بیانیه کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در واکنش به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
این فریاد در زمانهای برمیخیزد که فرزندانِ مادرمان ایران در خاک و خون غلتیدهاند و داغداران حتی مجال سوگواری نیافتند؛ در زمانهای که بیهیچ اغراقی از کشته پشته ساختند و از شامگاه تا سحرگاه خونهای شتکزده را از خیابانها شستند…
زهرا بهلولیپور، آیدا حیدری و محمدرضا مرادعلی نیز سه تن از هزاران هممیهن جانباخته و سه تن از همدانشگاهیهای ما بودند؛ گلهای پرپرشدهای که در هجدهم و نوزدهم دیماه، هدیه به میهن شدند و نامشان در کنار نامهای درخشان این روزگار تیره، بر دفتر خونخوردهٔ ایران نشست.
در دیماه ۱۴۰۴، رشتههای پیوند را بریدند و ایران را به تاریکی فرو بردند؛ گمان بردند که با خاموشی صدا، مردم نیز خاموش میشوند. ندانستند که این خاک، به گامهای فرزندانش روشن میشود. خیابانها روشن شدند، آنچنان که بریدن اینترنت نیز یارای پوشاندنش را نداشت. فرمانروایان، با درندگیِ بیپرده، ننگی ماندگار بر پیشانی خویش نهادند و شامگاه جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ را به جمعهٔ خونین ملت ایران بدل کردند. جمعهای که در تاریخ ماندگار شد و ایران به پیش از آن بازنمیگردد.
کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران -که از دل دانشگاه و از میان مردم ایران برخاسته است- آشکارا میگوید در این روزگار تنگی و خفقان، که همهٔ میدانهای زندگی را دربرگرفته و دانشگاه را نیز از کارکرد ملّیاش دور کرده است، بهعنوان صدایی از درون دانشگاه تهران، حقوق و آزادی مردم ایران را عصارهٔ جان و مهمترین دلیل حیات خود میداند.
بیشک بار نگهداشت رسالت ملّی دانشگاه بر دوش دانشجویان و استادانی است که پیوند خود را با جان ایرانزمین نگسستهاند. اما امروز، دستاورد پالایش و سرکوب هویداست؛ استادانی که یا توان دیدن ایرانِ امروز را از کف دادهاند یا آگاهانه چشم بر ویرانی این خاک بستهاند. در برابر دستگاه دروغپردازی که خواستار راندن و خاموشکردن بخش بزرگی از ملت ایران است، دانشگاهیان باید پرتوی بر خواستهها و دگردیسیهای مردم ایران بیاندازند. تعطیلی دانشگاه نیز مانند بسیار بستنها و بردنها رخ داد تا مبادا دانشجویان برای شادی، رادی و آزادی ایرانیان بکوشند.
اکنون، در بزنگاه دیماه ۱۴۰۴، کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران گواهی میدهد که بخش بزرگی از جامعه، خواهان قرارداد اجتماعی نوینی است؛ پیمانی که مردم برای آن حدود پانزده روز، جان بر کف نهادند و حقوق بنیادین خویش را فریاد زدند: حق حیات، حق زیستن با کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت بر خویش.
گرچه سراسر زمانهٔ زمامداریشان آکنده از بیخردیست، امید است که تاریکاندیشان این قرارداد را به رسمیت بشناسند. به یاد آورند هزاران سال تاریخ این سرزمین را، سرزمینی که هر بار به خاموشی افکنده شد، از خاکستر آتش، ققنوسوار برخاست و شعلهٔ زندگی را از نو در جان ایرانیان دمید.
ایرانیان، بدانید و آگاه باشید که فرزندان شما در دانشگاه، دل از ایران و رنج مردم شریفش نبریدهاند و با تمام جان و روان، برای ایران جنگیدند و میجنگند.
کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران دادخواه و سوگوار تمامی جانباختگان و جاویدنامان دیماه ۱۴۰۴ است و یاد آنان را گرامی میدارد. همچنین، کشتهشدن جاویدنام زهرا(رها) بهلولیپور، جاویدنام آیدا حیدری و جاویدنام محمدرضا مرادعلی را به همدانشگاهیان، جامعهٔ دانشگاهی و خانوادهٔ آنها تسلیت میگوید. باشد که نام آنها در تارک تاریخ ایران، روشناییبخش آیندهٔ سرزمین ایرانزمین باشد. دادار پاک یاور ایران باد.
شتک زده است به خورشید، خون بسیاران
بر آسمان که شنیده است از زمین باران؟
دریده شد گلوی نیزنان عشقنواز
به نیزهها که بریدندشان ز نیزاران
اگرچه عشق تو باری است بردنی، امّا
به غبطه مینگرم در صف سبکباران
*********************
اطلاعیه تعلیق فعالیت دانشگاهی کانونهای ایرانشناسی دانشگاه تهران
به نام نامی ایران
چنانکه در واپسین بیانیهٔ کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران آمده است، ایران به پیش از جمعهٔ خونین ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بازنخواهد گشت و ما، اعضای شوراهای مرکزی کانونهای ایرانشناسی دانشگاه تهران، نیز به عقب بازنمیگردیم. هرگونه عادیسازیِ شرایط بیمعناست و واقعیت چنان بر هر فرد و نهادی تحمیل خواهد شد که آنان را از درون تهی میکند.
