Comments

نئوپوپولیسم و دالّ تهی، به نامِ کارگر، به کامِ بورژوازی / آناهیتا اردوان — 3 دیدگاه

  1. کمیته م. ارتدوکس و کمیسیون مهندسین نفت، گاز، پتروشیمی و معدن ایران در “ایکور” (با بیش از ۶۰ سازمان کارگری عضو) ثبت شده‌اند؛ دستاوردی که گروه‌های پرهیاهوی خارج‌نشین از آن بازمانده‌اند. حضور مادی و میدانی چهره‌های شاخص این جریان طی هشت سال اخیر در نقاط استراتژیکی چون هفت‌تپه، تهران و سیستان و بلوچستان با اسناد تصویری و عملیاتی ثابت شده است. در چنین شرایطی، برچسب‌هایی نظیر “فاشیسم لنینیستی-استالینیستی”، تنها تلاشی مستأصل برای فرار از مواجهه با صدها صفحه تحلیل دقیق تاریخی و اقتصادی است.
    “تماشاچی” خواندن جریانی که با نفوذ عملیاتی و سازماندهی اعتصابات، بن‌بستِ روش‌های پوپولیستیِ خارج از کشور را فاش کرده، اوج طنز است. تئوری ارتدوکس مانند “پتکی” است که استدلال‌های سطحی “گردویی” منتقدان مجازی را در هم می‌شکند. در حالی که مخالفان با لفاظی‌های بی‌مایه از درگیری با داده‌های واقعی می‌گریزند، کارآمدی این تئوری در شکستن روایت‌های نئوپوپولیسم اثبات شده است.
    مشاهده تصاویر علنی مهندسان ارشد و کارگران در قلب میدان‌های نفتی، حتی رهبران نئوپوپولیسم را مبهوت کرده است. ایستادن در چنین سنگرِ استواری که بر کوهی از تئوری انقلابی بنا شده، هزاران بار ارزشمندتر از پشت‌میزنشینیِ مدعیانِ خارج‌نشین است. ما شاهد حضور جریانی هستیم که چنان به کانون اصلی مبارزه در ایران نزدیک است که لرزه بر اندام محافل مجازی می‌اندازد. هر کس حوصله خواندن کالبدشکافی‌های دقیق صد صفحه ای را داشته باشد، زوایای قدرت سازماندهی جریانی را درک می‌کند که در عین تسلط تئوریک، در رعایت اصول امنیتی نیز کارکشته است. در مواجهه با چنین تحلیل‌های عمیقی، شعارِ “نقد آسان است” تنها یک شوخی است

  2. نقد آسان است، مشکل مارکسیستها آلترناتیو است. آلترناتیوی که این نویسنده همیشه هوادارش بوده است، فاشیسم لنینی-استالینی است که فی الحال سالیان سال است که سرنگون شده و دیگر کاربرد ندارد. نمی بینید که اینها تماشاچی هستند؟

  3. بخش‌های تحلیل تاریخی در هر سه قسمت این مجموعه مطلب، به دقیق‌ترین شکل نشان می‌دهند که چگونه پوپولیسم و نئوپوپولیسم مجری قدرتگیری جریان‌های راست و حتی فاشیسم شده‌اند. این اثر با تکیه بر بن‌مایه‌های آکادمیک و غنای تئوریک، چنان تحلیل تاریخی سنگین و عمیقی ارائه می‌دهد که نظیرش در فضای فکری امروز کمیاب است؛ ما به‌ ندرت نویسنده‌ای داریم که با این دقت و شجاعت به قلب ساختارها بتازد و آنها را کالبدشکافی کند. البته که در میدان عمل و علم هم بسیار موفق بودید و هستید و این موفقیت بیش از هر چیز به یمن جسارت ستودنی‌تان به دست آمده است.
    این نوشته های طولانی در سه بخش فراتر از سند تاریخی و یک شاقول برای آیندگان است. پژوهشگرانی که بخواهند بفهمند چگونه “چپ انحلال‌طلب” و نئوپوپولیسم با سلبریتی‌ بازی و جنجال‌های توخالی راه را برای راست باز کردند، قطعاً به این کار سترگ که هر بخشِ اول، دوم و سوم آن دستکم ۳۰ صفحه است، رجوع خواهند کرد. از سال‌ها قبل در چندین لیست صفحه فیسبوکی دوستان ایران هستم، می‌دانم که در چه شرایط غیرقابل تصوری هستید، فیلمها و تصاویری که بعد از لجن پراکنی هایی منتشر شده، موقعیت را به‌ خوبی نشان میدهد. با این حال، جسارت، علم و دانش تان مثال‌ زدنی بوده و هست. امیدوارم در شرایط بسیار سخت، سلامت بمانید.در روزگاری که فضای مجازی اشباع شده از توئیت‌ های سطحی و میزگرد، این حجم از تحقیق غنیمت است که در مقابل اطلاعیه‌ ها و حرف‌های این جریان‌ها واقعاً همانطور که بعضی ها گفتند شبیه نسبت “پتک در مقابل فندق” است؛ همان‌قدر سنگین و درهم‌ شکننده. شور و احساساتی که همانطور که نوشتید مثل همین لیلا حسین زاده که رفت با گروهی احمدی نژاد نشست و حالا هم در بی بی سی و اینطرف و انطرف در همین المان که من زندگی میکنم خودنمایی و حرفهای ساده و آن اطلاعیه های و میزگردهای و حرفهای ساده هرگز با این سه بخش کتاب است عمیق و تئوریک و تاریخی قابل مقایسه نیست. حرفها و اطلاعیه ها و این میزگردها دود میشوند میروند در هوا اما سند سیاسی باقی می ماند. دست‌ مریزاد با یارانتان موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>