Comments

انقلاب مشروطیت ایران: پیکری مجروح، پیامی روشن — 3 دیدگاه

  1. کامنت فوق از لحاظ مارکسیستها درست نیست چون انها معتقدند که انقلاب مشروطه مرحله ای است از تکامل ایرانی ها بطرف جامعه کمونیستی از طریق رشد سرمایه داری.
    از زاویه دیدگاه انقلابی آنارشیستی:
    ۱ – مارکسیستها قادر هستند که با سرکوبگران و جنایتکاران سرمایه دار علیه روابط سرمایه داری همکاری کنند تا مرحله سرمایه داری بوجود بیاید تا انقلاب کمونیستی ممکن شود. البته چنین وحدتی همیشه به بردگی زنان و کارگران منجر می شود. نمونه چین و تاریخ سوسیال دموکراسی..
    ۲ – پیدایش سرمایه داری دارای هیچ خصوصیتی نیست که امکان جامعه کمونیستی را ممکن سازد. این روابط به همان اندازه روابط ماقبل سرمایه داری جنایتکارانه و ضد انقلابی است و همین باعث میشود تا آگاهی کمونیستی آنارشیستی بوجود نیاید و انقلابی در کار نباشد.
    ۳ – دیدگاه مارکسیستی تکنوکراتهائی مارکسیست بوجود می آورد که بجای حل مسئله سلطه و استثمار خودشان یک مسئله جدید برای انقلاب می شوند.
    ۴ – مارکسیسم انقلابیون را از طبقه کارگر جدا میکند و آنها را رئیس حزبی و دولتگرا و در انتها ارباب میکند.
    ۵ – توده های تشکلات و احزاب مارکسیست باید مثل کارگران صبح تا شب بدوند تا اربابان آنها رئیس و رهبر بشوند. محتوای آموزشی تشکیلاتی و حزبی مارکسیستها نزدیک کردن زنان و کارگران به آگاهی رهبران نیست، بلکه ایجاد اعتماد به رهبری است. این اعتماد به آتوریته است که زنان و کارگران هوادار احزاب را دنباله رو بار می آورد نه دارای استقلال فکری. آنها در بهترین شرایط میشوند شهروند رای دهنده.
    ۶ – تمایل مارکسیستها به شوراگرائی تمایل درستی است اما باید اعتراف کنند که از آنارشیستها گرفته اند. اگر مارکسیستها شوراگرائی را با حزب و دولتگرائی مخلوط کنند، شوراهای محل کار و زندگی را نابود می کنند.
    ۷ – مارکسیستها باید پاردایم حزب و دولت و ساختار خودبخودی تکامل اجتماعی خود را دور بیاندازند. به عبارت دیگر، مجبورند انارشیست شوند. اینکار تا حد زیادی انجام شده.
    ۸ – دیدگاه درست از انسان آن است که تمام عناصر روابط ارتجاعی جامعه را بخشی از تکامل جامعه دانسته و وضعیت جامعه را محصول تحقق عینی ذهنیت ارتجاع و بردگان آنها بداند نه رشد نیروهای مولده مستقل از اراده انسانها.
    احتمالا بازهم اشتباه جمله ای و دیکته ای وجود خواهد داشت که خودتان درست کنید.
    آنارشیست

  2. این:
    اگر شورش مشروطه انقلاب بود ضد استثمار نبود و دنبال رفرم در حاکمیت هم نبود،
    باید باشد:
    اگر شورش مشروطه انقلاب بود ضد استثمار بود و دنبال رفرم در حاکمیت هم نبود،

    این:
    بطوریکه رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید دعای جمعی میکنند.
    باید باشد:
    بطوریکه رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید دعای جمعی میخواند.

    این:
    برای همین است که تمام سرخپوستان آمریکای لاتین و بخشی از اروپا و بخشی از آسیا را مسیحی کردند.
    باید باشد:
    برای همین است که بخش بزرگی از سرخپوستان آمریکای لاتین و بخشی از آفریقا و بخشی از آسیا را مسیحی کردند.

    بقیه اشتباهات را خودتان تصحیح کنید.
    آنارشیست

  3. علیه تقدس انقلاب مشروطه،
    در روشن کردن ماهیت دموکراسی

    “انقلاب” مشروطه انقلاب نبود،‌ شورش استثمارگران غرب زده علیه فئودالهای واپسگرا بود. اگر شورش مشروطه انقلاب بود ضد استثمار نبود و دنبال رفرم در حاکمیت هم نبود، رفرمی که میخواست شاه و کلا فرهنگ سلطه را نگه دارد. استعمارگران هم دنبال سرسپرده کردن هر دو بودند تا سرمایه داری و صنعت به سلاح پیشرفته و جنگ ضد استعماری و رقیب اقتصادی تبدیل نشود. این منطق استعمارگران علیه جامعه ایران و زنان و کارگرانش، هنوز هم وجود دارد.
    مردم در این مقاله هست زنانی که از مردسالاری زجر میکشند، کارگرانی که توسط سرمایه داران استثمار می شوند و سرمایه دارانی که کارگران را استثمار میکنند و بکمک ذهنیت مردسالاری حاکمیت مردان بر زنان را حفظ میکنند. برای همین کلمه مردم بیان واقعیات جامعه نیست. کلمه مردم را استفاده میکنند تا تضادهای واقعی جامعه را بنفع مردسالاران و سرمایه داران و سایر مرتجعین پنهان کنند.
    سرمایه داران ایران امروز به دو دسته تقسیم شده اند، سرمایه داران حامی فلسفه مدیریت سکولار برده های مزدی و سرمایه داران حامی مدیریت اسلامی برده های مزدی. هر دوی این سرمایه داران زنان و کارگران جامعه را مهندسی فکری میکنند تا به سیاه لشکر خود تبدیل کنند. یک نگاهی به غرب بیاندازید، همین رابطه را می بینید فقط در غرب سرمایه داران سکولار پیروز بوده اند و مذهبیون آنها بخشا در اقلیت هستند ولی بسیار قدرت دارند و اخیرا قدرتمند تر هم شده اند بطوریکه رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید دعای جمعی میکنند. تضاد بین مرتجعین مذهبی و سکولار تاکتیکی است زیرا بهم احتیاج دارند. سرمایه داران سکولار غرب با سرمایه داران مذهبی در استعمارگری و استثمارگری شریک بوده اند و هر جائی را که مستعمره میکردند مذهبی هم می کردند برای همین است که تمام سرخپوستان آمریکای لاتین و بخشی از اروپا و بخشی از آسیا را مسیحی کردند.
    چرا میگوئیم این سرمایه داران داخلی و خارجی ارتجاع هستند؟ ارتجاع هستند به این علت که نه علیه سلطه بشر بر بشر هستند و نه علیه استثمارکردن یک عده توسط عده ای دیگر. علی رغم تضاد و رقابت مابین مرتجعین سکولار و مذهبی و حتی آته یست مثل مارکسیستها، همگی در سلطه داشتن، دولت درست کردن و تبدیل زنان و کارکران به بردگان مدرن متحدند، اگر نبودند ضد آنارشیستهای کمونیست نبودند. فقط آنارشیستها هستند که علیه سلطه و استثمارند.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>