مضمون شعار «نه به جنگ» چیست؟
جواد قاسم آبادی
در این نوروز خونین، برخی از شعار «نه به جنگ» با زیرکی مکارانه، حمایت از حاکمیت مذهبی ایران را استنتاج می کنند!
این مغلطه خونبار استدلال میکند که «شعار نه به جنگ» در دفاع از جمهوری اسلامی ایران و تقبیح حمله امپریالیستی به ایران است و گویی این شعار قصد دارد تنها دست و پای دراز اختاپوس امپریالیستی را کوتاه و اگر بتواند قطع کند اما حاکمیت ارتجاعی ایران را فراموش کرده است!
بنظر نویسنده چنین نیست و شعار «نه به جنگ» عصاره خواست شاعر، در نفی هرگونه خشونت و در راس همه، بدترین نوع خشونت، جنگهای خونین و خانمانسوز امپریالیستی ست که از آغاز قرن گذشته تا همین امروز در این و آن گوشه جهان ادامه دارد!
بواقع شاعر خواست خود و میلیاردها شهروند دهکده کوچک جهانی برای تحقق آزادی و امنیت و برابری و رفاه را در صلح پایدار و متعاقب توقف جنگهای خانمان برانداز امپریالیستی می بیند!
بر مبنای آنچه گفته شد، شاعر همزمان مرزبندی روشنی با سرمایهداری رانتی نظامی جنگجوی ایران نیز ترسیم می کند!
چه شاعر به روشنی از یک سو همه جنگ طلبان بزرگ و کوچک و در راس آن کلان میلیتاریسم امپریالیستی و دولتهای وابسته به آن را محکوم می کند و از سوی دیگر و همزمان، شبه دولتهای ماقبل سرمایهداری؛ آزادی ستیز و ضد زن و دگراندیش کش؛ که در گوشه و کنار جهان با ادعای مبارزه «ضد امپریالیستی» ملل تحت انقیاد خود را قربانی بمبهای «مادر» و فسفر و خطر استفاده از بمبهای شیمیایی و هستهای خانمان برانداز روبرو می کنند را قاطعانه محکوم می کند.
با آنچه گفته شد در کمپ مقابل آنهایی که امروز شعار «نه به جنگ» را در رأس خواستهای خود مطرح نمی کنند، عملاً در صف حمایت از یکی از طرفین جنگ قرار دارند، چه خواهان ادامه جنگ و پر رونق تر کردن بساط کلان جنایت کاران مالک کارخانههای اسلحهسازی در این و آن گوشه جهان هستند!
فراموش نکنیم که تولید سلاح، کم هزینه ترین و پرسود ترین شکل سرمایهگذاری در کمپ سرمایهداری جهانی و پرهزینه ترین و خونبارترین سرمایهها برای کمپ کارگران جهان هستند!
فراموش نکنیم که اگر شعار «نه به جنگ» محقق گردد کلان سرمایهداران صاحب صنایع اسلحه سازی ناچارند یا سماق بمی کند و یا دچار زحمت شوند و سرمایههای کلان خود را به حوزههای پرهزینه تر، پر رقیب تر و کم سودآورتر منتقل کنند!
فراموش نکنیم که هر جنگ دو سو دارد و محکوم کردن یک طرف جنگ و سکوت در قبال طرف دیگر، به هر بهانهای که باشد، عملاً باعث تقویت یک طرف جنگ و ادامه جنگ خواهد شد.
کسانی که دیروز در اوکراین و فلسطین لبنان و امروز در ایران، میلیتاریسم امپریالیسم جهانی را محکوم کرده و اما از شبه دولتهای ارتجاعی سوی دیگر جنگ سخنی نمی گویند، نه تنها هیچ نقشی در پایان جنگهای خانمانسوز در اوکراین و فلسطین لبنان و امروز ایران ایفا نکرده اند و نمی کنند بلکه برغم اثر مادی ناچیزی که در ادامه جنگ دارند، متأسفانه بلحاظ سیاسی باعث تقویت روانی این شبه دولتهای ارتجاعی، تهییج بخشی از تودههای مردم و کمک به سربازگیری، ادامه جنگ و قربانی و آواره کردن ملت تحت انقیاد خود، نقش ایفا کرده اند.
