مرگ تشنه
بحران آب در ایران تنها یک بحران «طبیعی» نیست، بلکه عمدتاً بحران مدیریت و حکمرانی ناکارآمد و فاسد است.
رودخانه خواری، واگذاری اراضی عمومی به افراد نزدیک به قدرت، ساختوساز در اطراف پیکرههای آبی، تخلیه نخالههای ساختمانی در حریم رودخانه ها . سیاستهای دولتی با فشار لابیهای قدرتمند همچنان بر کشاورزی آببر و صادرات محصولات پرمصرف آب (مانند هندوانه) متمرکز شد، تا منافع این گروهها تأمین شود.
قدرتمندان با تصمیمهای خود، منابع ملی را برای منافع شخصی یا گروهی به تباهی کشاندند. آنان با در اختیار داشتن نهادهای تصمیمگیر، از هرگونه نظارت مستقل بر پروژههای آبی جلوگیری کرده و گزارشهای کارشنان دربارهٔ پیامدهای فاجعهبار سدها یا برداشتهای بیرویه از رودخانه ها و جنگل ها معمولاً نادیده گرفته یا سرکوب میشوند. نمونه اش در بستر رودخانه قم پاساژ ساختند و بخشی از آن را به پارکینگ تبدیل کردند. آنان با تخصیص رانتی آب و زمین و مجوزهای حفر چاههای عمیق یا تصاحب زمینهای ارزانقیمت در مناطقی که با انتقال آب ارزشمند میشوند و برداشت بیضابطه از منابع زیرزمینی، و خسارت های کلان بر محیط زیست مسببین اصلی بحران آب می باشند.
برخی عواقب بحران آب: کاهش تولیدات کشاورزی، افزایش قیمت مواد غذایی، وابستگی بیشتر به واردات، نابودی مشاغل وابسته به آب مثل کشاورزی، باغداری و صنایع غذایی، گسترش باز هم بیشتر نابرابری اجتماعی، گسترش بیکاری ، بویژه در روستاها و مهاجرت اجباری و حاشیهنشینی، فرونشست زمین، نابودی تنوع زیستی با محو شدن گیاهان و جانوران بومی و بر هم خوردن تعادل اکوسیستم… بحرانهای بهداشتی و سلامتی با افزایش آلودگی هوا و ریزگردها: خشک شدن تالابها و دریاچهها (مانند دریاچه ارومیه و هورالعظیم) کانونهای جدیدی برای تولید ریزگردها و گرد و غبار ایجاد میکنند. این پدیده باعث تشدید مشکلات تنفسی، آلرژیها و سایر بیماریها در میان مردم میشود.نمونه اش اشاعه سرطان روده، سرطان خون، سرطان کبد، سرطان سینه… در روستاهای حاشیه تالاب گاوخونی. در کشوری که رودخانههایش به کام بیتفاوتی خشک میشوند و آسمان شهرهایش از نفسهای آلوده سیاه شده، اولویتهای دیگری در جریان است. اولویت بودجههای کلان برای انواع نهادهای مذهبی، “فرهنگی” و شبهه نظامی سرکوبگر به جای احیای محیط زیست و بهبود معیشت مردم.
مردم با تورم و فقر دست و پنجه نرم میکنند و طبیعت ایران در سکوت فرسایندهای رو به نابودی میرود . آیا به راستی چنین سرنوشتی را برای این سرزمین متصور بودیم؟
برای آشنایی بیشتر با ابعاد جهانی بحران آب، خواندن مقاله ارزشمند زیر از آرشیو روشنگری توصیه میشود
*****************************************************
مرگ تشنه
و زنانی که نمی خواهند ناظربی تفاوت ویرانگری باشند
یک نمایشگاه…
6300 نفر هرروزه در جهان از بی آبی می میرند. این مطلب را رجینا بیرچام که به تازگی به ریاست لیگ بین المللی زنان برای صلح و آزادی WILPF انتخاب شد در کنگره امسال این سازمان در سوئد بیان کرد.

