مردان ما در ایران؟
اسرائیل و آمریکا شبکه مخفی کارایی در داخل کشور بوجود آورده اند
گزارشی که کهنه نمی شود
روشنگری.مداخله خارجی و سرکوب داخلی متقابلا یکدیگر را تقویت میکنند. نه فقط رژیم به بهانه مداخله خارجی، سرکوب ها را افزایش میدهد، بلکه گسترش سرکوب ها و وحشت رژیم از مردم و جلوگیری از نقش مردم در اداره سیاست داخلی و خارجی، مستقیم و غیر مستقیم به افزایش مداخله خارجی می انجامد. گزارش اخیر سیمور هرش همین واقعیت را نشان میدهد. اگر اطلاعات منابع آگاهی سیمور هرش پایه قرار گیرد، علیرغم گسترش سرکوب ها به بهانه مداخله خارجی و به موازات این سرکوب ها، اکنون اسرائیل و آمریکاشبکه مخفی کارایی در داخل کشور بوجود آورده اند که رژیم ایران آشکارا ناتوان از کشف آن و جلوگیری از عملیاتش بوده است و صورت و سیرت و سرشت این شبکه بکلی با قربانیان سرکوب رژیم متفاوت است. طبیعتا بوجود آمدن چنین شبکه ای بیش از رژیم ایران، آینده ایران و شکل گیری دموکراسی در کشور را تهدید میکند.
ترجمه گزارش سیمور هرش را در زیر میخوانید. گزارش اندکی خلاصه شده است.
نیویورکر
منطقه ای که سایت امنیت ملی نوادا متعلق به دپارتمان انرژی در آن قرار گرفته، با دشت های خشک بلندش و قله کوه هادر دور دست، از هوا به شمال غربی ایران شبیه است. در این سایت که در 65 مایلی شمال غربی لاس وگاس قرار گرفته است، قبلا آزمایش های هسته ای صورت میگرفت و حالا دارای مرکزی برای آموزش عملیات ضد جاسوسی و یک فرودگاه خصوصی برای جت بوئینگ 737 است. این منطقه ای ممنوعه است که در برخی نقاط آن تابلو ها به اشخاص کنجکاو هشدار میدهند پرسنل امنیتی در صورت لزوم اجازه دارند به کسانیکه از خط ممنوع عبور کرده اند، شلیک کنند.
در اینجا بود که فرماندهی عملیات ویژه مشترک Joint Special Operations Command (JSOC)از سال 2005 آموزش اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را آغاز کرد… وزارت خارجه آمریکا در سال 1997 این سازمان را در لیست گروه های تروریست خود قرار داد.
سازمان مجاهدین در سال 2002 با افشای این واقعیت که ایران غنی سازی اورانیوم را بطور محرمانه در یک منطقه زیرزمینی آغاز کرده است، تا حدودی در سطح بین المللی اعتبار کسب کرد. محمد البرادعی که در آن زمان مدیرعامل سازمان انرژی اتمی بود بعدها به من گفت که به او اطلاع داده بودند موساد منبع تامین این اطلاعات بوده است.
روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال 2003 تقویت شد و «فرماندهی عملیات ویژه» تحت تاثیر هراس بوش از اینکه ایران در یک یا چند نقطه مخفیانه مشغول بمب سازی است، عملیات در داخل ایران را آغاز کرد. منابعی بطور مخفیانه در اختیار چند سازمان مخالف قرار گرفت تا به جمع آوری اطلاعات و نهایتا عملیات تروریستی علیه رژیم اختصاص یابد. سازمان مجاهدین خلق مستقیما یا غیرمستقیما منابعی از قبیل سلاح یا اطلاعات دریافت کرد. بنا بر گفته مقامات امنتی و مشاوران نظامی عملیات مخفیانه تحت حمایت آمریکا تا امروز ادامه دارد.
علیرغم ارتباطات فزاینده و تلاش های مجدانه و لابیگری فشرده وکلای سازمان مجاهدین خلق، این سازمان همچنین در لیست گروه های تروریست وزارت خارجه آمریکا باقی مانده است. این بدان معناست که آموزش در نوادا باید کاملا محرمانه میماند.
یک مقام امنیتی سابق به من گفت ما اینجا آنها را تعلیم میدادیم و از طریق دپارتمان انرژ ی برای آنها پوشش فراهم میکردیم زیرا همه زمین های جنوب نوادا متعلق به این دپارتمان است. «ما آنهارا در فواصل دور در صحرا و کوه تخلیه میکردیم و ظرفیت تماس گیری آنها را ایجاد میکردیم. هماهنگی ارتباطات مساله بزرگی است.»
به گفته مقام امنیتی سابق این تعلیمات اندکی قبل از اینکه اوباما اداره کشور را به دست بگیرد پایان یافت. یک ژنرال چهارستاره ی بازنشسته که مشاور امنیتی ملی در دولت های بوش و اوباما بوده است در گفتگویی جداگانه به من گفت یک آمریکایی که در برنامه ی تعلیم مجاهدین در نوادا شرکت داشت در سال 2005 او را در جریان این برنامه قرار داده بود. او گفت « به آنها آموزش استاندارد در حوزه های تماس گیری
«commo»، استفاده از رمز «cryptography »، تاکتیک واحدهای کوچک و تسلیحات آموزش های استاندارد داده شد. این تعلیمات 6 ماهه بود.»
