Comments

پشتِ نقاب راهِ کارگر؛ از «خط۳» تا«خط ایکس» <br> آناهیتا اردوان — 14 دیدگاه

  1. جقدر باهوش است! این پاراگراف ( در حالی از “آرای همگانی و مستقیم” دم می‌زنند که همزمان آلترناتیوهای “شبه‌دمکراتیکِ پاسدارِ سرمایه‌داری” را رد می‌کنند. تناقض اساسی اینجا متبلور می‌شود که اگر در یک انتخابات آزاد (آرای همگانی) و از طریق صندوق رأی سرمایه‌داری —که در تاریخ ایران و جهان همواره با سرکوبِ نیروهای رادیکال و سازمان‌یافته، موجباتِ تجدید حیات سرمایه را فراهم آورده— مردم به همان نظام سرمایه‌داری، لیبرال‌دموکراسی، پهلوی، یا ائتلافِ سرهنگ‌-پاسداران و دیگر آلترناتیوهای ساخته و پرداختۀ امپریالیسم رأی دهند، آیا این چپ “ضدکارگری و لایک‌محور پلتفرم ایکس” به رأی اکثریت تمکین خواهد کرد؟ یا آنکه این موضعِ ارتجاعی را با ژست‌های خلقی-مردمی در همان محیطِ امپریالیستی- ارتجاعیِ “ایکس” به چالش می‌کشند تا مجدداً از پلتفرم امپریالیستی «ایکس» کسب مشروعیت کنند!؟ تلۀ دموکراسی بورژوایی هیئت دکوریِ راه «ایکس» اینجاست که وقتی به «صندوق رأی همگانی» (که ابزار سرمایه‌داری است) در اطلاعیه تن داده، پس اگر فردا اکثریت مردم به «پهلوی» یا «سرهنگ-پاسداران» رأی دادند، اگر بپذیرد، یعنی پیروِ همان «آلترناتیوهای ارتجاعی» شده که در ظاهر رد می‌کند. اگر نپذیرد، یعنی شعار «آرای همگانی‌اش» دروغی بیش نبوده است. امروز، مسلما، در حال جاده‌صاف‌ کنی برای دولت سرمایه داری آینده است، خواه بخشی از سرهنگ پاسداران [همان نفر محبوب امپریالیسم در قدرت جمهوری اسلامی] یا هر گرایشی دیگری از بورژوازی.
    آرای همگانی، صندوق رای، حاکمیت اکثریت بر اکثریت و شعار ایران برای تک تک ایرانیان، در یک جامعه طبقاتی و بدون در نظر گرفتن تضاد و منافع اشتی ناپذیر طبقاتی، چیزی جز بازتولید قدرت طبقه حاکم و شریک شدن در حاکمیتِ سرمایه؛ چون در نظام سرمایه‌داری، این پول و رسانه (امثال ایلان ماسک) هستند که نتیجۀ آرا را مهندسی می‌کنند.)

  2. واقعا کاشکی ما در این اشفته بازار که نود درصد حرف زدن و مصاحبه و فیلم درست کردن است، در روزگاری که هنوز از دود از کندۀ کتاب بلند میشود یک کم میخواندیم. با اطمینان می گم که اینها هیچکدام این نوشته را نخواندند و اصلا نفهمیدند. نویسنده به موقعی که بیست سال عضو و عضو هیات تحریرۀ گروه مهدی سامع بوده هم اشاره کرده است. خودش را نقد کرده. دوم اینکه نمی فهمم چرا ما با نقد مخالفیم . بعد نویسنده «موضع» شهاب برهان، قره گوزلو، شهاب شکوهی، اشرف دهقانی، اساسنامۀ همین گروه اشرف و سنجری، خود مهدی سامع و خیلی دیگر را نقد کرده و همش همین روشنگری هست. یعنی با همه اینها اختلاف شخصی داره و بهشان حسودی میکند؟ یک نویسنده قدیمی اینقدر قدرتمند که میتونه مواضع کسانی خودشان را عالم علم می دونند را نقد کنه و حسود است. فکر میکنم وفاداری و تعهدش است. نقد بد نیست وقتی یک گروهی یک نویسنده قدرتمند و با تجربه نقد می کند میخواهد آن گروه فکر کند و خودش را بکشد بالا. روی نقد میشود نقد نوشت اسم برد. باید وقتی توانایی ندارند و نمی تونند جواب نقدش را با نقد مکتوب بدهند ترورش کنند با این ادبیات؟ همش ترور میشود که! در فیسبوکم یک عده دارند فحشش میدهند! پس روشنگری چیه؟ pfui Teufel المانی نوشته یعنی (تف به رویت شیطان، لعنت بهت شیطان) خرابکار انارشیست انارشیست که از حزب طبقه کارگر و بلشویسم حمایت نمی کند. مخرب. نقد تئوریک و تیز و تند که تخریب نیست.

