Comments

انتخاب یک مهاجر ۳۴ ساله به شهرداری نیویورک، راست در کمین قدرت نگران و راست حاکم بر ایران در شعف! / جواد قاسم آبادی — 6 دیدگاه

  1. فعلا آقای قاسم آبادی پاسخی نداده. ببینیم خودمان میتوانیم پاسخ دهیم؟
    یک پاسخ این است که منظور از دموکراسی، دموکراسی کشورهای اروپای غربی نیست. منظور دموکراسی مستقیم است. از اینجا به بعد، اصل بحث، یعنی اینکه دموکراسی مستقیم یعنی چه را فعلا میگذاریم کنار. سئوال مهمتر این می شود: پس اگر دموکراسی مستقیم لازم است چرا آنرا بصورت عبارت “دموکراسی مستقیم” بیان نمی کنیم؟ گفته آقای قاسم ابادی در کامنت ش باید باشد: دموکراسی مستقیم شرط نخست مبارزه با اقتدار است.
    حال اگر به بحث دموکراسی مستقیم برگردیم، در صدها کامنت آنارشیستی ذکر شده است که اقتدار در جامعه بصورت عینی اینهاست:
    هیراشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و افکار غیر علمی و ضد علمی.
    اگر ما این واقعیتهای زشت اجتماعی را از بین نبریم، دموکراسی مستقیم برای چه خواهد بود؟ برای اینکه جامعه تصمیم بگیرد که هیراشی بهتری داشته باشد، مردسالاری موثر تری داشته باشد، بردگی مزدی موثر تری داشته باشد، دولت امپریالیستی قوی تری داشته باشد؟ ممکن است بگوئیم نه، نظرخواهی عمومی باید علیه این زشتی ها باشد. خب، اگر چنین است، پس قاعدتا باید اول بگوئیم که ما خواهان این روابط زشت در جامعه نیستیم. اگر چنین چیزی بگوئیم، آنارشیست کمونیست هستیم نه دموکرات هوادار دموکراسی مستقیم. ما نمی خواهیم که زنان و کارگران به ایده های زشتی که ضد وحدت انسان است رای بدهند.
    شاید مدل دموکراسی مستقیم در پاسخ، کمون پاریس باشد. در ارتباط با این مثال، ایراد کمون پاریس انچیزهائی نیست که مارکس گفت، ایراد کمون پاریس این بود که روشن نکرد که زشتی های جامعه چیست. فرهنگ ضد اقتدار باید قبل از شورش و گرفتن قدرت سیاسی در فرانسه شکل میگرفت. فرهنگی که در این کامنت بصورت نقد و نفی اقتدار (ارتجاع ) بیان شده است.
    در ارتباط با ایران، باید ارتجاع را در تمام ابعادش در ایران نشان داد و کار تغییر انقلابی جامعه را بر اساس نقد و نفی نظری و عملی (ایجاد تشکلات شورائی-کلکتیو) آن پیش برد. گفتن اینکه دموکراسی میخواهیم، فاقد عنصر انقلابی است، هیتلر را هم در دموکراسی انتخاب کردند.
    آنارشیست = ضد اقتدار

  2. ممنون،
    گفت و شنودها را میتوانیم در اینجا ادامه دهیم:
    در زیر این بیانیه:
    فراخوان اقدام مشترک در ۱۱ شهر به مناسبت‌ ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان !
    نوشته اید:
    دموکراسی شرط نخست مبارزه با اقتدار است
    حال،
    اگر چنین است چرا دموکراسی ها بجای مبارزه با اقتدار خودشان اقتدارگرا هستند و دایم جنگ طلبی ، استعمارگری، استثمارگری و جنایت میکنند؟ همه این دولتها که دست به این کثافت کاری ها میزنند بصورت دموکراتیک انتخاب شده اند، نه؟ بعد از ۸۰ سال از جنگ جهانی دوم، هنوز زنان و کارگران این دموکراسی ها استعمارگر و استثمار گر انتخاب میکنند. احتمالا در امپریالیسم این کشورها بطور دموکراتیک یک منافعی احساس میکنند. اینطور است؟ اگر مهندسی فکری شده اند، این دموکراسی ظاهرا بعد از ۸۰ سال کمکی نکرده که مهندسی فکری صورت نگیرد.
    .
    لطفا بیشتر توضیح بدهید که منظور شما از دموکراسی چیست، شاید رمزی در این دموکراسی وجود دارد که از آن اطلاعی نداریم.
    آنارشیست = ضد اقتدار

  3. با سلام و سپاس از توجه، ارایه اطلاعات دقیق در مورد زهران ممدانی و مفهوم رفرم در کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری و تفاوت آن با کشورهای در حال توسعه 🙂

  4. آیا آنارشیستهای کمونیست درست است که در شورشهای سوسیال دموکراتیک کشورهای صنعتی شرکت کنند؟
    صد در صد.
    در انتخابات چطور؟
    خیر.
    مقصود از شرکت تبلیغ نظرات خود است که توده ها بدانند رفرم دستاوردهای محدود دارد و در انتها بصورت سپر بلای ارتجاع است. چون این جریانات میگویند دموکرات هستند، قاعدتا نمیتوانند جلوی نظرات آنارشیستی را بگیرند مخصوصا در حضور زنان و کارگران.

