پیامدهای ژئواکونومیکِ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر بازارهای انرژی و سرمایه / سیاوش قائنی

در این نوشتار تلاش میشود پیامدهای ژئواکونومیک این جنگ بررسی شود و نشان داده شود که چگونه یک درگیری نظامی در منطقه غرب آسیا میتواند در زمانی بسیار کوتاه، اقتصاد جهانی را در معرض شوکهایی عمیق و زنجیرهای قرار دهد.
.
نویسنده سیاوش قائنی
پیامدهای ژئواکونومیکِ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر بازارهای انرژی و سرمایه
مقدمه
در پی تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در بامداد نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، یکی از حساسترین مناطق ژئوپولیتیک جهان بهسرعت به کانون بحرانی گسترده تبدیل شد. این جنگ با حمله نظامی، ترور رهبر جمهوری اسلامی و واکنش متقابل ایران در منطقه خلیج فارس آغاز شد و تنها در چند روز نخست، ابعادی فراتر از یک درگیری صرفاً منطقهای پیدا کرد. این رویداد به سرعت به یکی از مهمترین بحرانهای اقتصادی و ژئواکونومیک سالهای اخیر تبدیل شد.
در پنجمین روز جنگ، با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی جهان عملاً از کار افتاد. این گذرگاه راهبردی، که بخش قابل توجهی از صادرات جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند، نقشی تعیینکننده در ثبات بازارهای انرژی دارد. توقف جریان انرژی در این آبراه نه تنها شوکی فوری به بازارهای نفت و گاز وارد کرد، بلکه پیامدهای آن به سرعت در حوزههای مالی، حملونقل دریایی، زنجیرههای تأمین جهانی، صنعت بیمه و حتی سیاستهای پولی بسیاری از کشورها بازتاب یافت.
علیمحمد نائینی، معاون روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در اظهاراتی هفتم مارس در صدا و سیمای ایران درباره وضعیت تردد در تنگه هرمز گفت:
«ما بر اساس اصل عبور بیضرر در حقوق بینالملل دریایی عمل میکنیم. بنابراین تنها در صورتی اجازه عبور شناورها از تنگه هرمز داده میشود که از بیضرر بودن آنها اطمینان حاصل شود. بر همین اساس، به هیچ وجه به شناورهای ایالات متحده، اسرائیل و طرفهایی که مستقیماً وارد جنگ با ما شدهاند اجازه عبور داده نشده و نخواهد شد.
در حال حاضر حدود سیصد نفتکش و کشتی کانتینری در دو سوی تنگه هرمز متوقف شدهاند. به طور طبیعی این جنگ در همین چند روز تأثیر خود را بر قیمت نفت، قیمت گاز و بازارهای جهانی سهام گذاشته است. همچنین حدود ۲۳ هزار پرواز بینالمللی و میلیونها مسافر در فرودگاههای منطقه به دلیل شرایط ناشی از این جنگ با اختلال مواجه شدهاند. بنابراین میتوان گفت پیامدهای این جنگ تنها محدود به منطقه نیست و بر همه مردم جهان تأثیر میگذارد. همه بازیگران بینالمللی و منطقهای باید بدانند که پیامدها و خسارتهای ناشی از این جنگ متوجه دولت ایالات متحده و اسرائیل است.»
اهمیت این رخداد تنها در اختلال موقت در عرضهٔ انرژی خلاصه نمیشود؛ بلکه نشان میدهد چگونه یک گلوگاه ژئوپلیتیکی میتواند به نقطهای تعیینکننده در اقتصاد جهانی تبدیل شود. در جهانی که شبکههای تجارت، انرژی و مالی به شدت درهمتنیدهاند، هرگونه اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی میتواند موجی از بیثباتی اقتصادی ایجاد کند که آثار آن از بازارهای کالا تا نظام بانکی و سیاستهای اقتصادی دولتها گسترده است.
در این نوشتار تلاش میشود پیامدهای ژئواکونومیک این جنگ بررسی شود و نشان داده شود که چگونه یک درگیری نظامی در منطقه غرب آسیا میتواند در زمانی بسیار کوتاه، اقتصاد جهانی را در معرض شوکهایی عمیق و زنجیرهای قرار دهد؛ شوکهایی که نه تنها بازار انرژی، بلکه ساختار تجارت جهانی، امنیت مسیرهای دریایی و ثبات اقتصاد بینالملل را تحت تأثیر قرار میدهند.
