Comments

اجرای « دکترین ضاحیه » در ایران – بمباران مدرسه دخترانه میناب؛ یک جنایت جنگی، یک کودک‌کشیِ بی‌رحمانه / سیاوش قائنی  — 2 دیدگاه

  1. در ارتباط با تز ضاحیه
    نقطه مقابل دکترین ضاحیه اتحاد آنارشیستی کمونیستی زنان و کارگران جامعه قربانی است، زیرا باعث میشود که متجاوز چیزی گیرش نیاید. اگر تز ضاحیه برای خالی کردن یک منطقه انجام شود، برد محدودی دارد و استقرار نظم در آنجا را غیر ممکن میکند، چون نفرت را چند برابر میشود. اگر علیه یک جامعه بزرگ مثل ایران بکار برده شود، تف سر بالاست، مخصوصا اگر زنان و کارگران روش آنارشیستی کمونیستی زندگی را انتخاب کنند.
    نگرش آنارشیستی کمونیستی به زندگی سالم ترین و سازنده ترین نگرش به زندگی در انسان است. در این نگرش، سلطه طلب و مفت خور و استثمارگر بد و مضر به حال جامعه شناخته می شود نه مفید. در فرهنگ ارتجاعی مدرن، اشخاص دارای سلطه و صاحب سرمایه که استثمارگر هستند و اشخاص دارای مقام و منزلت و شهرت، خوب و کار آفرین محسوب میشوند که بیان تباهی ذهنیت انسان است.

  2. واضح است که قوانین بین المللی امپریالیستهای غربی هیچ کمکی به زنان و کارگران فلسطینی ، آفریقاییی، هندی ، افغانی ، چینی ، ویتنامی و غیره نکرد و نخواهد کرد چون این قوانین را خود مرتجعین وضع کرده اند و مجری های آنها خودشان هستند. نویسنده مقاله به این قوانین و سیستم سیاسی غرب توهم دارد.
    **
    تضعیف روحی اهالی مذهبی ایران بسیار مشکل است و برای امپریالیستهای غربی نتیجه عکس خواهد داشت. مذهبیون مراسمی دارند که به آنها قوت ذهنی میدهد و روحیه جنگی آنها را تقویت میکند. برای همین است که حماس و طالبان و بقیه از میان بدر نمی شوند مگر اینکه بتوانند تک تک آنها را بکشند که معمولا غیر ممکن است. دیدگاه مذهبی انقلابی نیست زیرا زنان و کارگران مذهبی آلت دست ارتجاعیون مذهبی قرار میگیرند و برای رفاه و آتوریته و ثروت آنها زندگی میکنند.
    **
    قشر از لحاظ روحی ضعیف شده جامعه ایران غرب زده ها هستند. غرب زدگی یعنی قبول کالایی کردن زن و قبول شیوه استثمار نیروی کار از طریق کار مزدی و قبول تقسیم غنائم استثمار از طریق دموکراسی و جامعه مدنی مدرن. زنان و کارگران غربی و غرب زده نیز مثل زنان و‌کارگران مذهبی فریب خورده و ابزار اربابان سکولار خود هستند تا این اربابان در رفاه باشند، آتوریته داشته باشند و ثروت انباشت کنند. این قشر از طریق رژیم تضعیف شده و آزادی بکار گیری ابزار تسکین و آرامش و قوت قلب خود را ندارد. برای همین آرزوی رفتن رژیم برای آننها تنها قوت قلب است که بعلت سرکوبگر بودن رژیم، قابل درک است.
    **
    دانستن حقایق جامعه و بوجود آوردن روابط شورایی-کلکتیو توسط زنان و کارگران جامعه، همه تزهای ارتجاعی جامعه را نقش بر آب میکند و باعث میشود مرتجعین متجاوز و مرتجعین خودی به نتیجه نرسند و قدرتشان را از دست بدهند.
    اگر زنان و کارگران جامعه حقایق ارتجاع را بفهمند، ذهنیت، دیدگاه و روحیه انقلابی پیدا میکنند.
    درک حقایق از طریق نقد و نفی ارتجاع در محل کار و زندگی حاصل میشود که همان آگاهی طبقاتی است. شنا یاد گرفتن با کتاب خواندن، شنا کردن را بهتر میکند، اما باید تن به آب زد و شنا کرد.
    **
    ارتجاع گرایش به آتوریته داشتن و استثمارگری است.
    اشکال عینی تکامل یافته ارتجاع اینهاست:
    هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصب، تبهکاری ها، خرافات و افکار ضد علمی و نیمه علمی.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>