بمباران هسته ای و جنگ روانی
روشنگری.در روز 6 اوت سال 1945 نخستین بمب اتمی جهان روی هیروشیما منفجر شد. تنها چندثانیه کافی بود: یک چتر اتمی که حرارت در نقطه مرکزی آن چندین میلیون درجه بود و اشعه ماوراء بنفش و نورسفید منعکس میکرد، باران سیاه ذرات اتمی و باد که تشعشعات اتمی را با خود می برد- امواج فوق صوتی با سرعت 440 متر در ثانیه یعنی بالاتر از سرعت صوت [330 متر/ ثانیه] تا 2200 متر را پیمود و در تپه ها متوقف شد. حرارت در سطح زمین را تا 4000 درجه سانتی گراد تخمین زده اند. بمب که نام آن را ,پسرکوچولو, گذاشته بودند طوری ساخته شده بود که در ارتفاع 600 متری از زمین منفجر شود تا حداکثر تاثر تخریبی را داشته باشد. شعله آتش تا 300 متر ارتفاع بالا رفت.فشار امواج در روی زمین 35 تن بر متر مربع بود.حتی فولاد ساختمان ها ذوب شد.

به سرآدم ها چه آمد؟ . استخوان ها ذغال شدند، امعاء و احشاء به جوش آمده و بخار شدند.از هزاران هزار انسان حتی آن سایه هم به جا نماند که از مرد نشسته روی پله یک بانک به جای مانده است. 75000 نفر در ثانیه اول جان دادند که 65% آنها کودکان کمتر از 9 سال بودند. رادیو توکیو ساعاتی بعد خبر داد:, همه چیز ساختمان ها، درخت ها، انسان ها به معنای دقیق کلمه سوختند و نابود شدند,
همه این ها برای هاری ترومن رئیس جمهور آمریکا تراژدی نبود، بلکه چنانکه از یادداشت های پیداست , موفقیت ,محسوب می شد، به این جهت دستور داد سه روز بعد در روز 9 اوت 1945 بمب دوم, مرد چاق, روی ناکازاکی رها شود.
یک روز بعد در روز 10 اوت 1945 یوسوکه یاماهاتا Yosuke Yamahata,به ناکازاکی رفت و مجموعه عکس های مشهور خود را در عرض یک روز تهیه کرد. ,همه چیز, نابود نشده بود. کودکی در میان اجساد نشسته و آخرین قطره آب خود را مینوشید.پسربچه ای برادر مجروح خود را که پوست صورت و بدنش سوخته بر دوش کشیده و به ناکجا میبرد.مادر و دختری برنج سهمیه بندی را در دست گرفته و نمیتوانستند بخورند. بسیاری از آنها که مانده بودند حافظه فعال را از دست داده و زندگی گیاهی داشتند. پوست ها سوخته و در حال ریزش و تاول ها بسیاری را به هیولا تبدیل کرده بود. پزشکان شهر با بیماران و سایر کارکنان در بیمارستان ها تماما سوخته بودند، بعد هم که پزشکان از سایر نقاط آمدند، نمیدانستند با این وحشت تازه چه کنند. آنها با دیدن پوست های تاول زده زیر آن ویتامین A تزریق میکردند، اما با وحشت مشاهده میکردند که گوشت در محل تزریق می جوشد، می سوزد و سوراخی هولناک به جای میگذارد.
عکس های یاماهاتا، تا سال ها در دست نبود. هنوز برخی معتقدند مجموعه کامل آنها منتشر نشده است. دولت آمریکا بعد از جنگ به دولت ژاپن دستور اکید داد: انتشارکلیه عکس ها و آثاری که ,اذهان را مشوب کند, ممنوع است!
