آیا مسیح همسر خود را از سنگسار نجات داده است؟
زهره سحر خیز
.
الیزابت وارگاس تهیه کننده پرنفوذ برنامه، د ر شبکه تلویزیونی نیرومند ای بی سی آمریکا برنامه ای در مورد مسیح تهیه کرد . برنامه این نظریه را مورد بررسی قرار داده است که آیا این درست است که مریم ماگدالنا ، همسرعیسی مسیح بوده و از او فرزندی به جهان آورده است؟ عنوان برنامه این است ” عیسی، مری و داوینچی” . بنا بر گزارش بی بی سی برنامه خانم وارگاس بخشا بر پایه کتابی است به نام ” کد داوینچی” که منتشر شد و فورا به یکی از پرفروش ترین کتاب ها در آمریکا تبدیل شد. کتاب ادعا میکند که مریم ماگدالنا که بسیاری معتقدند قبل از ملاقات با مسیح به تن فروشی اشتغال داشته است، زن مسیح بوده است. بنا بر بسیاری از تعابیرعیسی او را نخستین بار هنگامی ملاقات میکند که او متهم به زنا شده و در آستانه مجازات مرگ و سنگسار بود و آن حکم معروف مسیح مبنی بر آنکه کسی باید سنگ بیندازد که خود گناهی نکرده باشد محکوم را از سنگسار نجات میدهد. در بسیاری از تفاسیر زنی که در انجیل لوقا به اتهام زنا گرفتار شده هم اوست و مسیح خواهان بخشودگی او میشود.البته بسیاری هم مریم ماگدالنا و این زن را یک نفر نمیدانند.
درکتاب ” کد داوینچی ” گفته میشود مریم ماگدالنا پس از به صلیب کشیده شدن عیسی از اورشلیم فرار میکند و فرزند خود از عیسی را نیز همراه خود میبرد. بنا بر این نظریه که اولین بار نیست که مطرح میشود، داستان واقعی مسیح و مریم ماگدالنا در محافل مخفی زنده نگاه داشته میشود و از جمله لئو ناردو داوینچی خالق مونالیزا و نابغه اواخر قرون وسطی این داستان را بطور نیمه تمام و نیمه پوشیده زنده نگه میدارد.
مریم ماگدالنا مطابق متن انجیل از جمله زنان جلیلیه است که از مسیح و حواریون پیروی میکند، او در مراسم به صلیب کشیده شدن مسیح حضور دارد، در خاکسپاری او حاضر است، اوست که در یکشنبه پاک به قبرستان میرود تاپیکر مسیح را روغن بمالد،او ست که گور مسیح را خالی می بیند و اوست شاهد اولین رستاخیز مسیح بعد از مرگ و ” بشارت دهنده” این رستاخیز به ” بشارت دهنده گان” هم اوست.
این همه اعتبار برای زنی که آشکارا قبل از ملاقات مسیح روسپی محسوب میشد و مجازاتش در جامعه بدوی سنگسار، داستان مریم ماگدالنا را به یکی از انسانی ترین داستان های انجیل ، تبدیل کرده است و نشان دهنده آن است که مذاهب بزرگ حداقل در دوره ای که صدای جنبش مظلومان بودند در برابر زورمندان ، با قربانیان مقدم ظلم و زوریعنی زنان، مهربان بودند. در اسلام نیز که امروز توسط بنیاد گرایان به ابزار خشن ترین و ظالمانه ترین رفتار با زنان تبدیل شده است، قران آنجا که ظالمان را از روز معاد میترساند ، در میان هول هیبت و وحشتی که حرکت کوهها و به هم بر آمدن زمین و زمان در روز معاد بر می انگیزد ، توجه مخاطب را به صدای دختر زنده به گور شده جلب میکند : به کدامین گناه کشته شدم!
وجود مسیح در تاریخ ثابت نشده است. بسیاری محققان از ” مسیح ” های گوناگونی صحبت میکنند که از میان مردم برخاستند و با وضع موجود در افتادند و همه این ها سرانجام در داستان های انجیل به یک شخصیت تبدیل شده اند. در باره وجود، یا عدم وجود، مسیح به عنوان یک شخصیت تاریخی هرعقیده ای داشته باشیم، نمیتوانیم منکر اهمیت تصورات و افکار و عقاید مردم باشیم که در تصویر مسیح و شخصیت های دور وبر داستان او نقش بسته است.
