حتی ۵۰ هواپیما هم آتش جنگلهای هیرکانی را نمیخواباند
رویداد۲۴ | منیره چگینی: جنگلهای هیرکانی با قدمتی ۳۵ تا ۵۰ میلیون ساله و وسعتی حدود۳ میلیون هکتار، از سال ۲۰۱۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند. با وجود این ارزش بینظیر، بخشهایی از این میراث طبیعی از ۱۱ آبان تاکنون در محدوده روستای الیت چالوس دچار آتشسوزی گسترده شدهاند.
بر اساس آخرین برآوردها، حدود ۸۰ هکتار از این جنگلها تاکنون در آتش سوخته و آتشسوزی در بخشهایی از منطقه همچنان فعال است.
نیروهای منابع طبیعی اعلام کردهاند که برای مهار مؤثر آتش، دستکم ۹ فروند هلیکوپتر لازم است، اما این تجهیزات هنوز تأمین نشده است. فعالان محیط زیست با اشاره به این کمبودها تأکید میکنند که ارزش و جایگاه جنگلهای هیرکانی با امکانات موجود هیچ تناسبی ندارد.
حنیفرضا گلزار، فعال محیط زیست، با انتقاد از «تعلل ۲۰ روزه» مدیران گفته است هواپیمای ایلیوشین اعزامی هر بار باید برای بارگیری آب به مهرآباد بازگردد و همین موضوع اثر عملیات را کاهش میدهد. او خواستار درخواست کمک فوری بینالمللی شده است.
نظر کارشناسان: اهمیت مهار آتش و نقش تخریب انسانی
عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست، در گفتوگو با رویداد۲۴ با اشاره به شرایط توپوگرافیک منطقه می گوید: «در الیت، آتش در شیبهای نزدیک به ۹۰ درجه رخ داده و کاملاً طبیعی است که خاموش کردن آن بسیار دشوار باشد. حتی اگر ۵۰ هواپیما همزمان روی این آتش آبپاشی کنند، خاموشی قطعی آتش تضمینشده نیست، چون احتمال ادامه آن به صورت لکهای وجود دارد.»
او ادامه داد: در هربار پرواز هواپیما تنها ۲۰ متر مکعب از جنگل آب پاشی میشود، این پاشش در شرایطی که دود مانع پایین رفتن هواپیما میشود هم تأثیری ندارد و قبل از رسیدن به آتش در هوا تبخیر میشود، اما بارش طبیعی باران با شدت تاثیر بیشتری دارد.
کلانتری در ادامه تأکید کرده است: «ما درباره ۸۰۰ هزار هکتار جنگل باقیمانده هیرکانی حرف میزنیم، اما فراموش شده که در همین سالها بیش از یکمیلیون و ۳۰۰ هزار هکتار از جنگلهای هیرکانی در نتیجه توسعه شهری از بین رفته و کسی صدایش درنیامده است. آنچه بهدست انسان تخریب میشود معمولاً مورد توجه قرار نمیگیرد، اما آتشسوزی طبیعی همیشه بخشی از زندگی جنگل بوده و نمیتوان آن را مدیریت کرد. تخریب انسانی، اما خسارات بهمراتب بزرگتری بر جنگلها وارد کرده است.»
هشدار درباره نابودی میراث طبیعی
کاوه مدنی، کارشناس محیط زیست، نیز هشدار داده است: «ما میراثی طبیعی را از دست میدهیم که از تمدن ایرانی هم کهنتر است.»
برخی از اهالی منطقه نیز از تخریب گسترده گلایه کردهاند: «این ثروت ملی را سوزاندیم، بریدیم، فروختیم و ویلا ساختیم. طبیعت بخشنده است، اما تا کی؟»
در این بین، شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، اعلام کرده است که با کشور ترکیه برای اعزام دو هواپیما و یک بالگرد اطفای حریق توافق شده و احتمال کمک از روسیه نیز وجود دارد. «هواپیمای اعزامی تنها یک نوبت عملیات انجام داده است و بالگردها بهدلیل دود غلیظ قادر به پرواز نیستند. آتش در برخی مناطق مهار شده، اما به نقاط جدیدی گسترش یافته است. دود به جاده مرزنآباد رسیده و شرایط تنفسی ساکنان را تحت تأثیر قرار داده است.»
در شرایطی که جنگلهای هیرکانی میلیونها سال پابرجا ماندهاند، امروز بخشهایی از این اکوسیستم بینظیر به دلیل کمبود امکانات، مدیریت ضعیف و فشارهای انسانی در معرض نابودی قرار گرفتهاند. در حالی که بخش قابل توجهی از جنگلها در دهههای اخیر زیر سایه توسعه شهری از بین رفته، آتشسوزی اخیر بار دیگر ضعف مزمن در مدیریت حفاظت از ارزشمندترین جنگلهای کشور را آشکار کرده است.
فاجعه هیرکانی؛ میراث طبیعت قربانی ضعف مدیریت | دلواپسان آتشسوزی کالیفرنیا چرا سکوت کردند؟
آتشسوزی هیرکانی وارد بیستمین روز شده و هنوز هیچ مقام و نهادی پاسخ نداده که چرا چنین فاجعهای در مهمترین ذخیرهگاه زیستی کشور، اینقدر دیر دیده و دیر جدی گرفته شد. اما مسئله فقط «ضعف مدیریت» نیست؛ مسئله این است که وقتی آتش در کالیفرنیا زبانه میکشد، صفی طولانی از رسانههای اصولگرا برای تحلیل و دلواپسی و درسدادن درباره «بحران مدیریت در غرب» تشکیل میشود، اما حالا که جنگلهای ثبت جهانی ایران در حال خاکستر شدناند، همان رسانهها انگار روی دکمه «بیصدا» رفتهاند.
