نبرد جهانی برای نفت و گاز،
برگردان شهباز نخعی
جنگی نهفته در پس جنگ ها
نبرد جهانی برای نفت و گاز
بسته شدن تنگه هرمز توسط حکومت ایران، در پاسخ به تهاجم اسرائیل و آمریکا، موجی از شوک در جهان ایجاد کرد. ۲۰ سال گذار به سوی «سوخت های سبز» موجب قطع وابستگی بشر به نفت نشد. برخی از کشورهای واردکننده سعی می کنند با پیش بینی کمبودها، ذخیره های خود را افزایش دهند، اما زنگ اعلام بحران اقتصادی و ضرورت تجدیدنظرهایی سخت به صدا درآمده است.
نویسنده Michael KLARE برگردان شهباز نخعی
ایالات متحده و اسرائیل با آغاز جنگ علیه حکومت ایران در فوریه ۲۰۲۶، نه یک، بلکه دو تهاجم بزرگ انجام دادند: تهاجم نخست که آگاهانه و از مدت ها پیش برنامه ریزی شده، علیه زیرساخت های نظامی و حکومتی ایران، و تهاجم دوم، ظاهرا اتفاقی و بدون برنامه ریزی، علیه نظام انرژی جهان بود.
برای بسیاری از کشورهای واردکننده نفت و گاز در آسیا و جاهای دیگر، قطع ناگهانی جریان گاز و نفت از مبدأ خلیج فارس موجب ایجاد کمبودهایی در حمل و نقل و تولید برق و همراه با آن، افزایش بهای این مواد شده است. در فیلیپین، فردیناند مارکوس پسر، رییس جمهوری تصمیم به پیشدستی گرفت و «وضعیت اضطراری در انرژی » اعلام کرد و روزهای کاری مراکز دولتی در هفته را به ۴ روز کاهش داد. کشورهایی دیگر هم مدارس را تعطیل نموده و ساعات کار را کاهش دادند یا مثل کره جنوبی، سقفی برای قیمت عمده فروشی مواد نفتی تعیین کردند تا از خشم مصرف کنندگان بکاهند. ایالات متحده هم، با وجود وابستگی اندک به واردات، از افزایش نرخ نفت در امان نمانده و افزایش بهای بنزین در جایگاه ها بر بودجه خانواده های دارای درآمد کم و متوسط سنگینی می کند.

این که دونالد ترامپ بر بحران جهانی نفت و گاز پیشدستی نکرده، به این معنی نیست که از عوارض اقتصادی و ژئوپولیتیک آن ناآگاه است یا نمی کوشد با همه وسائل ممکن از آن سودجویی کند. او پیشتر هم دولت هایی «که به دلیل بسته شدن تنگه هرمز نتوانسته اند به نفت دست یابند» را به «خرید آن از آمریکا» ترغیب کرده چون «آمریکا مقادیر بزرگی نفت دارد» (تروت سوشیال، ۳۱ مارس ۲۰۲۶). همچنین، مقامات دولت او هم لاف تولید ملی گاز طبیعی (LNG) را نزد کشورهایی زده اند که براثر کاهش منابع تأمین نفت و گاز از خلیج [فارس] در معرض کمبود بوده اند. دوگ بورگم، وزیر کشور در ۱۵ مارس در توکیو، درحالی که برای اعلام امضای توافق هایی درمورد نفت و گاز با ژاپن و دیگر کشورهای دوست به آن کشور رفته بود گفت: «ما باید به دوستانمان مواد سوختی بفروشیم تا آنها ناگزیر نشوند این مواد را از حریفانمان بخرند» (واشنگتن پست، ۲۳ مارس ۲۰۲۶).
عوامل زمین شناسی نشان دهنده مرکزیت کشورهای خلیج [فارس] در معادله نفت و گاز جهان است. ذخایر اصلی نفت و گاز در محل تقاطع رودخانه های نزدیک به این منطقه قرار دارند که مواد آلی در طول میلیون ها سال زیر شن و ماسه و گِل و لای بر اثر گرمای داخلی زمین به مواد سوختی بدل شده اند. این فرآیند در خلیج [فارس]، محل تقاطع رودخانه های دجله و فرات بیشتر از جاهای دیگر جهان به چشم می خورد، در حدی که بیشترین ذخایر نفت (۴۸ درصد) و گاز (۴۰ درصد) جهان در آن قرار دارند (۱).
