Comments

تبیینِ سیرکِ ناسیونالیستی: از «راه کارگر» تا راه «ایران بانو»/ آناهیتا اردوان — 17 دیدگاه

  1. این صفحه از دستمان در رفت موجب شد که دری وری ها زیاد شود و احساس پیروزی کنند.
    دفعه دیگر خط به خط به… این نویسنده خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چیزهائی نیست جز فاشیسم استالینی شکست خورده و توطئه برای سلطه پیدا کردن و استثمار کردن کارگران ایران، یعنی دقیقا دنبال همان گندی هستند که که استالین و لنینیستها برپا کردند. البته متاسفانه در یک کامنت نخواهد بود، کامنتهای زیادی اختصاص داده خواهد شد. این سازمان … مارکسیستهای ارتودوکس هم شیوه نگارش و ادبیات تروریستی اش شبیه همین نویسنده است و میتواند گفت یکی است. آنها هم صفحه سیاه میکنند. این را هم نشان خواهیم داد. فکر میکنند با قلدری و تهدید و تهمت میتوانند بجائی برسند. خواب خوش. اگر خیلی در ایران دارید کار مهمی میکنید چرا از خارج می ترسید، بروید در ایران هوادار پیدا کنید بعد، چرا سراغ خارج آمده اید؟ جز اینکه دروغ می نویسید و فقط عقده خالی میکنید؟

  2. مجددا ذکر شود که مارکس و انگلس خرده بورژوا و بورژوا بودند و برای همین قادر نبودند سلطه طلبی و رهبری طلبی را کنار بگذارند. مارکس کارگری نکرد و از دوست سرمایه دارش کمک مالی میگرفت. آنها سعی کردند بر انترناسیونال اول حاکم شوند که بعد از بیرون کردن آنارشیستها، بجای حاکم شدن،‌در آنرا بستند. آنها قادر نبودند بپذیرند که محل کار و زندگی باید در دست کارکران کمونیست باشد نه دولت. انترناسیونال دوم، انترناسیونال احزاب بود نه کارکران، یعنی انترناسیونال طبقه متوسط. این “مهندسین” و فلان و بهمان ها نفت هم متکبر و منتظر فرصت برای سلطه برقرار کردن بر کارگران هستند. آنها آرزوهای بلشویکی بر باد رفته دارند و عقده ای شده اند و این عقده را در ادبیاتشان بصورت معجونی که این مقاله است میتوان دید.

  3. اینهمه کامنت فالانژی برای پنهان کردن این حقایق:
    – مارکسیسم لنینیسم ایدئولوژی تروریسی و فاشیستی است. شواهد: کشتن تزار بدون دادگاه و کشتن کودکانش، کشتن آنارشیستها، کشتن خودشان، ترور ترتسکی.
    – مارکسیسم لنینیسم به درست کردن حکومت فاشیستی دیکتاتوری تک حزبی استالینی تبدیل شد.
    – دولتهای مارکسیست لنینیستی یکی بعد از دیگرای به تاریخ رفتند.
    – مارکسیست لنینیستها هیچ تاثیری بر طبقه کارگر ندارند، در ایران شکست خوردند، در همه کشورها اقلیتی بسیار کوچک هستند.
    – هواداران رضا پهلوی و مجاهدین خلق هم ایران هستند. ایران بودن این مثلا مارکسیستهای پر حرف ارتودوکس که معلوم نیست حقیقت داشته باشد، یک ذره از ارتجاعی بودن آنها کم نمیگنند.
    – مارکسیستها با رهبری طلبی شبهه حزب الهی های خودمان، گند زده اند به جنبش کمونیستی کارگران ایران و جهان.
    آنارشیست

