اسرائیل، ابتدا حمله ، سپس تصمیم گیری
،برگردان بهروز عارفی

جنگ وجهی از سیاست دولتِ اسرائیل نیست، جزئی از دستگاه حیاتی آن است. دستگاه تنفسی آن است. سیاست وجهی از جنگ است. عملِ انجامشده قدرت قانون را دارد. فراموشی و ترور جامعه اسرائیل را دربر گرفته است. بااینوجود، در بالاترین بخشهای امنیتی، ناهماهنگیهایی مشاهده می-شود.
نویسنده Sylvain Cypel برگردان بهروز عارفی
مثل همیشه، همانطور که پس از قتلِ هرکدام از رهبرانِ جدیدِ دشمن، با اعلام قتلِ علی لاریجانی نیز بر شادمانی و احساس اقتدار در میان جمعیت اسرائیل افزوده شد. رهبران اسرائیل، سرشار از شور شدند. اسرائیل کاتز، وزیر دفاع، اعلام کرد که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران که پس از مرگ علی خامنهای، برای بسیاری بهعنوان «مرد نیرومند» رژیم تلقی میشد، به «اعضای مغلوبِ محور شر در قعر جهنم» پیوسته است. بنیامین نتانیاهو شوروشوق کمتری نشان داده، آیندهنگری کرد. او اظهار داشت: «ما به دستاوردهای تاریخی دست یافته ایم. از اینپس قدرت هولناک تقریباً جهانی هستیم».(۱)
آموس هارِل، کارشناس امنیت در روزنامه هَآرِتس تردید دارد. او معتقد است که شاید بتوان قتل لاریجانی را بهمثابه یک «پیروزی نظامی» ارزیابی کرد که بر موفقیتهای نظامی در ایران، لبنان و جاهای دیگر افزوده میشود. اما یادآوری میکند که از ژوئن ۲۰۲۵، بیش از نیمی از مقامهای عالی ایران، رهبر و مسئولان نظامیاش، دانشمندان هستهای، و غیره کشته شده اند. او میپُرسد که بهیقین ایران ضعیفتر شده، اما با نگاهی دقیقتر، اسرائیلیان چه بهرهای از آن برده اند؟
از بیست سال پیش، اینان همهی رهبران حماس را یکی پس از دیگری، کشته اند. ولی این سارمان از بین نرفته است. محمد ضیف و برادران سَنوار به قتل رسیدند ولی حماس همچنان سرپاست. وضع در مورد رژیم ایران نیز که بسیار از حماس نیرومندتر است همینطور میباشد. او نتیجه میگیرد که باید توجه داشت که «رژیم تهران تابآوری و ارادهی شایان توجهی برای ادامه نبرد از خود نشان داده است».
حقیقت، نخستین قربانیِ جنگ
این گفتار برای نتانیاهو خوشتیند نبوده و گفتاری نیز نیست که اکثریت بزرگی از اسرائیلیها خواهان شنیدنش باشند. تضربالمثل مشهوری میگوید، نخستین قربانی جنگ، حقیقت است. در مورد اسرائیل، اطلاعیه رسمی، همانگونه که انتظار میرود بسیار کنترلشده است. نه به این خاطر که سانسور نظامی یک سُنت مهم اسرائیلی است، بلکه بیشتر به این دلیل که نتانیاهو خبرهایی را تحمیل میکند که تقریباً به رهنمودهای او محدود شوند، زیرا که توانسته است پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ائتلافی از وردستان وفادار و حلقه کوچکی از نزدیکانش را پیرامون خود گردِهم آورد. رُن دِرمِر، وزیر پیشینِ امورخارجهی او وسفیر پیشین در ایالات متحده چهره اصلی آن است. نتانیاهو او را برای مدیریت امور لبنان منصوب کرده است. او طرحها و پرسشهایش را با درمر و چند مشاور نادر دیگر درمیان میگذارد. و این گروه، اطلاعات و ارتباطات را کنترل میکنند.
جمعیت از اطلاعاتی که غالباً کنترل میشود، دور نگهداشته میشوند.