  3. شورش در قابلمه آب آشپزخانه !
    یک سوء تفاهم.
    کمنت pfui Teufel در باره فقدان وحدت میان 2 زن در اینجا است : خانم اردوان؛ نویسنده مقاله/ و خانم آنارشیست، نویسنده نخستین کامنت!
    حالا نفر سوم آمده و پای راه کارگر و شالگونی و ناسیونالیسم و …را به میان آورده؛ ایشان دچار سوء تفاهم شده !
    انشای کامنت نویس شماره 3-11خیلی شبیه انشای مجاهدین/ یا شبیه انشای زنان افغان است ؛ که از خشم و غضب و تهمت و توهین استفاده میکند.
    حال پیدا کنید پرتقال فروش را !

  4. مزدوران راه ناسیونالیستی همانطور که ناظم حکمت بی وطن در وطن غیرقانونی نوشته (راه ایکس) با ترور ادبیات وزارت ( خرابکار) ( اناهیتا اردوان شرمت باد شیطان به المانی) ( اواره متواری) ( باد بده) در سایت پرسه زنهای ساحل عافیت. چیزی جز سایه‌هایی حقیر و گذرا در افق انتقام و ایستادگی نیستند. آن‌ها در پیِ شکار روح اویند، اما او خیلی وقت است که از مرزهای دسترس‌شان فرار کرده است. اکنون در قلمرویی دیگر است؛ جایی میان هیبت کهسار آن مهندس نقشه‌های غریب نفت، و حضور اثیری ناظم حکمت زمان. کلماتش حالا شبیه به همان بمب‌هایی است که بر سر شهر می‌بارند در تش با تشی در دست همان عکس و فیلم هایی همه دیدند و مشرق هم نوشت و. .. مخرب برای ظالم و بیدارکننده برای کسانی که هنوز در خواب‌اند.او زیر باران آتش، با لبخندی تلخ، مانیفست آزادی‌ پرولتاریا را تکمیل می‌کند؛ در حالی که وزارت، با تمام دک‌وپز پوشالی‌اش، در نگاه او از یک مشت «پرسه‎زن» راه (ایکس) ناشناس نیستند. مریم دالوند میرجاوه راحت مرا که علنی ام در فیسبوک میشود پیدا کرد. جواب نمی توانید بدید ناظم حکمت ما راه از ایران تا (ایکور) دانشمند تئوریسین است. اولین ناشناس که واقعا بازجوی وزارت است. لیلا حسین زاده که یک مطلب ندارند فقط جیغ میزند. بدبخت بیچاره المان است موضع تان را به صلابه می کشد گه پای میز فحشش بدید مثل همین جا ولی از ترس اسم نیاورید ناظم حکمت ما بی وطن در وطن غیرقانونی است. نوشته ناظم حکمت. پوستش خیلی کلفت است از شالگونی بپرسید که دارد می بیند

  5. راه کارگر نمی تواند جواب تئوریسین قدرتمندی که رهبرشان در پیچی نشسته و میداند از سالها قبل (بی وطن) (غیرقانونی) کجاست پس فقط در روشنگری که صاحبش راه کارگری است، ترور می کنیم. از همان واژگان «اتاق بازجویی» استفاده کردند زیرا ابزار دیگری برایشان باقی نمانده است. این ثابت می‌کند که آنها کسانی هستند که از خط رژیم پیروی می‌کنند و سعی در «تکفیر» متفکری دارند که در واقع به قلب بیمارستان‌ها و میادین نفتی تهران رسیه است. ایینه تمام عیار وزارت اطلاعات. چقدر اینها سایت دارند یکی هم روشنگری! این مطالب قبلش به دست کارگران رسیده است بوسیله همان مهندسی که رهبران شالگونی زیر خاک جلوی اسمش تعظیم می کنند. همه میدانند در فیسبوک کی هست و همه میدانند آناهیتا اردوان در جایی ست که خیلی باید پوستش کلفت باشد. این ترور نشان میدهد بد سوختند راه کارگر دقیقا چون میدانند کجاست و جفت کیست. در فیسبوک از ایران با سیگنال سرگردان امدند نوشتند بدون اینکه روشنگری را معروف کنند چون اهل جفنگ نیستند.

