نئواستعمارگرایی: دونالد ترامپ یا مارکو روبیو، چه کسی واقعاً پرونده کوبا را هدایت میکند؟ / برگردان باقر جهانبانی

در حالی که به نظر میرسد دو استراتژی در واشنگتن در مورد کوبا با یکدیگر در تضاد هستند، مردم این جزیره همچنان بهای انسانی سنگینی را میپردازند
نویسنده Luis Reygada برگردان باقر جهانبانی
روز دوشنبه، وبسایت تحقیقاتی آمریکایی Drop Site News فاش کرد که مارکو روبیو عمداً مانع شرکت ترامپ در مذاکرات با کوبا میشود.
«آیا ترامپ دولت کوبا را سرنگون خواهد کرد؟» این سوال روز سهشنبه در صفحه اول نسخه بینالمللی نیویورک تایمز مطرح شد. این سوال رویای دیرینه «گوسانوهای»( gusanos) میامی را تغذیه میکند، که با برکناری رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، و تلاشهای بازوی مسلح آنها در سالنهای طلایی کاخ سفید، یعنی وزیر امور خارجه مارکو روبیو، جسورتر شدهاند.
روبیو، محرک اصلی سیاست «فشار حداکثری» که از زمان بازگشت دونالد ترامپ با قدرت اجرا شده ، بخش جدید استراتژی جنایتکارانه است که در پرده دنبال میشود : هدف به تنگنا کشاندن انرژی در جزیره کوبا به بهانه دروغین «تهدیدی مستقیم برای امنیت ایالات متحده» است.
واشنگتن با فرمان اجرایی ریاست جمهوری در ۲۹ ژانویه، به دنبال تشدید محاصرهای است که اقتصاد کوبا را خفه میکند، مقصود بوجود آوردن یک انفجار اجتماعی است که منجر به سرنگونی قدرت کاسترویی شود. یعنی دنبال کردن هر آن چیزی که در شصت سال گذشته کارساز نبوده است. تحریمهای اقتصادی، که از نظر حقوق بینالملل غیرقانونی هستند، از نظر سیاسی بیاثرند. آنها تنها یک اثر اثبات شده دارند: ایجاد بحرانهای انسانی وحشتناک، که قبلاً توسط سازمان ملل متحد با «مجازاتهای جمعی» یا حتی «نسلکشی» مقایسه شدهاند.
دو دیدگاه برای یک قدرت
فشارهای بین المللی از این دست، برای مهار سیاست خارجی ترامپ در قبال آنچه او «قاره خود» میداند، کافی نیست. آمریکای لاتین بیش از هر زمان دیگری طعمه اهداف نئواستعماری جمهوریخواههای اقتدارگرا و امپریالیست آشکار است.
با این حال، با تکیه بر نمونه ونزوئلا که نشان داده رئیسجمهور میلیاردر میتواند با یک قدرت بولیواری کنار بیاید، باید پرسید که اهداف واقعی او در قبال هاوانا چیست. چند هفته پیش، نزدیکان دونالد ترامپ به وال استریت ژورنال گفتند که «رئیسجمهور استراتژیهای تغییر رژیم گذشته را رد میکند و ترجیح میدهد به توافق برسد».
بنابراین، فشار بیرحمانه بر اقتصاد کوبا – که هاوانا به شدت در مقابل آن مقاومت میکند – برای ترامپ تنها وسیلهای برای دستیابی به مذاکره خواهد بود. او لزوماً به دنبال وارد کردن ضربه نهایی به دولت تحت رهبری میگل ماریو دیاز- کانل نیست.
به نظر میرسد دو دیدگاه در درون خود قدرت ایالات متحده با یکدیگر در تضاد هستند، زیرا درهم کوبیدن انقلاب کوبا دلیل وجودی وزیر امور خارجه، مارکو روبیو است. این همان چیزی است که پایگاه انتخاباتی او در فلوریدا از وی انتظار دارد ،کسانی که آرای آنها به روبیو در مقابل ترامپ وزن خاصی میبخشد. در آستانه انتخابات میاندورهای (در نوامبر) ترامپ برای پیشبرد برنامه اش به این آرا نیاز دارد.
