افسانه بمباران های آزادی بخش
برگردان سعید جواد زاده امینی

پرونده این ماه: ایران، تاوان جنون
افسانه بمباران های آزادی بخش
« حملات هدفمند»، جت های جنگنده ی هدایت شونده توسط ماهواره، موشک های مملو از فرایند های فناوری… جنگ از طریق بمباران های هوایی، که ظاهرآ همچون یک بازی ویدیوئی ساده و قابل کنترل به نظر می رسد، امکان دست یابی به اهداف استراتژیک را در عین حفظ جان سربازان فراهم می کند. با این حال ، تاریخ محدودیت های این گونه روش ها را نشان می دهد.
نویسنده MATHIAS DELORI برگردان سعید جواد زاده امینی
اسرائیل و ایالات متحده مدعی هستند که با اقدام به جنگ هوایی علیه ایران، دو هدف را دنبال می کنند : نابود کردن برنامه هسته ای تهران، و تغییر رژیم. تاریخ محدودیت های عملی و اخلاقی چنین استراتژی را نشان می دهد. در حقیقت، انتخاب بمباران های هوایی، غالبآ کمتر از آن که از تآمل در مورد بهترین راه حل ممکن برای دستیابی به اهداف مورد نظر ناشی شده باشد، بازتاب نگرانی عملی انتخاب کنندگان است : در معرض خطر قرار ندادن نیروهای نظامی خودی. این استدلال چیز جدیدی نیست. در طول دهه ۱۹۱۰، ارتش های کشور هایی چون فرانسه و بریتانیا، که در مستعمرات خود متحمل خسارات سنگینی شده بودند، استفاده از هواپیماهای بمب افکن خود را راهی برای برقراری «آرامش» در این سرزمین ها، با محدود کردن در معرض خطر قرار گرفتن سربازان خود، تشخیص دادند.
این محاسبه یک واقعیت حیاتی را نادیده می گیرد : بمباران های هوایی مرگ و میر بی گناهان بیشتری را نسبت به استقرار نیروهای زمینی در پی دارد. دیوید ای اومیسی، مورخ، معضل اخلاقی یک افسر بریتانیایی در عراق قبل از جنگ جهانی دوم، را این گونه روایت می کند : « سرخورگی و ابراز تاسف سرهنگ لیونل چارلتون از بمبارانهای نیروهای پلیس، زمانی آغاز شد که به دیوانیه ( شهری در استان قادسیه در کشور عراق م) رفت و از بیمارستان محلی آن دیدار کرد، و قربانیان بمباران های بریتانیایی را که مشغول مداوای جراحات خود بودند، از نزدیک دید (….) وی در رویارویی با تمایلات متناقض خود، برای محکوم کردن این روش ها (….) یا ادامه خدمت در نیروی هوایی (….) در خواست کرد که از سمت خود برکنار شود (۱) .»
وقتی هدف، تحریک مردم به عدم حمایت از یک گروه یا رژیم دشمن، یا شورش علیه آن باشد، « انتقال خطر (۲) » به غیر نظامیان نه تنها یک معضل اخلاقی، بلکه همچنین یک مشکل استراتژیک محسوب می شود. این موضوع زمانی آشکار شد که این استراتژی بر علیه آنچه در آن زمان « ملل متمدن» نامیده می شدند، به مرحله اجرا در آمد. ریچارد بنجامین اشتروس، روانشناس، با مطالعه واکنش های مردم به حملات مشترک ایتالیا و آلمان به بارسلونا در ماه مارس ۱۹۳۸، اظهار داشت : « کسانی که بمباران می شوند، به طور سیستماتیک در نفرت و وحشت همگانی از دشمن نا مرئی متحد می شوند (۳)». مشابه همین بازتاب پس از حملات نازی ها در طول نبرد بریتانیا در سال ۱۹۴۰ نیز مشاهده شد (۴).