۱- زمینهٔ ژئواکونومیک بحران
در تحلیل بحرانهای پیچیدهای مانند تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران و شعله ور کردن جنگی در منطقه در غرب آسیا، مفهوم ژئواکونومی اهمیت ویژهای پیدا میکند. ژئواکونومی به نوعی رقابت اقتصادی در سطح جهانی اشاره دارد که در آن تجارت، سرمایه و ابزارهای اقتصادی به اندازه قدرت نظامی در تعیین توازن قدرت نقش دارند. این حوزه به بررسی رابطه میان قدرت اقتصادی و موقعیت جغرافیایی میپردازد و نشان میدهد چگونه کشورها با استفاده از منابع اقتصادی و سرمایهگذاریهای استراتژیک، اهداف ژئوپلیتیکی خود را پیش میبرند.
برخلاف «ژئوپولیتیک سنتی» که عمدتاً بر نقش جغرافیا در شکلگیری روابط بینالملل تمرکز دارد، ژئواکونومی بررسی میکند که چگونه کشورها از تجارت، سرمایه، فناوری و ابزارهای اقتصادی برای دستیابی به اهداف راهبردی بهره میبرند. در این چارچوب، جنگها تنها به تخریب فیزیکی محدود نمیشوند؛ بلکه با ایجاد اختلال در شبکههای اقتصادی و زیرساختهای جهانی، تأثیرات عمیقی بر بازارهای مالی، تجارت بینالمللی و زنجیرههای تأمین ایجاد میکنند. نمونهٔ روشن این پدیده، جنگ کنونی میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران و واکنشهای ایران در منطقه خلیج فارس است.
با این پیشزمینه، دو بخش بعدی – شوک ژئواکونومیک در بازارهای انرژی و مالی جهان و اختلال در شریانهای تجارت جهانی – به بررسی دقیق این پیامدها، جزئیات مسیرهای جایگزین انرژی، هزینههای حملونقل، زنجیرههای تأمین و اثرات اقتصادی گسترده خواهند پرداخت.
۲- شوک ژئواکونومیک در بازارهای انرژی و مالی جهان
با بسته شدن تنگه هرمز بهدست نیروهای مسلح ایران، یکی از حیاتیترین گلوگاههای انتقال انرژی در جهان عملاً از کار افتاد. این آبراه باریک که میان خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد، مسیر عبور بخش بزرگی از صادرات انرژی کشورهای تولیدکننده منطقه است و نقشی تعیینکننده در توازن عرضه و تقاضای جهانی نفت و گاز ایفا میکند.
برآوردهای اولیه نشان میدهد که با بسته شدن این مسیر، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز ــ معادل نزدیک به یکپنجم مصرف روزانه جهان ــ از بازار خارج شده است. همچنین نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) که بخش عمده آن از کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میشود، با اختلال جدی روبهرو شده است. توقف یا محدود شدن تردد نفتکشها در این گذرگاه استراتژیک، بلافاصله نگرانی عمیقی درباره امنیت عرضه انرژی در بازارهای جهانی ایجاد کرد.
در پی این اختلال، بازارهای انرژی واکنش سریعی نشان دادند. قیمت نفت برنت، که یکی از شاخصهای اصلی قیمتگذاری جهانی نفت است، در مدت کوتاهی افزایش یافت و به بیش از ۹۳ دلار در هر بشکه رسید. بسیاری از تحلیلگران حتی احتمال عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار را نیز مطرح کردهاند؛ بهویژه اگر اختلال در تردد نفتکشها ادامه یابد یا دامنه درگیریهای نظامی در منطقه گسترش پیدا کند. افزایش قیمت انرژی تنها به بازار نفت محدود نماند و بازار گاز، حملونقل دریایی و بیمه کشتیرانی نیز با افزایش هزینهها و ریسک مواجه شدند.
پیامدهای این شوک به سرعت به بازارهای مالی جهانی سرایت کرد. طی کمتر از چهار روز نخست بحران، ارزش بازارهای سهام در اقتصادهای بزرگ جهان با افت قابل توجهی مواجه شد و در مجموع حدود ۳٫۲ تریلیون دلار از ارزش بازارهای مالی کاسته شد. شاخصهای بورس در پنج روز نخست جنگ در بسیاری از اقتصادهای بزرگ بین ۴ تا ۸ درصد کاهش یافت و سرمایهگذاران برای کاهش ریسک، سرمایههای خود را به سمت داراییهای امنتر مانند اوراق قرضه دولتی، طلا و ارزهای معتبر منتقل کردند. این رفتار نشاندهنده سطح بالای نااطمینانی در بازارهای جهانی و نگرانی سرمایهگذاران از گسترش بحران است.