روسیه و ایالات متحده، به دلایل تاریخی، نخستین تولیدکننده های کنونی نفت و گاز هستند اما کشورهای خلیج [فارس] در میان تأمین کنندگان اصلی بازار بین المللی بوده و یقینا در سال های آینده هم چنین خواهند بود. بنابر اعلام «انستیتو انرژی» مستقر در لندن، ۶ کشور خلیج فارس (ایران، عراق، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی) در سال ۲۰۲۴ (آخرین سال مورد بررسی)، حدود ۳۵ درصد از صادرات جهانی نفت را تأمین کرده اند.
درمورد قطر هم، این کشور به تنهایی یک پنجم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع را تأمین می کند (۲). به علاوه، خلیج [فارس] صادرکننده بسیاری از مشتقات این دو ماده سوختی است. بنابر برخی از ارزیابی ها، اکنون تولید جهانی یک سوم اوره، مهم ترین ترکیب در کودهای ازت دار، و یک چهارم تولید جهانی آمونیاک، از مشتقات گاز طبیعی و نیز مورد استفاده در ساخت انواع کودها، از منطقه خلیج فارس است. میلیون ها کشاورز در کره زمین – به ویژه از زمانی که تحویل این مواد از روسیه و اوکراین که تولید کننده آنها هستند به خاطر جنگ دچار اختلال شده-، وابسته به تأمین آنها از کشورهای خلیج فارس شده اند.
با این حال، این موهبت زیرزمینی خلیج فارس همراه با لعنت و نفرینی شده که مرتب از توانایی صادرات این منطقه می کاهد. آبراهه تنگی که این خلیج را به اقیانوس هند مرتبط می کند تنگه هرمز نام دارد که بستن آن در زمان جنگ آسان است. فزون براین، این گذرگاه از این رو ارزش راهبردی دارد که خط لوله های کمی برای انتقال مواد سوختی به بقیه جهان وجود دارد و بیشترین حمل و نقل آن توسط کشتی انجام می شود.
طبعا، این خصوصیات بر سرنوشت کشورهایی که از منابع سوختی کمتری برخوردارند اثر می گذارد. در سال ۲۰۲۴، بنابر داده های اعلام شده توسط «انستیتو انرژی»، کشورهای آسیایی ۷۳ درصد از نفت خام خود را از منطقه خلیج [فارس] تأمین می کردند و برخی از آنها (به ویژه هند و پاکستان)، بخش بزرگی از گاز خود را نیز از این منطقه تأمین می نمودند(۳). کشورهای آفریقایی و اروپایی، با آن که وابستگی کمتری دارند، ولی از کشورهای این منطقه به عنوان تأمین کننده بخشی مکمل از نیازهای خود استفاده می کنند و بقیه را از جاهای دیگر می خرند.
در سال های اخیر، به اهمیت حیاتی خلیج [فارس] با عقب نشینی عوامل بزرگ دیگر افزوده شده است. ونزوئلا، که دیرزمانی در زمره صادر کننده های اصلی نفت بود، تولید روزانه اش به شدت سقوط کرد و از ۲.۷ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۴ به کمتر از ۱ میلیون در سال ۲۰۲۴ رسید. این سقوط شدید هم ناشی از سوء مدیریت و هم به خاطر تحریم های اِعمال شده فناوری توسط ایالات متحده بود. روز پس از بازداشت رییس جمهوری نیکولاس مادورو در ماه ژانویه، دونالد ترامپ گفت که غول های نفتی آمریکا بازسازی تأسیسات ونزوئلا و افزایش بهره وری آن را به عهده می گیرند. اما، به نظر می رسد که مدیران این موسسه ها دراین مورد بسیار کمتر خوشبین هستند و پیش بینی کرده اند که بازسازی و تعمیرات، مشروط بر این که گروه دارای قدرت در کاراکاس تسهیل در انجام این سرمایه گذاری های خارجی را بپذیرد، سال ها طول خواهد کشید و میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت (۴).
