پایان جنگ، تسلیم یا انقلاب؟
هادی میتروی
آنچه مشهود است فاجعه حمله امپریالیستی به ایران برندهای نخواهد داشت!
آنچه مسلم است همچون همیشه، بازنده اصلی این تهاجم نظامی امپریالیستی، ملل ساکن ایران هستند!
در این گیرودار خونین، آنچه از طرف بورژوازی ایران فراموش شده است امر «انقلاب» است و این فراموشی اتفاقی نیست.
بورژوازی حاکم که به بهای قربانی کردن میلیونها ایرانی و از بین رفتن اموال عمومی بیش از ۱۰۰ میلیون ساکنان ایران، نه تنها از ارتشهای جهان نمی ترسد بلکه آنرا برای توجیه سرکوب وحشیانه معترضان در ایران نعمت می داند، آنچنان از انقلاب تودههای ستمدیده ایران وحشت دارد که کلمه ممنوعه «انقلاب» را هرگز بر زبان نمی آورد!
بورژوازی در کمین قدرت نیز با تجربه زنده انقلاب بهمنماه، «انقلاب» را پایان آرزوهای خود در جایگزینی امپریالیستی با حاکمیت مذهبی ایران می داند و طبیعتاً از انقلاب سخنی بر زبان نمی آورد!
این فراموشی امری اتفاقی نیست و از ماهیت مشترک بورژوازی فاسد بی کفایت در قدرت و بورژوازی وابسته بی فرهنگ در کمین قدرت؛ جهت تداوم تقدس سرمایه و ارث و دیگر امتیازات ویژه بورژوازی ایران؛ خبر می دهد.
اما این تنها قشر ناچیز بورژوازی ایران نیست که امر انقلاب را بزیر علامت سوال می برد.
بخش قابل توجهی از «روشنفکران» در داخل و خارج ایران «انقلاب» را امری پرهزینه در نفی دموکراسی نیابتی تلقی کرده و به ادامه حاکمیتی بورژوایی جهت سازمان دادن جامعه مدنی و مبارزه قانونی پارلمانی بسنده کرده و باردیگر ساکنان ایران را به «تسلیم» در مقابل حاکمیت بورژوایی دعوت می کنند.
نویسنده اگرچه از استقرار یک جمهوری تر و تمیز و لاییک «بورژوا-دموکرات» استقبال می کند اما با توجه به تاریخ معاصر ایران و شکلگیری بورژوازی ایران از یک سو و از سوی دیگر مشاهده رفتار آزادی ستیز و ضد زن و دگراندیش کش بورژوازی حاکم و رفتار فاشیستی بورژوازی وابسته به امپریالیسم عافیت نشین در کمین قدرت، معتقد است که آرزوی چنین حاکمیتی؛ چه با و چه بی کمک امپریالیسم جهانی؛ توهمی کودکانه است.
آنچه از نظر نویسنده زمینی ست ضرورت یک «انقلاب»، جهت حفظ هویت ملی و فرهنگ تاریخی ملل ساکن ایران است!
انقلابی که نه از بیرون مرزها و نه حتی از این و آن منطقه ایران بلکه، در کلان شهر تهران؛ با وسعت و جمعیتی نزدیک به دو برابر فلسطین؛ بوقوع خواهد پیوست تا بساط ارتجاع حاکم را از بنیان برکند و حاکمیت مستقیم و تمام عیار ساکنان ایران را از طریق انجمنها و شوراها و کمیتهها و مجالس مناطق گوناگون ایران، برای همیشه تحقق بخشد!
حاکمیتی از مردم و برای مردم که کنترل تولید و توزیع و خدمات در پایین و تسخیر دولت در بالا را عینیت خواهد داد!
آنچه در لزوم امر انقلاب آتی ایران از طرف این قلم می تواند باعث ابهام گردد، اعتقاد نویسنده به امر ناگزیر بودن «انقلاب» آتی ایران است.
شکی نیست که انقلاب امری ارادی و داوطلبانه نیست بلکه، در اثر کلان خطراتی که هویت و بقای ملتی را تهدید کند، این ملت در «دفاع از خود» به آن دست می زند.
اگر چنین باشد شعار عدم «تسلیم» به یک حاکمیت بورژوایی دیگر، «انقلاب» را به مثابه تنها راه نجات همیشگی از چرخه معیوب اند هزار ساله ارباب و رعیتی در ایران، مطرح می کند.
بعبارت دیگر طرح حیاتی بودن «انقلاب» به معنای عدم تکرار تجربه تلخ «عنصر پیشتاز» و ایجاد «کانونهای شورشی» و برکشیدن شمشیرها از نیام قبل از بروز «موقعیت انقلابی» ست!
محور بحث درک نیاز به انقلابی دیگر در کلان شهر تهران و ضرورت سازماندهی اجتماعی و آمادگی برای رودررویی با چنین اعتلای انقلابی در کلان شهر تهران است!
بعبارتی بحث نویسنده کماکان ایجاد کم سر و صدای هستهها و گروههای انقلابی در محل زیست و کار جهت مواجهه موثر در «موقعیت انقلابی» پیش رو در تهران است.
اگر به تجربه خیزش های اجتماعی از دهه خونین شصت تا امروز بنگریم می بینیم که دلیل به خاک و خون کشیده شدن و شکست یکی پس از دیگری خیزش های مردمی، عدم وجود چنین شبکه انقلابی سراسری بوده است.
می بینیم این خیزشها که خواستار آزادی و امنیت و برابری و رفاه بودند از آمادگی لازم برای درهم شکستن ماشین دولتی در کلان شهر تهران و بدنبال آن در سراسر ایران برخوردار نبودند.
نویسنده از شکستهای مکرر گذشته به این نتیجه می رسد که اگر بارها ملل ساکن ایران به میدان ها آیند و آزادی و امنیت و برابری و رفاه را فریاد زنند، بار دیگر با گلولهباران حاکمیت به خاک و خون کشیده خواهند شد!
نویسنده بر این باور است که تدارک انقلابی برای درهم شکستن ماشین دولتی در کلان شهر تهران و متعاقب آن در سراسر ایران، کوتاهترین و کم هزینه ترین راه جهت رهایی در ایران و دیگر کشورهای تاریخی و قدرتمند منطقه است!
زنده باد انقلاب!
برقرار باد حاکمیت مستقیم اکثریت عظیم تولیدکنندگان!
زنده باد کمونیسم!
هادی میتروی (م. ع. ب)
دانش آموخته فیزیک در تبعید
نیمه اسپندماه ۱۴۰۴
انقلاب ایشون فقط سرنگونی است و اهداف روشنی ندارد.
“شکی نیست که انقلاب امری ارادی و داوطلبانه نیست بلکه، در اثر کلان خطراتی که هویت و بقای ملتی را تهدید کند، این ملت در «دفاع از خود» به آن دست می زند.”
مبهم گوئی کلاه برداری است.