,شهادت, جان بولتون
بنابر تخمین ها دو بمب در مجموع 210000 را نفر را کشت، اما ارقام واقعی قربانیان دراز مدت معلوم نیست. آخرین آمار دولت ژاپن دراوت 2005 از مجموع کشته ها بدون محاسبه ثبت نشده ها:هیروشیما242,437 و ناکازاکی 137,339 است که شامل قربانیان بعدی نیز هست. در مارس 2005 دولت ژاپن تعداد کسانی را که از بمب ها آسیب دیده اند و هنوز زنده اند 2666598 نفر ثبت کرد،چند هزار نفر آنها نیز در کره زندگی میکنندکه محاسبه نشده اند. ژاپنی ها این دسته از آسیب دیدگان بمباران ها را هیباکوشا Hibakusha میخوانند.دولت ژاپن نام آنها را ثبت کرد تاکمک دریافت کنند، زیرا آنها دهه ها مورد وحشت ناک ترین تبعیض ها قرار گرفتند، در برخی روستاها تصور میکردند آنها ,لعن شدگان خدا, هستند و آنهاکه از بمب ها و عواقب آن اطلاع داشتند از ترس عوارض آسیب اتمی قربانیان را طرد میکردند.مثل همیشه دختران وزنان بیش از همه زیر ستم بودند و در صورت وجود کمترین آسیبی حق ازدواج نداشتند.

تردیدی نیست که این یک جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و یک جنوساید بود. بویژه که به زودی معلوم شد ژاپن در حال تسلیم شدن بود و بمباران ها از نظر نظامی لازم نبود. برجسته ترین فرماندهان نظامی: ژنرال آیزنهاور، ژنرال مک آرتور فرمانده کل نیروها در اقیانوس آرام، فرماندهان نیروهای دریایی و هوایی وقت و بسیاری دیگر از فرماندهان از جمله ادمیرال چستر نیمیتس،این واقعیت را تاییدکرده و برخی از آن ابراز بیزاری کردند.ناو هواپیما بر نیمیتس که برای محاصره نظامی ایران به خلیج فارس اعزام شده بود، به نام این ادمیرال نامگذاری شده است.
اما آخرین مقام آمریکایی که ,اعتراف, کرد، بمباران های هیروشیما، ناکازاکی و مونیخ جنایت جنگی بود، کسی به جز جان بولتون، سفیرسابق آمریکا در سازمان ملل نیست. او در مخالفت با پیوستن آمریکا به دادگاه جنایی بین الملی گفت:, اگر این توافقنامه به درستی خوانده شود..برای یک شاهد واقع بین تردیدی بجای نمی گذارد, که میتوان با اتکاء به ان, بااطمینان..ایالات متحده را به خاطر انداختن بمب ها روی هیروشیما و ناکازاکی محکوم کرد… این غیرقابل تحمل و غیر قابل قبول است.,
اما لئوژیلارد همکار و دوست اینشتاین که با هم تحقیقات روی پروژه اتمی را آغاز کرده و با هم علیه تولید و استفاده از بمب اتم مبارزه کردند، گفت:اگر این عمل بوسیله آلمان ها صورت گرفته بود، آنها را در دادگاه نورمبرگ محاکمه کرده و به جرم جنایت جنگی اعدام میکردیم.
ژیلارد مثل اینشتاین یهودی و یک فراری ازنازیسم بود.
ترومن محاکمه نشد، برعکس او روز 6 اوت را یکی از بزرگ ترین روزهای تاریخ آمریکا خواند.
بمب های رهایی بخش
شاید امروز وارثان ترومن شرمنده اند؟ برعکس، در سالگرد حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، ,اولیور کم,، از نومحافظه کاران تندرو،در مقاله ای در گاردین بمباران ها را مورد ستایش قرار داد. در جهانی که دستگاه قدرت بخاطر جنایت پاداش میگیرد، عاملان جنایت نه شرمنده بلکه مغرور میشوند و جنایت خود را ,وسیله, میخوانند برای رسیدن به ,هدف عالی,، از مردم طلبکار میشوند و پاداش خود را می طلبند. اولیورکم نیز در مقاله خود* همین کار را کرده است و برای قتل عام نزدیک نیم میلیون ژاپنی، حتی خود ژاپنی ها را مدیون میداند. او میگوید بمباران ها نه تنها غلط نبودند، بلکه :, بمب رهایی بخش بود برای سربازان آمریکایی، زندانیان و بردگان، برای کسانی که در امپراتوری ژاپن از گرسنگی و آزار میمردند، و برای خود ژاپن,.