بیایید در این جنگ خانمانسوز که بار دیگر ملت لبنان و ملل ساکن ایران را قربانی خود کرده است، دست از حمایت مادی و معنوی هر دو طرف جنگ برداریم.
بیایید اینبار همصدا و در دفاع از ملل قربانی جنگ، هر دو طرف این جنگ ارتجاعی در اوکراین و ایران و سودان و فلسطین و لبنان و دیگر نقاط جهان را محکوم کنیم!
بیایید جنگ طلبان هر ملت که بخاطر منافع امروز و آتی خود، با شعار آزادی و دموکراسی و کمکهای بشر دوستانه و قس علیهذا دیگر ملل جهان را می کوبند، محکوم کنیم و تمایز خود با این جنگ طلبان را بیشتر و بیشتر روشن کنیم.
بیایید در این نوروز خونین تجربیات تاریخی بشر را در نظر گیریم و صلح طلبان دوست مردم و قدرت طلبان دشمن مردم را تمیز داده و با سری برافراشته و صراحت در لهجه افشا کنیم!
جواد قاسم آبادی (م. ع. ب)
آموزگار تبعیدی
نوروز ۱۴۰۵
با سلام و پوزش از داشتن وقت کافی برای پاسخ به نکات مهمی که در باره مضمون این نوشته کوتاه بیان شده است.
سعی می کنم در نخستین فرصت به نکات مطروجه در باره گوهر بحث بپردازم و نکاتی که از طرف شما عزیزان مطرح شده است را در مقاله دیگری در باره همین شعار بپردازم.
عزیزان تا جایی که بیاد دارم این زبان دری نامیده می شود و به پارسستان ارتباطی ندارد و حتی در دوران میرزا شمس الدین که به این زبان شعر می سرود زبان پارسی همان پهلوی یا «پارسی میانه» بوده است.
این زبان در خراسان شمالی صحبت می شده است و ربطی به پارسستان ندارد.
خاصیت این زبان ترکیبی بودن و استفاده از واژه های عربی و از جمله شعر و شاعر و شعار است!
شعار در حقیقت کوتاه ترین سروده در زبان دری ست که در حد یک یا دو جمله وزین به فشرده ترین شکل ممکن مضمونی را بیانمی کند که آنرا می نوان به راحتی فهمید و تکرار کرد.
در نتیجه هر شعار بوسیله یک شاعر ساخته و پرداخته می شود!
استفاده درست از کلمات عربی در زبان دری خود هنری ست و تاکید می کنم که از نظر نویسنده «نه به جنگ» و «زنده باد صلح» و دیگر سروده های کوتاه و فهمیدنی که شعار خوانده می شوند هریک شعری بس کوتاه و فشرده هستند که بوسیله شاعری سروده شده است!
منظور نوینسده از “شاعر”، شعار دهنده است که بعلت تبعیدی بودن، فارسی را مثل بسیاری فراموش کرده و قاطی کرده است. این برای همه ما که در خارج هستیم پیش می اید.
در ارتباط با سلطنت طلبان،
ذهنیت وحشی سلطنت طلبان را باید در ارتباط با ارتجاع هیرارشی فهمید نه بصورت وحشیگیری آدمهای صاحب اصلی قدرت.
در رده های پائین نوک هیرارشی، کسانی هستند که چاپلوس بالائی ها هستند ولی به رده های پائین توسری می زنند و احساس پادشاهی میکنند. این توضیح میدهند که چرا برای امپریالیستهای غربی دم تکان میدهند و از کشتن بچه ها خوشحالند.
حتی خود ترامپ با ثروت ناچیز در مقابل سرمایه داران مالی و صاحبان انحصارات، تو سری خور است و برای آنها کار میکند. ایدهای ترامپ یک تز است که صاحبان قدرت فعلا به او اجازه اجرائش را داده اند. اگر خراب کند، کارش تمام است، اگر موق شود، می شود روند کار.
