گسترش اعدام، فقر و سرکوب در آستانه روز جهانی کارگر و روز معلم
جنگ در خاورمیانه و گوشهگوشهی جهان همچنان قربانی میگیرد. رقابت فاشیستیترین جناحهای سرمایهداری در کنار حکومتهای دیکتاتوری از جمله جمهوری اسلامی، زندگی میلیونها کارگر و نیروی کار را با خطری بزرگ مواجه کرده است. در شرایط کنونی، فقط در ایران، بیش از سی میلیون نفر از جامعه با بیکاری و گرانی بیامان زیر تهدید موشکباران قراردارند و آنچه متوقف نمیشود رجزخوانی و پروپاگاندای جنگطلبان جمهوری اسلامی از یک سو و امریکا و اسرائیل از سوی دیگر است. مدتهاست جنگ مردم و حکومت جمهوری اسلامی در عرصههای اقتصادی و سیاسی به مرحلهای بیبازگشت رسیده است، بهطوری که ما مردم هر روز از رسانههای حکومتی بجز خبر دستگیری و اعدام عزیزانمان از یک سو و اخراج کارگران، گرانی توانفرسا و اخراجهای هر روزه از سوی دیگر را دریافت نمیکنیم.
از آنجا که مفهوم طبقهی کارگر همهی نیروهایی را دربرمیگیرد که کار فکری و یدی خود را میفروشند؛ طبعا معلمان و جنبش پرشکوهشان نیز در بستر همین طبقه معنا مییابد. درهمتنیدگی مبارزات همه بخشهای کارگری و از جمله معلمان، پرستاران، کارگران بخش صنعت، کشاورزی و خدمات، توانی چندین برابر برای زیرورو کردن این بساط غیرانسانی دارند. چنانکه جنبشهایی از جنس 1401 و 1404 نشان دادند که مردم میخواهند و میتوانند کار را یک سره کنند و در مقابل پروپاگاندای حکومتی و شاه و شیخ و اینترنشنال بایستند و مانع بیراهه رفتن جنبش شوند.
ما زنان نیز بهمثابه نیمی از جامعه و تحت شدیدترین بهرهکشیهای جنسیتی سیستماتیک، تحت لوای واژگان مقدس «کار خانگی و مادری»، بدون شک در زمرهی طبقهی کارگر قرار داریم. «کارخانگی» بهعنوان شیوهای از بهرهکشی پنهان در کنار شیوههای دیگر غارت نیروی کارِ زنان درحوزههای کارگری، کشاورزی و دهها موقعیت سرکوبگر دیگر که مبتنی بر مناسبات طبقاتی-جنسیتی هستند، مبارزات ما زنان را همواره درکنار مبارزات کارگران علیه حکومت حامی سرمایه و کارفرمایان رانتی قرار داده و باعث میشود که ما زنان در درون جنبش مزد و معیشتی و سایر جنبشهای اجتماعی و فرهنگی دارای عاملیت تعیین کننده و حتی پیشروتر باشیم.
ما زنان در آستانهی اول ماه مه (11 اردیبهشت) و زیر سایه سنگینترین سرکوبهای حکومتی در دهههای اخیر و شرایط جنگی همچنان پیگیرتر از همیشه حضور پررنگ خود را در پیشروی انقلاب «زن، زندگی، آزادی» نشان خواهیم داد. طرح مطالبات در ابعاد گوناگون از سوی ما به معنای توهم اصلاح این حکومت نیست، همان گونه که از عموترامپ و بیبی و شازده انتظار رهایی نداشتهایم، بلکه هدف ما سازماندهی و اتحاد یک اپوزیسیون متکثر حول مطالبات مشترک است که بتواند با تکیه بر ارادهی جمعی و اعمال ارادهی لایههای مختلف جامعه به سوی تشکیل یک جبهه قدرتمند پیش برود. مطالباتی همچون لغو اعدام و آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان سیاسی، آزادی بیقیدوشرط اندیشه و بیان و تشکل، تامین رفاه و معیشت مردم و…
شبکه گسترده سرکوب مزد اعم از حکومت و کارفرمایان رانتی با همسویی نهادهای سرکوبگر امنیتی و حراستی، شیوه مبارزه و فعالیت ما فرودستان را بسیار پیچیدهتر و سختتر کرده و متحمل هزینههایی چون دستگیری و زندان، اخراج و تهدید شدهایم و دقیقا به همین دلیل است که حمایت و همکاری همهجانبه بخشهای مختلف طبقهی کلان کارگران از جمله زنان، امری ضروری و این زمانی و بینهایت فوری است. هر چه پراکندهتر باشیم، عوارض ناشی از خشونتهای ساختار سرمایه/مردسالار شدیدتر خواهد شد. صدای یکدیگر باشیم تا خفهامان نکنند. اول ماه مه تمدید و تاکید بر مبارزه همبسته ما در مقابله با بهرهکشی و خشونت سیستماتیک حکومت و جهان سرمایهداری است.
این اتحاد و پیشروی بیش باد.
10 اردیبهشت 1405
جمعی از زنان تهران و کرج
Comments
گسترش اعدام، فقر و سرکوب در آستانه روز جهانی کارگر و روز معلم — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>