این امر مانع از آن نشد که بریتانیا و ایالات متحده جنگ هوایی علیه آلمان را آغاز کنند، جنگی که ضربات آن چه از نظر تعداد بمب های ریخته شده و چه از نظر تعداد کشته شدگان غیر نظامی، ده برابر سنگین تر از صدمات جنگی بود که انگلستان متحمل شده بود. در اوایل سال ۱۹۴۳، دانشگاهیان آمریکایی در گزارش خود به این نتیجه رسیدند که « هیچ مدرکی که نشان دهد بمباران شهرهای آلمان توسط بریتانیا و آمریکا، تسلط دولت نازی بر مردم آلمان را تضعیف کرده باشد، وجود ندارد (۵). با وجود این، فرماندهی متفقین تصمیم گرفت که شدت حملات خود را دوبرابر کند. بین سال های ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۵بیش از یک میلیون تن بمب بر شهر های آلمان ریخته شد، در حالی که طی سه سال قبل از آن، مجموع بمب های پرتاب شده ۲۵۰ هزار تن بود. با وجود این شورشی از سوی غیر نظامیان علیه رژیم رخ نداده بود. بد تر از آن : جان کِی گالبرایت، اقتصاد دان و نویسنده گزارشی در سال ۱۹۴۵در این مورد، می نویسد « استرس ناشی از حملات هوایی به اسپیر [ آلبرت اسپیر وزیر تسلیحات آلمان نازی] این امکان را داد، تا انرژی های مردم را بسیج کند (۶).» علی رغم این هشدار در آن زمان، ایالات متحده همین استراتژی را در مورد ژاپن به کار برد. در حالی که شلدون گارون ، مورخ، معتقد است که نابودی توکیو و دهها شهر دیگر، در نیمه اول سال ۱۹۴۵ ضربه ای قاطع به امکانات تسلیحاتی دشمن وارد کرد، عوامل دیگری نیز در تسلیم ژاپن نقش داشتند : محاصره دریایی، ورود اتحاد جماهیر شوروی به جنگ، و به عقیده برخی، دو انفجار هسته ای در ماه اوت ۱۹۴۵(۷).
اکثر کارشناسان در مورد ناکار آمدی استراتژی بمباران های کره در دهه ی ۱۹۵۰ اتفاق نظر دارند. این امر، مانع از استفاده مجدد این شیوه ی جنگ از سوی طرفداران آن، در ویتنام، کامبوج و لائوس در سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نشد، چیزی که نتیجه ملموس آن مرگ میلیون ها غیر نظامی بود (۸). یک عامل در مشروعیت بخشیدن به تداوم توهمات در ارتباط با این استراتژی نقش ایفا کرده است : تکنولوژی. از دهه ی ۱۹۹۰ به بعد، رواج و گسترش دو ابزار تسلیحاتی جدید – سلاح های مجهز به سیستم های هدایت شونده، و نرم افزار های برآورد کننده ی خسارت های جانبی – توجیهاتی را برای طرفداران جنگ های هوایی فراهم می کند. این فناوری ها به عنوان عوامل « اخلاقی» ارائه می شوند، چون با هدف قرار دادن انحصاری کسانی که جنگجو تلقی می شوند، و با اطمینان از این که « خسارات جانبی» متناسب با هدف نظامی باشد، امکان رعایت و احترام به قوانین جنگی را فراهم می کنند. این روش جنگیدن، در مقایسه با آنچه مارتین شاو، کارشناس علوم سیاسی « شیوه قدیمی جنگیدن غربی (۹) » و بمباران فرش گسترانه می نامد، پیشرفت محسوسی به شمار می رود. برای نمونه، « انجمن جنگ های هوایی» تخمین می زند، که طی بمباران های هوایی توسط آمریکا، بریتانیا و فرانسه علیه سازمان دولت اسلامی – داعش – طی سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸، تقریبآ ۱۰ هزار غیر نظامی عراقی و سوریه ای کشته شده اند (۱۰). در سال های ۱۹۴۴ -۱۹۴۵، بمباران های نیروهای متفقین علیه شهرهای متوسط ، طی دو روز این تعداد کشته را در پی داشته است.
