وقتی مردم نخواهند با سرنيزه نمی توان صدای اعتراض مردم را برای همیشه خاموش کرد
روشنگری / برخورد وحشیانه با معترضان، اوج ترس و وحشت رژيم از حرکت اعتراضی مردم را نشان می دهد. کارشان به جايی رسيده که ديگر حتی در قلاع امن خود و در حوزه هايی که به طور سنتی از آن برای تحميق و فريب مردم، انحراف افکار عمومی از جنايات روزمره شان و تبليغ برای رژيم بهره می برند، هم برايشان به کابوسی وحشتناک تبديل شده است، به نحوی که برای رهايی از وحشت حتی آشکارا دست به گروگان گيری، شکنجه و کشتار میزنند
پاسداران، بسيجی ها، لباس شخصی ها، نيروهای انتظامی و کلا همه اراذل و اوباش حکومتی در جريان اعتراضات و بعد از آن از هيچ جنايتی روگردان نبوده و نیستند. آنها جوانان مردم را در سياهچال ها به شديدترين و حيوانی ترين شکلی شکنجه میدهند، و اخبار تائید نشده حکایت از آن دارد که تعدادی را زير شکنجه به قتل رسانده و اجسادشان را مخفيانه در گورهای بی نشان دفن کرده اند. تا توان دارند جنايت کرده و وحشت پراکنی میکنند تا بلکه مردم را بترسانند و از ادامه اعتراض بازدارند، اما باز هم شاهد هستند که مردم مترصد فرصت هستند تا از هر روزنی که برايشان پديد می آيد خشم و نفرت و اعتراض خود را به سرکوبگران و متجاوزان نشان دهند.

قتل عام و بازداشت چندین هزار نفر ار معترضین نه تنها دايره مخالفت و صدای اعتراض را خاموش نمیکند که شعله های نفرت از رژیم را افزايش خواهد داد . تجربه ثابت کرده است که “بر سرنيزه نمی توان نشست” و وقتی مردم نخواهند با سرنيزه نمی توان صدای اعتراض مردم را برای همیشه خاموش کرد. پاسداران سرمست قدرت و غارت پول نفت و تا خرخره فرو رفته در غرقاب جنايت عليه مردم قدرت فهم اين واقعيت را از دست داده اند و به همين دليل نعره می کشند تا بلکه مردم را بترسانند و از اين طريق ترس خود را پنهان کنند
کابوسی که اين جنایتکاران با آن روبرو هستند نحوه مقابله با مردمی است که به هر دليل تصميم گرفته اند اسلحه دروغ و تزوير و رياکاری رژيمی را که خود مانند اشغالگران ملت فلسطين، با ملت خويش رفتار می کند را به سوی خودش شليک کنند و بساطش را با حضور خود درهم بریزند. با همين وحشتی که هم اکنون سراپای آنان را در خود پيچيده و آنها را منزوی تر و مچاله تر و منفور تر کرده است، چه می توانند بکنند؟
دستگاه سرکوب رژيم از تشديد شکاف در درون رژيم و ادامه برانگيختگی و روحيه اعتراضی در مردم، بيش از پيش به هم می ريزد. سرکوبگران فقط در يک جاده می روند: سقوط و فروپاشی
رژیم همیشه آدم کشته است، خب، حالا بعد از سرنگونی رژیم قرار است چه نظمی در جامعه برقرار شود، نظم سرمایه داران سکولار؟ حالا چرا برای نظم ارتجاعی مورد علاقه سرمایه داران سکولار، زنان و کارکران آسیب ببینند، بگذارید همان رضا پهلوی و امپریالیستهای غربی کارشان را تمام کنند. از این نگران هستید که به شما سهم نمی دهند؟
آنارشیست