افزایش ناگهانی قیمت انرژی همچنین پیامدهای مهمی در حوزه مالی و پولی جهانی ایجاد کرده است. در کشورهای واردکننده انرژی، افزایش قیمت نفت و گاز بهطور مستقیم هزینه تولید، حملونقل و خدمات را افزایش داده و فشارهای تورمی را تشدید کرده است. صنایعی مانند خودروسازی، پتروشیمی، الکترونیک و تولید کالاهای مصرفی با افزایش هزینه مواد اولیه و انرژی روبهرو شدهاند. این روند، همراه با اختلال در زنجیره تأمین جهانی، میتواند به افزایش قیمت کالاها، کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و در برخی موارد کمبود کالا در بازارهای داخلی منجر شود.
اقتصادهای بزرگ واردکننده انرژی ــ بهویژه چین، هند، کره جنوبی و ژاپن ــ از جمله کشورهایی هستند که بیشترین آسیبپذیری را در برابر چنین شوکهایی دارند. افزایش پایدار قیمت انرژی میتواند رشد اقتصادی این کشورها را کند کرده و فشار مضاعفی بر تراز تجاری آنها وارد کند.
بانکهای مرکزی جهان نیز در برابر این شوک انرژی با چالش پیچیدهای مواجه شدهاند. افزایش قیمت نفت و گاز میتواند موج تازهای از تورم جهانی ایجاد کند و بانکهای مرکزی را ناگزیر به افزایش نرخ بهره سازد. چنین اقدامی گرچه ممکن است برای مهار تورم ضروری باشد، اما در عین حال میتواند رشد اقتصادی را کند کرده، سرمایهگذاریهای تولیدی را کاهش دهد و نوسانات بیشتری در بازارهای سهام و اوراق قرضه ایجاد کند. در چنین شرایطی، خطر وقوع همزمان تورم بالا و رکود اقتصادی ــ وضعیتی که در اقتصاد به آن «رکود تورمی» گفته میشود ــ افزایش مییابد.
از منظر ژئواکونومیک، اهمیت این بحران در آن است که نشان میدهد چگونه یک درگیری نظامی منطقهای میتواند به سرعت به شوک اقتصادی جهانی تبدیل شود. اقتصاد جهانی امروز شبکهای بهشدت درهمتنیده از بازارهای انرژی، مالی و تجاری است و هرگونه اختلال در یک گلوگاه استراتژیک میتواند واکنش زنجیرهای در سایر بخشها ایجاد کند.
در بلندمدت، چنین بحرانی ممکن است پیامدهای ساختاری مهمی برای نظام انرژی جهان داشته باشد. بسیاری از کشورها برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر شوکهای ژئوپولیتیک، احتمالاً به سمت تنوعبخشی به منابع انرژی حرکت خواهند کرد. این روند میتواند شامل سرمایهگذاری گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای، توسعه خطوط لوله منطقهای، افزایش ذخایر استراتژیک نفت و گاز و ایجاد مسیرهای جدید حملونقل انرژی باشد.
همچنین اقتصادهای بزرگ، بهویژه چین و هند، ممکن است سرمایهگذاریهای گستردهای در زیرساختهای انرژی جایگزین، شبکههای انتقال داخلی و پروژههای امنیت انرژی انجام دهند. چنین تحولاتی در بلندمدت میتواند به بازآرایی تدریجی ساختار تجارت جهانی انرژی و حتی تغییر توازن قدرت اقتصادی در سطح منطقهای و جهانی منجر شود.
۳- ژئواکونومی و اختلال در شریانهای تجارت جهانی
بسته شدن تنگه هرمز نه تنها بازار انرژی را تحت فشار قرار داده، بلکه کل زنجیره تجارت جهانی را نیز با چالش مواجه کرده است. این بحران نمونهای بارز از نقش ژئواکونومی در شکلدهی به اقتصاد بینالملل است. ژئواکونومی به رقابت اقتصادی جهانی اشاره دارد که در آن تجارت، سرمایهگذاری، فناوری و ابزارهای اقتصادی به اندازه قدرت نظامی در تعیین توازن قدرت اهمیت دارند و کشورها از این ابزارها برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود بهره میبرند.