  4. واقعا که!! طرف نوشته «مقاله علمی را مثل بچه‌های دبستانی نمی‌نویسند» و طولانی بودن پاراگراف‌ها را نشانه بی‌سوادی شخصیت نویسنده ای که یک کتابش هفتصد صفحه است، عنوان کرده. در متون کلاسیک و تئوریک (از هگل تا آدورنو)، پاراگراف‌های چند صفحه‌ای کاملاً رایج است. اینکه در «دوران معاصر» همه چیز باید کوتاه و کپسولی باشد، در حقیقت به معنای بیسوادی و بدبختی ماست که هر کسی یک جمله در فیسبوک نوشت شد نویسنده. تو هم نویسنده ای چون اسم از مارکس اوردی. فرار از محتوا به سمت فرم: کامنت‌گذار به جای اینکه استدلال‌های آناهیتا اردوان درباره تاریخ حذف تشکیلات درون‌کشوری توسط گروه‌های خارج‌کشوری ۴ صفحه بیشتر نوشته است، نویسنده درباره مسائل زیادی گفته و کالبدشکافی کرده.کامنت‌گذار ادعاهای بسیار بزرگی مطرح کرده (مثل اینکه مارکس ناسیونالیست آلمانی بود یا ماتریالیسم تاریخی برای پیشرفت بورژوازی آلمان نوشته شد)
    ۱. تراکم معنایی بالا: نویسنده (آناهیتا اردوان) توانسته در فضای کوچکِ یک پاراگراف، آن‌قدر استدلال، کد تاریخی و تحلیل جا بدهد که دیگران برای گفتنِ همان‌ها نیاز به چندین صفحه دارند.
    ۲. قدرتِ ایجازِ واقعی: برعکسِ ادعای «بچه‌های دبستانی»، این نشان‌دهنده‌ی تسلط است. یعنی نویسنده از زیاده‌گوییِ بیهوده پرهیز کرده و هر جمله را طوری مهندسی کرده که بارِ معناییِ سنگینی حمل کند.
    در واقع، این کامنت‌گذار دچار تناقض عجیبی ست و خیلی عصبانی ست!
    از یک طرف می‌گوید متن طولانی است (نقد فرم).از طرف دیگر می‌گوید هر پاراگراف محتوای یک مقاله را دارد (اعتراف به غنای محتوا). پس کل آن ۳۰ صفحه، در حقیقت عصاره‌ ۳۰ مقاله است. این یعنی نویسنده به جای نوشتن ۳۰۰ صفحه، با ایجاز و فشردگی، حرفش را در ۳۰ صفحه زده است. ۴ صفحه فقط توضیحات است. نوشته « زیاد گوی و عمیق گوی» نه «کم گوی و گزیده گوی» قسمت توضیح تبار شناسی از زبان آن دکتر ارش فراست که ایران است عصاره خواندن یک کتاب است.

  5. زنده باد سایت روشنگری که اجازه میدهد راه صندوق رای ناشناس بشوند و استیصال خودشان را در مقابل نقد عظیم و زیبایی کاریزماتیک جسور بریزند بیرون.ذهن اشفتۀ ناشناس on فروردین 15, 1405 راه صندوق رای، در صد جلد مکتوب ثابت کرده مستدل که با ناسیونالیسم و پوپولیسم در حقیقت راه صندوق رای و مبارزه مسالمت امیز در خط اخوندهاست. خیلی ساده اخوندها هم صندوق رای دارند. زن و مرد باسواد ندارند بتواند نقد بر نقد بنویسد امدند اینجا گرای امنیتی و ترور می کنند. رفتار طرفداران اناهیتا اردوان و کادرهای کمیته علنی در فیسبوک سالها بر ما مشخص است. منطقی اند و تند و تیز مارکسیستهای ارتدوکس اما ترور نمیکنند. ناشناس هم نیستند. این اثر تاریخی است چون مکتوب شده اما کامنت ترور و تهمت و استالین جلاد و این مزخرفات بادند

  6. ذهنیت ایران بانو و راه ایکس اینجا را ببیند از ناظم حکمت (اواره= در تواری)( علیرضا شکوهی (دبیر اول و چهره کلیدی سازمان راه کارگر که در سال ۱۳۶۲ اعدام شد) بر این باور بود که هرگونه تزلزل در مسیر انقلاب اجتماعی و دل خوش کردن به سازوکارهای بورژوایی، خیانت به طبقه کارگر است. او در تبیین مواضع سازمان در آن دوران (که تضاد مطلق با اطلاعیه «ایران بانو»ی امروز دارد) بر این اصل پافشاری می‌کرد:«در نظام سرمایه‌داری، دموکراسی و صندوق رأی تنها پوششی برای استمرار سلطه طبقاتی بورژوازی است. رهایی پرولتاریا نه از مسیر پارلمانتاریسم و اصلاح‌طلبی، بلکه تنها از طریق درهم‌شکستن ماشین دولتی و استقرار قهرآمیز حاکمیت شورایی کارگران میسر است.) علیرضا شکوهی از قبر بلند بشود برای این نقد و تبارشناسی وسیع آناهیتا اردوان جلوی ناظم حکمیت بی وطن در وطن اواره و کمیته و کمیسیون و مهندس ارشد نفت جفتش تعظیم می کند