تعبیر داستان مریم ماگدالنا به عشق لطیف بین عیسی و مریم قبلا سابقه داشته است . خود صحنه هایی که انجیل توصیف میکند از لطافت خاصی برخوردار است.اگر زنی که در انجیل لوقا مسیح ملاقات میکند مریم باشد که در افکار عمومی جوامع مسیحی چنین است ، او مسیح را بسیار دوست دارد، پاهای او را به اشک تر میکند و با موهایش خشک میکند، محبتش به مسیح نشانه ادامه تداوم عشق خدا در وجود انسان است و به خاطر عشق زیادش مستحق بخشایش . در زندگی و مرگ عیسی ، هنگامی که او معجزه میکند و هنگامی که به صلیب کشیده میشود مریم با اوست. عشق او از وفاداری یک حواری فراتر میرود ، وقتی که در یکشنبه پاک بر سر گور مسیح میرود و جسد را نمی بیند به یک حواری اطلاع میدهد حواری بر سر قبر می شتابد و واقعه را تصدیق نموده و سپس آنجا را ترک میکند ، اما مریم میماند. دراعتقاد مسیحی او تنها کسی است که به خاطر عشق زیاد در زمره مقدسین درآمده است.
مقامات مذهبی مسیحی این پدیده را در داستان مریم ماگدالنا می شناسند ولی به آن جنبه معنوی میدادند، مانند تعبیری که در ایران از یار و معشوق و شراب در اشعار شاعران ما مثلا حافظ داده شده است. ارائه یک تفسیر زمینی از این داستان در یکی از مهم ترین شبکه های تلویزیونی آمریکا خیلی ساده نیست. باید دانست آمریکا یکی از مذهبی ترین دموکراسی های غربی محسوب میشود و بعلاوه کسانی که به تناوب دولت را در دست میگیرند معتقدان بنیادگرای موسوم به مسیحیان دوباره زاده شده هستند که بسیاری از قوانین لغو شده مبتنی بر اصول مذهبی را احیاء کرده اند .
خانم وارگاس میگوید با اینکه این برنامه را با نهایت احترام تهیه کرده ام اما شما نمیتوانید راجع به این مسایل برنامه تهیه کنید بدون اینکه مردم را برنجانید.
تلویزیون ای بی سی تعدادی از مقامات مذهبی و دین شناسان را دعوت کرد که در مورداین برنامه نظر خود را بگویند.جوزف فئو نماینده لژ کاتولیک ها به شدت کتاب داون براون را مورد انتقاد قرار داده است. او گفت اکثریت مردم در این نظر نه ذره ای عقلانیت می بینند و نه نشانی از حقیقت. این نظر به شدت تحت تاثیر عقاید پدرریچارد براین از کلیسای نوتر دام است. ریچارد براین گفته است که مریم ماگدالنادر دستگاه مذهبی دست کم گرفته شده است.
تحلیل گران اجتماعی از پیدایش یک موج ضد سنتی که از سخت گیری و چهره عبوس مسیحیت بنیادگرای دولت جمهوریخواه خسته شده است ، خبر میدهند. هدف تهیه کننده گان برنامه و شبکه پخش کننده نیز مذهب زدایی نیست ، زمینی کردن مذهب و جذاب کردن آن است. خود خانم وارگاس بر این نکته انگشت گذارده است . او میگوید ای بی سی هیچ سندی بدست نیاورده است که نشان دهد عیسی زن داشته است اما این داستان را به کلی هم نمیشود نادیده گرفت:” برای من این موضوع مذهب را جذاب تر کرده است ” امید شبکه این است که همین حالت را به بیننده گان خود منتقل کنیم.”