کتی پاتینو از بولیوی هنگام سخنرانی خود در این کنفرانس یک جام آب را بلند کرد و به حضار نشان داد، نیمی از جام آشغال بود. این آب آشامیدنی مردم شهر او بود. او گفت تنها سه نفر از هر 5 نفر مردم کشور من دسترسی به آب سالم دارند. فقدان آب سالم آشامیدنی یکی از علل اصل مرگ و میر نوزادان در کشور او و در سراسر جهان است.
با وجود این وقتی اثر موریتسیوکاتلان هنرمند پرآوازه ی ایتالیایی در بی ینال هنر معاصر درسویل اسپانیا به نمایش گذاشته شد، بعضی ها از در اعتراض برآمدند و خواهان آن شدند که مجسمه از نمایشگاه برداشته شود، میکائیلا ناوارو یک مقام محلی گفت در این اثر “فوق العاده خشونت وجود دارد”. مجسمه بیانگر مرگ کودکان از تشنگی است، چهره مات کودک با چشم باز که از میله های چوبی آویزان است زندگی تشنه، مرگ زنده را در مقابل چشم بیننده جان می بخشد. و البته انسان را به یاد خشونت سنگدلانه ی ناظر ,بی طرف, می اندازد. آیا همین خشونت است که اعتراض بر انگیخته است، یا شکست سکوت در برابرخشونت ” اعدام ” بدون حکم روزانه 6300 نفر در جهان ؟
خانم ناوارو گفت کودکان این اثر را می بینند و برای آن ها مناسب نیست. اما جونا آیزپورو مدیر نمایشگاه از برداشتن مجسمه خودداری کرد.خانم آیزپورو گفت کار هنرمند این نیست چیزهای قشنگی بسازد تا مردم راضی شوند. هنرمند باید بر نقاط حساس انگشت بگذارد.و خود کاتلان گفت پس این همه خشونت که روزمره صورت می گیرد و هر روز در تلویزیون به نمایش گذاشته می شود، چه؟
تم نمایشگاه “لذت رویا”ست وهدف آن تجلیل از شکوفایی هنر مدرن. و مجسمه، 10 سالگی خود کاتلان است. کاتلان به رپوبلیکا روزنامه اسپانیایی گفت رویاهای کودکی آینده شما را می سازند و ضربه ای که به رویای کودک وارد می آید تاثیر عمیق بر جا می گذارد.
کاتلان به مدرسه هنر نرفته است. هنرمند 44 ساله ازمسیر کار در اعماق اجتماع خود را جلو کشیده است. او به عنوان باغبان، پرستار، آشپز، و حتی متصدی کفن و دفن کار کرده است. او نخستین کارهای خود را اثاث خانه خود شروع کرد و بلافاصله مورد توجه طراحان مبلمان – حرفه ای با بازار بسیار خوب در ایتالیا قرار گرفت اما طراحی مبلمان او را راضی نمی کرد و به هنر روی آورد.
آن خشونت ها لابد بر نقطه حساس انگشت نمی گذارند. دور و غیرواقعی به نظر می آیند و در هرحال سهم بیننده را در تحمل خشونت به رخ او نمی کشند. خانم ناوارو حق دارد. اکثریت مردم دوست ندارند زیاد خبرهای غم انگیز بشنوند، حداقل آن ها که به آب دسترسی دارند زیاد حوصله شنیدن قصه تشنگی را ندارند، و آن ها که در صلح زندگی می کنند ظرفیت محدودی برای شنیدن مصیبت جنگ زدگان دارند، و آن ها که در آزادی زندگی می کنند، حوصله شان از شنیدن رنج در استبداد زیستن سرمی رود…دردمند باید خود به فکر درد خود باشد.
و هنرمندان، روشنفکران و نویسندگان؟ تعداد زیادی باید به فکر دست و پا کردن مشتری با خود باشند. پس همراه جریان می روند – جذاب و سرگرم کننده و کوتاه بنویس وبساز، تا بازار” گرمی ” داشته باشی.اگر بی مایه باشد بهتر، دردسرش کمتر است.
