زنی که وجودش لازم بود
هوشی که رام نشده باشد از تنگ نظری بیزار است. و زنان باید تنگ نظر باشند, وگرنه آن ها را منزوی می کنند. اگر یک زن می خواست نیچه یا رامبو باشد، یا به روسپی خانه فرستاده می شد یا به جراح مغز سپرده میشد.
آندرا دورکین
آندرا دورکین – فمینیست، فعال حقوق مدنی، و نویسنده توانای آمریکایی در سن 59 سالگی چشم از جهان فرو بست، درست در همان زمان که پاپ ژان پل دوم به خاک سپرده میشد. آندرا دورکین را بیش از هر چیز به خاطر پیکار آشتی ناپذیرش با پورنو گرافی در جهان می شناختند. اما این باعث آشتی کلیسا و محافظه کاران مذهبی با دورکین نمی شد. کلیسا و راست جدید اندیشه های او را علیه “ارزش های خانوادگی ” و مضر به حال جامعه می دانستند و با او سر ستیز داشتند.
دورکین معتقد بود بین پورنوگرافی، و تجاوز جنسی و خشونت پیوند وجود دارد.او با کارزار پی گیر و شجاعانه خود، سکوت در مورد پورنو گرافی را نه فقط در آمریکا بلکه در جهان شکست. به نوشته مفسر گاردین نقد رادیکال فمینیستی او از پورنو گرافی با انتشار اولین کتابش Woman Hating آغاز شد. در این موقع او 27 سال داشت. خود دورکین در آخرین اثرش Heartbreak که زندگی نامه خود اوست، سابقه شورشی فمینیستی اش را به سال های نوجوانی در مدرسه باز می گرداند.
دورکین پورنو گرافی را تجاوز به متمم قانون اساسی آمریکا مبنی بر حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی می خواند و بعد از انتشار کتاب Woman Hating کارزار گسترده ای را برای غیرقانونی کردن پورنوگرافی در آمریکا آغاز کرد. دورکین توانست به کمک یک Linda Marchiano ستاره فیلم های پورنو در سال 1983 قضیه را به دادگاه بکشاند و پیش نویس یک قانون برای ممنوعیت پورنو گرافی را به کمک وکلا و فمینیست های همراهش فراهم آورد. ستاره مزبورافشا کرد به اجبار و زور در فیلم های پورنو، از جمله Deep Throatشرکت کرده است. قانون مورد نظر دورکین در دادگاه تجدید نظر رد شد.
دورکین یهودی بود. خودش در کتابش تحت عنوان Scapegoat دو مورد دو وجه هویت اش – زن بودن و یهودی بودن – بازتاب بخش بزرگی از واقعیت تاریخ را می بیند: “یهودی ها مثل زنان, منفعل، معصوم ،و اغلب قربانی بوده اند. یهودیان خدا را داشتند، زنان کودکان شان را”. بعد اسرائیل بوجود می آید، اسرائیلی که نه زن بلکه مرد زور گو و ستمگر را نمایندگی میکند. “اسرائیل هم تجسم مرد یهودی است و هم محافظ آن، ولی زن یهودی در درون این دولت خلع سلاح شده است “. دورکین در این کتاب مفصلا به مساله تجاوز به زنان یهودی در جریان کشتارها و تعقیب های نازی ها می پردازد و در حالیکه گستردگی آن را به نمایش می گذارد، می پرسد:” پس چرا تجاوز به زنان به سمبل یهودی کشی نازی ها تبدیل نشده است؟ و چرا تجاوز جنسی در این همه یادبود ها و نمایشگاه ها از جنایات نازی ها جایی ندارد؟”
با توجه به این نظریات روشن است که به غیر از محافظه کاران مسیحی بنیادگرا، بازهای اسرائیل و شبکه گسترده یهودیان طرفدار تجاوز طلبی های دولت اسرائیل هم با دورکین سر آشتی نداشتند و ستیزه جویانه ترین مقالات را در مورد او نوشتند.
اما صف مخالفان دورکین به نیروهای محافظه کار مسیحی و یهودی محدود نبود. دورکین با جدیت و پی گیری خشونت و جنایت علیه زنا ن توسط نیروهای اسلام گرا و در جوامع اسلامی را افشا می کرد. او نوشت در فاصله سال های 1987/1993، 800 زن فلسطینی به اتهام همکاری با اسرائیل توسط حماس به قتل رسیده اند، ولی دو سوم این ها هیچگونه همکاری با اسرائیل نداشتند، بلکه کسانی بودند که حدود اسلامی مقرر شده توسط حماس را رعایت نمی کردند، و به این دلیل ” فاحشه ” خوانده می شدند.
