برگی از تاریخ تقدیم به: مردم مبارز و آزادیخواه شهر یزد
شمس الدین امانتی
شمس الدین امانتی. ۲۷ / ۱ / ۲۰۲۳
جنبش اعتراضی ورزشکاران شهر سنندج، در بطن اوضاع سیاسی سالهای ۵۹ تا ۶۱ در کردستان شکل گرفت، اولین مسابقه والیبال در شهر سنندج در سالن «تختی» برگزار شد. تیمهای شرکت کننده عبارت بودند از تیم (همدان، کرمانشاه، لُرستان، مهاباد و سنندج). هنوز در این سالن عکس هیچکدام از مقامات جمهوری اسلامی نصب نشده بود، در افتتاحیه این بازی ها حدود ۲۰۰، نفر تماشاچی و ۴۰ نفر از ماموران امنیتی رژیم در سالن حضور داشتند.
تماشاچیان ضمن تشویق بازیکنان به سبک قبل از قیام؛ کف میزدند، طبل می کوبیدند و سوت می کشیدند همه این موارد به دستور رژیم اسلامی نه تنها در کردستان بلکه در سراسر ایران ممنوع بود. اما در تقابل با این ممنوعیت در کردستان، شعارهای انقلابی و خواندن سرودهای رایج در زمان قیام و بعد از قیام نیز در سالن تختی و در جریان برگزاری مسابقات به این شعارها افزوده شد.
تیمهای شرکت کننده در این مسابقه از اتاق رختکن به فاصله زمانی دو دقیقه به حالت دویدن، یک بار دور زمین والیبال را دور میزدند و رو به روی تماشاچیان می ایستادند. فقط تیم مهاباد توسط کاپیتان تیم که متاسفانه نام ایشان را فراموش کردم، همراه با قاب عکسی از خمینی وارد سالن شدند، تماشاچیان با مشاهده عکس خمینی با شعار دادن بر علیه رژیم جمهوری اسلامی به ایشان اعتراض کردند، کاپیتان تیم مهاباد به سرعت به طرف رختکن دوید و عکس خمینی را به جا گذاشت و برگشت.
این بار همگی تماشاچیان به احترام به عملکرد وی از جای خود برخاستند و برای او کف زدند. بعدا ایشان برای من تعریف کرد که «شرط اجازه سفر برای شرکت در این مسابقه منوط بر این بوده که بایستی به حرف نماینده امام جمعه که همراه ما آمده گوش کنیم.» وی در ادامه افزود «ما اصلا این عکس را ندیده بودیم، درست وقتی که میخواستیم از رختکن به داخل سالن حرکت کنیم نماینده امام جمعه مهاباد این عکس را از ساکشن درآورد و به دست من داد.»
من با سرپرست تیمهای شرکت کننده آشنائی قبلی داشتم مربی تیم لُرستان گفت «از دعوت شما در این شرایط حساس تعجب کردیم، با توجه به اوضاع کردستان شما چگونه مسابقه برگزار می کنید؟» من مختصری برایش توضیح دادم که هدف ما از مسابقات چه بوده است، به محض شروع مسابقات و مشاهده جو سالن گفت در برگشت ما هم سعی خواهیم کرد چنین کارهایی را انجام دهیم.
در افتتاحیه مسابقات دو تیم همدان و لُرستان تماشاچیان با سر دادن شعار هائی در حمایت از جنبش انقلابی خلق کرد، فضای سالن را تحت تاثیر محتوای این شعار ها قرار دادند. ابتدا فیلمبردار از تماشاچیان فیلم میگرفت، به محض مشاهده این صحنه ها دوربین را تا آخر مسابقات بر روی بازیها فیکس کرد و خودش به تماشای مسابقات مشغول شد.
درجریان بازی دو تیم لُرستان و همدان، یکی از بازیکنان تیم لُرستان تحت تاثیر جو حاکم در سالن بازی را رها کرد و از نرده های اطراف سالن بالا رفت و در بین تماشاچیان نشست و همراه با آنها مشغول شعار دادن شد.
داور سوت کشید و از وی خواست به زمین بازی برگردد اما ایشان برنگشتند، تماشاچیان او را در آغوش گرفته بودند و تشویقش می کردند. مربی تیم کرمانشاه یکی از دوستان صمیمی و شوخ طبع من بود روز بعد قبل از دور دوم مسابقه پیش من آمد و گفت اگر مسابقات یکی دو هفته ای ادامه می داشت تیم ما حتما با شلوار کردی مسابقه میدادند، سپس با آن لهجه شیرین کرمانشاهی خود گفت «سنندج هم جزو ایرانه؟».
