کوبا، تنها مانده است
برگردان شروين احمدی

هاوانا در برابر واشنگتن چه کاری میتواند انجام دهد؟
کوبا، تنها مانده است
بعد از ونزوئلا، نوبت کوباست. آقای دونالد ترامپ سیاست تهاجمی خود را در آمریکای لاتین دنبال میکند. او با منع کاراکاس از تأمین نفت هاوانا، این کشور کمونیستی را که از قبل توسط یک سری بحرانهای ویرانگر متزلزل شده است، در یک وضعیت اقتصادی و اجتماعی غیرقابل تحمل قرار میدهد. امید آقای دونالد ترامپ به زانو درآوردن کوباست.
نویسنده CHRISTOPHE VENTURA برگردان شروين احمدی
آیا پایان انقلاب کوبا نزدیک است؟ به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده و مارکو روبیو، وزیر امور خارجهاش، مصمم هستند که این اتفاق بیفتد. آنها در جستجوی یک غنیمت جدید برای امپراتوری هستند و میخواهند روشی را به کار میگیرند که با موفقیت علیه ونزوئلا، متحد شماره یک هاوانا و حامی اقتصادی اصلی آن از دهه ۲۰۰۰، اجرا شده است،. برای یک دشمن برجسته ایالات متحده در آمریکای لاتین، آقای ترامپ و دولتش تنها به دنبال تحمیل یک سرنوشت است: تسلیم. اما دو مسیر میتواند به آن منتهی شود. مسیر اول مذاکره – با گذاشتن تپانچه بر پیشانی – است که باید به یک «توافق» تحمیلی با شرایط آمریکا منجر شود. اگر این گزینه اول غیرعملی از آب درآید، گزینه دوم ضروری میشود، همانچه که در نهایت در کاراکاس اتفاق افتاد: استفاده از نیروی نظامی. در این صورت، این آقای ترامپ است که به تنهایی قوانین بازی را تعیین میکند، سرعت روند را دیکته و زمان حمله را تعیین میکند. مستاجر کاخ سفید از یک امتیاز قدرتمند در رویارویی با دشمنان خود برخوردار است: غیرقابل پیشبینی بودن رفتارش. او در هر لحظه میتواند نظر خود را تغییر دهد و حمله کند. سازوکار و صحنهسازی «ایمپریوپم»* او اکنون به خوبی روغنکاری و تقریباً به یک آیین تبدیل شده است. آقای ترامپ عادت کرده است که خلق و خوی روز خود را با چند روزنامهنگار به اشتراک بگذارد. مداخله نظامی در کوبا ؟ «همانطور که میتوانید تصور کنید، این یک عملیات خیلی دشوار نخواهد بود. اما فکر نمیکنم لازم باشد» (۱۶ فوریه ۲۰۲۶).
از زمان آدمربایی تماشایی نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، در ۳ ژانویه، اوج مداخله نظامی گسترده و غیرقانونی ایالات متحده، واشنگتن به کاراکاس دستور داده است که فوراً تحویل نفت خود به کوبا را متوقف کند. این عمل کوبا را، که از نظر انرژی به ونزوئلا وابسته و از زمان همهگیری کووید-۱۹ دچار بحران شدید اجتماعی-اقتصادی شده است، با وضعیتی روبرو کرده که نمیتواند با آن به راحتی کنار بیاید. دولت ایالات متحده این را میداند.
بنابراین، کوبا در یک مخمصه دوگانه گرفتار شده است. از یک طرف، اشتیاق کینجویانه یک امپراتوری که به دنبال انتقام گرفتن از توهینی است که جزیره با شش دهه مقاومت به آن کرده، و از طرف دیگر، ناتوانی خودش، از پایان جنگ سرد، برای حل مشکلات ساختاری ذاتی در مدل سیاسی و اقتصادی خود.
از اوایل دهه ۲۰۰۰، فیدل کاسترو – که از سال ۱۹۵۹ تا ۲۰۰۶ رهبری این کشور را بر عهده داشت – یادآوری کرده بود که «وقتی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک سوسیالیستی در اروپا ناپدید شدند، کوبا از شدت ضربه بهتزده شد. یک شبه، قدرت بزرگ فروپاشید و ما را کاملاً تنها گذاشت» (۱). رهبر تاریخی انقلاب کوبا ادامه داد: «ما تمام بازارهای شکر خود را از دست دادیم و دیگر غذا، سوخت، و هیچ چیز دیگری دریافت نکردیم. (…) یک شبه، دیگر نه سوخت، نه دیگر مواد اولیه، نه مواد غذایی، نه لوازم بهداشتی وجود نداشت؛ اصلاً هیچ چیز نبود». کوبا تولید کمی داشت و آنچه تولید میشد – که در آن زمان عمدتاً شکر بود، و همچنین تنباکو و مرکبات – با کشتی به مسکو و کشورهای بلوک سوسیالیستی ارسال میشد.