در چنین شرایطی دشوار است که بتوان از مباحثههای درونیِ حکومتی که اطلاعات مختصری دریافت میکند و به ارگان اجراییِ تصمیمهایی بدل گشته که در محفلهای کوچکِ بسته گرفته میشود، آگاه شد. در مورد ستاد ارتش و اطلاعات داخلی، در سطحی کمی پائینتر، با همان مسئله روبرو هستیم؛ چرا که نتانیاهو، بدون هیچ مشاورهای، کسانی را درأس بخشهای امنیتی قرار داده که بسیار به او مدیون هستند. در نتیجه: اهالی به جز استثناهای نادر، نظیر رونامه اپوزیسیون هَآرِتس، از اطلاعاتی دور نگه-داشته میشوند،که آن هم عمدتاً کنترلشده است. درواقع، بخشی از خبرهای مربوط به موضعگیری-های مقامهای حکومتی در اسرائیل، غالباً از طریق رسانههای خارجی ، اساساً آمریکائی و بریتانیائی دریافت میشود ، که رهبران اسرائیل بدون افشای هویتشان در آنجاها اظهار نظر میکنند.
چالش هستهای
در محفلهای بالای سیاسی، در چه موردی بحث و جدل میکنند؟ برپایهی خبرهای «خصوصی»، مجادلههای اولیهای که اسرائیل با آن مواجه است ، گیرکردن بالقوه در مخمصه میباشد: اگر ۴۴۰ کیلوگرام اورانیوم غنیشده که ایرانیها پیش از حمله ژوئن ۲۰۲۵ در اختیار داشتند، در اثر بمبارانهای جدید نابود نشده باشد، احتمال دارد چالش هستهای تهدیدآمیزتر از آن شود که در دوران زمامداری علی خامنهای بود. خبرنگار روزنامه بریتانیائیِ گاردیَن در بیتالمقدس گفت که پس از قتل رهبر جمهوری اسلامی «یک مقام عالیرتبه پیشین سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل » به او گفته که «در دوران خامنهای، از همه فرایند تصمیمگیری او اطلاع داشتیم» و در مورد داشتن بمب اتمی، «او هرگز تصمیم نگرفت که تا آخر برود». «پسرش مجتبی چه خواهد کرد؟». او یا فرد دیگری که ایران را رهبری کند «میتواند از همین حاالا در صدد تهیه بمب برآید» (۲).
گفتارها چنان متناقض است که انسان فکر میکند شخص ترامپ هم نمیداند که در ایران و در نقاط دیگر تا کجا میرود.
گاردین به نقل از یوآو روزِنبِرگ، مقاوم دوم بخش پژوهشی اطلاعات ارتش اسرائیل مینویسد: «بدترین سناریو این است که جنگ کنونی بدون اینکه اسرائیل بتواند تسلیحات هستهای ایران را ریشهکَن کند به پایان رسد. اوضاع بدتر از پیش خواهد بود». کارزار گستردهی اسرائیل به پیروزی شکستآمیز * [Pyrrhic victory] شباهت خواهد داشت. کاملاً امکانپذیر است که رژِیم تحقیرشده ولی در قدرت ماندهی ایران، برای ساختن بمب اتمی پافشاری کند، بمبی که به او امکان خواهد داد از خود در برابر جنگ جدید غربی محافظت کند. اگر این بار، این رژیم بتواند حتی یک بمب کوچک بسازد، حتی اگر آن را بهکار نبرد، این جنگ برای غربیها به صورت شکست مفتضحانه تلقی خواهد شد.
نگرانی دوم در اسرائیل دربارهی چگونگیِ تحول جنگ کنونی است. ترامپ یک روز، تلویحاً میگوید که ایالات متحده آمادهی یک جنگ طولانی با ایران میشود «هر چقدر که طول بکشد و هزینهاش هرچه باشد» (۳). روز بعد قاطعانه میگوید جنگ «نسبتاً زود» به پایان خواهد رسید. روز بعد، دوباره «تسلیم» ایران را مطرح میکند. خلاصه، گفتار او چنان متناقض است، چنان گُنگ، که احساس میکنی که خود ترامپ هم نمیداند به کجا میرود، نه در ایران، نه در جایی دیگر. امروز، به نظر میآید که اتحاد آمریکائی-اسرائیلی منسجمتر شده است. اما فردا؟
هدفها کداماند؟
