نوروز خونین ۱۴۰۵ و فاجعه اجتماعی ناشی از آنتاگونیسم در دو بخش از سرمایهداری ایران! / جواد قاسم آبادی
بی تردید بدعت ناجمهوری نااسلامی همچون هر پدیده مادی دیگر، منافع و مضاری برای جامعه ایران داشته است.
نفرت از دولت ایدیولوژیک، بی اعتبار شدن شیعه اثنی عشری در تمامیت آن، اجتماعی شدن حق برابر شهروندان؛ بویژه زنان و مردان و دگرباشان و دگراندیشان؛ از پیشرفتهای تاریخی ست که جامعه مدنی ایران در روند مبارزه فرهنگی طبقاتی در تقابل با حاکمیت جمهوری اسلامی بدست آورده است اما ….
در این میان مضاری که این حاکمیت «رانتی-مذهبی-نظامی» در مقیاس کلان به منافع ملل ساکن ایران زده است، کلان حیف و میل اموال و سرمایههای اجتماعی، ایجاد شکاف بر سر ادامه جنگ جهت حفظ قدرت از یک سو و از سوی دیگر جهت کسب مجدد قدرت، نماد این فاجعه هستند!
در مقابل این دو اقلیت بورژوازی، اکثریت عظیم تولیدکنندگان اند که مخالف خشونت و جنگ اند و راست و پوست کنده از هر دو طرف جنگ؛ چه در اوکراین و چه در ایران و چه در سودان و چه در فلسطین؛ می خواهند بی درنگ سلاحها را بر زمین گذارند، از هرگونه خشونت در داخل و خارج کشور خود پرهیز کنند و برای حل اختلافات بر سر میز مذاکره بنشینند!
اما در مقابل این اکثریت عظیم، دو اقلیت سرمایهداری غالب و مغلوب ایران که یکی برای حفظ حاکمیت خود و دیگری جهت کسب مجدد قدرت، خواهان ادامه جنگ و پیروزی یکی از طرفین جنگ بر دیگری هستند!
اقلیت حاکم با استناد به مورد حمله قرار گرفتن و اظهار حقانیت، خواستار ادامه و طولانی شدن جنگ و بزانو درآوردن «استکبار» جهانی ست!
اقلیت دیگر در کمین قدرت نیز خواهان ادامه جنگ و درهم شکستن حاکمیت «رانتی-مذهبی-نظامی» ایران و بازپس گرفتن قدرت است!
آنچه در این یک ماه جنگ و نوروز خونین بر ساکنان ایران گذشت، خبر از در دسترس نبودن پیروزی هریک از طرفین جنگ در کوتاه مدت است.
روندی خونین که از یک سو زیرساخت های متعلق به ساکنان ایران را یک به یک از بین می برد، زندگی را بر مردم سختتر و سختتر می کند و از طرف دیگر نفرت بین این دو اقلیت جنگ طلب غالب و مغلوب، بیشتر و عمیقتر می شود.
در این وانفسا که ابعاد جهانی پیدا کرده است، هر دو اقلیت ناظر بر از دست رفتن جان و مال اکثریت عظیم تولیدکنندگان ایران، رسماً دیگری را متهم به خیانت به «ایران» می کنند، از یکدیگر اعدام و ترور می کنند و وعده سختترین مجازات ها را به یکدیگر می دهند!
آیا با ادامه جنگ و ترور و اعدام و نفرت اجتماعی، «ایران» صد میلیونی، روی صلح و آرامش خواهد دید؟
آیا به فرض پایان جنگ این اقلیت حاکم و اقلیت در کمین قدرت، خواهند توانست در کنار یکدیگر با آرامش بزیند؟
بنظر نویسنده پاسخ این سوال یک نه بزرگ!
بنظر نویسنده جنگ داخلی در ایران آغاز شده است!
آنها که در قدرتند یک به یک حامیان جنگ را دستگیر و اعدام می کنند.
آن اقلیت دیگر که در کمین قدرت است نیز لحظهای از تایید بمبارانها و تهدید و ترور دست نمی کشد.
تهدید می کنند که اگر اسلحه را بر زمین نگذارید و تسلیم نشوید، در فردای شکست در جنگ و بقدرت رسیدن مجدد ایشان، محاکمه و به شدیدترین مجازاتها محکوم خواهید شد!
پس با منطق ساده ریاضی، ایران دیگر روی صلح و آرامش را نخواهد دید مگر ….
مگر اکثریت عظیم تولیدکنندگان مخالف جنگ و هرگونه خشونت، وارد صحنه شوند!
مگر اکثریت عظیم تولیدکنندگان وارد میدان شوند و این دو اقلیت رقیب خشونتطلب تروریست را بر جای خود نشانند و به جنگ خارجی و داخلی و دگرکشی پایان دهند!
آیا چنین چشماندازی جهت پایان چرخه معیوب هزاران ساله آزادی گریزی و زن ستیزی و دگراندیش کشی در ایران، زمینه مادی دارد یا آرزویی بیش نیست؟
پر واضح است که زمینه مادی دارد!
زمینه مادی این قدرت «رهایی»بخش، اکثریت عظیم تولیدکنندگان ملل ساکن ایران هستند که جان و کاشانه و مال خود را در ستیز بین حاکمیت قرون وسطایی ایران و ارتشهای جهنمی امپریالیستی و جیره خوارانش، از دست می دهند!
چنین پتانسیلی برای اقتدار و ایجاد آزادی و امنیت و برابری و صلح و رفاه پایدار در ایران و منطقه غیر قابل انکار است.
پس آنچه بر زمین مانده است سازماندهی این اکثریت عظیم تولیدکنندگان جهت در دست گرفتن تمامی قدرت است.
سازماندهی که نه با اراده افراد و تشکلها و احزاب، بلکه با اراده ملل ساکن ایران برای بقا، شکل خواهد گرفت!
سازماندهی که نه برای به قدرت رساندن این و یا آن قشر و طبقه اجتماعی، بل برای بقای ساکنان ایران شکل خواهد گرفت و با درهم کوبیدن ماشین دولتی در ایران و در دست گرفتن تمامی قدرت در دستان توانای خود، برای همیشه «ایران» را از چرخه معیوب حاکمیت اقلیتهای کوچک فرهنگی ساکن ایران «رها» خواهند کرد.
باشد تا به امید آن روز روشن، دست در دست و با چشمانی تر، شبهای سیاه را سپری کنیم!
جواد قاسم آبادی (م. ع. ب)
آموزگار تبعیدی
سیزدهم فروردین ماه ۱۴۰۵ که بدر نشد
“هر کی ابتدا به ساکن تجاوزی رو که حتی سازمان ملل هم محکوم کرده، محکوم نکنه، هر رقم روضه طبقاتی، حقوقبشری و… که بخونه خودش هم میدونه که بسود متجاوزین داره چرند میبافه!…”
کاملا درست است.
هر کی ابتدا به ساکن تجاوزی رو که حتی سازمان ملل هم محکوم کرده، محکوم نکنه، هر رقم روضه طبقاتی، حقوقبشری و… که بخونه خودش هم میدونه که بسود متجاوزین داره چرند میبافه!…
“بلکه با اراده ملل ساکن ایران برای بقا”؟!!!!!!!!!
قرار بوده پاسخی به نقدها بدهد، حالا مسئله جدیدی بوجود آورده.