دورکین خشونت علیه زنان در سایر جوامع اسلامی را نیز افشا می کرد. او در مورد عربستان سعودی نوشت : وقتی رئیس جمهور آمریکا و دارو دسته اش از ” دوست خوب مان” عربستان سعودی حرف می زنند، این دوست خوب ” آن ها ” ست.عربستان سعودی در حافظه من جایی است که زن در آن یک کاست محبوس و منفور است که حقوق مدنی او انکار می شود، او را در ازدواج می فروشند و به عنوان یک خدمه جنسی در حرم نگه میدارند. عربستان سعودی جایی است که در آن استفاده از وسایل پیشگیری جنایت به شمار می آید و جایی که زنان را مجبور می کنند آن قدر بچه بزرگ کند – که البته بهتر است پسر باشد – تا بمیرند.
دورکین در همین مقاله به جنگ لیبرال های دروغین می رود. ” جنگیدن با لیبرالیسم مشکل است”، چرا که آن ها دموکراسی را به یک دروغ بیمارگونه ” psychotic lie ” تبدیل کرده اند. در دموکراسی آن ها قربانیان تبعیض نژادی و جنسی دوباره قربانی می شوند. دورکین مبارزه طولانی خودش و روشنفکران مترقی نسل خودش با رژیم آپارتاید را به خاطر می آورد. بعد از این که ریگان سالها از رژیم نژادپرست آفریقا حمایت کرد، وقتی دولت کارتر با فشار مجبور شد رژیم آپارتاید را رد کند، دموکراسی آن ها یک مرد، یک رای از آب در آمد.

دورکین هم چنین با قلمی موثر و طنز آمیز نخبگان زن را که در خدمت جامعه مردسالار در می آیند به هزل می کشد.این که گلدا مایر یا تاچر زنان قدرتمندی بودند و این که در سلسله مراتب بالای جامعه زنانی را ردیف به ردیف می نشانند تا جامعه ای را که تا مغز استخوان مردسالار است محافظت کنند، نه تنها تحسین او را بر نمی انگیخت، بلکه قلم او را در نقادی تیزتر می کرد. کتاب او تحت عنوان سیاست رام شدگان مونث The Politics of Domesticated Females که در باره زنان صاحب مقام دست راستی است در این زمینه در سال 1991 چاپ شد.
علاوه بر مردسالاران و راست هاو محافظه کاران و متعصبین مذهبی، دورکین مخالفین دیگری هم برای خود دست و پا کرده بود. بسیاری معتقد بودند تلاش او برای ممنوع کردن پورنو گرافی دفاع از سانسور است، از طرف چپ به خاطر مرد ستیزی و تقلیل گرایی مورد انتقاد قرار می گرفت.
با وجود این و علیرغم همه مخالفت ها و انتقادها، به جا یا نابجا، شورش فمینیستی او حقانیت خود را از لزوم اعتراض به جهانی می گرفت که حتی پیشرفت های اقتصادی آن در خدمت نهادی کردن ساختار مردسالاری قرار می گیرد.
و این حقیقت وقتی دورکین چشم از جهان فروبست بهتر خود را پژواک یافت. گلوریا اشتینم در مورد او نوشت در هر قرن تنها چند نویسنده بوجود می آیند که به تحول نژاد بشر کمک می کنند. دورکین یکی از آن ها بود. و نویسنده دیگری شهامت بی نظیر دورکین در طرح مطالبات انقلابی و رادیکال را ستود و نوشت هدیه دورکین به بشر این است که باعث شده عقاید رادیکال و انقلابی امروز به نظر ما واضح و مبرهن به نظر بیاید.”او لازم بود”.این را بهترین اظهار نظری خواندند که به یاد او نوشته شد.