زهره سحر خیز
برخی کامنت های قدیمی
– ناشناس/ بحث تخیلی بودن وجود مسیح نه تنها پرت و پلا نیست بلکه محصول تحقیق بسیاری از اروپائیهاست. بجای عکس العمل احساسی نشان دادن به آن تحقیقات مراجعه کن
– ناشناس/ مسیح وجود نداشت و همه پیامبران یهود هم پادشاه و از طبقه ممتاز بودند و مسیحیت در اروپا توسط امپراطوری رم برای سازماندهی بهتر ایدئولوژی برده داریش اشاعه پیدا کرد. بجای قبول بی چون و چرای خرافات مذهبی کمی از رخوت بیرون بیائید و تحقیق کنید. مذهب بخش از زندگی نامعقول و رابطه بردگی میان آدمهاست. علی رغم اینکه علم بیولوژی نشان میدهد که مذهب فهم غلط و غیر علمی از انسان دارد، چون روابط بردگی مزدی (سرمایه داری ) احتیاج دارد که کارگران ذات انسانی و اجتماعی خود را نفهمند و در مقابل آدمهای ثروتمند و زورگوهایشان احساس حقارت کنند، مذاهب را سرمایه داران نگه داشته اند. سکولاریسم مد شده توسط سرمایه سالاری در واقع یعنی نگه داشتن مذهب و استفاده از آن به عنوان مکمل دولت در پشت صحنه برای عقب نگه داشتن افکار طبقات و اقشار زحمتکش. سرمایه داران میدانند که با خرافی نگه داشتن افکار کارگران سوسیالیسم واقعی امکان ندارد.
– ناشناس/ چرا بعضی ها بی خودی شلوغ می کنند؟
۱ ـ اين مقاله در سايت مترقی و پيشرو
newstatesman
منتشر شده است.
۲ ـ نويسنده اين مقاله، از همکاران ثابت و قديمی و سرشناس سايت مزبور است.
۳ ـ چرا به جای پرداختن به محتوای مقاله، حرف های کلی می زنيد؟ و يا حتی در مواردی پرت و پلا ترين حرفی که در مورد مسيح زده شده است يعنی اين که اصلا چنين انسانی وجود خارجی نداشته است را تک رار می کنيد؟ می دانيد کسانی که به قول خودشان اين نوع نظرات را مثلاً به عنوان کتاب، مکتوب کرده اند تا چه اندازه در نزد اهل تحقيق، بی اعتبار و مبتذل و حتی مايه خنده و استهزاء هستند؟
۴ ـ در آثار متعدد رمان نويس برجسته قرن بيستم، نيکوس کازانتزاکيس، اشارات بسيار زيبا و پر معنايی به آموزه های عيسی و شخصيت انسانی او (شخصيتی به دور از شخصيت ساخته و پرداخته کليسای رسمی) شده است، که انسان با خواندن أن اشارات، عميقاً دلبسته عيسی مسيح می شود.
۵ ـ نه فقط در اديان، بلکه در همه جهان بينی ها، و نيز ايده ئولوژی های بزرگ، هميشه بعد از بنيانگدارانشان (و حتی غالباً در زمان بنيانگذارانشان نيز) چيز هايی به بنيانگذاران، نسبت داده شده است که ربطی به آن ها و يا خواست ها و جهت گيری های کلی آن ها نداشته است. با تأکيد بر روی کلمه « 05;لی».
شخصيت عيسی را از کليسا نپرسيد. از اين پيرو و از آن پيرو نپرسيد. به زندگی خودش نگاه کنيد.
انتخاب و ترجمه اين مطلب، به وسيله سايت روشنگري، نشان ديگری از ذهن به دور از دگماتيسم گردانندگان آن است. دست مريزاد و خسته نباشيد.
– ناشناس/ با خوش آمد گويی به چند مراجعه کننده جديد به سايت
اين سايت مانند سايت های ديگر محل انتقال واحد های اطلاعاتی است. جای مناسبی برای واگزاری عصبيت ها و پرخاشگريهايت . همه چيز را همگان دانند. من قطعا ً علامه دهر نخواهم بود می آموزم و
احتما لا می آموزانم. هر چقدر کم. فراتر از انتقال واحد های اطلاعی تمرين تحمل پذيری را می آموزيم
با خواندن دو کامنت او ل پيش خود گفتم جالب است از اين منظر هم می توان رويداد را ديد.
مسيح (به عبری ماشی يح، به آرامی ماشيحا، به عربی المسيح) در مذهب يهود oint خوانده ميشد، يعنی شخصی که به دست پيامبر خدا مسح شدهاست. بنابر متن انجيل (عهد عتيق) مسيح کسی بود که به وسيله پيامبران و يا پادشاهان برگزيده خداوند برای پادشاهی انتخاب ميشد. شيوه اين انتخاب به اين صورت بود که پيامبر، به دستو ر خداوند مقداری روغن (معمولاً روغن گياهی) را به سر فرد انتخاب شده ميماليد و برای او دعا مينمود. اين عمل (ماليدن روغن و برگزيدن) «مسح کردن» ناميده ميشد.