نومحافظه کاران، صدها قلم بدست را که از نظر اخلاقی به سطح خودشان نزول کرده اند تحت حمایت گرفته اند تا با همین ادعاهای دروغ که در سخافت داعیه های طالبانی در این سوی جبهه جنگ وحشت را از رو می برد، از مردم جهان به خاطر جنایت هیروشیما و ناکازاکی ادعای طلب کنند.آنها با بی شرمی کاملا عادی نومحافظه کاران اسناد و مدارک تاریخی را انکار کرده و به جای آن تعدادی ,کارشناس, و ,مفسر,، کسانی که مثل تونی بلر از قبل آنها پست و مقام خود را حفظ میکنند، ,تولید, کرده اند که ,ثابت, میکنند، در صورتیکه بمباران ها صورت نمی گرفت، 10، 20، 100 میلیون نفر کشته میشد. شاید هم جهان نابود میشد. حالا مدت هاست که آنها بر مبنای,حدس و تخمین, درمورد وقایعی که صورت نگرفته، تاریخ گذشته را مینویسند، و با قصه های خود، سیاست های فاجعه بار زمان حال را توجیه میکنند.[می بینیم که در مورد مساله ملی کردن نفت هم همین کار را میکنند].تنها مشکل شان واقعیات تاریخی است. اماروی آن ها هم با یک ادعا خط بطلان میشکند و واقعیات تاریخی تبدیل میشود به ,افسانه, سازی بین دهه 90-60.
آنها علاوه بر این ,علم, سفارشی وسیله دیگری هم در اختیار دارند: مذهب. بوسیله مذهب آنها به میلیون ها نفر در جهان القاء میکنند که نه تنها آن بمب ها، بمب های رستگاری بود، بلکه باید دست به دعا بردارندتا همانطور که در کتاب مکاشفه پیش بینی شده رستاخیز[Armageddon]برپا شود،خدا به زمین بیاید و میلیون ها نفر حتی از یهودی ها را بسوزاند تا امت صالح شده ی بنی اسرائیل، به خداوندی مسیح گردن بگذارند. نو محافظه کاران صدها هزار میسیون مذهبی با میلیون ها دلار پشتوانه مالی را به اکناف جهان میفرستند تا این خرافات طالبانی را در جهان رواج دهند. به راستی که ,وسیله,، هم,هدف, هم ماهیت کسی که وسیله را به کار میبرد معرفی میکند.

هیروشیما و ناکازاکی:ابزار مهیب یک جنگ روانی
در بمباران هیروشیما و ناکازاکی هم ,وسیله, و هم ,هدف, ضد انسانی و هولناک بودند. وسیله که خودش حرف میزند، اما هدف تثبیت قدرت چکمه بر اراده سازمان یافته سیاسی عموم مردم بود و به گسترش دمکراسی و صلح در جهان در دهه های بعدی به شدت ضربه زد.
این آغازی بنیادین برای استراتژی جنگ سرد بود که طی نیم قرن بعد بیش از خود جنگ قربانی گرفت .اخلاق نظامی و طبیعتا سیاسی این اقدام را فیلد مارشال مونتگمری قهرمان مورد ستایش خود آمریکا از زاویه ای دقیق نشانه رفته است.او گفت: , انداختن دو بمب مزبور روی ژاپن ضرورتی نداشت. انداختن بمب ها روی ژاپن برجسته ترین نمونه سقوط استانداردهای اخلاقی حاکم بر جنگ مدرن است., همانطور که در واکنشی به مقاله اولیور کمپ در گاردین تاکید شده , قتل شهروندان در مقیاس وسیع بخشی از استراتژی جنگی نیروهای متفق بود… هنوز هم این یک استراتژی مقبول است.,*
در حقیقت، بمباران های هیروشیما و ناکازاکی یک , جنگ روانی , بود. جنگ روانی که نه با کلمات بلکه با پیکر سوخته انسان ها حرف میزد. این واقعیت را رابرت شیر نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی در مقاله ای به مناسبت 62 امین سالگرد بمباران تحت عنوان, , تشریح کرده است که آنرا ازنظر میگذارنیم.
