امی گودمن:حقیقت مشت مقاومت در برابر دروغ

برای کسانی که در آمریکا وکانادا اخبار مهم جهان را دنبال می کنند، امی گودمن AMY GOODMAN نامی آشناست. و همین طور برای بسیاری از روشنفکران در سایر نقاط جهان. وقتی بخواهید بدانید پشت خبر ها یی که چند لحظه پیش در رسانه های انحصاری شنیده اید چه خبر است، پیچ رادیو دموکراسی اکنون !Democracy Now را باز می کنید، یا روی آدرس آن در اینترنت کلیک می کنید. همین طور وقتی می خواهید خبرهای سانسور شده را بدانید، یا کمی بیشتر در مورد خبرهای مهمی بدانید که کم رنگ و کوچک لابلای خبرهای دیگر گم شده اند، یا می خواهید بدانید تعداد واقعی شرکت کننده در فلان تظاهرات یا شماره واقعی قربانیان در مثلا فلسطین، ایران، سوریه و عراق چند نفر بوده است، یا وقتی در جستجوی نظر کارشناسان و تحلیل گران مستقل هستید، و یا می خواهید صدای مردم بی صدا را بشنوید… در همه این موارد می توانید به دموکراسی اکنون! مراجعه کنید، حتما چیزی شنیدنی در این زمینه در آن پیدا می کنید.
و امی گودمن همیشه آن جاست، در دموکراسی اکنون! که حالا بزرگ ترین برنامه رادیویی مستقل در آمریکا است که از 300 ایستگاه در سراسر کشور پخش می شود. امی در مصاحبه هایش نظرات مختلف را به چالش با یکدیگر وا میدارد و به بحث های اجتماعی عمق می دهد، مقامات دولتی را در مقابل مردم به پاسخگویی می طلبد، به انسان هایی که حذف شده اند- رنگین پوستان، مهاجران، بیکاران، زنان، جوانان، هم جنس گرایان، فعالین صلح و حقوق مدنی و محیط زیست، مردم فراموش شده و زیر سرکوب جهان سوم…- تریبون می دهد.
همین تلاش امی گودمن برای مشارکت مردم در زندگی سیاسی کشور و وادار کردن مسوولان به پاسخگویی و پخش حقایقی که قدرت ها مایل نیستند مردم بشنوند،برای او مخالفان زیادی در میان نخبگان صاحب امتیاز فراهم آورده، اما امی کاری را که انجام می دهد بسیار ساده و طبیعی می داند. او می گوید: رسانه ها باید مثل یک میز بزرگ آشپزخانه باشند که به ابعاد سراسر کشور وسعت دارد. همه ما دورش نشسته ایم و در مورد مهم ترین مسایل روز صحبت می کنیم. هیچ چیز نمی تواند کمتر از این آسیب رسان باشد.
با این که امی گودمن هنگام اجرای برنامه ها و مصاحبه هایش کم و گاه به گاه سوال و اظهار نظر می کند و بیشتر تریبون را به میهمانانش می دهد، اما با شنیدن اولین مصاحبه اش متوجه می شوید که اطلاعات وسیعی در مورد موضوع بحث دارد و خود عمیقا در گیر مسایل اجتماعی است.امی فقط روزنامه نگار نیست، او یک فعال حقوق بشرو جامعه مدنی، یک مبارز ضد جنگ و یک مدافع دموکراسی و عدالت برای سراسر جهان هم هست. او هم چنین به عنوان یک روزنامه نگار پژوهشگر شناخته شده است و گزارش مشترکش از سرکوب تیمور شرقی توسط اندونزی در دوره ای که آمریکا از اندونزی در این اقدام پشتیبانی می کرد و از نیجریه هنگامی که شرکت اکسون در سرکوب گسترده معترضان نقش موثر بازی کرد برای او شهرت جهانی و چند جایزه همراه آورد. اولین کتابش در باره سیاست مداران نفتی و جنگ طلب و رسانه های طرفدار آن ها که همراه برادرش نوشته و تحت عنوان The Exception To the Rulers: Exposing Oily Politicians, War Profiteers and the Media That Love Them منتشر شده به سرعت به یکی از پرفروش ترین کتاب های آمریکا در نوع خود تبدیل شده است. او در مورد مضامینی که در این کتاب آمده مقاله ای دارد که لینک آن زیر همین مطلب آمده است*.
امی در1957 در یک خانواده یهودی در نیویورک به دنیا آمد.با وجود این یهودیان محافظه کار دست راستی بیشترین خصومت را نسبت به او نشان میدهند و اغلب اتهامات و بدگویی هایی که در رسانه ها و اینترنت در باره امی گودمن پخش می شود، توسط این گروه ها سازمان داده می شود.
امی و سه برادرش با فعالیت های اجتماعی از طریق پدر و مادر آشنا شدند. پدر با یک گروه مدافع حقوق مدنی به نام پزشکان در خدمت مسوولیت اجتماعی Physicians for Social Responsibility کار می کرد. مادر معلم بود و در رشته پژوهش های زنان تدریس می کرد. مادر مددکار اجتماعی هم بود.امی می گوید از کار پدر و مادر در گیری در مسایل و بحث های اجتماعی را آموخت.
فقط تعهد اجتماعی و دانش نیست که امی گودمن را به یک چهره شاخص رسانه های مستقل تبدیل کرده است. او برای کار از خود مایه می گذارد. خوان گونزالس که با امی گودمن در دموکراسی اکنون! همکاری می کند می گوید امی پرکارترین آدمی است که به عمرم دیده ام. او به معنای واقعی کلمه هرگز نمی خوابد. او همه را در کار پشت سر می گذارد.