سومین موضوع بحث، دربارهی هدفهای این جنگ است. نتانیاهو در روز ۱۲ مارس اعلام کرد «ما شرایط مطلوب برای سقوط رژیم را فراهم میکنیم». پس منظور همانطور که آمریکائیها میگویند، تغییر رژِیم [رژیم چِنج] است. اما، برای نخستین بار، او امکان تداوم رژیم کنونی در ایران و غیرممکن بودن سرنگونی رژیم با بمبارانهای هوائی را در نظرگرفته است. او ادامه داد که «با اینهمه، یک رژیم باید از درون متلاشی شود» (۴). برخی خواهند گفت که نخستوزیر اسرائیل، در این مرحله، نمی-توانست کاری جز تأیید واقعیت بدیهی که به طور فزایندهای در سراسر جهان، به ویژه در ایالات متحده، و همچنین در میان کارشناسانِ اسرائیلیِ امور ایران، در حال گسترش بود، انجام دهد. این احساس اکنون در حال افزایش است: آموس هارِل، کارشناس امور نظامی مینویسد: «امید به سرنگونی رژیم مبتنی بر خوشبینی بیش از اندازه بود» و «اسرائیل مجبور است توقعات خود را کاهش دهد».(۵)
دِیوید ایگناتیوس، مفسر بسیار محترم آمریکائی در چالشهای بینالمللی که زمان درازی است با محفل-های امنیتی اسرائیل تماس دارد، در واشینگتن پست نوشت با «چند مقام مسئولِ عالیرتبه» صحبت کرده و آنان «نگرانیشان را درمورد درگیریها و زمان نامعلوم حمله به ایران ابراز» میکردند (۶). بهنظر میرسد که احتمالاً وابسته به بخشهای امنیتی هستند. این تحلیلگران معتقدند ایدهای که دونالد ترامپ طرح کرده و مبتنی بر «پیروزی کامل» و «تسلیم بی قیدوشرط» ایران در پایانِ این جنگ است، بسیار توهمآمیز میباشد. پاسخهای ایران بر روی زمین این نکته را تأیید میکند. ایگناتیوس از قول یک مسئول اسرائیلی مینویسد که «هیچکس خواهان داستانی بیپایان نیست»و او ادامه میدهد «البته، ما میخواهیم رژیم را سرنگون کنیم، اما این کار تنها هدف ما نیست. ایران تسلیم نخواهد شد، ولی میتواند نشانههایی برای پذیرش آتشبس بفرستد». آتشبسی که آشکارا، مخاطب ایگناتیوس خواهانش است.
ما نمیخواهیم در یک باتلاق گیر کنیم
(عضو پیشین یکی از بخشهای امنیتی اسرائیل)
این مسئول اسرائیلیِ ناشناس بیش از همه از دگرگونی شبیه به غزه هراس دارد، جائی که اسرائیل در وضعیت ادامهی جنگ و اشغالگریِ بدون هدف معین گیر کرده است. همانگونه که نظامیان میگویند: «عملیات زمینی» به راه اندازند؟ شاید، عملیات کوتاه مدت یک یا دو روزه. اما، شماری از ناظران اسرائیلی گمان دارند که فراتر از آن، فرورفتن در باتلاق، امری مسلم است. اسرائیل نتوانست بر روی باریکه زمین ۳۶۵ کیلومترمربعی با جمعیت ۳/۲ میلیون غزهای «حماس را نابود کند». ایران کشوری است با وسعتِ ۶۴۸/۱ میلیون کیلومتر مربع یعنی ۴۵۱۵ برابر بزرگتر از غزه و با جمعیت ۹۳ میلیون نفر یعنی شصدوشش برابر جمعیت غزه …
سرانجام، ایگناتیوس از زبان مخاطبش «با خلاصهکردن تحلیلهای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل» بر روی دو نکتهی مورد مباحثه در اسرائیل انگشت میگذارد. یک: «کسی را نمیبینیم که بتواند رژِیم را در ایران سرنگون کند». بیشترین ترس محفلهای امنیتی مورد نظر این است که ترامپ «ظاهراً کوچکترین برنامه مشخصی ندارد» تا بتواند با عمل به وعدهاش «رژیم ایران را نابود کند». دو: این «مخاطره وجود دارد که نتانیاهو دستور حمله زمینی گسترده در لبنان را صادر کند تا نابودی حزب-الله را به سرانجام رساند». مخاطب او نتیجه میگیرد «ما نمیخواهیم در یک باتلاق فرورویم».
تهاجم به لبنان
بااینوجود، این دیدگاههای غمانگیز در مورد نتیجه نهایی جنگ نه چیزی درباره فکر و اندیشه نتانیاهو و اطرافیانش آشکار میکند و نه در مورد برداشت اهالی اسرائیل. در درون حکومت، ستاد ارتش و سرویس-های امنیتی، همچنان تأکید میکنند که جنگ «برای بقا» در ایران به هدفهایش خواهد رسید – شاید به استثنای سرنگونی رژیم، همانطور که نتانیاهو اعتراف کرده است. درغیر اینصورت، امروز موضوع غالب درصحنه ، تسخیر جنوب لبنان تا رودخانه لیطانی است برای تصمیمگیری جهت بازگشت اسرائیلیانی که مایل نیستند تا تأمین امنیت شمال اسرائیل در مقابل حزبالله، به این منطقه برگردند. به عبارتِ دیگر، عقبراندن حزبالله تا فاصله ۳۰ کیلومتری با مرز اسرائیل.