روسیه، که پیشتر نخستین صادر کننده نفت و گاز طبیعی، به ویژه به اروپا بود، برتری خود را به دلیل تحریم های غرب و عوارض دیگر حمله به اوکراین ازدست داد. در سال ۲۰۲۰ سهم آن در واردات نفت اروپا ۵۳ درصد و درمورد گاز طبیعی، که از طریق خط لوله منتقل می شد، ۳۸ درصد بود. این ارقام در سال ۲۰۲۴ به ترتیب به ۱۲ و ۲۲ درصد کاهش یافت (۵). اخیرا، به خاطر حمله های پهپادی اوکراین به بنادر اوست- لوگا و پریمورسک در دریای بالتیک، که ۴۰ درصد از محموله های دریایی روسیه از آن می گذرد، این مقدار باز هم کاهش بیشتر یافته است (۶).
رقابت سرسختانه برسر پول های کلان
ایالات متحده هم می کوشد از افزایش تقاضای جهانی و کاهش تولید روسیه بهره ببرد و ظرفیت صادرات خود، به ویژه درمورد گاز طبیعی مایع، به اروپا را افزایش دهد. اما، در شرایطی که خود این کشور نخستین مصرف کننده نفت و گاز است، مقدار تولیدی که بتواند به خارج فروخته شود محدود است.
بنابراین، وابستگی کشورهای وارد کننده به کشورهای تولید کننده خلیج [فارس] کاهش نمی یابد و تا زمانی که حمل و نقل نفت و گاز به حالت عادی بازنگردد، این وابستگی افزایش هم خواهد یافت. حتی زمانی که تنگه هرمز به روی کشتی رانی بازرگانی باز شود، بی تردید ماه ها طول خواهد کشید تا میزان تولید منطقه به سطح پیش از درگیری برسد. بسیاری از تأسیسات اساسی نفت و گاز یا به دلیل های امنیتی متوقف شده و یا درطول جنگ دچار آسیب و خسارت شده اند. در این مورد، نگران کننده ترین مورد ناحیه راس لفان تولید گاز طبیعی مایع در قطر است. در ۱۸ مارس، موشک های حکومت ایران به دو «واحد» مایع سازی برخورد کردند که تعمیر آن می تواند بین ۳ تا ۵ ماه به درازا کشد. این واحدها که تولید انها عمدتا به بلژیک، چین، ایتالیا و کره جنوبی فرستاده می شود، حدود ۱۷ درصد از توان صادرات قطر است (۷).
جریان نفت و گاز که نسبت به کمترین برخوردها در مدار تأمین حساسیت دارد، با قطع شدید و ناگهانی آن از مبدأ خلیج [فارس] در هر شرایطی دچار تکان شدید می شود. اما، این امر در شرایطی رخ می دهد که وضعیت سوخت و نیروی جهانی از قبل هم تنش آمیز بوده است. نیازها بی وقفه افزایش می یابد و گذار به سوی نیروهای تجدیدپذیر هم با آهنگی کندتر از پیش بینی صورت می گیرد که دلیل عمده آن مانع تراشی های موثر دولت ترامپ است. نتیجه این که تقاضا برای مواد سوختی فسیلی کم نمی شود.
بنابر آخرین داده های اعلام شده توسط «آژانس بین المللی انرژی» (AIE)، مصرف سوخت جهانی تا سال ۲۰۳۵ (با این فرض که سیاست های کنونی تداوم یابد) (۸)، ۱۴ درصد افزایش خواهد یافت. برای یافتن این منابع اضافی، در عین تسریع در گذار به سوی سوخت های سبز، کشورها می باید انجام سرمایه گذاری هایی را در زمینه افزایش توانایی های استخراج، تولید و توزیع بپذیرند و کشورهای واردکننده هم می باید تأسیسات بندری و فرآوری یا روآوردن به سوی منابع سوخت جایگزین را توسعه دهند. این تغییر جهت دادن ها هزینه ای سیاسی و مالی خواهد داشت و در سطح کشورها هم بحث و جدل های تندی برخواهد انگیخت.