  7. وقتی کسی می‌گوید «هر پاراگراف این مقاله به اندازه یک مقاله است»، در واقع ناخواسته دارد به چگالی بالای اطلاعات و عمق تحقیق نویسنده معروف کمونیست اعتراف می کند. یک سری که در پیچی هستند خانواده رهبران ( ققنوس بم) و میدانند کجاست. شجاعت و عظمت: ایستادگی بر مواضع فکری و حضور فعال در عرصه‌های سیاسی، هیبتی به او بخشیده که مخالفان را به تکاپو واداشته تا با متن‌های سنگین یا توهین، از ابهت او بکاهند.زیبایی و اصالت: ترکیب هوش سرشار با سیمای باوقار و کاریزماتیک، همیشه در طول تاریخ باعث شده تا کسانی که توانایی رقابت ندارند، به جای نقد منصفانه، به تخریب شخصیت روی بیاورند.مکان و جایگاه: وقتی یک پرسه زن هشتک زن راه کارگری می نویسد «هر پاراگراف را به اندازه یک مقاله» می‌نویسد تا او را نقد کند، یعنی جایگاه او آن‌قدر رفیع است که با یک جمله و دو جمله نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. برید لیلا حسین زاده را بیارید دوباره درباره کمیته و کمیسیون و مهندس ارشد نفت ایران و آناهیتا اردون لجن پراکنی کنید بدون اینکه اسم بیارید بهتر است. بگو شالگونی اگر جرات دارد چون میداند اناهیتا اردوان کجاست دو صفحه بنویسد در نقد. میتوانید فقط این را بهفمید؟ ( اگرچه این تبارشناسی انتقادی در در ۳فروردین ۱۴۰۵ به کمال رسید، اما به‌دلیل پیچیدگی‌ها و ابهام دوچندان در زمان بازتاب در سایتها، ممکن است با تأخیری تا نیمۀ فروردین یا پس از آن پدیدار گشته باشد. گسستِ زمانی میان تحریر و نشر، از همین روست). دولت ارتش و ملت هگل می فهمید؟ نه والله جمع کنید این روشنگری هم تبدیل کردید به میز گرد راه کارگر. از میدان است از میدان

  8. دلم برای راه ناسیونالیست بدبخت می سوزد. اتششتان زد، ذهنیت ناسیونالیسم اشفته بود اشفته تر شد. با این قلم و سواد با صورت باز با آن ناظم حکمت غیرقانونی که در پیچ مهندس ارشد نفت پشت در پشت رهبر جفت هم.خوبه این کمیسیون و کمیته این مطالب را با حذف اسم اینها چون شصت سال خارجند به دست بقیه و کارگران نفت می رسانند. ناظم حکمت غیرقانونی در ایران معروف نویسنده سپیده دم در نفت و سخنران شان رفیق همسرش است مهندس ارشد نفتی که با اسم و اسم فامیل که در قله کوه جنگ طبقاتی می درخشد ابروی شالگونی را یکبار برد. دلم برایشان می سوزد کاشکی دیگر نقدشان نکند. اشفته حال و به هم ریختند. طفلی ها. با نازی ها مقایسه شان کرده. بهشان گفته رابین هوود از قول مارکس که رابین هود لومپن پرولتر بود. ترکیب سواد، زیبایی، غرور و مستعار ناظم حکمت غیرقانونی ایران.

  9. به خانم آنارشیست التقاطی بی خیر از تاریخ!
    در جامعه شناسی مارکسیستی بحثی وجود دارد با عنوان: روشنفکرانی که طبقه خود را ترک نمودند و به خدمت مبارزات زحمتکشان درآمدند !
    غالب رهبران انقلابی در پایان قرن 19 و آغاز قرن 20 از طبقات اشراف و بورژوا بودند ولی برای رهایی زحمتکشان خود را فدا کردند؛ از جمله رهبران کلاسیک شما آنارشیست ها مانند باکونین و کروپتکین و غیره؛ یا همچون مائو و لنین و تروتسکی و مارکس و غیره.
    ولی تو که بورژوا و سرمایه دار نیستی ولی برای ارتجاع آخوندی و حجاب مجاهدین و سرمایه داری اسلامی مدام در اینجا علیه اپوزیسیون و علیه سوسیالیتها خزعبلات مینویسی، ضرر و آسیب ات بیشتز از یک روشنفکر مبارزی است که پدرش وکیل بوده یا کارخانه دار بوده.