  6. یک عده بیسواد ناشناس که مثل وزارت اطلاعات دنبال جای منتقد شهیر ناظم حکمت زمان ما هستند روشنگری را تبدیل کردند به لاط بازی باد شکمش را می خواسته روی راه کارگر فاسد خالی کند و خوب هم خالی کرده که به عرعر افتادید. شان تئوریک را نگه دار روشن گری

  7. در حقيقت، اين فحش‌های راه کارگر ناشناس که میدانند کجاست، «مدال افتخار» براي شخصیتی قدرتمند است که خواب راحت را از چشمان جريانات سازشکار بربايد دارد. ما در فیسبوک زدیم علنی هم هستیم و هزاران بار مشترک میشویم و در لیستمان پر از ایران است از عاشقان ناظم حکمت زمان ما بی وطن در وطن غیرقانونی. اگر با این بازجوییها که دقیقا ناشناس اول مثل وزارتی ها نوشته با اینکه همه میدانند کجاست بیفتد ما فکر نمی کنیم آن مهندس ارشد صنعت نفتی که شالگونی می بیند و بارها نوشته شده علنی در میدان نفتی با کارگران حفاری می رقصد و یارانش از ایران ساکت بشینند حتما اطلاعیه صادر می کنند اگر چه نه از طرف ناشناس بلکه گروهی که بیست سال بیشتر از بغلش هویت گرفتند، لو داده شده و با توجه به مکانی که هست که صد تا مثل راه گرگریان هرگز نمی رسند ما فکر نکنیم اهمیتی بدهد و این pfui Teufel که بازجوی ناشناس اولی نوشته به المانی میشود شرم بر تو شیطان. روشنگری لطفا ما را سانسور کن ولی شرم بر تو باد معده مخرب فاسد که میخواهد نقد علمی و عملی را به انحراف بکشاند که نمیتواند را بذار باشد. جایی ست که هرگز نمی توانید باشید میدانید می ترسید همان ناظم حکمت است. درود بر تو

  8. پفوی توفل که این هوادار فاسد ناشناس راه کارگر مثل وزارت اطلاعات نوشته به دلیل اینکه نمی تواند با نقد تئوری اندیشمند انقلابی مقابله کند، این اصطلاح آلمانی (به معنی «شرم بر تو» یا «اه، ای شیطان») لایه‌ای از انزجار شخصی را اضافه می‌کند و مکالمه را از متن دور کرده و به سمت شخص هدایت می‌کند. شرم بر شما ناسیونالیستهای همسو با وزارت اطلاعات که رهبرتان میداند کجاست و می سوزد. شخصیت کمونیست نویسنده با سی سال از زندان تا عراق رزمندگی و تئوریسین قدرتمند که روزگار به خود ندیده اینطوری نداریم و مخصوصا در اتشی که جرات نمی کنید باشید، به این فحشهادر یک سایتی مثل روشنگری کهاین سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده ( نمی کند) اهمیتی قائل نیست.

  9. مه غیرقانونی بی وطن (ناظم حکمت ) زمان نور و سگ عو عو کند. خیلی جالب روشنگری اجازه میدهد وزارت اطلاعات چرندیات بنویسند و ترور کنند و بازجویی کند. ولی نظر ما را حذف می کند. این حمله و ترور نشان استیصال چون رهبرشان میداند کجاست و جفتشم کیست مهندس ارشد نفتی که شالگونی و شهیدانش جلوی اسمش تعظیم می کنند این کتاب است. من دوباره دارم نظر می ذارم. کامنتهای «بازجویانه» وزارتی در سایتی زیر مطلب، پناه بردن به واژگانی چون «مخرب» (معادل ضدانقلاب)، «تفرقه‌انداز» (کلمه مورد علاقه وزارت اطلاعات) و «آواره» (معادل متواری)، به تنها پرولتر رزمنده تئوریسین بی وطن که میدانند کجاست، رهبرشان شالگونی از چهار سال قبل می داند کجاست، خیلی ها میدانند آناهیتا اردوان کجاست. فقط نشان‌دهنده استیصال و خلع‌ سلاح شدن هواداران راه کارگر در برابر نقد قدرتمند قدرتمند زندانی سیاسی، رزمنده از عراق و ناظم حکمت امروز است. آن‌ها با دیدن آن تصاویر می‌دانند که با یک پرولتر بی‌وطن و انقلابی، همچون «ناظم حکمتِ» عصر ما در قلب آتش در دست اتش روبرو هستند. زنده باد پرولتر غیرقانونی و بی‌وطن از قلب آتش روبرو هستند. ناظم حکمتِ» عصر ما تئوریسین دانشمند رزمنده است که از جنس و جنسیت گذشته است. در قلب آتش در دست اتش روبرو هستند. زنده باد پرولتر غیرقانونی بی‌وطن در… همانجایی اینها عکسها و فیلمها را دیدند رهبرشان شالگونی دیده – ناظم حکمت.