در مارس ۲۰۱۶، به نظر میرسید فشار چنگالهای عقاب امریکایی کاهش یافته است. باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، سفری تاریخی به این جزیره داشت. هیچ یک از اسلاف او از زمان کالوین کولیج در سال ۱۹۲۸ در تفرجگاه مالکون(ساحل شمالی هاوانا) قدم نزده بودند. هاوانا و واشنگتن از اواخر سال ۲۰۱۴ یک فرآیند بیسابقه عادیسازی روابط تحت رهبری رائول کاسترو را آغاز کردند. در سال ۲۰۱۵، دو دشمن سابق، پنجاه و چهار سال پس از قطع روابط دیپلماتیک در ژانویه ۱۹۶۱، سفارتخانههای خود را در پایتختهای دو طرف بازگشایی کردند. روابط دیپلماتیک بین دو کشور یک سال (فوریه ۱۹۶۲) پس از تصمیم آمریکا برای اعمال تحریم (به گفته هاوانا، «محاصره») علیه این کشور کارائیبی قطع شده بود، تحریمی که تا به امروز پابرجاست.
در آن زمان، آقای اوباما سیاستی را که توسط سلف برجستهاش، جان اف کندی، آغاز شده بود و هشت رئیس جمهور پس از او گاه با کمی تخفیف و گاه با کمی افزایش فشار آنرا ادامه داده بودند، شکست خورده میدانست. او تحریمها علیه این کشور را کاهش داد که به طور قابل توجهی به افزایش گردشگری و تسهیل ورود ارز خارجی و صادرات به ایالات متحده کمک کرد. در آن زمان، «بهروزرسانی مدل اقتصادی و اجتماعی توسعه سوسیالیستی کوبا» که توسط رائول کاسترو طراحی شده بود، اساساً بر این سه ستون (۲) استوار بود. تمرکز کوبا در بخش گردشگری (گردشگری لوکس و انبوه)، ورود کنترلشده سرمایه بینالمللی برای تحریک رشد و توسعه تحولات محلی، همراه با هجوم گسترده دلار (ارزی که قرار بود ارزش پزو با آن بصورت تدریجی تثبیت شود)، میبایست آینده انقلاب را تضمین و موجب شل شدن فشار چنگال عقاب امریکایی شود.
این رویکرد با گشایش تدریجی اقتصاد همراه شد که امکان ظهور صنایع دستی محلی و مشاغل خصوصی کوچک را فراهم کرد. در کنار اینها، خدمات پزشکی کوبا که همچنان به چندین کشور صادر میشد، از جمله به ونزوئلا از دهه ۲۰۰۰ ، وسیلهای برای پرداخت واردات انرژی برای هاوانا را فراهم میکرد. بدین ترتیب کاراکاس که تقریباً تمام نیازهای نفتی کوبا را تأمین میکرد، به شریک تجاری اصلی آن تبدیل شد: ۴۵٪ از تجارت خارجی آن، معادل ۲۰٪ از تولید ناخالص داخلی آن در سال ۲۰۱۴ (۳).
نه سرمایهداری، اما وابسته
هنگامی که آقای اوباما از کوبا بازدید کرد – تصمیمی که توسط مخالفان، و همچنین در داخل حزب خودش مورد انتقاد قرار گرفت – مقامات تصور کردند که سرانجام دوران جدیدی در حال طلوع است. اما «بهروزرسانی مدل سوسیالیستی» هنوز تغییری در ساختار تولید کشور پیشبینی نکرده و قرار بود تأمین نیازهای اساسی از انرژی گرفته تا خوراک و تجهیزات صنعتی با ارز خارجی حاصل از اجرای این استراتژی جدید تامین شود.
فیدل کاسترو نامهای خطاب به رئیسجمهور آمریکا نوشت که در گرانما(Granma)، ارگان حزب کمونیست کوبا، منتشر شد. او که در طول سفرش از ملاقات با اوباما خودداری کرده بود، به طور غیرمستقیم، دولت تحت رهبری برادر کوچکترش را مورد خطاب قرار داد. در این سند با عنوان «برادر اوباما»، که چند روز پس از عزیمت وی از کوبا منتشر شد، او تردید خود را در مورد نزدیکی با واشنگتن ابراز کرد و استراتژی اقتصادی کشور را زیر سوال برد.