در چارچوب ژئواکونومی، جنگها تنها محدود به تخریب فیزیکی نیستند؛ بلکه با ایجاد اختلال در شبکههای اقتصادی و زنجیرههای تأمین، اثرات گستردهای بر اقتصاد جهانی میگذارند. نمونهٔ روشن این پدیده، جنگ کنونی میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران و واکنشهای ایران در منطقه خلیج فارس است.
اختلال در تجارت جهانی شامل موارد زیر است:
– مسیرهای کشتیرانی: بسیاری از نفتکشها و کشتیهای تجاری مجبور شدهاند مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری برای رسیدن به مقصد انتخاب کنند که موجب افزایش زمان تحویل کالا، مصرف سوخت بیشتر و هزینههای بالاتر بیمه میشود.
– زنجیرههای تأمین جهانی: توقف یا تأخیر در حرکت کشتیها تولید صنایع وابسته به مواد اولیه وارداتی را مختل کرده و به کمبود کالا در بازارهای محلی و جهانی منجر شده است. صنایعی مانند پتروشیمی، خودروسازی و کالاهای مصرفی بیشترین آسیب را دیدهاند.
– مسیرهای جایگزین انرژی: ظرفیت محدود خطوط لوله جایگزین، مانند خط لوله شرق–غرب عربستان سعودی (۷ میلیون بشکه در روز) و خطوط لوله امارات (۱٫۵ میلیون بشکه در روز)، قادر به جبران کمبود ناشی از بسته شدن تنگه نیست.
– تأثیر بر کشورهای آسیایی: کشورهایی مانند تایلند، هند، کره جنوبی و فیلیپین به دلیل وابستگی شدید به واردات انرژی، آسیب جدی دیدهاند؛ در حالی که کشورهای صادرکننده انرژی مانند مالزی از افزایش قیمتها سود میبرند.
بازارهای مالی نیز با واکنش سریع مواجه شدند؛ شاخصهای بورس در برخی کشورهای اروپایی و آسیایی بین ۴ تا ۸ درصد کاهش یافت و سرمایهگذاران به داراییهای امنتر مانند اوراق قرضه دولتی، طلا و ارزهای معتبر روی آوردند.
همزمان، بخش هوانوردی منطقه نیز دچار اختلال شد. فرودگاه بینالمللی دبی که در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۵٫۲ میلیون مسافر را جابهجا کرده و به ۲۹۱ مقصد پرواز داشته، در پی حملات ایران به زیرساختها با تعطیلی نامحدود مواجه شد. این اختلال نه تنها بر حملونقل مسافر، بلکه بر تجارت هوایی و جابهجایی کالاهای حساس نیز تأثیر گذاشته است.
در نتیجه این تجاوز نظامی و پیامدهای آن نمونهای از پیوند میان ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی است؛ جایی که یک نقطهٔ بحرانی میتواند اثرات زنجیرهای و گستردهای بر تجارت، بازارهای مالی، زنجیرههای تأمین و زیرساختهای حیاتی منطقهای و جهانی داشته باشد.
۴- چشمانداز، شاخصهای قابل رصد و اثرات بلندمدت
پیامدهای بحران تنگه هرمز فراتر از تأثیرات کوتاهمدت بر قیمت انرژی و بازارهای مالی است و میتواند جهتگیری بلندمدت تجارت جهانی و ژئواکونومی منطقهای را شکل دهد. چند شاخص کلیدی برای رصد تحولات آینده عبارتاند از:
۱- قیمت نفت و گاز طبیعی: تثبیت قیمت نفت بر بالای ۱۰۰ دلار میتواند نشاندهنده تغییرات پایدار در هزینههای تولید صنعتی و حملونقل جهانی باشد. همچنین، کاهش عرضه LNG به اروپا و آسیا، روند خرید گاز از بازارهای جایگزین مانند آمریکا و آفریقا را تسریع میکند.
۲- وضعیت بیمه خطر جنگ: تغییر در سیاستهای شرکتهای بیمه برای پوشش کشتیها، میتواند نشاندهنده فشارهای مالی و ریسکپذیری شرکتهای حملونقل باشد. افزایش ۵۰ درصدی حق بیمهها، توقف برخی پوششها و کاهش حرکت کشتیها شاخصهای مهمی هستند.