آتش به جان هیرکانی افتاده، به جان مسئولیتگریزی هم
جنگلهای هیرکانی، میلیونها سال قدمت دارند؛ قدیمیتر از بسیاری از تمدنهای بشری. اما در ایران سال ۱۴۰۴، این گنجینه جهانی با بیدقتی و بیتجهیزاتی در سطح یک دهستان اداره میشود. پرسش روشن است: چطور ممکن است منطقهای نزدیک به ۲۰ هزار هکتار، فقط با دو محیطبان حفاظت شود؟
به گزارش رسانهها آتش از روزهای نخست قابل مهار بود، اما نه استانداری درخواست پرنده کرد، نه سازمان محیطزیست و نه هیچ مقام ارشد دولتی زحمت داد تا پای کار بیاید. وقتی هم که «ایلیوشین» رسید، آتش به مرحلهای رسیده بود که هر پرواز، فقط کار نمادین محسوب میشد؛ یک شوی مدیریتی برای ثبت در گزارشها.
در تمام این سالها، دولتمردان برای افتتاح سدهای بیمجوز، تغییر کاربریها، معادن و پروژههای تخریبی هزار امضا و دستور صادر کردهاند؛ اما برای تأمین چند بالگرد استاندارد اطفای حریق جنگل همیشه کمبود بودجه، تحریم، یا «ضرورتی ندارد» بهانه شده است.
وقتی نوبت به جنگل ایران میرسد، تکنولوژی ناگهان تجملی میشود
جالب اینجاست که کارشناسان سازمان منابع طبیعی بدون هیچ لکنتی میگویند «بالگرد و هواپیما برای هیرکانی لازم نیست» و «بیل و شنکش کافی است».
سؤالی ساده: اگر بیل و شنکش کافی است، پس چرا همین مقامها در سال ۱۴۰۰ برای کمک به جنگلهای ترکیه از پرندههای ایرانی استفاده کردند؟ چرا برای تالاب هورالعظیم هواپیما رفت، اما برای هیرکانی بیست روز باید دست دست میشد؟
این تناقض نه علمی است نه مدیریتی؛ فقط نشان میدهد «حفاظت از محیطزیست» در ذهن مدیران یک کار حاشیهای است که با کمترین هزینه باید جمعش کرد.
باد که میوزد، آتش میدود؛ اما تصمیم در سیستم اداری ایران حتی راهرفتن هم بلد نیست
جنگل هیرکانی از لحظه اشتعال باید با پرنده مهار میشد؛ این ضرورت علمی است نه سلیقهای. کارشناسان مستقل بارها هشدار دادهاند که در جنگلهای انبوه، نیروی انسانی نمیتواند کار کند و هر ساعت تأخیر، دامنه فاجعه را چند برابر میکند.
اما بروکراسی سنگین، مجوزهای بیپایان و بیمیلی مدیران برای «پذیرفتن مسئولیت» باعث شد آتش مثل موج در جنگل حرکت کند و به نقطهای برسد که فقط «باران» میتواند نجاتش دهد؛ مثل همیشه.
سکوت رسانههای اصولگرا؛ چرا وقتی غرب میسوزد همه کارشناس میشوند؟
کافی است ورق بزنیم رسانههایی را که هنگام آتشسوزی جنگلهای کالیفرنیا تیتر میزدند: «مدیریت ناکارآمد در آمریکا»، «غرب عاجز از مهار بحران» و …؛ اما حالا که هیرکانی در حال سوختن است، سکوت کامل است؛ نه نقدی، نه سوالی، نه پیگیریای. این سکوت نشان میدهد محیط زیست، نه دغدغه است و نه اولویت؛ فقط ابزار است. ابزاری برای انتقاد از رقبا، نه حفاظت از طبیعت ایران.
هیرکانی فقط جنگل نیست؛ زیرساخت امنیت غذایی، اقلیمی و حتی ملی ماست
جنگلی که امروز میسوزد، مهمترین سپر طبیعی ایران در برابر خشکسالی، فرسایش خاک، سیلاب و بیابانیشدن است. هر درخت هیرکانی معادل دهها تن «زیرساخت زیستی» است؛ چیزی که هیچ پروژه عمرانی قادر به جایگزینی آن نیست.
با این حال، دولتی که حاضر است برای پروژههای خاکستری میلیاردها خرج کند، برای حفاظت از این میراث جهانی حتی هزینه خرید چند «پرنده مخصوص اطفا» را هم ضروری نمیداند.
فاجعه هیرکانی فقط نبود تجهیزات نیست؛ نبود اراده است
مشکل اصلی در هیرکانی این نیست که بالگرد کم داریم، یا مسیرها صعبالعبور است.
مشکل این است که مدیران مسئول، مسئولیت را جدی نمیگیرند؛ رسانههایی که باید مطالبهگر باشند، ترجیح میدهند سکوت کنند؛ و دولتی که هر روز به نام «اصلاح ساختاری» سازمانهای محیطزیستی را ضعیفتر میکند، معلوم نیست قرار است چه چیزی را برای نسل آینده باقی بگذارد.
آتش هیرکانی، آتش بیپناهی طبیعت ایران است؛ آتشی که فعلاً هیچکس نمیخواهد مسئولیت خاموش کردنش را به گردن بگیرد
Comments
حتی ۵۰ هواپیما هم آتش جنگلهای هیرکانی را نمیخواباند — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>