    در کشورهای ضد غرب دیکتاتوری مثل ایران، قضیه متفاوت است.
    در این کشورها کمونیستهای آنارشیست فقط اگر یک شورش و یا جنبش خواستهای روشن اقتصادی داشت در آن شرکت میکنند.
    اگر این شورسها سیاسی باشند، طبیعت انقلابی ندارند و در چارچوب منافع ارتجاعیون اپوزیسیون هستند.
    .
    تفاوت بین رفرمیسم سیاسی کشورهای صنعتی با رفرمیسم سیاسی کشورهای از لحاظ اقتصادی-نظامی عقب افتاده تر ضد غرب باید خوب درک شود.
    .
    مسئله مهم این است که دوران رشد اقتصادی و سیاسی مستقل اینگونه کشورها بیشتر از یک قرن است که سپری شده و هر گونه سیاست در این کشورها در انتها تحت کنترل امپریالیستها قرار میگیرد. استقلال در این کشورها موقتی است. رفرم سیاسی در این کشورها با رضایت امپریالیستها ممکن است و انقلاب در این کشورها فقط در شکل کمونیسم آنارشیستی قابل تصور است. برای همین است که میگوئیم انقلاب باید حتما جهانی باشد. آنارشیسم کمونیستی پیروز در یک کشور محاصره و نابود میشود. دولتهای ضد غرب یا ضد شرق مستقل شده به یک امپریالیست می پیوندند. تفاوت تکامل سیاسی کشورهای تحت سلطه امپریالیستها با تکامل سیاسی کشورهای امپریالیستی همتراز نیست، اولی تابع دومی است تا اینکه جنبشی باشد که امپریالیسم را نیز بعنوان بخشی از ارتحاع نفی کند که این جنبش انترناسیونالیستی آنارشیستی کمونیستی ست.
    .
    حذف ضدیت با امپریالیسم در جنبشهای اجتماعی، یک توطئه ارتجاعی ست.
    .
    آنارشیست

  5. ممدانی عضو حزب دی اس ای آمریکاست. دی اس ای خود را حزب نمیداند چون در آمریکا حزبی مستقل از دو حزب اصلی اینده ای ندارد. میتوان دی اسی ای را حزب دانست زیرا اعنقاد راسخی به انتخابات و حاکمیت دموکراسی پارلمانی دارد. هدف بیان شده این تشکیلات تقویت طبقه کارگر است، یعنی انتقال بخشی از ارزش اضافی به کارگران، نه از بین بردن بردگی مزدی. میتوان این تشکیلات را یک لابی هم دانست.
    ممدانی تنها شخص انتخاب شده دی اس ای در دم و دستگاه عظیم ارتجاع در آمریکا نیست، اما سمت بسیار مهمی پیدا کرده است. هدف اصلی ممدانی کاهش سختی های اقتصادی زندگی در نیویورک برای کارگران و سایر اقشار کم درآمد است. موفقیت ممدانی بعلت سیاست کلی هیئت حاکمه آمریکا بسیار محدود و یا شاید صفر و یا حتی منفی خواهد بود. سیاست کلی دولت فدرال آمریکا، دولت پشت صحنه و پنهان، ایجاد رفرم (انتقال بخشی از ارزش اضافی به کارگران) نیست، بلکه برعکس کاهش ان است. برای همین ممدانی موفق نخواهد بود.
    رفرمیسم در کشورهای واقعی دموکراتیک با رفرمیست در کشورهای از لحاط اقتصادی مثل ایران تفاوت ماهوی دارد. کشورهائی مثل ایران تحت فشار و یا کنترل امپریالیستها هستند و جنیش رفرمیستی آنها اگر ضد امپریالیستی نباشد بسادگی در خدمت رقابتهای امپریالیستی قرار میگیرد. کشورهائی مثل آمریکا مسئله امپریالیسم ندارند چون خودشان امپریالیست هستند. امپریالیسم در جمع روابط ارتجاعی، پدیده بسیار مهمی است.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>