فرماندهی نظامی برای ساقط کردن یک شبه نظامی، دهها غیر نظامی را می کشد
با وجود این، تآکید بر این نکته مهم است که تلفاتِ کمترِ جنگ های هوایی سالهای ۱۹۹۰-۲۰۱۰ به کاربرد تر بودن آنها کمک نکرد. زمانی که آنها به گروه های نابرخوردار از سیستم های دفاع هوایی ( القاعده، داعش) حمله کردند، تنها دو گزینه برای این گروهها باقی گذاشتند : عدم اقدام تلافی جویانه، یا حمله به غیر نظامیان در کشورهایی که عامل این حملات هستند. بر این اساس، آنها نه یک، بلکه دو روند « انتقال ریسک» را پی گرفتند. اولین مورد، انتقال ریسک از نظامیان کشورهای مهاجم، به غیر نظامیان کشور های مورد تهاجم قرار گرفته، و مورد دوم انتقال ریسک به غیر نظامیان کشورهای بمباران کننده است. اقدامات انتحاری که از سال ۲۰۱۵ فرانسه را به خون کشیدند، بازتاب این روند محسوب می شوند.
علاوه بر این، ممکن است این سؤال برای ما مطرح شود، که آیا ورود هوش مصنوعی (IA ) به این عرصه یک بازگشت به عقب هراس انگیز محسوب نمی شود ؟ در جنگ غزه طی سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، اسرائیل برای شناسایی هر چه دقیق تر اهداف به اصطلاح « مبارز» ( که اغلب وابسته به حماس تلقی می شدند) به این فناوری جدید متکی شده بود. به دنبال آن، فرماندهی نظامی این استدلال (حقوقی) را مطرح کرد، که کشتن ده ها غیر نظامی با هدف ساقط کردن یک شبه نظامی قابل پذیرش است. با این استدلال، تل آویو خشونتی قابل مقایسه با بزرگ ترین بمب گذاری های تاریخ جهان را مرتکب شد (۱۱)، در عین حال، آن گونه که نمایندگان این کشور در جریان رسیدگی به شکایت آفریقای جنوبی به دلیل نقض کنوانسیون پیشگیری از جرم نسل کشی، در دیوان بین المللی دادگستری ، به دفاع از خود پرداختند، به این اقدامات پوشش و ظاهری لیبرالی می داد. اهداف اسرائیل و ایالات متحده در ایران، به طور آشکار با این روند متفاوت است، اما همزمان هر دو کشور مدعی شده اند که از هوش مصنوعی در نرم افزار هدف گیری بمباران های خود استفاده کرده اند ( بر حسب تصادف ! در اولین روز این حملات بیش از ۱۶۰ دانش آموز خردسال در بمباران یک مدرسه در شهرستان میناب کشته شدند م ). این جنگ تا کنون جان بیش از ۱۰۰۰ غیر نظامی را تنها در طی دو هفته گرفته است.
پی نوشت ها :
۱ – David E.Omissi, Air Power and Colonial Control. The Royal Air Force 1919-1939, Saint Martin’s Press, New York, 1990.
۲ – Martin Shaw, The New Western Way of War. Risk-Transfer and Its Crisis in Irak, Polity Press, Cambridge, 2006.
۳ – Eric Benjamin Strauss, “ The psychological effects of bombing” , The Royal Services Institution Journal, vol.84, n° 534, Londres, 1939.
۴ – Ian Burney , « War on fear . Solly Zuckerman and civilian nerve in the Second World War “, Hisrory of the Human Sciences, vol. 25, n° 5, Londres, 2021.
۵ – Gian P. Gentile, How Effective Is Strategic Bombing ? Lessons Learned From World War II to Kosovo, New York University Press, 2021.
۶ – The United State Strategic Bombing Survey (USSBS), The Effects of SStrategic Bombing on the German War Economy, Washington, DC, 1945.
۷ – بخوانید در : Kai Bird , « Fallait-t-il lancer la bombe sur Hiroshima ? « , Le Monde diplomatique, août 1995.
۸ – Thpmas Hippler, Le gouvernement du ciel. Histoire globale des bombardements aériens, Les Prairies ordinaires, Paris, 2014.
۹ – به نقل از Martin Shaw, The New Western Way of War….
۱۰ – « Reported civilian death from US-led coalition strikes in Irak and Syria”, 29 septembre 2022, http://airwars.org
۱۱ – Michael Spagal et al., « Violent and non-violent death tolls for the Gaza conflict”, The Lancet Global Heath, vol.14, n° 4; Londres, avril 2026.
Comments
افسانه بمباران های آزادی بخش <br> برگردان سعید جواد زاده امینی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>