به نفع اقلیتی خاص عمل میکند.
فرقهای با خدا و پیامبر خاص
این جریان، بیش از آنکه علمی باشد، فرقهای است با پیامبری به نام موسی غنینژاد و خدایی از جنس مافیا و الیگارشی اقتصادی: پیمانکاران فولاد، سیمان، نفت، پتروشیمی و واردکنندگان خودروهای مونتاژی، که از سیاستهای بازارگرای افراطی سودهای کلان بردهاند. جامعه نفعبرندگان، از دلالان جزئی تا کاسبکاران بزرگ، کسانی هستند که آنچه از سفره عموم مردم کنده میشود، مستقیم به جیبشان میرود. این واقعیت چنان عیان و رسواست که از رسانههای شاخص مانند دنیای اقتصاد و تجارت فردا، تا ریز رسانههای وابسته به این فرقه، بیپرده میزبان تبلیغات و سرمایهگذاری همین مافیا هستند و حتی در مواردی توسط آنها پایه گذاری شدهاند.
کلاهبرداری به نام علم
موسی غنینژاد و فرقه بازارگراییاش، با ادعای علم اقتصاد، سفره اکثریت مردم را غارت کردند و سودش را به مافیای فولاد، سیمان، نفت، پتروشیمی و واردکنندگان خودروهای مونتاژی هدیه دادند. این جریان، دیروز بدیل وضعیت موجود بود و امروز در فضای مجازی و برنامههای سرگرمی دوباره نقش ناجی را بازی میکند. این نه علم، که کلاهبرداری و شیادی سازمانیافته است، و تا افشای آن، ایران همچنان میدان تاختوتاز این شارلاتانها خواهد بود.»
Comments
بهشت شارلاتانها: داستان ظهور و قدرتگرفتن یک فرقه در ایران — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>