نظام سرمایه داری بجای برداشتن نظام پادشاهی، میلیونها پادشاه درست کرده که بر دولتها و شرکتها حاکم هستند و صد ها میلیون چاپلوس و کاسه لیس دارند.
ارتجاع به سلسله مراتب و کاسه لیس ها نیاز دارد، اینها بخشی از وجود عینی اش هستند.
سیستم سیاسی حاکمیت مارکسیستها در سوسیال دموکراسی و بلشویسم هم هیرارشی است که با آن میتوانند سرمایه داری دولتی را مدیریت کنند. سیستم هیرارشی سیستمی است که در آن عفونت چاپلوسی و ضعیف کشی رشد میکند. برای همین است که میگوئیم تشکل انقلابی باید شورائی-کلکتیو باشد.
شاید هم باید شعری در اول مطلب آورده میشد که فراموش کردند
به آشنا. فکر کنم به جای شعار اشتباهی کلمه شاعر را نوشتند.
میبخشید. منظورتان از «شاعر» را متوجه نشدم. بهتر بود در این مطلب از سلطنت طلبان که عمدتا اینها هستند که سعی میکنند مخالفان جنگ را طرف رژیم قلمداد کنند نام میبردید.از آنهایی که دل شان برای کشته شدن 3 سرباز متجاوز آمریکایی بدرد آمد اما اشاره ای به دختر محصلان میناب نکردند. دل چرکین شان از کشته شدن 1400 غیرنظامی توسط بمب های آمریکا و اسرائیل احتمالا بسیار شادمان شده و شامپانی باز کرده و پایکوبی کردند. با تشکر از تلاش تان. اما در این مورد باید رُک و صریح بود
شعار دموکراسی بعلت درست کردن دولت دموکراتیک که باعث آزاد گذاشتن سرمایه داران و بقیه گانگسترها می شود، بیرون کردن ارتجاع همیشه جنگ طلب از در جلو و وارد کردن آن از در عقب است.
.
شعار “نه به جنگ” خوب است، اما شعارهای دیگر برای آلترناتیو سازی دولتی کار درستی نیست. اگر در تظاهرات ضد جنگ شعار آلترناتیو سازی بود، نباید در آن شرکت کرد، در غیر اینصورت به الت دست تبدیل می شویم. فعالیت ضد جنگ باید سیاسی نباشد. ضد جنگ بودن یعنی اینکه ما تعرض جسمی یک انسان به انسان دیگر را نمی خواهیم. این سیاست نیست. بزگسالان نباید کودکان را تنبیه بدنی کنند، این ضد جنگ است، این سیاست نیست.
.
توضیح داده شود که،
اگر ارتجاع نباشد، احتیاجی به دموکراسی نیست چون اصلا احتیاجی به سیاست بازی وجود ندارد. دموکراسی به ارتجاع حق بیان و ترویج و تبلیغ میدهد. نمیتوان به استثمارگر، آدم کش و جنگ طلب حق تبلیغ و ترویج داد. مثل این است که بگوئیم باید به کسانیکه تجاوز جنسی میکنند و یا دوست دارند که آدم بشکند، حق بیان و حکومت بدهیم. خیر، برای رفع شر، باید مستقیما دست شر را کوتاه کرد. درک فاصله بین خیر و شر اصلا در 99 درصد مواقع مشکل نیست و در یک درصد موجود، از طریق تجربه و تجزیه و تحلیل آن قابل شناخت است.
.
دموکراسی خواهی توسط جریانات مدعی کمونیست بودن، بیان این واقعیت است که آنها نمیدانند چرا ضد سرمایه داری و ضد استثمار هستند و اصلا نفهمیده اند قضیه چیست. آنها فکر میکنند که سرمایه داری فقط مطالب کتابهای مارکسیستی است. ارتجاع اینهاست: هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی (سرمایه داری)، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و افکار ضد علمی و نیمه علمی.