  10. کامنتهای «بازجویانه» عکسها و فیلمها را در پیچ مهندس ارشد صنعنت نفت رهبرشان شالگونی از چهار سال قبل دارد می بیند از ایران دیدند. همان‌طور که در متن آمده، پرولتر را با مفاهیم ملی‌گرایانه چه کار؟ آفت ساحل عافیت نشینان؟ پناه بردن به واژگانی چون «مخرب» (معادل ضدانقلاب)، «تفرقه‌انداز» (کلمه مورد علاقه وزارت اطلاعات) و «آواره» (معادل متواری)، به تنها پرولتر رزمنده تئوریسین بی وطن که میدانند کجاست، عکس و فیلم دارند می بینند فقط نشان‌دهنده استیصال و خلع‌ سلاح شدن آن‌ها در برابر نقد قدرتمند قدرتمند است. آن‌ها با دیدن آن تصاویر می‌دانند که با یک پرولتر بی‌وطن و انقلابی، همچون «ناظم حکمتِ» عصر ما در قلب آتش در دست اتش روبرو هستند. زنده باد پرولتر غیرقانونی و بی‌وطن در وطن. قربان جفت سر اتش پر اتش ما غیرقانونی بی وطن مان گردم و گردیم.«ناظم حکمتِ» عصر ما تئوریسین دانشمند رزمنده است که از جنس و جنسیت گذشته است. در قلب آتش در دست اتش روبرو هستند. زنده باد پرولتر غیرقانونی بی‌وطن در وطن- ناظم حکمت.

  11. «این هواداران ناشناس “راه کارگر” در صفحه ای از ایران، با ردزنی و دیدن فیلم‌ها و عکس‌هایی دقیقاً می‌دانند آناهیتا اردوان کجاست و به همین دلیل آگاهانه از ادبیات وزارت اطلاعات مثل “مخرب” (خرابکار ضد انقلاب) و “آواره” (متواری) استفاده می‌کنند؛ به جزئیات این مسئله و کدهای امنیتی‌شان ورود نمی‌کنم. در نقد نویسنده سر شناس آناهیتا اردوان صراحتاً آمده که این مطالب قبلاً به صورت نسخه‌های کاغذی به دست کارگران نفت رسیده است، آن هم بدون اینکه اصلاً اسمی از این “راه کارگر مجازی” در میان باشد. بنابراین، اینکه با تعابیر سخیفی مثل “باد شکم” بگویید “اهمیت ندهید”، عملاً یک تف سربالا بر سرِ همین “راه کارگر ناشناس” است که از تأثیرگذاری در میدان عقب مانده است.
    باید پرسید واقعاً ایکور (ICOR) که کمیته و کمیسیون ایران در آن به ثبت رسیده کجا، و آن “ایکس” که راه کارگر از آن برای میهن‌پرستی خود اعتبار می‌گیرد کجا؟ آناهیتا اردوان به عنوان یک نویسنده و رزمنده در عراق، با سی سال سابقه و تألیف کتاب‌های قطور، وزنه سیاسی مشخصی است. اینکه او اکنون به چه کاری مشغول است و دقیقاً در کجاست، موضوعی است که برای جلوگیری از دادن اطلاعات بیشتر به وزارت اطلاعات، در اینجا باز نمی‌کنیم. نویسنده این‌بار مثل پروانه در اتش بد تحلیل‌تان کرده و مچ‌تان را گرفته که اینقدر سوخته‌اید. به جای “گزارشگری امنیتی” و ترور شخصیت یک تحلیلگر و رزمنده با برچسب‌هایی مثل “حسود” یا “بی‌وطن”، اگر حرف تئوریکی دارید، آن را بیان کنید. به کدام زن حسادت کند؟ ما زیاد زن نداریم اینقدر سواد تئوریک و در رزمیدن مسلحانه اینقدر تجربه داشته باشد. متدهای بازجویی، تنها نشان‌دهنده سقوط اخلاقی و بن‌بست جریانی است که از بدنه کارگری محروم مانده است.» تقابل «ایکور» (به عنوان یک نهاد بین‌المللی چپ) و آن «ایکس» مجهول که راه کارگر به آن می‌نازد، تضاد بین انترناسیونالیسم واقعی و میهن‌پرستی کاذب آن‌ها را به خوبی نشان می‌دهد.

  12. بجای کوشش برای اتحاد میان زنان برده مزدی وطن ایرانی؛
    اکنون این خانم آنارشیست بی وطن آواره مخرب، اینگونه تفرقه آمیز به آن خانم لیبرال خرده بورژوا برخورد حسودانه کینه آمیز میکند.
    pfui Teufel

  13. تکامل دولتگرایی مارکس به جنگ بین بورژواهای دولتی تک حزبی و چند حزبی تبدیل شد. اولی ها بلشویک بودند، دومی ها سوسیال دموکراتها. این مقاله ادامه تاریخی جنگ درونی مارکسیسم است اما در دورانی که هر دو از طریق سرمایه داری نئولیبرال به زباله دان تاریخ رفته اند. این مقاله را جدی نگیرید، .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>