تروری که آمریکا بنا نهاد
Robert Scheer
مجله نیشن. 8 اوت 2007
*بواقع چه چیزی بطور مشخص استفاده آمریکا از دو بمبی را که با شیرین زبانی ,مرد چاق, و , پسر کوچک , نام گذاری شدند، از خودروهای بمب گذاری شده در بغداد یا هواپیماهایی هایی که به مرکز تجارت جهانی خورد متمایز میکند؟
در هفته ای فاجعه انگیز برای عراق، که تروریست ها راا به خاطر هدف گرفتن دانش آموزان، به حق محکوم میکنند، جادارد به یاد بیاوریم که این هفته 62 امین سالگرد حمله ی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی است که طی آن آگاهانه جان هزاران کودکی که در راه مدرسه بودند گرفته شد. چنانکه در گزارش ,Strategic Bombing Survey, که به تقاضای پرزیدنت ترومن تهیه شد، آمده است: وقتی بمب در 6 آوریل 1945 به هیروشیما اصابت کرد:, تقریبا کلیه دانش آموزان مدارس … که بدون حفاظ در حال کار بودند, منفجر شده، در معرض برخورد با اشعه هسته ای قرار گرفته، یا در شعله های مهیب آتشی خاکستر شدند که طراحان در لابراتوار لس آلاموس در دانشگاه کالیفرنیا برای دست یافتن به نهایت تاثیر روانی تجویز کرده بودند.

نقشه ایجاد وحشت به نهایت موثر افتاد، همانطور که شهردار هیروشیما، تاداتوشی اکیبا در هفته جاری گفت:,در آن هفته شوم، در ساعت 8.15 دقیقه صبح غرش یک B-29 آرامش صبح را شکست. یک چتر در آسمان آبی باز شد. آنگاه ناگهان، یک نور شدید، یک انفجار مهیب – سکوت – جهنم روی زمین. چشم دختران جوانی که به چتر نگاه میکردند، ذوب شد. صورت های شان به تاول های سوخته غول مانندی تبدیل شد. پوست مردمی که کمک می جستند، از انگشت های شان آویزان شد.. دیگران در حالی مردند که تخم چشم شان و دیگر ارگان های شان در داخل بدن سوخته بودند. هیروشیما جهنمی بود که در آن کسانی که به نحوی جان سالم به در برده بودند، به مردگان حسرت میخوردند.,
مثل اکثریت بقیه قربانیان دو بمب آمریکایی، نه کودکان نه بزرگسالان در تصمیم ژاپن برای شرکت در جنگ نقش نداشتند. به جای یک پایگاه نظامی تحت حفاظ که ضد هوایی ها یشان ریسک به وجود می آورد، آنها را انتخاب کردند. دانشمندان اتمی آمریکا نقطه ای در اقیانوس یا جایی که جمعیت در آن سکنی نداشته باشد را ترجیح میدادند، ولی این رد شد، زیرا مرگ هزاران شهروند غیرنظامی می توانست اثر گذارتر باشد.
قربانیان هیروشیما و ناکازاکی هدف های نرم و قابل دسترس به شمار می آمدند، خیلی شبیه کودکانی که در عراق ناگهان در آتش متقابل جنگی غیر قابل کنترل گرفتار آمده اند. در فیلم مستند به شدت تکان دهنده ی نور سفید/ باران سیاه* White Light/Black Rainکه در هفته جاری پخش شد، مصاحبه ای هست باتنها بازمانده مدرسه ابتدایی ژاپنی که 620 دانش آموز داشت. قتل این 619 نفر بعلاوه 370000 نفر دیگر زیر بمب ها هرگز مانع نشده که دولت های ما از به اجرا گذاشتن برنامه ترور های تحت حمایت دولت مبتنی براخلاق ,هدف وسیله را توجیه میکند, امتناع کنند. در واقع دولت های آمریکا طی سالیان دراز صحنه هایی راکه توسط فیلمبرداران ژاپنی و آمریکایی بلافاصله بعد از فاجعه گرفته شد و در فیلم [مستند فوق] به نمایش در آمده است، پنهان کردند زیرا میترسیدند مردم آمریکا در صورت دست یابی به اطلاعات، برنامه هسته ای این کشور را در همان نطفه خود زیر سوال ببرند.
به واقع چه چیزی بطور مشخص استفاده آمریکا از دو بمبی را که با شیرین زبانی ,مرد چاق, و , پسر کوچک , نام گذاری شد، از خودروهای بمب گذاری شده در بغداد یا هواپیماهایی هایی که به مرکز تجارت جهانی خورد متمایز میکند؟ حتی طرح این سوال، همانطور که یک مورد در یک دانشگاه نشان داده است – باعث میشود خاتمه دادن به شغل فرد می شود.