اما افکار پیشرو را متاسفانه اکثریت نمی سازند، آن ها که چشم اندازهای بزرگ تحول رابه نمایش می گذارند در میان روشنفکران همیشه در اقلیت قرار دارند.
تم نمایشگاه “لذت رویا”ست وهدف آن تجلیل از شکوفایی هنر مدرن. و مجسمه، 10 سالگی خود کاتلان است. کاتلان به رپوبلیکا روزنامه اسپانیایی گفت رویاهای کودکی آینده شما را می سازند و ضربه ای که به رویای کودک وارد می آید تاثیر عمیق بر جا می گذارد.
کاتلان به مدرسه هنر نرفته است. هنرمند 44 ساله ازمسیر کار در اعماق اجتماع خود را جلو کشیده است. او به عنوان باغبان، پرستار، آشپز، و حتی متصدی کفن و دفن کار کرده است. او نخستین کارهای خود را اثاث خانه خود شروع کرد و بلافاصله مورد توجه طراحان مبلمان – حرفه ای با بازار بسیار خوب در ایتالیا قرار گرفت اما طراحی مبلمان او را راضی نمی کرد و به هنر روی آورد.
کارهای او ترکیبی است از مجسمه سازی و نقش آفرینی. آثار او ارزش های پذیرفته شده سیستم را که بیدادی مخفی را در خود پنهان کرده به چالش می طلبد، اما او میداند بخشی از سیستم است و نمیتواند آن را سرنگون کند. طنزتند، هزل، و صحنه آفرینی های غیر عادی و تکان دهنده شیوه ای است برای جلب توجه بیننده به هزل نهفته در خود واقعیت.در ماه مه او با به دارکشیدن سه مجسمه در یکی از خیابان های میلان که پذیرش قتل در ملاء عام را نشان میداد غوغا برپا کرد. مردی مدعی شد با دیدن مجسمه ها که واقعی به نظر می آمد غش کرده و به زمین افتاده و دچار ضربه مغزی شده است. مجسمه پاپ که سنگ آسمانی او را با صلیبی که در دست دارد به زمین افکنده، و نشان دهنده فاجعه پذیرش قربانی است، هیتلری که زانو زده و در حال دعا اخلاق ریا را به نمایش می گذارد، میز بازی فوتبال که آدمک های به اعدامی ها شبیه اند ایستاده برزمین فوتبال وبسیاری دیگر از کارهای او توسط منتقدان تحریک آمیز خوانده شد، اما در عین حال نمایشگاه های متعدد در اروپا و آمریکا را ترغیب به نمایش آثار او کرد.
با شهرت روزافزون کاتلان انتقاد از او هم به این جهت تمایل پیدا کرد که شیوه ی تحریک آمیز او خود وسیله ای است برای بازاریابی و تجارت با هنر یا به بیان روشن شارلاتانیسم.
قضاوت با بیننده است، به هر حال هنر بعد از آفرینش به بیننده تعلق دارد و تماشاگر خود هنر را دوباره تفسیر و خلق می کند، اما هرچه باشد گرایش رو به رشد هنرمندان به این سبک نشان دهنده یک تحول و اعتراض است به بیدادگری هاو ریاکاری هایی که در خود سیستم نهادینه شده و از این رو تحمل می شود. قبلا نمونه های متعدد آن در همین ستون روشنگری به نمایش گذاشته شده است. اگر شارلاتانی هم در این میان پیدا شود، این حقیقت را تغییر نمی دهد.
اما اگر کسی نسبت به راه این هنرمندان تردید دارد، راه های عادی تری هم هست.
و یک کنگره
دردمند باید خود به فکر درد خود باشد. و به گفته لارا سانتینا که از آمریکا در کنگره لیگ بین المللی زنان برای آزادی و صلح WILPF شرکت کرده بود در این کنگره هیچ کس تردید نداشت که آب مساله زنان است.ودر این جا چکیده ای از گزارش کنگره این زنان راکه نمی خواهند ناظر” بی طرف” مرگ تشنگان در جهان ما باشند میخوانید:
از نظر کلاسیک تامین آب مسوولیتی بر عهده زن بوده است و حالا در بعضی از کشورها زن ها هستند که تهیه وحمل آبی را که در خانه مصرف می شود برعهده دارند، چون آن ها هستند که کار شستشو، نظافت، پخت و پز و حمام کودکان را برعهده دارند.