۳- تغییر مسیر حملونقل دریایی و هوایی: استفاده از مسیرهای طولانیتر مانند دماغه امید نیک، مسیرهای آفریقا و آسیای مرکزی، و بسته شدن حریم هوایی امارات و قطر، نشاندهنده اختلال گسترده در زنجیره تأمین جهانی است و تأخیر در تحویل کالاهای حساس مانند دارو و الکترونیک را به همراه دارد.
۴- سیاستهای پولی و نرخ بهره: اقدامات بانکهای مرکزی برای کنترل تورم ناشی از جهش قیمت انرژی، از جمله افزایش نرخ بهره، میتواند شاخصی برای شدت فشار بر اقتصاد جهانی و کندی رشد صنعتی باشد.
۵- سرمایهگذاری در انرژی جایگزین: روند سرمایهگذاری در انرژی هستهای، تجدیدپذیر و خطوط لوله داخلی،
نشاندهنده بازآرایی بلندمدت ساختار انرژی و کاهش وابستگی به خاورمیانه است.
چشمانداز بلندمدت
اگر بحران برای چند هفته یا بیشتر ادامه یابد، پیامدهای ژئواکونومیک آن میتواند بسیار گسترده باشد:
– نظام مالی جهانی ممکن است با انقباض شدید مشابه بحران مالی ۲۰۰۸ مواجه شود.
– تجارت جهانی ممکن است به سمت تکهتکه شدن و منطقهای شدن حرکت کند، زیرا کشورها برای کاهش ریسکهای ژئوپولیتیک به سمت دوستسپاری تولید و استقلال اقتصادی نسبی روی میآورند.
– حتی صندوقهای ثروت ملی کشورهای غرب آسیا ممکن است به دلیل تخصیص منابع به بخش نظامی کاهش یابد، که اثر مستقیم بر امنیت انرژی و قدرت اقتصادی کشورها دارد.
– بازارهای جهانی با نااطمینانی طولانیمدت، نوسانات شدید و افزایش هزینه انرژی مواجه خواهند بود.
به طور کلی، بسته شدن تنگه هرمز نمونهای بارز از تأثیر فوری و زنجیرهای یک بحران منطقهای بر اقتصاد جهانی است و نشان میدهد که در جهان بهشدت به هم متصل، یک نقطه بحرانی میتواند بازارهای انرژی، مالی و تجارت جهانی را به سرعت تحت فشار قرار دهد و سیاستهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک کشورها را بازآرایی کند.
تاریکخانه دیجیتال؛ هدفگیری قلب تپنده هوش مصنوعی در خلیج فارس
در حالی که جهان با بهت به شعلههای جنگ در خاورمیانه مینگرد، ابعاد ژئواکونومیک این نبرد از مرزهای سنتی انرژی فراتر رفته و برای نخستین بار در تاریخ جنگهای مدرن، زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده (Data Centers) به اهداف مستقیم نظامی در قالب «دکترین وحشت» تبدیل شدهاند. گزارشهای میدانی تا ۷ مارس ۲۰۲۶ تایید میکنند که مراکز داده غولآسای آمازون (AWS) در امارات متحده عربی و بحرین هدف حملات دقیق پهپادی قرار گرفته و دچار خسارات ساختاری و آتشسوزیهای گسترده شدهاند؛ همزمان، زیرساختهای ابری مایکروسافت (Azure) که بخشهای حساسی از خدمات دولتی منطقه را پشتیبانی میکردند، با اختلالات جدی روبرو گشتهاند. این ناامنی بیسابقه، پروژه عظیم ۵.۳ میلیارد دلاری آمازون در عربستان سعودی و طرحهای بلندپروازانه ۵ گیگاواتی OpenAI و انویدیا در ابوظبی را در هالهای از ابهام فرو برده و منجر به یک «فرار بزرگ دیجیتال» شده است. در حالی که غولهایی مانند گوگل در حال تخلیه اضطراری بیش از ۱۰۰۰ کارمند خود از دبی هستند، شرکتهای بینالمللی ارائهدهنده خدمات ابری به مشتریان جهانی هشدار دادهاند که بارهای کاری و دادههای حساس خود را فوراً از مناطق پرخطر خلیج فارس به سرورهای امن در اروپا و آمریکا منتقل کنند. این وضعیت نشان میدهد که اصابت حتی یک موشک به این مراکز، نه تنها ثبات منطقه، بلکه امنیت دادهها، تراکنشهای بانکی و توان پردازشی کل جهان را فلج کرده و سقوط ۳.۲ تریلیون دلاری بازارهای سهام در ۹۶ ساعت نخست، تنها نوک کوه یخ از پیامدهای ویرانگر این نبرد بر اقتصاد دیجیتال قرن بیست و یکم است.