البته ما توجیهاتی داشتیم، همانطور که تروریست ها هم دارند. ترومن از تصمیم خود برای انداختن بمب به روی شهروندان غیرنظامی و رد نظر دانشمندان برجسته بر این مبنا دفاع کرد که این یک اقدام نظامی ضروری بود تا ژاپن به سرعت تسلیم شده و از خونریزی جلوگیری شود. او بر این امر پا فشاری میکرد، در حالیکه شخصیت های نظامی عالیرتبه از جمله ژنرال دوایت آیزنهاور با او مخالفت کردند و میگفتند جنگ بدون بمباران ها به سرعت خاتمه می یافت. اسنادی که بعدا انتشار یافت، توجیه ترومن را ویران کرد. معلوم شد کاخ سفید او به خوبی اطلاع داشت که ژاپن در حال در هم شکستن است، و به خاطر ورود قریب الوقوع اتحاد شوروی به جنگ، تسلیم آن غیرقابل اجتناب بود.
حداکثر تقاضای ژاپنی ها این بود که برای حفظ ظاهر خواهان بقای امپراتورشان بودند و حتی این درخواست ملایم نیز احتمالا بی اثر بود زیرا نیروی عظیم ارتش های متفقین و قدرت آتش آن از جبهه های شکست خورده آلمان ها به سوی متحدین آسیایی که عمیقا آسیب دیده بودند،برمیگشت. آمریکا به جای آن نقش زائوی دیو هسته ای را بازی که شکل به کمال رسیده تروریسم است و حیات بشر روی زمین را بطور دایم و فزاینده تهدید میکند.
این درس را باید به خاطر بسپاریم، بویژه در دوره ای که پرزیدنت بوش با روسیه هسته ای به بازی قدرت مشغول است و در همان حال پاکستان را نوازش میدهد،کشوری که گسترش دهنده اصلی سلاح های هسته ای به مقصد ,رژیم های یاغی, است، و در شرایطی که کنگره توسعه سلاح هسته ای را تصویب کرده تا با تروربهتر بجنگد: از طریق ,توسعه, ی کمال یافته ترین سلاح ترور، که آمریکا تنها کشوری است که گناه استفاده از آن را به گردن دارد.
منابع و تصاویر بیشتر
*مقاله رابرت شیر در نیشن
http://www.thenation.com/doc/20070813/truthdig2
*سایت فیلم مستند نور سفید/ باران سیاه
http://www.hbo.com/docs/programs/whitelightblackrain/
*مجموعه ای از نقاشی های بازماندگان
http://www.hbo.com/docs/programs/whitelightblackrain/slideshow.html
*تصاویر یوسوکه یاماهاتا http://www.exploratorium.edu/nagasaki/mainn.html
*تصاویر بیشتر
http://fogonazos.blogspot.com/2007/02/hiroshima-pictures-they-didnt-want-us_05.html
*مقاله اولیور کم در گاردین
http://www.guardian.co.uk/comment/story/0,,2142224,00.html
*در پاسخ به مقاله کم درگاردین
http://www.guardian.co.uk/japan/story/0,,2143686,00.html
اصل جنگ جنایت علیه بشریت است حتی اگر سربازها فقط کشته شوند.
اخلاق در جنگ وجود ندارد و پیمانهای جلوگیری از جنایت در جنگ برای محافظت از زنان و کارگران نیست، برای محدود کردن صدمه آن به خود طبقات حاکم است. طبقات حاکم (مردسالاران، سرمایه داران، امپریالیستها، نژادپرستان، تبه کاران و غیره) هیچ اخلاق و قانونی ندارند که برای منافع کوتاه مدت و دراز مدت خودشان نباشد.
برای مبارزه با جنگ باید با سلطه جوئی و استثمارگری همراه آن مبارزه کرد. تمام مبارزات علیه جنگ شکست خورده اند چون هدف درستی نداشته اند. هدف درست مبارزه با جنگ مبارزه با سلطه جوئی و استثمارگری اش در جامعه است.
آنارشیست