روبیو مانع از شرکت ترامپ در مذاکرات میشود
روز دوشنبه، وبسایت تحقیقاتی آمریکایی Drop Site News فاش کرد که مارکو روبیو« عمداً مانع از شرکت ترامپ در مذاکرات با کوبا میشود». هدف او جلوگیری به هر شیوه ای برای متوقف کردن مبادلات احتمالی کاخ سفید با جزیره است، در حالی که این مبادلات در واقع وجود ندارند… چیزی که هاوانا آن را تأیید میکند.
یک مقام ارشد دولتی گفته است: «ایده این است که چند وقت دیگر ، روبیو بتواند ادعا کند که مذاکرات به دلیل سرسختی کوبا بینتیجه بوده است». با توجه به اینکه مسیر دیپلماتیک مسدود شده به نظر میرسد، گزینه پیشنهادی توسط تندروهای میامی – تحمیل «تغییر رژیم» – تنها انتخاب باقیمانده به نظر میرسد.
بنابراین میتوان یک سوال جدید مطرح کرد:کاخ سفید یا وزارت امور خارجه، چه کسی در پرونده کوبا پیشتاز است؟ اما تا زمانی که قطعنامه با هدف «انداختن “دکترین دونرو” به زبالهدان تاریخ» است (و بهویژه خواستار پایان دادن به محاصره تحمیلی علیه کوبا است)، که این سهشنبه توسط گروهی از نمایندگان دموکرات به کنگره ایالات متحده ارائه شد، به واقعیت تبدیل شود، تندترین خط مشی در قبال کوبا اعمال میشود… و مردم آن هستند، که همچنان بهای سنگین سیاستی ناعادلانه و غیرانسانی را میپردازند.
یا ما معنی استعمار وتفاوت آن با نئواستعماررا نمیدانیم ویا نویسنده؟.
در یک جمله نئو استعمار همان استعماربزک شده بود که در آن استعمار برای فرار از تضاد وجنگ با مردمان سرزمین تحت سلطه اش اجازه میداد حکمران از خود مردمان باشد در حالی که سیاستهای سلطه را پیش میبرد.
اما اکنون با تعویض این بابا در ونزوئلا با معاونشاز سوی مستر ترامپ در حالیکه مردمان به چهره ای خارج از حکومت رای داده بودند با تحقیر این چهره حکومت را واگذار به معاون رئیس جمهور زندانی آنجا داد.
در مورد ایران نیز باز هم دو بار صریحادر مصاحبه گفته اشخاصی از داخل حکومت را برای جانشینی رهبرآن در نظر داریم.
این در حالیست که شازده رو دست مانده مانیزتوسط وی با این جمله که فکر نمی کنم طرف داران زیادی داشته باشد وباید صبر کنیم ببینیم چه کسانی سر بر خواهند آورد تحقیر وتوی سرش زد.
این گونه اوامر رک وبی رودربایستی وپرده پوشی برای برداشتن وگذاشتن نوکران در کشورهای ضعیف در کنار افزون شدن ثروت های میلیاردی قیصررم تماما در زیر پرچم مهملی بنام دموکراسی میباشد که در میدان عمل چیزی بجز حکومت حلقه اشراف بر بردگان نیست همان استعمار کهنه است.
حال اگر شازده وطرف دارانش همچنان دخیل به قیصر بسته اند ویا آن خانم ونزوئلائی پس از تحقیر توسط امپراتور جایزه نوبل خود را تقدیمش کرد بحث دیگریست.
دموکراسی خواهان یاخائن به تهی دستان ویا همان برده های حلقه اشراف جوامع گوناگون هستند ویا عقب افتاده.