Comments

پارادکس‌های جنگ آمریکا/اسرائیل-ایران <br> مهران زنگنه — 6 دیدگاه

  1. پس،
    پارادوکسی در کار نیست. هدف جنگ از طرف حاکمیت ایران حفظ سلطه داشتن و ادامه استثمار کردن زنان و کارگران توسط مرتجعین حاکم بر جامعه ایران است و هدف متجاوزین از بین بردن این سلطه و برقرار کردن سلطه خود برای همان منظور استثمار کردن. هدف نه در ونزوئلا و نه در ایران، بدست آوردن منابع نفتی و غیره نیست چون این منابع بدون نیروهای کار قابل استفاده نیستند. پس هدف اصلی، سلطه بر زنان و کارگران است. در مواردی، امپریالیسم مهاجرتی وجود دارد که امپریالیست برده های خودش را با خودش می آورد، مثل اشغال فلسطین و یا مناطق آفریقائی و آمریکایی و غیره. متاسفانه بسیاری از اقتصاددان مارکسیست ضد امپریالیست این قضیه را درست نفهمیده اند و امپریالیسم را بصورت سلطه بر نیروی کار نمی فهمند. دلیل این نفهمی هم همان ماتریالیسم تاریخی است. آنها تمایل دارند که اعتراضات بورژوازی ضد امپریالیست را ببینند نه سلطه بورژواهای ضد امپریالیست بر زنان و کارگران.
    آنارشیست

  2. اینو یادم رفت،
    هگل معتقد بود که پارادوکس وجود ندارد . نظر او این بود که وقتی پاردوکس وجود دارد، ذهن در دگم خود محبوس شده و باید به درستی پیش فرضهایش شک کند تا منبع آنرا بفهمد. بحث رفع تضادهای طبقاتی هم در جقیقت برای از بین بردن رازگونه بودن از طریق علم انقلاب است. وقتی میگوئیم آگاهی طبقاتی بعنی همین. آنارشیست

  3. رابطه کار و سرمایه در سیستم سرمایه داری یک پارادوکس است. هر چه برای سود بیشتر تکنولوژی را برای پایین آوردن هزینه دستمزد ، پیشرفت میدهند، ارزش نیروی کار را کم میکنند و چون منشا ارزش از خود نیروی کار است، روند اقتصاد بصورت گرایش به کاهش نرخ سود حرکت میکند، یعنی خلاف جهت حرکت. این توضیح دهنده افت و خیز اقتصاد و وجود بحرانها هم هست. با تشکر از مارکس. این پاردوکس در بعد سیاسی اش، در سیستم مدیریت اجتماعی ارتجاعیون سرمایه دار دیده می شود. در اقتصاد غیر مارکسی، این بصورت تضاد بین نرخ تورم و درجه بیکاری هم بیان می شود – تحت تاثیر نوسانات نرخ سود که حالا سعی میکنند کنترلش کنند. میتوان مطمئن بود که این پاردوکس ها در سیستمهای اجتماعی ماقبل سرمایه داری هم وجود داشت. فلاسفه یونان دوران باستان دائم مشغول سرو کله زدن با این پارادوکسها بودند. یکی از مثالها، بحثهای ارسطو در ارتباط با انواع حاکمیتهای سیاسی است. اما خیلی پیشتر و بیشتر از نظریات ارسطو ست. آنارشیست

  4. شما فکر میکنید امریکا واسرائیل آنقدر ابله وآنقدردستشان از وجود استراتژیستها در زمینه های گوناگون تهی که همینطوری کشکی و بدون ارزیابی تمامی پارداوکس هائی که میفرمائد وارد جنگ شوند؟.
    اگر پاسخ آری است پس چگونه یک ابله از جنگ جهانی دوم سر امپریالیستها شده است؟.
    اگر پاسخ نه میباشد پس باید قبول بفرمائید این پارادوکس ها در ذهن شما میباشد وشناختی ازشیوه ودستگاه بزرگی از استراتژیستها و…کلا از هرمی ندارید که اطلاعات وتحلیل های بخش تحتانی هرم پس از جمع بندی به حلقه دیگرم هرم میرسد تا…فشرده آن که به نوک هرم تزریق میشود تا جهان خواری وسلطه بعنوان مثال در همین هشتاد سال گذشته بطور صعودی پیش برود.
    چه با جنگ وچه با کودتا وچه با انقلابات مخملی وچه با تکه تکه کردن کشورها وچه با نابود کردن جنبش های ضد سلطه به انواع مختلف.
    در همین تهاجم چند هدف مانند تکه تکه کردن ایران،نابودی تمامی زیر ساخت ها و…ی ایران به بهانه نابودی رژیم و… با یک دیگر پیش میرود.
    اما هدف شماره یک همانطور که میبینیم بریدن سرجنبش بوسیله تعویض معادله جنگ جنبش با رژیم اشغالگراسلامی بامنازعه سیاسی وحالا منازعه جنگی بین امریکا واسرائیل با رژیم اشغالگرمیباشد که جنبش فرزندان میهن پرست فرودستان خطر اصلی برای استمرار سلطه گلوبالیرمی بود.
    حال کاری نداریم مسئولان تلویزیون اینترنشنال فراموش کرده اند تا تیتر:
    خبر فوری ،عملیات؟!امریکا واسرائیل در حمایت از ملت ایران
    را از زیرتصویرلعنتی بیست وچهارساعته خود حذف کنند.

  5. پارادوکس ها در جوامع، در جنگ و مسائل دیگر، از پارادوکس موجود در روابط طبقاتی است. اعتراض به اعمال ضد بشری مفید است، اما اصل کار از بین بردن سلطه طبقاتی در جامعه است. آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>