  10. ناشناس on فروردین 14, 1405 at 3:12 ب.ظ: ذهنیت بیشتر توصیف‌کننده کسانی است که در نوستالژی‌ ناسیونالیستی خودشان را در خارج از مرزها آواره مانده‌ اند و در ( ایران بانو) می بینند و تابِ شنیدن چهره های مشخص در ایران که رهبران راه کارگر از خاک بلند بشوند باید جلوی مهندس ارشد نفت و خانواده اش تعظیم کنند و جفتش شهیر غیرقانونی که قبلا گفتم ( کبابتان) کرده با شجاعتی بی نظیر، ندارند. انوشه نیکداد، مریم دالوند دو کادر کمیته هستند که در کارخانه وسط تهران و کنار گاندو در سیستان بلوچستان نشستند. ناظم حکمت غیرقانونی که دیگر رهبرتان کنار مهندس می بیند. چیزی ندارند برای از دست دادن. آناهیتا اردوان شخصیت قهار کجاست الان و یک عده پرسه زن راه کارگری کجا. نقل‌قولی از شکوهی می‌آورد که در آن «صندوق رأی» را پوششی برای سلطه طبقاتی می‌داند. حالا این را بگذارید کنار اطلاعیۀ فعلی راه کارگر که دم از «مبارزات مدنی» و «ایران‌بانو» می‌زند. غرور و پراکسیس انقلابی آناهیتا اردوان بهتان می گوید که «شما نه تنها همان چپ نیستید، بلکه بر صورت دبیر اول اعدام شده‌ی خودتان هم تف انداختید. این واکنشها عجب نیست. ما که منتظر نقد بعدی هستیم. کلافه تان کرده.

  11. گزارش میدانی و تبارشناسی به قلم بی نظیر «تک خال» تکرار نشدنی، شجاعت خیرکننده، پشتکار و سواد غول آسایی که مسعود علوی عوض اینکه سر تعظیم فرود بیاورد. با جمله ( این حلقه مخالفت جامعه ایران با چپ است) گرای امنیتی میدهد. اوج خباثت یک راه کارگری است. کل ساختار تئوریک تان را کباب کرده و لایه های پنهان با امپریالیسم ( عظمت امریکا ناسیونالیسم) و (ج.ا باز ناسیونالیسم) بعلاوه صندوق رای و مبارزه مسالمت امیز را کباب کرده. مسعود علوی می گه ببینید ناظم حکمت که کاملا شناخته شده است در ایران غیرقانونی کل ساختار تئوریک ما را کباب کرده در چنگ شماست. مسعود علوی میگه چون میخواهم دل مردم را بدست بیاریم و جوگیر شدیم طبقه کارگر ایران را چال می کنیم. مسعود علوی چپ نیست، مارکسیست لنینیست است و نگران چپ نباش، همانطور که سنگین و تئوریک توضیح داده مشکل درون خودتان است. اما نگرانی نداره در مطالب امده کمیته مارکسیست ارتدوکس ایران و کمیسیون مهندسین هم هست در نفت افراد اصلی تان هم سالهاست دیدند. وقتی دو سازوبرگ هست چپی که آناهیتا اردوان با قلم فوق العاده و علم غول اسایش ( شخصیت تکرار نشدنی) نوشته هیچ تعریفی ندارد، یک طیف مثل شماها ناسیونالیسم و بورژوا را در بر میگرد به درد نمیخورد ایران. تبار شناسی مرگبار است درود به نظام حکمت غیرقانونی ایران و گزارش هایی داده. صلابت و شجاعتی که نادر با یک پشینه رزمی. مناعت طبع انقلابی که با اسم اوردن از علیرضا شکوهی بنیانگذارتان که اعدام شد برابر تاریخ خودتان با تاریخ خودتان تئوریک سنگین در مقدس ترین مکان جهان بی اعتبارتان کرده راهی جز «گرا دادن» و حسادت به غول تک خال ندارید. سر ناظم حکمت در ایران غیرقانونی و شهیر و جفتش سلامت بادا که دنبال سلامت سر نبود