اسرائیل شروع به اعزام نیروهای زمینی به جنوب لبنان کرده تا «چمنزنی کنند»
آساف لانگلبِن، رئیس شورای ایالتی جلیل علیا اعلام کرد که «ارتش اسرائیل بایست تا پایان نبردها در جنوب لبنان بماند تا امنیت را در ناحیه مرزی برقرار کند. […] ما به حکومت لبنان اعتماد نداریم. مسئولیت ساکنان اسرائیلی کاملاً به عهدهی ارتش اسرائیل است». و بهرغم تلاشهای گوناگون میانجیگری اروپایی، بهویژه فرانسوی، که اسرائیل رد کرد، سایت خبری اسرائیلیِ YNet در ۱۶ مارس اطلاع داد که ارتش اسرائیل «تا هر زمانی که ضروری باشد، [در جنوب لبنان] خواهد ماند».
همان روز، اسرائیل شروع به اعزام نیروی زمینی به جنوب لبنان کرد تا بهقول خودشان «چمن را بزند»**. سخنگوی ارتش اعلام کرد که عملیات «هدفمند و محدود» بود. برای این منظور لازم بود علاوه بر سربازان دائمی، ۱۱۰ هزار ذخیره را بسیج کرد. اسرائیل کاتز، وزیر دفاع دقیقتر بود. هدف از عملیات، «نابودی زیرساختارهای تروریستیِ روستاهای مرزی نزدیک به مرز لبنان بود، درست مانند عملیات علیه حماس در رَفَح، بیت هانون و تونلهای غزه». بنابراین، محدود … مثل غزه.
نتانیاهو و نزدیکانش از اضطرابهای برخی در محفلهای امنیتی اسرائیل، نگران نیستند. زیرانوع نگاه آنان، که اسرائیلیها بسیار دنبال میکنند، با دوکسای جنگجویانه رایج تفاوت دارد.
قانون عمل انجامشده
برپایه اصطلاح مشهور کلاوسویتز، نظریهپرداز پروسی در مورد جنگ مدرن (۱۷۸۰-۱۸۳۱)، «جنگ ادامه سیاست است به روشهای دیگر». از نگاه نتانیاهو، سیاست است که ادامهی جنگ به روشهای دیگر میباشد. ابتدا، به محض اینکه بتوانیم، ضربه میزنیم. علاوه بر دستاوردهای دیگر، تا حد ممکن زمین تسخیر می کنیم. سپس، تصمیم میگیریم. اگر بتوان زمین بیشتری گرفت، به پیش میرویم. اگر لازم شود که عقبنشینی کنیم، میزان آن را به حداقلِ ممکن میرسانیم. اگر مجبور به بازگشت به اوضاع اولیه شدیم، که این کار را میکنیم. در آینده فرصت های بهتری خواهیم داشت. امروز یکبار که «چمن زدهشد» میتوانیم تا رود لیطانی مستقر شویم. اگر اینکار ممکن نشد، ناخوشایند خواهد بود، ولی می-بینیم که چهکار میتوان کرد. و بهمحض اینکه بتوانیم دوباره خواهیم آمد. اصل، حفظ ابتکار عمل است. و استفاده از زور، ابتدا زور.
در گذشته، اسرائیل باریکهای از سرزمین جنوب لبنان را به مدت بیستودو سال، از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۰ اشغال کرد. درآن زمان، هزینه سیاسی آن را برای مردم اسرائیل بسیار بااهمیت تلقی کردند. اما، جاهطلبیِ بازگشت به آن ناحیه در آینده، از بین نرفت.
دوباره امروز، فرصتی بهدست آمد و نتانیاهو میداند که آنگاه که به جنگ و امنیت مربوط میشود، از پشتیبانی زوالناپذیر جمعیت یهودیان اسرائیلی برخوردار است. بر پایهی نظرسنجی انستیتوی اسرائیلی برای دموکراسی که در ۹ مارس منتشر شد، ۹۳% از یهودیان اسرائیلی از حملههای کشورشان به ایران پشتیبانی میکنند. رقمی که با نتیجه نظرسنجیها درمورد غزه یکسان است. دراین رهگذر، مشاهده می-شود که جامعه اسرائیل تا چه میزانی میتواند با همانندش جامعه ایالات متحده متفاوت باشد. آخرین نظزسنجی رویترز نشان میدهد که فقط یک چهارم آمریکائیان – دقیقاً ۲۷% – از جنگ در ایران حمایت میکنند.