همچنین به او گفته شد که مربیان از «فرماندهی عملیات ویژه» هستند که درسال 2005 به ابزار عمده دولت بوش در جنگ علیه ترور تبدیل شده بود. ژنرال بازنشسته گفت مربیان اعضای درجه اول «فرماندهی عملیات ویژه» نبودند، بلکه تمرین دهنده های دست دوم و سوم و از این قبیل و آنها شروع کردند به بیرون رفتن از پایگاه های خود: «اگر قرار است به شما تاکتیک ها را یاد بدهیم، بگذاریم اندکی چیزهای واقعا سکسی نشان تان بدهم…»
به گفته ژنرال بازنشسته همین تعلیمات ویژه بود که باعث افزایش نگرانی ها و تلفن های متعدد به او شد. او ضمن تایید خبرها به آنها گفته بود «این باعث دردسر همه خواهد شد مگر اینکه پایه قانونی برای آن فراهم شود. ایرانی ها در عملیات ضدجاسوسی متبحرند و این را نمیتوان محرمانه نگاه داشت». سایت نوادا در همان زمان برای تعلیمات پیشریفته واحدهای جنگی عراقی هم به کار برده میشد. [ژنرال بازنشسته فقط از آموزش مجاهدین خلق اطلاع داشت. مقام امنیتی ازتعلیماتی که تا سال 2007 ادامه داشت با خبر بود.]
آلن گرسون وکیل مدافع سازمان مجاهدین مقیم واشنیگتن به من گفت مجاهدین خلق علنا و مکررا ترور را محکوم کرده اند. گرسون گفت او در مورد آموزش ادعایی در صحرای نوادا اظهارنظر نخواهد کرد. ولی اگر چنین تعلیماتی حقیقت داشته باشد « با تصمیم وزارت خارجه به ادامه حفظ نام مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریست هیچ تجانسی ندارد. چطور ایالات متحده میتواند کسانی را تعلیم بدهد که در لیست گروه های تروریست دولت هستند، در حالیکه یکی دیگر تنها به خاطر تهیه یک کلید با خطر کیفرجنایی روبرومیشود.»
رابرت بائر یک مامور بازنشسته سیا که زبان عربی را به روانی صحبت میکند و بطور محرمانه در کردستان[عراق] و در خاورمیانه کارکرده است به من گفت در اوایل 2004 یک شرکت خصوصی آمریکایی که به باور او برای دولت آمریکا کار میکرد با او تماس گرفت تا به عراق برگردد. او گفت « آنها میخواستند من به مجاهدین خلق کمک کنم تا در مورد برنامه اتمی ایران اطلاعات جمع کنند. آنها تصور میکردند که من فارسی بلدم که نبودم. من گفتم با آنها تماس خواهم گرفت ولی هرگز این کار را نکردم.»
باوئر که اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند به خاطر می آورد آنموقع برای او روشن بود که عملیات دراز مدت بود نه یک کار مقطعی.
مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوترمقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال 1996 آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی ونیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند،اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود که طی حمله چگونه باید تماس را حفظ کرد بلک شامل نفوذ در مخابرات هم بود. به گفته ی او ایالات متحده زمانی موفق شد راهی برای نفوذ در سیستم های عمده ی مخابراتی ایران پیدا کرد. در همان زمان عاملان مجاهد را به ظرفیت نفوذ در مخابرات تلفنی و پیام ها در داخل ایران مجهز کرد. آنها پیام ها را ترجمه کرده و در اختیار متخصصان اطلاعاتی آمریکا قرار میدادند. او از اینکه این کار هنوز هم ادامه دارد یا نه اطلاعی ندارد.

پنج دانشمند ایرانی از سال 2007 تاکنون به قتل رسیده اند. سخنگوی مجاهدین خلق شرکت در قتل ها را تکذیب کرده است ولی اوایل ماه گذشته خبرگزاری ان بی سی از قول دو مقام دولت اوباما تایید کرد که حملات توسط واحدهای سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته که توسط سرویس مخفی اسرائیل، موساد، تعلیم دیده و تامین مالی شده بودند. ان بی سی از قول یک مقام دولتی مشارکت آمریکا در فعالیت های سازمان مجاهدین خلق را تکذیب کرد.
مقام امنیتی سابق که من با او گفتگو کردم گزارش ان بی سی مبنی بر همکاری مجاهدین خلق با اسرائیل را تایید و اضافه کرد در عملیات از اطلاعات آمریکا استفاده شده است. او گفت که هدف ها «اینشتین» نبودند: «مقصود تاثیر روانی و اخلاقی برایرانی هاست» و « خراب کردن روحیه کل سیستم- وسایل نقل و انتقال هسته ای، تسهیلات غنی سازی، نیروگاه ها».حملاتی هم به لوله های نفتی صورت گرفته است.