آب در اختیار کیست؟ که به آن نیاز دارد؟ که مالکیت آن را در اختیار دارد؟ آیا آن قدر پاک هست که بتوان آن را آشامید؟ آیا ذخیره آب ما رو به پایان رفتن می گذارد؟ این ها مسایلی بود که وقت کنگره را در طول یک هفته به خود اختصاص داد. 300 زن از 31 کشور جهان این مسایل رابه بحث گذاشتند. کنگره درنوعی آموزشگاه بنام مدرسه عالی مردمی در کونگ الو سوئد برگزار شده بود. این نوعی مدرسه ویژه در سوئد است که تحت عنوان مدارس خلقی یاFolkhighschoolبا حمایت دولت فعالیت می کنند و افراد بزرگسال در طول زمستان در این مدارس درس می خوانند. مدارس مزبور فاقد ساختارند، در آن ها امتحان گرفته نمی شود، برنامه تحصیلی ازپیش تعیین شده ندارندو به کسی درجه نمی دهند. جایی است برای آموزش جمعی و نو کردن دانش. 350 عدد از این نوع مدارس در سوئد وجود دارد.مکانی مناسب و الهام بخش بود برای کنگره قدیمی ترین سازمان زنان برای صلح و عدالت در جهان.
و در کنگره هر چه که بیشتر حقایق مطرح و معلوم شد که بر سر آب جهان علیرغم کمیابی شدید چه می آید و چه سیاست هایی در مورد آن به اجرا در می آید جو داغ تر شد . نقطه عطف زمانی بود که درباره تصمیم سازمان ملل در بیش از یک دهه قبل صحبت شد.
در سال 1991 سازمان ملل با زور شرکت های بین المللی و سازمان تجارت جهانی اعلام کرد آب نیاز بشر است و نه حق او، و منظور از این تصمیم آن بود که اکنون شرکت های بین المللی میتوانند آب را به منظور بدست آوردن سود به خرید و فروش بگذارند. لورا سانتینا می گوید تمام زنانی که او با آن ها صحبت کرد با این تصمیم سازمان ملل مخالف بودند و اعتقاد داشتند آب یکی از با ارزش ترین منابع زمین و حق بشر است و همه مردم باید، برای مصرف و نه برای سود جویی، حق برابر در دسترسی به آن داشته باشند.
علیرغم سیل و خشکی دایمی بیشتر مردم جهان وجود آب را یک امری مسلم می دانستند تا در قرن 21 که رشد جمعیت، آلودگی محیط زیست، صنعتی کردن، نظامی گری و خصوصی کردن کمبود گسترده کنونی را ایجاد کرد.
زنان کشورهای توسعه نیافته در کنگره فاش کردند که محصولات کشاورزی که با دستکاری ژنتیکی در آمریکا تهیه شده وبه کشورهای در حال توسعه تحمیل می شود، در عمل به فاجعه آبیاری انجامیده است. محصولات بومی مقاوم در برابر خشکسالی با این نوع محصولات که به آب زیاد نیاز دارند عوض شده اند. رودخانه ها قبل از رسیدن به اقیانوس خشک می شوند. همین طور شیوه های قبلی آبیاری که قابل دوام بود با متدهایی عوض شده اند که نیاز به زدن چاه عمیق و سدهای بزرگ دارد تا کمبود آب را جبران کند، آن هم به به نسبت دو عدد در روز در طول یک دوره50 ساله !
چندین نماینده خاطر نشان کردند که در بسیاری از کشورها، آلودگی صنعتی، سم های گیاهی و سم های ضد حشره به عواقب وخیم و گسترش بیماری های خطرناک از جمله سرطان و نقص جنین منجر شده است. لتیسیا پل دو فلورس از السالوادور گفت : 94 درصد رودخانه ها، دریاچه ها و آب های سطح و زیر زمینی ما آلوده است. بالا بودن مرگ ومیر به علت آلودگی آب بویژه در مناطقی است که سیستم ایمنی مردم به علت شیوع HIV/AIDSضعیف شده است.