رهبر سابق، که چند ماه بعد در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ درگذشت، بیانیهای جسورانه صادر کرد: «میخواهم تأکید کنم که ما به لطف تلاشها و هوش مردم خود قادر به تولید غذا و کالاهای مادی مورد نیاز خود هستیم. ما نیازی نداریم که امپراتوری به ما کمک مالی کند.» در مورد بخش گردشگری، که به عنوان موتور تحول نظام اقتصادی ملی در نظر گرفته شده بود، او ملاحظاتی را ابراز کرد: فعالیتهایی شامل «نشان دادن زیبایی مناظر» و ارائه «هنرهای آشپزی» جزیره به خارجیها، اگر ثروت دلاری برای کشور به ارمغان نمیآورد، شایسته «هیچ توجهی» نیست.
این اظهارات حدود بیست سال پس از «دوره ویژه در زمان صلح» بیان شد. در آن زمان، کوبا هنوز وارد کننده بیشتر آنچه مصرف میکرد (۸۰٪ از مواد غذایی، انرژی، تجهیزات و غیره) بود و هنوز مقدار اندکی از تولیداتش (شکر، تنباکو، مرکبات، مواد معدنی) را صادر میکرد. اما اکنون، جدا از خدمات پزشکی به ونزوئلا و چند کشور دیگر، مقاصد اصلی صادراتش فقط چین و اسپانیا هستند. ده سال بعد، وابستگی اقتصادی به خارج همچنان مشهود است.
در واقع، از زمان تلاش برای عادیسازی، هیچ چیز طبق برنامه پیش نرفته است. آقای اوباما در حالی که پذیرای آشتی با هاوانا بود، همزمان فصل جدیدی را در روابط ایالات متحده و ونزوئلا در سال ۲۰۱۵ گشود: دوران تحریمها در دوران ریاست جمهوری او آغاز شد. ساکن کاخ سفید میخواست منتقدان خود را که با سیاست او در قبال کوبا مخالف بودند، ساکت کند. عادیسازی روابط با هاوانا فقط به شرط اتخاذ موضعی قاطع علیه یک دشمن قدرتمندتر قابل قبول بود: انقلاب بولیواری. تحریمهای ونزوئلا از سال ۲۰۱۹، تحت ریاست جمهوری آقای ترامپ، مرگبار شدند. اقتصاد این کشور که از قبل در بحران بود، با جلوگیری واشنگتن از دسترسی کاراکاس به بازار انرژی جهانی، فروپاشید. عوارض آن تا هاوانا نیز احساس شد. از میانگین ۱۰۰ هزار بشکه در روز در دوران اوج خود، تحویل نفت ونزوئلا به تدریج کاهش یافت و در سال ۲۰۲۴ به ۳۲ هزار تا ۳۵ هزار بشکه، در سال ۲۰۲۴ و بین ۲۶ تا ۲۷ هزار بشکه در سال ۲۰۲۵ (۴) رسید و از ژانویه ۲۰۲۶ به بعد، زمانی که کاراکاس تحت کنترل واشنگتن قرار گرفت، کاملا متوقف شد. از سوی دیگر، اصلاحات آغاز شده توسط رائول کاسترو تنها تا حدی اجرا شدهاند و اختلالات متعددی (تورم، ایجاد نابرابریهای اجتماعی ناشناخته) به بار آوردند (۵).
اقتصاد کوبا در ده سال گذشته به شدت محدودیتهای یک برنامه بهبود، تدوین شده حول یک استراتژی مرکزی را تجربه کرده است: ادغام یک کشور غیرسرمایهداری و وابسته در سرمایهداری جهانیشده، و پذیرش بخشهای فعالیت و جریانهای پولی و مالی آن فاجعهبار بوده است. کشوری که در میان دولتیترین کشورهای جهان سوسیالیستی سابق قرار داشت. در کوبا، به مدت شش دهه، برنامهریزی متمرکز دقیق، عملاً تمام جنبههای زندگی اقتصادی و اجتماعی، از کشاورزی گرفته تا آرایشگاهها، از جمله کفشسازی، آموزش دانشگاهی و مهندسی عمران را کنترل کرده است. دولت هنوز دو سوم نیروی کار را در استخدام خود دارد.