روز آخر مسابقات عده تماشاچیان دو برابر شده بود و بعد از مدتی جو سالن متشنج شد، ماموران رژیم در داخل سالن و بیرون از سالن مستقر شده بودند. بازی آخر که تمام شد تماشاچیان با سردادن شعارهای انقلابی از سالن خارج شدند و به جمعیتی پیوستند که به فراخوان «هسته ایجاد شورای دانش آموزان شهر سنندج.» در تاریخ ۶۰/۱۲/۱۸، در انتهای خیابان فرح سابق برای اعتراض به دستگیریهای وحشیانۀ فرزندان انقلابی این شهر و به منظور تلاش جهت آزادی آنها بر پا کرده بودند پیوستد.
خصوصیت برجسته این حرکت اعتراضی در این سالن سربسته و اطراف آن علیرغم حضور تعداد زیادی از ماموران امنیتی رژیم حاکم بر ایران، در پاسخ به فراخوان «هسته ایجاد شورای دانش آموزان.» در مخالفت با سیاست های سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی، به نحوی بود که علاوه بر شرکت تعداد زیادی از اعضا و هواداران «شورای دانش آموزان» در داخل و اطراف سالن تختی، تعداد قابل توجهی از ورزشکاران و مردم مبارز شهر سنندج به خصوص زنان در این حرکت اعتراضی شرکت داشتند، بطوریکه از حالت یک اعتراض صرفا دانش آموزی به حرکتی اعتراضی – توده ای، ارتقاء یافت.
این سنت از مبارزه انقلابی در میادین ورزش بعد از ۴۱سال، در جریان برگزاری مسابقه لیگ برتر والیبال
ایران در روز (دوم بهمن ۱۴۰۱) در شهر یزد، علی رغم خط و نشان کشیدن فدراسیون والیبال دال بر
اینکه این مسابقات «بدون حضور تماشاگران پیگیری میشود.» اما نه اینکه مردم مبارز شهر یزد به این خط و نشان کشیدن و تهدید مسئولین رژیم اسلامی اهمیتی ندادند، بلکه تماشاچیان مستقر در سالن والیبال این شهر در جریان برگزار مسابقه بین دو تیم شهداب یزد و راه یاب ملل مریوان، در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی، در خیزش اخیر و در همبستگی با مردم مبارز کردستان با شعار «کردستان، چشم و چراغ ایران.»تیم والیبال مریوان را تشویق کردند.
ارج نهادن تماشاچیان شرکت کننده و مردم مبارز شهر یزد در همبستگی با مردم انقلابی کردستان در جریان خیزش سراسری اخیر و انعکاس آن در دیدار دو تیم والیبال مریوان و یزد، در تقابل با سیاست های ارتجاعی – مذهبی رژیم حاکم بر ایران، از اهمیت خاصی برخوردار است.
یکی از ضرورت های راه رشد غیر سرمایه داری حزب طراز نوین اقتصاد دولتی بود ولی نظام آخوندی اقتصاد فساد و آنارشی را به جای نئو لیرال وارد دولت کرد. آخوندها هیچ گاه نتوانستند بین سرمایه داری غرب و اقتصاد بلوک شرق تصمیم بگیرند به این دلیل سیستم اقتصاد آنان بازی حوادث و اتفاقات و سیاست رانت خواری سپاه شد. سیاست جنگ و ترور و پرخاش و دشمنی با زمین و آسمان موجب شد که سرمایه داری غرب جرئت نکند وارد اقتصاد نفتی گردد. خرده بورژوازی کاستی بناپارتی راهی جز فاشیستی نمودن و سرکوب نداشت. وظیفه آنارشیست هاست که با تشکیل شوراهای شورشی و هسته های مقاومت ماشین سرکوب دولتی را منهدم کنند.و یک نظام آنارشیستی کمونیستی بپا سازند. ضد-اقتدار
خامنه ای:
“دولتی کردن همه کارها در اوایل انقلاب خطایی مهم”، “کشور بدون فعالیت بنگاههای خصوصی اداره نخواهد شد و این بنگاهها نیز بدون حمایت حاکمیت وارد میدان نمیشوند و اگر هم بشوند، موفق نخواهند بود”
جالب است، این جناب قراره توده ها را دنبال دنیای مادی نفرستند و آنها را به عزت در دنیای معنوی و الهی دعوت کند، آخه هر چه باشد یک اقتصاد دان فکل کراواتی بورژوا نیست، اما می بینیم که حالا شده. اقلا لنینیستهای هوادار دنیای مادی میگفتند سرمایه داری دولتی. حالا جناب شده عین بایدن و ترامپ.
انقلاب فقط انقلاب آنارشیستی-کمونیستی