او اضافه کرد عملیات « ابتدا توسط مجاهدین خلق و در همکاری با اسرائیلی ها صورت گرفت، ولی ایالات متحده اکنون اطلاعات را در اختیار قرار میدهد.» یکی از مشاوران عملیات ویژه به من گفت رابطه بین ایالات متحده و اقدامات مجاهدین درداخل ایران دیرپاست. « همه کارهایی که اکنون در داخل ایران انجام میگیرد توسط بدل های به خدمت گرفته شده است.»
منابعی که من با آنها صحبت کردم نمیدانستند آیا کسانی که در نوادا تعلیم دیده اند اکنون در عملیات داخل ایران یا جای دیگر فعالند یا نه.و لی آنها بر تاثیر حمایت آمریکا انگشت گذاردند. مشاور ارشد پنتاگون گفت « مجاهدین یک جوک کامل بودند، حالا یک شبکه واقعی در داخل ایران هستند. چطور توانسته اند به این کارایی دست پیدا کنند؟ علت را بخشا باید در تعلیمات در نوادا جستجو کرد. حمایت لجستیکی بخشا در داخل کردستان [عراق.م] قرار دارد، بخشی هم داخل ایران. مجاهدین خلق اکنون دارای ظرفیت و کارایی هستند که تا به حال سابقه نداشته است.»
در اواسط ژانویه، چند روز بعد از قتل یک دانشمند هسته ای ایران بوسیله بمب خودرو در تهران، وزیر دفاع لئون پانته آ در جلسه ای با سرابازان مستقر در فورت بلیس تکزاس تاکید کرد دولت آمریکا « درمورد اینکه کی ممکن است این کار را کرده باشد نظردارد، ولی ما دقیقا نمیدانیم کی اینکار را کرده است.» او اضافه کرد «ولی من میتوانم یک چیز را به شما بگویم: ایالات متحده در اینکارها دست ندارد. این کاری نیست که آمریکا میکند.»
منبع: https://www.newyorker.com/news/news-desk/our-men-in-iran
از آرشیو
قضیه مزدوری مجاهدین برای امریکایک شبه خلق نشده است.
اینها با واسطه درالتجاره نهضت آزادی!که خود ید طولائی درپادوئی امریکا داشت وبعنوان نمونه ابراهیم یزدی حتی بنا به گفته خودش یکی از کانال های ارتباطی امام خمینی با امریکا بود درخط امریکاایجاد شدند. اینکه می بینیم نه شاه ونه خمینی جرات دراز کردن مسعود رجوی را نذاشتند از همین منظرقابل توضیح است.
یک اسلام وجود نداشته ساخته وپرداخته دستگاه امنیتی انگلیس که در اختیار علی شریعتی نیز قرارگرفت دست مایه مجاهدین وشریعتی برای فریب نسل جوان آن زمان که تشنه انقلاب بودند قرار گرفت.
یکی از فیلم هائی که بعد از اشغال عراق از کاخ صدام بیرون آمد مربوط به جلسه ای بود با شرکت عباس داوری از سران مجاهدین و…ژنرال جیبوش رئیس استخبارات عراق و…که عباس داوری مشغول دادن گزارش راجع به اوضاع اجتماعی و…ایران است.
اما نکته حائز اهمیت این فیلم آنکه مربوط به یکمین انتخابات مجل رژیم میباشد.
این یعنی زمانی که رجوی بطور حال بهمزنی مشغول لیسیدن نعلین امام بود.
منظور اینکه درهمان زمان هم که مجاهدین کلی لنگ ولگد ضد امریالیستی می انداختند مزدور امرکا بودند وجاسوسی برای صدام بنا به خواست امریکا وبرای حفظ تعادل نظامی بین صدام وخمینی بود.
اصلی ترین علتی که ولی فقیه مجاهدین وزنش هرگز به مصاحبه مطبوعاتی ویا تلویزیونی حاضرنشده ونمیشوند ترس ازانگشت گذاشتن خبرنگار روی مسئله جاسوسی ومزدوری مجاهدین برای امریکاست.
“طبیعتا بوجود آمدن چنین شبکه ای بیش از رژیم ایران، آینده ایران و شکل گیری دموکراسی در کشور را تهدید میکند.”
چرا تهدید میکند؟
مگر طرح ده ماده ای مریم رجوی را نخوانده اید؟ خیلی دموکرات است! مگر سرنگونی احزاب کمونیست (سرمایه داری دولتی) بلوک شرق، کشورهای آن بلوک را دموکراسی نکرد؟!
سرکوبهای رژیم فقط به غربی بودن مخالفین مربوط نیست، رژیم هواداران امپریالیستهای شرقی را هم سرکوب میکند و میکرد، رژیم مستقل ها را هم سرکوب میکند. هر جریانی با رژیم مخالفت کند، سرکوب میشود. این در طبیعت طبقات حاکم و دولتشان است و واقعیتی ست قابل درک.
مسئله این است که چطور بتوان یک فرهنگ انقلابی بوجود آورد که عمیقا ضد مردسالاری، ضد بردگی مزدی، ضد امپریالیسم و ضد استبداد سلسله مراتب باشد.
آنارشیست