Comments

شلاق برای مردم، شيرينی برای قدرت ها — 4 دیدگاه

  1. بنظر میرسد ایران گرایی آقای ایران گرا نم گرفته. چون قاعدتا بعنوان ایران گرا باید از شیرینی و شلاق که اولی صددرصد فارسی و دومی ریشه اش میتواند فارسی هم باشد، بییشتر خوشش می آمد تا حلو و چماق، زیرا این دو ریشه اولی عربی و دومی ترکی هست

  2. این شیرنی وشلاق بی معنی ولوس که بجای حلوا و چماق آورده شده از کجا آمده؟.
    تخریب فرهنگ ایرانی که بخش بزرگی از آن را ضرب المثل هایش تشکیل میدهد گویا تنها کاررژیم اشغالگرنیست.
    بعد هم این بار یکم نیست که شیطان بزرگ برای رد کردن شیطان کوچک زاده خودش از بحران به جانشین کردن معادله صوری دو شیطان با معادله اصلی متوسل میشود.
    منتهی این باربر خلاف دورانهای پیش با شارلاتانیزم عریان دست بدین کارزده است.
    ابتدا بامهملی بنام کمک در راه است! دادن جوانان میهن بدست جلادان رقم خورد تا برای مدتی هم که شده جامعه رااز پتانسیل مبارزاتی تهی کند ودر پله دوم حیله لو رفته مذاکره!بین دو شیطان ویا حتی با جنگ محدود وصد البته که محدود بودنش در راستای بیرون کردن مبارزه مردمی از معادله وتضمین استمرارعمر شیطان کوچک میباشد.

  3. مقاله منبع ناآگاهی طبقاتی است. اگر سرمایه داران مردم را می چاپند، مردم باید کارگران باشند چون طبقه دیگری وجود ندارد که چاپیده می شود. سرمایه دار، سرمایه دار را که نمی چاپد. سرمایه داران می چاپند و یا استثمار میکنند؟ اصطلاح درست علمی اش هست استثمار میکنند. جامعه مقاله چندین طبقه جدید دارد، مثل پرستار، معلم. خب چرا نگفت، سوپور، راننده، نقاش، خلبان، گوینده رادیو، آشپز، مکانیک اتوموبیل و غیره؟ چرا پرستار و معلم طبقه هستند اما این گروهها نه؟ کسی که آگاهی ندارد، نمیتواند کسی دیگر را حمایت و یا آگاه کند، او فقط میتواند ناآگاه کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>