از منظر ژئواکونومیک، ایران در این بحران تلاش میکند از توان نظامی خود به عنوان اهرم راهبردی برای اختلال در تجارت منطقهای و وارد کردن هزینههای اقتصادی به آمریکا و اسرائیل استفاده کند. در چنین چارچوبی، عملیات نظامی تنها برای دستیابی به اهداف نظامی انجام نمیشود، بلکه هدف آن تحمیل فشارهای مالی و تجاری گسترده به رقبا نیز هست.
چکیده نهایی
این مقاله به کالبدشکافی پیامدهای ژئواکونومیک تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران و تأثیرات ویرانگر آن بر ساختار بازارهای انرژی، نظام مالی بینالمللی و زیرساختهای کلیدی اقتصاد جهانی میپردازد. این درگیری که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، بیش از آنکه یک ضرورت راهبردی باشد، محصول همگراییِ رادیکال میان دولت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این ماجراجویی نظامی بر پایه یک «خطای محاسباتی سیستماتیک» و اتکا به دادههای اطلاعاتی اشتباه شکل گرفت؛ تصور باطلی که مدعی بود با هدف قرار دادن کانونهای قدرت، حاکمیت ملی ایران دچار فروپاشی آنی شده و با گسست بدنه اجتماعی، کار در ظرف چند روز به نفع متجاوزان خاتمه مییابد.
برخلاف این پیشبینیهای خوشبینانه، واقعیتِ میدان نشان داد که این تجاوز بدون یک «راهبرد خروج» (exit strategy) تعریف شده و با نادیده گرفتن توان واکنش متقابل ایران، به یک بنبست راهبردی تبدیل شده است. نقطه عطف این بحران، مسدود شدن تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان بود؛ شریانی که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و ۲۰ درصد تجارت جهانی «گاز طبیعی» مایع از آن عبور میکند. اختلال در این گذرگاه، نهتنها شوکی آنی و بیسابقه به قیمت جهانی نفت وارد کرد، بلکه با ایجاد تلاطم در بازارهای سرمایه، منجر به سقوط شاخصهای بورس جهانی و هجوم سرمایهگذاران به سمت داراییهای امن نظیر طلا و ارزهای پایدار شد.
در بخش های دیگر، این مقاله نشان میدهد که چگونه این درگیری از حوزههای سنتی فراتر رفته و زیرساختهای اقتصاد دیجیتال، مراکز داده و شبکههای هوش مصنوعی در منطقه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده است؛ امری که منجر به گسیختگی در زنجیرههای تأمین جهانی و افزایش هزینههای حملونقل و بیمه گردید. برآیند این بررسی نشان می دهد که اصرار بر مدلهای امنیتی قرن بیستمی و تبعیت واشینگتن از تحریکات تلآویو، منجر به ایجاد یک بحران ژئواکونومیک جهانی شده است که هزینههای آن نه تنها گریبانگیر منطقه، بلکه مستقیماً متوجه ثبات داخلی اقتصاد ایالات متحده و نظم مالی اقتصادی جهان گشته است. این جنگ، سندی بر شکست رهیافتهای نظامیگری در دنیای بههمپیوسته امروز و پیروزی واقعیتهای ژئوپلیتیک بر توهمات سیاسی است.
نویسنده سیاوش قائنی
آمریکا از اسرائیل تبعیت نمیکند، آمریکا رهبر امپریالیستهای غربی است و بر اساس منافع امپریالیستهای غربی عمل میکند. شاید حمله آمریکا رژیم را فعلا سرنگون نکرده، اما تا رژیم تسلیم و یا سرنگون نشود، انها دست بردار نیستند. کوشش امپریالیستهای غربی برای سرنگونی رژیم و یا تسلیم شدن آن ادامه خواهد یافت ،حنی اگر رژیم سرنگون نشود و آتش بس طولانی اعلام شود. بعلاوه، جنگ فعلی، جنگی امپریالیستی است که از سیستم استثمارکری سرمایه داری سود می برد و هدفش انباشت سرمایه بیشتر برای سرمایه داران غربی است. راه خروج نهایی از جنگهای امپریالیستی غربزو سرق و فساد جهانی، انقلاب آنارشیستی کمونیستی در ایران، منطقه و جهان است.