دورکین تنهابه کمک قلمش مبارزه نمی کرد. او یک فعال پرشورسیاسی بود. او در کارزارها تظاهرات، و سخنرانی ها برای مبارزه علیه تبعیض جنسی، علیه تبعیض نژادی و علیه جنگ شرکت می کرد و در سازماندهی شبکه های مدنی برای پیش بردن نظراتش نقش بازی می کرد.در 1965 وقتی که فقط 18 سال داشت به خاطر شرکت در تظاهرات علیه هیات نمایندگی آمریکا در سازمان ملل دستگیر و در زندان زنان نیویورک زندانی شد و در آنجا مورد آزار قرار گرفت. دورکین این امر را به وسیله ای برای افشاگری تبدیل کرد. تحلیل گر گاردین نوشته است شهادت دورکین در مورد آنچه در زندان بر سرش آوردند، در جهان بازتاب یافت و چنان فشاری از پایین بر دولت وارد کرد که مجبور شدند این زندان را تعطیل کنند.
دورکین همانند اکثریت جریان های فمینیست دوره کنونی در مخالفت با جنگ عراق فعال بود. او در مقاله ای به مناسبت برگزاری انتخابات آمریکا، ضمن توصیفی گویا از ماهیت انتخابات های آمریکا نوشت او با این که بیشتر جوانی اش را در مبارزه با جنگ ویتنام فعال بود، اما حتی درهمین دوره جنگ ویتنام نیز حاضر نشد به کاندید ضد جنگ یعنی جرج مگ گاورن رای بدهد، زیرا نمی خواست و نمی خواهد به فلسفه بد و بدتر تسلیم شود، دورکین مواردی ازشرکت خود در انتخابات را بر می شمرد که فقط بر اساس محاسبه تامین حقوق جزیی برای زنان بوده است. اما او تصمیم گرفته بود علیه بوش به کری رای بدهد، زیرا علیرغم این که کری هم می خواست در عراق بماند، اما بوش و دارودسته اش را خیلی خطرناک ارزیابی می کرد: ” بمب های زیادی فرو خواهند ریخت و بی گناهان بسیاری کشته خواهند شد.” لینک این مقاله که نشان دهنده سبک نگارش و شیوه تفکر اوست در زیر همین مطلب آمده است.
آخرین کتاب دورکین Heartbreak زندگی نامه خود اوست. در مورد این کتاب نوشته اند: مثل همیشه پیکارجو وسیاسی، دورکین جنگ صلیبی اش علیه تجاوز، خشونت، تن فروشی و بدرفتاری را در 41 فصل شرح میدهد. و باز نوشته اندکه از موارد بسیار نادری است که شعار ” شخصی، سیاسی است ” را در معنای واقعی خود به کار می گیرد. دورکین در شرح زندگی اش برعکس سیاستمداران، حسابگر و محافظه کار نیست و خشونت، تجاوز، بد رفتاری، تن فروشی که در زندگی شخصی خود تجربه کرده است را با خواننده در میان می گذارد.
درادامه برخی نقل قول های دورکین را می خوانید.
*به عنوان زن ما با ترس چنان خو کرده ایم که آدم با هوا. ترس عنصر زندگی ماست. ما در آن زندگی می کنیم، با آن دم فرو می دهیم، با آن دم بر می آوریم. وبیشتر اوقات حتی متوجه آن نمی شویم. به جای این که بگوییم من می ترسم می گوییم ,من نمی خواهم که,، یا ,من نمیدانم چطور,، یا ,نمی توانم…,
*سرکوب جنسی بنیادی است که همه نوع خودکامگی بر روی آن ساخته شده است. همه اشکال سلسله مراتبی و خشونت از مدل سلطه مرد بر زن برگرفته شده است.
*اروتیک پورنوگرافی سطح بالاست، بهتر تولید می شود، بهتر گول می زند، بهتر به اجرا در می
آید، بهتر بسته بندی می شود، و برای یک طبقه بالاتر مصرف کنندگان طراحی شده است.
*پول سخن می گوید، اما با صدای مردانه .
*این واقعیت که از کودکی همه ما را تربیت می کنند که مادر باشیم به این معناست که ما طوری تربیت می شویم که زندگی مان را برای مردان فدا کنیم، حالا یا پسرمان یا یک شخص دیگر.
*شایعه وقتی زنان به آن می پردازند درهمه جای جهان چیزی سطحی، مسخره و مبتذل به حساب می آید. ولی اگر مردان شایعه پراکنی کنند، بویژه اگر در مورد زنان باشد، به آن می گویند، تئوری, ایده یا واقعیت.
زهره سحرخیز
از آرشیو
Comments
زنی که وجودش لازم بود — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>