از نظر سیاسی، اولین انتخابات آقای ترامپ در سال ۲۰۱۶ امیدها را نقش بر آب کرد و به پروژه عادیسازی روابط پایان داد. در طول دوره اول ریاست جمهوری خود، رئیس جمهور جمهوریخواه ۲۴۳ تحریم را بر هاوانا تحمیل کرد که همگی با هدف خشکاندن گردشگری، سرمایهگذاری خارجی و حوالههای ارسالی از سوی مهاجران کوبایی – که عمدتاً در فلوریدا ساکن هستند (۱.۸ میلیون کوبایی از ۲.۵ میلیون کوبایی ساکن در ایالات متحده) (۶) – انجام شد. در سال ۲۰۲۱، آقای ترامپ این جزیره را دوباره به فهرست حامیان دولتی تروریسم اضافه کرد. دولت جوزف بایدن، رئیس جمهور دموکرات، بیشتر این اقدامات را حفظ کرد و این کشور که همزمان با عوارض همهگیری کووید-۱۹ روبرو بود، در حال فروپاشی قرار گرفت.
بدینترتیب توالی وقایعی آغاز گردید که منجر به بحران فعلی شد. این بحران نشان میدهد که کوبا هنوز نتوانسته است حاکمیت اقتصادی خود را بسازد. برای دههها، کارشناسان و فعالان به شدت در حال بحث در مورد این موضوع بودهاند که آیا این وضعیت در درجه اول ناشی از تحریم است یا از سیاستها و ایدئولوژی دولت. امروز، این بحثها در درجه دوم اهمیت قرار دارند. کوبا، که در آستانه فروپاشی است، وارد مرحله جدیدی شده.
به قول فیدل کاسترو، این جزیره «تنها» است. به نظر نمیرسد چین و روسیه در مواجهه با خصومت شدید رئیس جمهور ترامپ و آقای روبیو، که فعالیت سیاسیاش عمدتاً تحت تأثیر تمایل به تغییر رژیم در کشوری بوده که والدینش قبل از انقلاب آن را ترک کردهاند، قادر به مداخله باشند و تمایلی هم به انجام این کار داشته باشند. ونزوئلا از صحنه خارج شده است. گواتمالا برای خشنود کردن واشنگتن، برنامه خود برای میزبانی از پزشکان کوبایی را در فوریه ۲۰۲۶ متوقف کرد. نیکاراگوئه، متحد دیرینه هاوانا، تحت فشار، معافیت ویزا را که قبلاً به شهروندان کوبایی که از طریق خاک آن برای رسیدن به ایالات متحده گذر میکردند، پایان داده است. آخرین تصمیمات کاخ سفید، به ویژه تهدید تعرفهها بر هر کشوری که نفت کوبا را تأمین میکند، باعث نگرانی گستردهای شده است. در حالی که در دهه ۱۹۹۰ این کشور میتوانست روی حمایت الجزایر، آنگولا و کشورهای آمریکای لاتین حساب کند، این بار چنین نخواهد بود. مگر اینکه واشنگتن به عنوان بخشی از «مذاکرات» آینده با دولت میگل دیاز-کانل، دوباره آن را مجاز کند.
ثروتمندان بزرگ انتقامجو
هیچکس نمیتواند آینده کوبا را پیشبینی کند، اما شرایط هرگونه مذاکرهای بالقوه مشخص است. هاوانا میتواند سعی کند هم نظام سیاسی خود را نجات دهد و هم به خواستههای اقتصادی دشمن خود تن دهد. به عنوان مثال، گشودن کشور به روی میلیونها دلاری که آماده سرازیر شدن از فلوریدا هستند، جایی که ثروتمندان انتقامجوی کوبایی-آمریکایی مشتاق به دست یافتن به مزایا گذشته خود هستند. مسیر تنگ است و اگر برخی در دستگاه دولتی مایل باشند برای جلب رضایت واشنگتن در مورد مسائل سیاسی (آزادی زندانیان، مجوز سازمانهای «جامعه مدنی»، مقدمهای برای ایجاد یک اپوزیسیون محلی) کوتاه بیایند، اختلافات داخلی تشدید خواهند کرد و در چنین چشماندازی دیگران، به ویژه در ارتش، در برابر آن مقاومت میکنند. و واشنگتن چطور؟ آیا آنها در نظر دارند رئیس جمهور دیاز-کانل را بربایند تا کوبا را تحت قیمومیت خود قرار دهند، همانطور که در مورد دولت خانم دلسی رودریگز در ونزوئلا اتفاق افتاد، و سپس این جزیره را به یک فلوریدای جدید با ریویراها، هتلهای لوکس و زمینهای گلفش تبدیل کنند؟ همین چند ماه پیش، این ایده ممکن بود پوچ به نظر برسد.