واژه مسيح يا ماشيح امروز به دو معنا به کار ميرود: يکی نجات دهنده به معنای عام کلمه و نجات دهنده به معنای خاص: کسی که در آينده ظهور خواهد کرد.
مسيح در باور اديان مختلف
يهود
در سنت يهود مسيح يا ماشيح پادشاهی است که مسح شدهاست. پيامبران هنگام فتح بابل از آن سخن گفتهاند و وعده دادند که کسی خواهد آمد تا سرزمين اسرائيل را رهايی ببخشد. همچنين يهوديان عيسی را مسيح دروغين ميدانند.
مسيحيت
مسيحيان، عيسی پسر مريم را مسيح ميدانند.
به اعتقاد مسيحيان خداوند در قالب يک انسان درآمد (جسم پوشيد) و بارفتن بر روی صليب گناهان انسانها را پاک کرد و هرکه به مسيح ايمان بياورد نجات يافتهاست.
اسلام
در اسلام نيز عيسی را پيامبر و رسول خدا و نيز مسيح ميدانند، همچنين طبق اعتقاد مسلمانان وی فرزند مريم عذرا و آخرين پيامبر اولوالعزم پيش! از محمد است. و طبق عقيده مسلمانان در آخرالزمان بهمراه مهدي، يکی ديگر از جلوههای موعود در اسلام، به زمين رجعت کرده و پشت سر مهدی نماز خواهد گذارد. در باور مسيحيان عيسی مصلوب شد ولی به 606;ص قرآن، وی مصلوب و کشته نشده است همين بخش است که در کل ماهيت مسيحيت مسيحيان را با ماهيت مسيحيت اسلامی در متضاد ميکند زيرا ماهيت مسيحی مسيح نجات انسانها از گناه بوده است! ; با جان دادن بر روی صليب * هم مسيحيان هم مسلمانان معتقدند مسيح پس از رجعت، دجال را خواهد کشت. برخی معتقدند که مفهوم مسيح در نوشتههای عبری نبودهاست، بلکه تحت تأثير باور زرتشتی به سوشيانت پديد آمدهاست.
– ناشناس/ فرقی میان هیتلر و استالین و خمینی و دولت آمریکا و سایر کشورهای غربی نیست و همشون مرتجعند چون کارگر را استثمار میکنند.
– ناشناس/ در چواب به 01:44 3 شما که این قدر برای غرب تبلیغات راه انداخته اید و همه هوچی و آناریشیت می خوانبد و مدعی هستید که همه در زیر چتر دموکراسی و ووووو !!!!! واقعا قران سوزی و کارتون حضرت محمد کشیدن و اشغال کشورهای دیگر با کشتار و تجاوز و بومی کشی و ووو همه را دموکراسی می دانید!!! . که این کارها را برای نفرت نژادی می کنند . درپشت سر نفرت نژادی برای استثمار و اشغال کشورهای دیگر کاربرد مالی و دزدی دارد . من خود مذهب ندارم ولی بهره جویی های کثیف را در زیر این کارها می بینم . اگر کارتون محمد کشیدن دموکراسی است . چرا کارتون کشیشهای خود را نمی کشند که به بچه ها تحاوز می کنند . یک مسیح بکشند که به کشیش را در حال تجاور به بچه مساعی می کند ووووو!!11 در غرب هیج دموکراسی وجود ندارد . کمونسیت بودن در غرب خطرناک تر است . البته اگر برای ژست باشد و از خودشان باشی شاید کاری به کسی نداشته باشند. همه را مافیایی سر به نیست می کنند …. وقت دیگر ندارم شب خوش . اگر جواب منطقی نداری به مردم انگ نزن.
– ناشناس/ با فرهنگ هوچیگری و آنارشیستی نمی توان به صلح و ثبات و رفاه و پیشرفت رسید ، اگر این فرهنگ موفق بود؟ هیتلر و استالین و خمینی … را پادشاه و صاحب جهان می نامیدند و نه قاتل مردم جهان.