نتانیاهو بهتر از هر کسی، بلد است با ترس و فراموشی بازی کند.
گرچه این جنگ «رویدادی بیسابقه» است: نخستین جنگ مشترک اسرائیل-ایالات متحده، ولی اسرائیلیها نشان میدهند که برخلاف آنچه غالبا میشنویم، اسرائیل«پنجاهویکمین ایالت ایالات متحده» نیست. گاردین تحلیل میکند که اختلاف میان هدفهای ترامپ و نتانیاهو بیش از بیش آشکارتر میشود. (۷)
این اختلافها از همان آغاز نیز هویدا بود، و همین موضوع ناهماهنگی دو جامعه را نشان میدهد. شاید، جامعه آمریکا میتوانست از یک مداخله موضعی و کمهزینه که ترامپ سریعاً اعلام «پیروزی» کند، پشتیبانی کند. نه با بستهشدن تنگه هرمز و پیامدهای آن. جامعه اسرائیل، در وضعیتی نگهداشته شده که وضعیت سرخوشی پیروزمندانه را با هراسافکنی دیگران درهم میآمیزد، که هر دو پشتیبانی گسترده از جاهطلبیهای نتانیاهو را درپی دارد: «تغییر چهرهی خاورمیانه» به زور شمشیر.
نتانیاهو بهتر از هر کسی میداند که چگونه از ترس و فراموشی سوءاستفاده کند. هنگامی که جنگ علیه ایران در روزهای ۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ پایان یافت، او به هممیهنانش اعلام کرد: «ما دو تهدید موجودیتی را دفع کردهایم: تهدید نابودی با سلاحهای هستهای و تهدید نابودی در اثر پرتاب ۲۰ هزار موشک بالیستیک. اگر فوراً اقدام نمیکردیم، دولت اسرائیل به سرعت با خطر نابودی مواجه میشد.» (۸). هشت ماه بعد، این تهدیدها دوباره به حدی ظاهر شدند که میبایست این جنگ با شدتی صد برابر بیشتر از سر گرفته میشد. جنگ، درباره سیاست تصمیم میگیرد و نه برعکس: اسرائیلیها از کودکی با این طرز فکر تربیت شدهاند.
توضیح مترجم: در این مقاله واژه Gouvernement حکومت ترجمه شده و واژه Etat [State] دولت.
* پیروزی شکستآمیز [از نوع پیرهی]: شکستی است که به بهای گزاف و تلفات سنگین به دست میآید و تقریباً معادل شکست است. این اصطلاح به پیرهوس (۳۱۹ -۲۷۲ پیش از میلاد) پادشاه اِپیرنسبت داده میشود. لشگر این پادشاه در جریان پیروزی بر رومیها در جنگ ایتالیا، خسارت های جانی بسیاری تحمل کرد.
** عبارت زدن چمن در فرهنگ نظامیان اسرائیل به معنی نابود کردن گاه به گاهِ همه امکانات دشمن است.
زیرنویسها:
۱ – Amos Harel, « Israel’s assassinations leave Iran with inexperience but resilient leadership », Haaretz, 18 mars 2026. نقلقولهای دو پاراگراف بعدی نیز از همین مقاله است.
۲ – Emma Graham-Harrison, « We attacked Iran with no clear plan for regime change, Israeli security sources say », The Guardian, 12 mars 2026.
۳ – Shawn McCreesh, Tyler Pager, Eric Schmitt, Helène Cooper et Abdel-Latif Dahir, « Trump signals US is prepared for long war against Iran », New York Times, 2 mars 2026.
۴ – Galit Alstein et Dan Williams, « Netanyahu says Iran regime change not guaranted after war », Bloomberg, 12 mars 2006.
۵ – Amos Harel, « With Iran undefeated and protesters cowed, Israel forced to lowed expectations », Haaretz, 13 mars 2026.
۶ – David Ignatius, « Israeli officials are growing concern », Washington Post, 9 mars 2026. نقلقولهای سه پاراگراف بعدی نیز از این مقاله است.
۷ – Yousef Munayyer, « Israel and the US are fighting Iran together. Are they on the same page though ? », The Guardian, 12 mars 2026.
۸ – Dana Mills, « Compulsive repetition : How permanent war shapes the Israeli psyche », Local Call, 4 mars 2026.
Comments
اسرائیل، ابتدا حمله ، سپس تصمیم گیری <br> ،برگردان بهروز عارفی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>