دو خط آبی، دو خط قرمز
در اینجا مردان برای “درمان” ایدز خود به دختران نابالغ تجاوز می کنند
https://roshangari.info
روشنگری. صد سال بعد از 8 مارس 1908، وقتی که 15000 زن کارگر پارچه بافی در مانهاتان به خیابان آمدند تا لیست درخواست های خود برای بهبود شرایط کار زنان را زیر باتوم های پلیس در مقابل جامعه مردسالار بگذارند، موقعیت زنان در بخش هایی از جهان بسیار بهبود یافته است. اما نه همه جا، و نه برای اکثریت زنان جهان. موقعیت اسفناک زنان در کشورهای اسلامی و ضربه ای که از نیروهای بینادگرا دریافت میکنند برای زنان ایران و بسیاری دیگر از مردم جهان آشناست. اما در بسیاری از نقاط جهان به چماق بنیادگرایان نیازی نیست. کافی است زن در,طرف غلط, جهان به دنیا آمده و از نخبگان نباشد تا از آسمان بر سرش سنگ ببارد. داستان زندگی ماتاکانه متسینگ، شرح حال گویایی از وضعیت فاجعه بار انبوهی از زنان عصرماست. جمیمه خان سفیر سابق یونیسف دیداری با او داشت که گزارشی از آن را در نشریه انگلیسی ایندیپندنت منتشر کرده است.[یندیپندنت 2 مارس. در زیر ترجمه آزاد این گزارش را میخوانید.

آبستن و مبتلا به ایدز بعد از یک تجاوز، اما شادمان از تلاش برای یاری رسانی
چه چیزی میتواند بدتر از مورد تجاوز قرار گرفتن باشد؟ به شما تجاوز شده باشد و بعد ببینید از کسی که به شما تجاوز کرده آبستن شده اید. یا مورد تجاوز قرار گرفته، آبستن شده باشید و بعد دریابید ویروس ایدز را گرفته اید، و کودکی که هنوز متولد نشده در معرض خطر آلودگی به این ویروس قرار دارد.
ماتاکانه متسینگ که فقط 21 سال دارد سه ماه بعد از اینکه مورد تجاوز کارفرمای خود قرارگرفت، در حالی که بیکار شده و بیمار بود به یک درمانگاه محلی در لسوتو رفت. در آنجا از او دو آزمایش به عمل آوردند.
پرستار به او گفت: ,دو خط آبی، تو آبستنی,. ,و اینجا دو خط قرمز، تو HIV مثبت هستی,.چهار خط – دو تا قرمز، دو تا آبی. در ده دقیقه. ماتاکانه دو روز گریست. بدتر هم در پیش بود. او در یافت که ویروس را به مرد محبوبش که میخواست با او ازدواج کند انتقال داده است. و بعد، خانواده خودش نیز آلوده شدند، هر دو خواهر و مادرش که در عرض یک سال جان دادند.
دو سال بعد من با ماتاکانه نشسته ام، در رابطه با کارزار روز مادر یونیسف با هدف قطع انتقال ویروس ایدز از مادر به کودک . او لاغر است مثل یک دختر بچه نوجوان. لباس محلی لسوتو* را پوشیده و عکسی از دختر دو ساله اش را همراه دارد. او یکی از شادترین افرادی است که درتمام زندگی ام دیده ام. انگلیسی را روان صحبت میکند بااینکه هرگز آموزش ندیده است. و حالا یک فعال کارزار جلوگیری از ایدز و مشاور[یونیسف] در لسوتو است.
در نبردی دایمی. ماتاکانه علیرغم آنچه برای خودش روی داده بود، نتوانست مادرش را متقاعد کند که به درمان تن دردهد. « مادر وخواهرانم وقتی فهمیدند من HIV دارم، اول به من خندیدند. آنها مرا به خاطر اینکه مبتلا شده بودم دوست نداشتند. بعد مادرم فهمید خودش HIV دارد و از این مساله شرم داشت.» مادرش مرد. برادرش مرد. زن برادرش مرد. دوستان ماتاکانه هنوز از استفاده از کاندوم امتناع می کنند. نادانی، احساس ننگ و خرافات غالب است. او به من می گوید تجاوز در مقیاس گسترده صورت می گیرد. دختران باکره، اغلب در سنین قبل از بلوغ، توسط مردانی مورد تجاوز قرار میگیرند که تصور میکنند اینکار ابتلای خود آنها به بیماری را درمان می کند. بعضی از مردان فکر می کنند کاندوم حامل ویروس ایدز است.
در لسوتو بیشتر مردان در معادن آفریقای جنوبی، کشورهمسایه، کار می کنند. آنها به روسپی خانه هایی می روند که پر است از تن فروشان مبتلا به ویروس ایدز. ویروس را میگیرند و به همسران خود منتقل میکنند. همسران آنها آبستن می شوند. ویروس به بچه های آن ها منتقل می شود.
امروز از هر پنج زن تنها یکی امکان دسترسی به دارو دارد. هزینه لازم خیلی زیاد است. ولی مشکل هم بسیار بزرگ. هر دقیقه یک بچه با HIV به دنیا می آید و یک بچه دیگر به علت ابتلا به آن می میرد.
موفقیت ماتاکانه این است که به شکرانه داروی یک پوندی Nevirapine دخترش HIV منفی است.
*لسوتو در همسایگی آفریقای جنوبی قرار دارد و از کشورهای مشترک المنافع است. از اینجا الماس صادر میشود و یکی از مراکز تولید شلوارهای معروف جین Levi’s است. کشور کوچک دو میلیونی یکی از بالاترین درجات ابتلا به ایدز را دارد. مرگ و میر ناشی از ایدز باعث شده طول عمر متوسط حدود 37 سال باشد.
از آرشیو
Comments
دو خط آبی، دو خط قرمز — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>