– ناشناس/ در جواب 01:44 3 دی باید بگویم خواب دیدی خوش باشد. به ظاهر در این کشورها همه با هم برابرند. در کاغذها. با کامپیوتر سر می برند و اعدام می کنند . هم باید مثل خودشان باشند . نه تنها مسلمان بلکه هر که شبیه مسلمان است و قهوهای یا سیاه و بومی است . هر اقلیت ضعیف در زبر فشار برده کشی و نژاد پرستی و جتی حق درمان ساده را با شیوه های کامپیوتری ار انسان ضیعف دریغ می دراند . مسیح دموکراسی برای کسی ایجاد نکرده فقط مرده خوری و نژاد پرستی. ضیغف ها حق دفاع ندارند حتی اگر سرمایه داران آنرا کشتند سرمایه دار می تواند کشوری را به خون بکشد و مردم حق دفاع ندارند حتی در خانه خودشان . سگ برادر شغال از موسی و عیسی و همه و همه ضد بشر.
– ناشناس/ گشورهای سرمایه داری دموکراتیک و آزاد از مذهب ترس ندارند که هیچ سرمایه دارانشان و دولت های سرمایه داری اشان به مذهب برای فریب دادن کارگران و کارمندان بسیار احتیاج دارند. عقاید کمونیستی هم در کشورهای سرمایه داری دموکراتیک و آزاد تا وقتیکه موجب نشود که کارگران امور اقتصادی اجتماعی خودشان را بدست بگیرند آزادند، اما وقتی عقاید کمونیستی رشد کند و مافیای سرمایه داران را زیر سئوال ببرد، با آنها همان رفتاری میشود که جمهوری اسلامی با مخالفینش میکند.
– ناشناس/ تمامی مسلمانها در کشورهای آزاد و دموکراتیک با دیگر صاحبان ادیان و مذاهب از حقوق مساوی برخوردارند . یعنی مردم ایران نیز حق دارند در کشور مادری خود با هر دین مذهبی و عقیده ایی که داشته باشند، زیر چتر دموکراسی و قوانین حقوق بشر جهان با دیگر عقاید و بینشها بدون دیکتاتوری ولایت فقیه زندگی کنند.
– ناشناس/ عیسی که امروزه کلیسا زیر نامش به جنایات خود ادامه می دهد فرد خاصی نبود. در آن زمان از هر طرف شورشهایی بعضاً بسیار شدید ، خشن و دامنه دار بر علیه ظلم قدرتمندان پا می گرفت که به شدید ترین وجوه سرکوب می گردیدند. قدرتمندان هم چاره را در ایجاد مسکن روحی دیدند و با کمک هیپی های آنزمان یعنی پاسداران خرافه و تسلیم جعلی بزرگ بنام مسیحیت بوجود آوردند. و به این ترتیب مسیر تاریخ را به نفع حفظ بردگی تغییر دادند. مابقی داستان تا امروز فقط تغییر دکوراسیون و تجدید رنگ آمیزی بود.
البته متاسفانه اکثریت قابل ملاحظه ای با روان علیل وجود دارند که همیشه به این افراد سواری بدهند و دفاع جانانه ای هم از این بردگی بنمایند.
اسلحه حقه بازان هم همیشه با لابردن تب احساسات به ضرر حاکمیت شعور است. این اسلحه امروز بسیار گرم است.
– ناشناس/ مناسب بود اشاره ایی هم به نبود عیسا هم می کردید. به لحاظ تاریخی نه موسا وجود داشته است نه عیسا
اما محمد بلحاظ تاریخی وجود داشته است. موسا و عیسا و محمد هر سه مسیح ( منجی] بودند البته منجی طبقات بالا در مقابل طبقات پائین
– ناشناس/ مسیح اصلا وجود نداشته خرافاتی که برده دران سرهم کرده تا از انقلاب جلوگیری شود. پس مسیج به راست راست تلعق دارد.
– ناشناس/ خرافات مذهبی توانائی ساختن جامعه انسانی-سوسیالیستی را ندارد چون برای ساختن چنین جامعه ما باید ابتدا بفهمیم که ماورای طبیعت نیستیم.

Comments
آیا مسیح همسر خود را از سنگسار نجات داده است؟<br> زهره سحر خیز — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>