جنگ با حکومت ایران بر حساسیت این محاسبات می افزاید. هرکشوری می باید در میزان سوخت مصرفی خود تجدیدنظر کند و اگر تصمیم بگیرد که میزان واردات مواد سوختی فسیلی خود را حفظ کند، در فهرست تأمین کنندگان خود بازنگری نماید. برای تولیدکنندگان مواد سوختی فسیلی و فناوری های وابسته به آن، این گزینه ها عوارض مالی و پولی سنگینی خواهد داشت و باعث رقابتی سرسختانه خواهد شد.
این تحولات بی تردید در آسیا و اروپا دگرگونی هایی ناگوار ایجاد خواهد کرد چون در کشورهایشان از گزینه گاز به عنوان «سوخت گذار» به جای ذغال سنگ و سوخت های تجدیدپذیر یرای تولید برق استفاده می شود. پیش از شروع جنگ با حکومت ایران، این کشورها پیشبینی کرده بودند که در حدی گسترده در پایانه های دریافت گاز طبیعی مایع سرمایه گذاری کنند و برای انجام این کارروی افزایش واردات از قطر، که برای دوبرابر کردن توانایی تولید خود برنامه ریزی کرده بود، حساب کرده بودند (۹). امروز، همه این برنامه ها به حالت تعلیق درآمده اند و هیج کس نمی داند که چه زمان – و حتی آیا- دوحه قادر به افزایش تولید خود خواهد بود یا نه.
کشورها می توانند به گزینه های دیگری رو آورند. به عنوان نمونه، ژاپن و کره جنوبی درنظر دارند سهم نیروی اتمی در تولید خود را افزایش دهند و هند و اندونزی از ذغال سنگ استفاده کنند.
تکانه های بازار نفت و گاز موجب جلب علاقه ای جدید به سوخت های بادوام نیز می شود. سرمایه گذاری های گسترده چین در انرژی خورشیدی گواه این امر است.
امیدوار باشیم که در زمانی کوتاه بمباران های حکومت ایران پایان یابد و قربانیان آنها بتوانند زخم های خود را التیام بخشند. اما، نباید انتظار داشت که نبرد نفت و گاز به این زودی ها پایان یابد. به عکس، احتمال زیاد دارد که این نبرد در ماه های آینده تا حدی گسترش یابد که کشورها درصدد تقویت دفاعی خود درمورد تلاطم های آینده تأمین سوخت، یا مانند آمریکای دونالد ترامپ، درپی بهره برداری از بحران کنونی برایند. علاوه بر وضعیت نابسامان سوخت در دنیای فردا، سرعت نسبی افزایش گرمایش زمین هم مطرح است.
۱- « Statistical review of world energy 2021 » (PDF), BP.
۲- « Statistical review of world energy 2025 », Energy Institute.
۳- همان منبع
۴- Agence d’information sur l’énergie des États-Unis (EIA), « Country analysis brief : Venezuela » (PDF), 8 février 2024, et Natalie Sherman, « Trump seeks $100bn for Venezuela oil, but Exxon boss says country “uninvestable” », BBC, 10 janvier 2026,. ۵- « Statistical review of world energy 2021 » (PDF) et « Statistical review of world energy 2025 », op. cit.
۶- Constant Méheut, « Ukraine ramps up attacks on Russian oil, aiming to curb Iran war windfall », The New York Times, 7 avril 2026. ۷- Maha El Dahan, Andrew Mills et Yousef Saba, « Iran attacks wipe out 17 % of Qatar’s LNG capacity for up to five years, QatarEnergy CEO says », Reuters, 19 mars 2026.
۸- Agence internationale de l’énergie (AIE), « World energy outlook 2025 ».
۹- EIA, « Country analysis brief : Qatar » (PDF), 20 octobre 2025.
۱۰- Alexandra Stevenson et Murphy Zhao, « China’s edge in an oil stock : Electric cars and renewables » ainsi que River Akira Davis et Meaghan Tobin « A new oil shock accelerates a return to nuclear power », The New York Times, respectivement 14 mars et 6 avril 2026 ; cf. aussi « India says it is ready for unprecedented coal power demand in summer », Reuters, 11 mars 2026.
Comments
نبرد جهانی برای نفت و گاز، <br> برگردان شهباز نخعی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>