شوق امی به کار، همکاران و یارانش را نیز به کار تشویق می کند. همکار دیگر امی در رادیو، جرمی شاهیل می گوید امی توانایی بالایی در جذب دیگران به کار دارد. او به زمان قدرت می دهد. در عرض دوهفته که از شروع کارش در رادیو گذشته بود او تمام کشیک های شب را به کمک من واداشت تا یک برنامه را تنظیم کنیم. خودش دو شب تمام و پی در پی بیدار ماند تا یک برنامه شش دقیقه ای را ادیت کنم و به اجرا بگذارم.
مجموعه این ویژگی ها برای امی بین شنوندگانش احترام عمیقی بوجود آورده است. گونزالس که در سفر اخیر دور آمریکا امی را همراه می کرد می گوید در این سفر متوجه شد امی را مثل یک الهه ستایش می کنند.
در حالی که اغلب می شنویم که از سانسور رسانه های انحصاری بزرگ شکوه می شود، امی در همین واقعیت تلخ نیز فرصت های بزرگ برای کار مستقل می بیند. او می گوید: رسانه های شرکتی فضای عظیمی را دست نخورده می گذارند. هرچند این نوع رسانه ها هستند که امکانات عظیمی دارند که می تواند درخدمت کارهای بسیار بزرگ قرار گیرد، ولی آن ها به واقع فقط روی حلقه کوچکی تکیه دارند که در باره این همه مسایل خیلی کم میدانند. حتی نیویورک تایمز ، قبل از جنگ عراق، مکرر در مکرر با تیتر بزرگ از سلاح های کشتار جمعی نوشت. ما باید تمام این روند جاسازی شدن رسانه ها در قدرت و تبدیل شدن رسانه ها به قوی ترین اسلحه پنتاگون را به چالش بگیریم.
امی گودمن انسانی است چالشگر که استقلال در برابر قدرت از ویژگی های کار اوست. همین امر باعث شده که صاحبان قدرت و مقامات از ستیزه جویی او شکوه کنند. در این باره نوشته اند یک بار کلینتون با رادیو تماس گرفته بود تا نظر آن را برای حمایت از ال گور در انتخابات جلب کند. در این رابطه قرار شد امی گودمن با کلینتون مصاحبه کند. کلینتون بعد از مصاحبه با امی از جا در رفته بود و لقب هایی به امی داد: بی احترام، ستیزه جو…
اما این فقط به آن علت بود که امی برخلاف رسانه های شرکتی رادیو را وسیله تبلیغ نمی داند. خودش گفته است: من در واقع یک آدم خجالتی هستم. ترجیح میدهم ساکت باشم و گوش کنم. این بیشتر کاری است که در روز می کنم. از میهمانان می خواهم حرف بزنند و گوش می دهم.
امی گودمن در یک مصاحبه گفت: رسانه های مستقل با تن ندادن به روش انحصارات رسانه ای کاری برای تمام عمر در پیش دارند. و هدفی مبنی بر این که همه از حقیقت اطلاع یابند. این امر به ویژه با روند جهانی شدن اهمیت پیدا کرده است. حقیقت به مشت مقاومت علیه دروغ تبدیل شده است.* تنها امکان ما برای نجات حقیقت این است که از آن پاسداری کنیم و ذره به ذره آن را پخش کنیم، به همان ترتیب که در فیلم فارنهایت 451 ، گروهی از مردم تصمیم گرفتند کتاب ها را از بر کنند تا از نابودی آن ها و از بین رفتن ایده ها جلو گیری کنند. به همین ترتیب رسانه های مستقل سعی می کنند تاریخ را، تاریخ امروز را نجات بدهند، سعی می کنند آن را حفظ کنند و سعی می کنند دیگران را در آن سهیم کنند تا از بین نرود. به علاوه سعی می کنند آن را همه جا پخش کنند تا این تاریخ به یک کشور، یک ناحیه، یک شهر یا گروه اجتماعی تعلق نداشته باشد. این لازم است نه فقط برای این که صداهای مستقل بتوانند اطلاعات را مبادله کنند و کانال های ارتباط را گسترش دهند، بلکه برای این که با دروغ پراکنی رسانه های انحصاری مبارزه کنند. حقیقتی که ما در گروه خود، شهر خود، ناحیه خود، کشور خود حفظ می کنیم، حداکثر ظرفیت خود را وقتی به نمایش می گذارد که با گروه های دیگر در جهان پیوند برقرار کنیم و دریابیم که آن چه در سایر نقاط جهان می گذرد، بخشی از تاریخ انسان است.
زهره سحرخیز
*لینک دموکراسی اکنون : http://www.democracynow.org
*علامت تجاری دموکراسی اکنون یک بلند گو است در دست مجسمه آزادی که به عنوان مشت انسان بلند شده است.
رسانه بی طرف فرصت طلب است. دلیل این قضیه این است که رابطه بین ارتجاع و قربانی اش وضعیتی بی طرفانه نیست. رسانه بی طرف به ارتجاع و انقلاب کاری ندارد. رسانه بی طرف معرف منافع طبقه متوسط است که وجودش به وجود بالا و پایین بستگی دارد، جایی بین این دو. طبقه متوسط از همه بیشتر فرصت فهمیدن حقایق را دارد و از این حقایق برای توجیه وضعیت بینابینی اش استفاده میکند.
چرا دموکراسی برای بی طرف مهم است؟ در دموکراسی، بی طرف می بیند که جنگهای ما بین مرتجعین، تمرکز مرتجعین را بروی خودش منحرف میکند و آن چیزی است که منطق وجودی این طبقه است.
دموکراسی اکنون یعنی اینکه آنقدر مابین مرتجعین تنوع و رقابت وجود داشته باشد تا به طبقه متوسط آسیبی نرسد.
آنارشیست