فقط کشورهای فقیر نیستند که مساله آب دارند. در ایالات متحده علاوه بر اسراف در مصرف آب یک مساله بسیار وخیم آلودگی به مواد رادیو اکتیو به علت سالهای دراز تولید پلوتونیوم برای ساختن سلاح های هسته ای و افزایش مواد زائد حاصل از آن است که اکنون رودخانه ها و جویبارها را آلوده کرده است.اسراف د رمصرف آب هم چنین در مورد استرالیا گزارش شد که سرانه مصرف آن در جهان بالاترین است.
خصوصی کردن آب یک مشکل بزرگ است. شرکت های فرانسوی، آلمانی، آمریکایی به بارون های آب تبدیل شده اند. یک شیوه معمول کار آن ها این است که آب را از جوامع فقیر می خرند و دربطری ریخته و به مصرف کننده آمریکایی می فروشند و از این طریق جوامع فقیر را دچار کم آبی می کنند. آن ها هم چنین حق آب را در این جوامع می خرند و بعد آب را گران به خود آن ها می فروشند. شرکت های خصوصی نه به فکر تامین آب در دراز مدت هستند، نه به علت گرانی هزینه به زیرساخت های لازم می پردازند.
کنگره زنان تاکید کرد خود جوامع مردم باید مسوولیت حفظ آب خود را بر عهده بگیرند. ان جی او ها و دولت ها یی که سرمایه گذاری و برنامه ریزی مناسب دارند می توانند تکنولوژی و قوانین و منابع مالی لازم را بسیج کنند، مثلا طبق گزارش لوراسانتینا در سوئد آب حق عمومی و برابر برای همه است و برای مصرف خصوصی طبق قانون رایگان است. هم تامین و هم تصفیه آن قانونا وظیفه شهرداری هاست و آن ها اجازه ندارند برای سود از آن استفاده کنند، و این کشور با این که آب فراوان دارد ولی قوانین جدی برای حفظ آب و سالم نگه داشتن آن و یک سیاست recycling پیشرفته دارد.
اما این استثناء است وتاکید کنگره این بود که خود مردم باید در فکر آ ب خود باشند.
هم اکنون بسیاری از سازمان های توده ای در سطوح محلی در تلاشند و جوامع آن ها آب خود را پس می گیرند و قوانین ودولت ها را مجبور می کنند قوانین ناظر بر آلودگی کشاورزی، صنعتی، نظامی و تامین زیر ساخت وسایرضروریات برای حفظ آب منطقه را تصویب کنند.
دولچی دو سیلوا از سریلانکا گفت ما در برابر بازار بین المللی که به تشویق بانک جهانی می خواهد آب ما را به کالاتبدیل کند مقاومت می کنیم. ما کارزارهای بزرگ برای حفظ آب منطقه بر پا کردیم، ائتلافی از 300 گروه زنان و ان جی او و سازمان های کشاورزی و افراد را فراهم کرده ایم و با خصوصی کردن آب سریلانکا مبارزه می کنیم.
در بولیوی کارزارعلیه خرید حق آب به شرکت بچل، در کلمبیا کارزارKiller CokeوBoycott Coke،در کنتاکی آمریکا کارزارBluegrass FLOW،ودر میشیگان کازار علیه خریداری حق آب توسط شرکت نستله از جمله این کارزارهاست.
وزنان با این تاکید که هر اجتماعی باید خود به فکر آب خود باشند و کنگره زنان برای صلح و آزادی از این تلاش حمایت می کند، کار خود را بعد از یک هفته پایان دادند.
زهره سحرخیز
گزارش کامل لورا سانتینا ازکنگره لیگ بین المللی زنان برای آزادی و عدالت را در این جا بخوانید.
http://www.counterpunch.org/santina10142004.html
Comments
مرگ تشنه — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>