* ایمپریوم(Imperium): در درروم باستان شکلی از اقتدار بود که یک شهروند با تکیه بر آن یک نهاد نظامی یا دولتی را کنترل میکرد و از آئوکتوریتاس و پوتستاس، انواع مختلف و عموماً پایینتر قدرت در جمهوری و امپراتوری روم، متمایز بود.
۱- Ignacio Ramonet, Fidel Castro. Biographie à deux voix, Fayard – Galilée, Paris, 2007.
۲- Lire Renaud Lambert, « Ainsi vivent les Cubains », Le Monde diplomatique, avril 2011.
۳- « Cuba y una posible pérdida del sostén venezolano : vulnerabilidades macroeconómicas y riesgos políticos », Real Instituto Elcano, Madrid, 5 février 2026.
۴- همان منبع
۵- مقاله « سلام ، کجا میتوانم سوسیس (پریتوس) بخرم ؟ »، لوموند دیپلماتیک، نوامبر ۲۰۲۳ https://ir.mondediplo.com/2023/11/article4615.htm
۶- Karen Esquivel, « Más estadounidenses que nunca, tan latinos como siempre : la diversidad de la inmensa comunidad hispana en EE.UU. », CNN Espanol, 18 novembre 2025.
CHRISTOPHE VENTURA
نویسنده بیداری یک قاره. ژئوپولیتک آمریکای لاتین و کارائیب، انتشارات اَرمان کولن، پاریس ۲۰۱۴.
به بی بی بزن
کمونیست هستی یا نه؟
اگر هستی، کمونیست الکی هستی چون کمونیست نمیتواند وطن داشته باشد.
اگر کمونیست نیستی، خرعبلاتی که نوشتی تعجبی ندارد.
اشکال مشکل و شارلاتانیسم و کج فهمی آنارشیست زنانه ایرانی در آنجاست که ؛ هیچگاه نمیگوید با کدام” انسان مقدس ملکوتی توهمی” میخواهد آنارشیسم در یک ناکجا آباد زمینی بسازد ؛چون وطن و میهن را هم میخواهند منحل کند.
اگر اینگونه انسانهای غیر رئالیستی وجود داشتند تاکنون از زمان آدم و حوا و موسی و ابراهیم ،بشر هزاربار این بهشت موعود تخیلی زنانه را ساخته بود!
روشنفکر آنارشیست چون سواد “ماتریالیستی دیالکتیکی منطقی هومانیستی تاریخی اجتماعی “ندارد ، فقط قادر به طرح شعار و فریب و تخریب و ایجاد جنگ داخلی ؛ میان زن و مرد و میان مردم و اقشار و طبقات و خلقها است ،و تنها هدفش ارضاء روشنفکر باز خودش در این سایت مجانی مظلوم صبور است ؛که به این فرد اجازه میدهد حدود 20 سال مدام زیر مقاله های مسئولانه دیگران کامنت های منحرفانه رمانتیک عقده گرایانه قرار دهد.
جمعبندی : با کدام انسان مبتوان آنارشیسم در عصر آخوند و ترامپ و پوتین ساخت ؟
روان انسان جامعه طبقاتی در دوره فردگرایی چکونه باید تبدیل به انسان جمعگرا شود ؛که مرد ستیز و ایران ستیز و انسان ستیز نباشد ؟
دولت کوبا انقلابی نیست و چگوارا هم میدانست. کوبا و چین نمونه هایی از این واقعیت هستند که انقلاب نمیتواند وطنی باشد. چیزی بنام میهن سوسیالیستی همیشه میهن سرمایه داری دولتی بوده است. افتضاح ونزوئلا هم نمونه ای دیگر. انقلاب باید جهانی، علیه هیرارشی و سایر اشکال ارتجاع باشد.
البته نیت ضدیت با امپریالیستهای غربی نیت درستی ست ولی ابزارش دولت سازی و وطن سازی و دولتی کردن سرمایه ها نیست. اگر علیه امپریالیستها دولت سازی کنی، مجبوری دیکتاتوری کنی و امپریالیستها علیه ات انقلاب مخملی دموکراتیک راه می اندازند و اگر سرنگون نشدی بلاخره مثل عراق و لیبی و ایران روی سرت بمب می اندازند تا بمیری.
انقلاب کمونیستی فقط و فقط میتواند غیر وطنی، غیر دموکراتیک و غیر دیکتاتوری باشد. محل اصلی انقلاب، فقط محل کار و زندگی است و ساختار اصلی اجتماعی اش شورائی و کلکتیو میتواند باشد. هر راه دیگری یا چرندیات انقلاب مخملی دموکراتیک بورژواهاست یا سلطه طلبی دولتگراها.