  12. “ کمیته مارکسیست ارتدوکس و کمیسیون مهندسین نفت،گاز، پتروشیمی و معدن که از سالها قبل چند کار علنی شان، عملیات انتحاری را در شبکه ارتبط جمعی از سوی رهبریت چند وجهی شان بعهده گرفتند، در بین جنگ امپریالیستی و سرکوب سرمایه داری جمهوری اسلامی می تازند.”
    این از یک ذهنیت آواره است.

    • این نقد «خطرناک» است؛ چون دارد مشروعیتِ سازمان‌های قدیمی را که سال‌هاست از محیط کار واقعی دور بوده‌اند، زیر سوال می‌برد. به همین دلیل است که زیر مطلب او فحاشی می‌کنند؛ چون او با صدایی رسا از داخل ایران می‌گوید که چپِ واقعی و متخصص در حال فعالیت «علنی» است و نیازی به قیمِ خارج‌کشوری ندارد. این «نظمِ قدیمی» را به‌هم می‌زند و پاسخِ نظمِ قدیمی به این تهدید، همیشه فحاشی و فشار روانی و به قول آن دوست قبلی گرای امنیتی است. به وزارت اطلاعات ( ناسیونالیسم) بیشتر از آن فیلمها از ناظم حکمت در فیسبوک اطلاعات نمی دهند در اطلاعیه هایشان گفتند.

  13. به آمنا شلمچه ایرانگرا زاده شاه،
    اگر سواد داشتی می فهمیدی که مقاله علمی را مثل بچه های دبستاتی نمی نویسند. هر پاراگراف این مقاله به اندازه یک مقاله است!!! در دوران معاصر، این نشانه بی سوادی ست.
    مارکس و انگلس در حقیقت بورژوا ناسیونالیست آلمانی بودند و در انترناسیونال اول خوب لو رفتند که سیاستگرا و حزبگرا شدند. پدر مارکس وکیل مدافع بورژواها و انگلس خودش سرمایه دار بود. ماتریالیسم تاریخی مارکس را برای این نوشتند که آلمان پیشرفت بورژوا صنعتی کند. آنها با سرکوب اسلاوها توسط آلمانها موافق بودند و میگفتند عقب افتاده هستند. آنها با هر مقاومتی علیه سرمایه داری مخالف بودند. اگر آلمان امروز به جمهوری اسلامی حمله میکرد و مارکس و انکلس زنده بودند میکفتند برای مردم بمب خورده ایران مفید است چون اسلامیون حاکم عقب افتاده هستند و این جامعه احتیاج به رهبری بورژوا سکولار دارد نه بورژوا مذهبی.جنایتکاری مارکسیستهای بعدی از جمله لنین و استالین و تروتسکی در حقیقت از این تز ارتجاعی است که آدم کشی را توجیه انقلابی میکند. وطن پرستی یک ویروس است.

  14. در کمنت نخست در زیر ، گویا آنارشیست ها؛ خصوصن این خانم آنارشیست ،حوصله خواندن مطالب تحقیقی علمی منطقی و طویل را ندارند.
    مارکس یا لنین پیرامون خرده بورژوازی گفته بودند: این گروه میخواهد “با کارهای کوچک به نتایج بزرگ برسد” .
    آنارشیسم تفکری است خرده بورژوایی علیه: کارگر.زحمتکش. زنان. و میهن !

  15. از قرار در این نوروز خونین مشکل ایران «راه کارگر» است!
    آفرین به نویسنده مدعی متد علمی برای بررسی معضلات اجتماعی!
    آیا چنین روش و رویکردی به تجزیه و تحلیل معضلات جامعه ایران، حلقه اصلی بی اعتباری و بی اعتمادی اجتماعی به «چپ» در ایران نیست؟

  16. خواندن مقالات این هوادار استالین جلاد و آدم کش وقت می برد و بی نهایت وقت تلف کردن است. ۹۰ درصد مقالات ایشون جملات و کلمات غیر ضروری و سردرد آور و عبارت پردازی است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>