بر همین پایه اعلام میداریم که به تصمیم شوراهای مرکزی، فعالیتهای رسمی و عمومی کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران، کانون ایرانشناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و کانون ایرانشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی -از جمله انتشار بیانیه، نشریه، کارگاه، حلقههای مطالعاتی و نشستهای علمی- تا پایان دورهٔ قانونی خود به حالت تعلیق درمیآید.
از این پس، کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران فعالیتی انجام نخواهد داد و فعالیتهای کانون به شوراهای عمومی و گعدههای درونی محدود خواهد بود.
این تصمیم نه از سر انفعال یا عافیتطلبی، بلکه برای پاسداری و نگهداشت رویکرد کانون ایرانشناسی گرفته شده است؛ رویکردی که اگر نمیتواند عاملیت داشته باشد، نمیخواهد خود را به ورطهٔ نابودی یا ابتذال بکشاند. مبادا روزی فرا رسد که ایراندوستانِ کانون ایرانشناسی وظیفهٔ خویش را از یاد ببرند و بدخواهان را شادمان سازند.
ما در ماههای پیشرو فعالیتهای رسمی و تولید محتوای خود را متوقف میکنیم، اما همچنان خویشکاری خود را حفظ میکنیم؛ زنده و پایدار میمانیم تا در شرایطی شایستهتر، که عاملیتی حداقلی وجود داشته باشد و تحدیدهای دانشگاهی و تهدیدهای غیردانشگاهی مانع فعالیت نباشند، بتوانیم از مام میهن دفاع کنیم؛ مام میهنی که یگانه دارایی گرانسنگ و والای ما، اعضای شوراهای مرکزی کانونهای ایرانشناسی دانشگاه تهران است.
*********************
بیانیه ۷۷ جامعهشناس داخل کشور درباره اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
با درد و اندوهی سترگ در سوگ کشته شدن هزاران تن از هموطنانمان، بر تداوم کنشگری علمی و مسئولیت مدنی خود بهعنوان اجتماع علمی جامعهشناسان تاکید داریم و در راستای آموختهها و تبیینهای جامعهشناختی؛ نکات زیر را اعلام میداریم:
۱- روایتسازی یکطرفه از اعتراضات و سرکوب آن با فعالیتهای جانبدارانه صدا و سیما، رسانههای کنترل شده در قامت کارخانه تولید روایت رسمی و تکرار برچسبزنیهای امنیتی به معترضان؛ نشانگر ناشنیده انگاری یا بیاعتنایی به پیام اساسی تحولجویی جامعه ایران است. این فضاسازی امنیتی و تک صدایانه، به معنای نادیده گرفتن علتهای بنیادین بروز اعتراضات و زمینهسازی مجدد برای تکرار اعتراض مردم است.
۲- بررسی و تبیین جامعهشناختی چهار ساحت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران کنونی در بردارنده این پیام است که جبران سرمایه اجتماعی و مشروعیت از کف داده در جامعه با توسل به گفتمانسازی ملیگرایانه دوران هشت سال جنگ ایران و عراق و حتی جنگ دوازده روزه با اسرائیل؛ دیگر امکانپذیر نیست.
وضعیت کنونی حاصل برونداد سالها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیفهایی از مردم را برای برون رفت از بنبست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشورهای خارجی؛ رهنمون ساخته است و این امر اجتماعی بیسابقه را قابل درنگ و بررسی همهجانبه میسازد.
۳- تکرار جرم انگاری برای معترضان بازداشت شده و در رأس آنان متخصصان و فعالان حرفهای صنوف درمانی، حقوقی، رسانهای، هنری و دانشجویی؛ از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گستردهتر و عمیقتر، پیش میبرد.
۴- ابهام در آمار و وضعیت کشتهشدگان، مجروحان و بازداشت شدگان؛ مورد پذیرش جامعه مدنی نبوده و یک ایران در انتظار شفافیت وقایع خونبار تاریخ این سرزمین است. وقایعی که هر از چندگاهی بخشی از سرمایههای انسانی ایران را از آن میستاند و هربار سوگی عظیم بر نهاد جامعه مینشاند که جبران ناپذیر است.
۵- ما جامعهشناسان ایران بر این باوریم که به رسمیت شناختن حق سوگواری جمعی، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه پیششرطی جامعهشناختی برای جلوگیری از فروپاشی کامل پیوندهای اجتماعی است. ممانعت از برگزاری مناسک سوگ و نادیده انگاشتن ابعاد فاجعه، تنها به انباشت ترومای جمعی و تعمیق خشمهای فرونهفته میانجامد که در آینده به شکلی مهارناپذیر سر بر خواهد آورد. با این حال، تبیین جامعهشناختی وضعیت کنونی نشان میدهد که
جامعه ایران، با وجود تحمل رنجی سترگ، از انفعال و ابژگی به عاملیت و سوژگی تغییر وضعیت داده است. امید ما به آینده ایران، نه یک خوشبینی سادهانگارانه، بلکه ریشه در پویایی همین بلوغ مدنی و اراده معطوف به زندگی دارد؛ ارادهای که در بطن خود، توان بازسازی ساختارهای فرسوده و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر کرامت، عدالت و عقلانیت را پرورانده است
. ما همگام با جامعه، چشمانتظار طلوع نظمی هستیم که در آن، حقوق بشر و جان انسانها فراتر از هر مصلحت سیاسی شمرده شود.
Comments
بیانیه کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در واکنش به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>